|
* خجسته ناطق
مشكل مسكن مشكلي نيست كه بتوان آن را به سادگي حل كرد زيرا نرخ رشد بالاي خانوارهاي ساكن در مناطق شهري و مهاجرت

روزافزون روستائيان به شهرها از جمله چالشهايي است كه در حال حاضر بخش مسكن با آن رو بروست و با اينكه وزارت مسكن و شهرسازي طي سالهاي اخير براي مقابله با اين مشكل طرحهاي مختلفي از جمله طرح مسكن مهر را ارائه داده ولي در اجراي بعضي از اين طرحها تاكنون توفيق چنداني حاصل نكرده است.
به منظور آگاهي بيشتر از مشكلات بخش مسكن با دكتر محمدرضا لطفعلي پور، عضو انجمن اقتصاددانان اسلامي و عضو هيأت علمي دانشكده اقتصادي و دارايي دانشگاه فردوسي انجام داديم.
***
* از ديدگاه جناب عالي، در حال حاضر چالشهاي بخش مسكن چيست؟
** به اعتقاد من در بخش مسكن دو چالش عمده وجوده دارد. اولين چالش كمبود مسكن است، زيرا تعداد آپارتمانها و منازل به اندازه تعداد خانواده هاي موجود نيست به طوري كه از ارقام 5/1 و برخي دو ميليون كاهش را نشان مي دهد. به هر حال تقاضا براي مسكن در وضعيت فعلي كشور از عرضه بخش مسكن بيشتر است.

افزايش قيمتها نيز تابعي از كمبود مسكن است و ما اگر بتوانيم چالش اصلي يعني كمبود را جبران كنيم طبيعتاً شاهد كاهش بيشتر قيمتها خواهيم بود.
دومين چالش عمده مربوط به بخش ساختمان سازي است زيرا ساختمانهاي ما خارج از استانداردهاي امروز دنياست. زيرا بخشي از ساخت و سازها در كشور ما از فناوري روز دنيا بي بهره هست به همين دليل در بعد امكانات رفاهي رفاه كمتري را نصيب مصرف كننده مي كند و در بعد امنيتي نيز موجب آسيب پذيري شديدي مي شود به نحوي كه با كوچكترين زلزله اي در صد زيادي از اين خانه ها ويران مي گردد. از لحاظ مسايل گرمايشي و سرمايشي نيز چون استانداردهاي لازم را ندارد موجب اتلاف انرژي مي شود.
* به نظر جناب عالي آيا دخالتهاي دولت در اين زمينه مفيد بوده است؟
** دخالت دولت با نيت مفيد بودن صورت گرفته است زيرا هر دولتي به ويژه در كشور ما با نيت اينكه بتواند آثار مثبت اقتصادي ايجاد كند در هر زمينه اي دخالت مي كند.
اما اينكه آيا دولت در بخش مسكن توانسته است به همه خواسته هاي مردم پاسخ بدهد به نظر من خير، زيرا وقتي دولت در امري دخالت مي كند طبيعتاً قول و قرارها بيشتر مي شود و به دنبال آن انتظارات مردم نيز افزايش پيدا مي كند. متأسفانه در اين مورد نمي توانيم بگوييم توفيقي داشته ولي با توجه به امكانات و قابليت هايش، بيشتر از اين نمي توانسته است.
* در بخش مسكن چرا شاهد اجراي سياستهاي مقطعي هستيم؟
** ما نه تنها در بخش مسكن بلكه در بسياري از بخشهاي اقتصادي به دليل نداشتن يك نوع استراتژي مشخص دچار روزمرگي شده ايم وقتي ما در هر زمينه اي فاقد استراتژي مشخص هستيم و به دنبال آن برنامه ريزيهايي در جهت نيل به اهداف مورد نظر چه در كوتاه مدت و چه در بلند مدت نداريم، طبيعي است به سياستهاي مقطعي روي بياوريم، سياستهايي كه گاهي به عنوان تسكين دهنده تلقي مي شوند و البته در جاي خود براي جامعه مفيد و مؤثرند ولي ممكن است كارآيي و اثربخشي لازم را نداشته باشد و اين ماهيت هر نوع برخورد با مسايل اجتماعي است كه اگر در دراز مدت طي يك فرايند طولاني ديده نشود و از قبل الزامات و مجموعه اي كه لازم است به آن اهداف خاص رسيدگي نشود دچار روزمرگي و سياستهاي مقطعي مي شود.
از سوي ديگر مسكن هم مثل هر كالاي ديگر اقتصادي است. به نظر مي رسد كمبود عرضه نسبت به تقاضا يكي از دلايل مهمي است كه موجب شده قيمت مسكن در ايران نسبت به كشورهاي ديگر بالا باشد. دليل ديگر اين است كه قيمت تمام شده عوامل توليد در بخش مسكن بالاست كه بخش عمده آن مربوط به كمبود زمين است و بخش ديگر به گراني مصالح و افزايش دستمزد نيروي انساني مربوط مي شود بنابراين با توجه به اينكه زمين در محدوده شهرها در اختيار دولت قرار دارد، دولت مي تواند با سياستهاي درست و برنامه ريزي دقيق در دراز مدت زمين هايي با قيمت نازل در اختيار متقاضيان واقعي مسكن قرار دهد به نوعي كه قيمت زمين كاهش پيدا كند و تورم در اين بخش از بين برود. در مورد مصالح ساختماني نيز كه در اختيار بخش خصوصي است گرچه به ظاهر دولت نمي توان كاري انجام دهد ولي اگر قادر باشد تورم را مهار كند طبعاً قيمت اين نوع عوامل نيز پايين تر از عرضه در اختيار متقاضيان قرار خواهد گرفت.
عامل بعدي نيروي انساني است كه گرچه يك نوع چسبندگي درباره دستمزدها وجود دارد و در حد قابل ملاحظه اي كاهش پيدا نمي كند ولي اگر دولت بتواند با سياستهايي كه دارد تورم را مهار كند، اين مشكل هم تا حدودي قابل حل است و گرنه كارگر وقتي مي بيند نسبت به سال گذشته بيش از 30 درصد تورم كالا روبرو است طبعاً نمي تواند دستمزدي مطابق سال گذشته ارائه دهد، پس حتي دستمزد نيروي انساني هم تابع تورم در جامعه است، بنابراين كنترل و مهار تورم در همه بخشهاي اقتصادي لازم است.
* چرا در بخش زمين و مسكن هر از چند گاهي شاهد رشد قيمتها هستيم؟
** رشد قيمتها در بخش مسكن هم مثل بقيه بخشهاست. ما در اقتصاد يك مفهوم دوره اي داريم. به نظر مي رسد در بخش مسكن نيز اين دور تجاري وجود دارد كه بعد از هر چند سالي تكرار مي شود، به اين معنا كه هر چند سال به چند سال ممكن است بين 3 سال 5 سال و گاهي 10 سال اين دور زماني طول بكشد. در اين فاصله زمين قيمت مسكن ابتدا اوج مي گيرد و سپس بر اثر بعضي از عوامل حالت ركود پيدا مي كند. اوج گرفتن قيمت زمين به دليل به دليل پيش بيني سرمايه داران، بحثهاي اقتصادي و وجود ماهيت اقتصاد آزاد است ولي در كشور ما مفهوم رونق را سرمايه هاي سرگردان افزايش مي دهد كه اگر سرمايه داران به نوعي سرمايه هاي خود را در بخش مسكن فعال كنند يك رونق مقطعي ايجاد مي شود و قيمتها بادكنكي افزايش پيدا مي كند. بنابراين مادامي كه در اقتصاد ما بخشهاي توليدي سودآور نباشند و ما نتوانيم سرمايه ها را به بخش توليد ببريم، سرمايه هاي سرگردان در مواقع خاص اثر فزاينده تشديد قيمتها را ايجاد مي كند و باعث رونق بيش از حد مي شود.
* بهترين راه براي تثبيت بازار مسكن چيست؟
** داشتن استراتژي مشخصي كه ناشي از نتيجه تفكر بدنه كارشناسي كشور باشد و نهايتاً به يك اجماع علمي برسيم. تا زماني كه قادر به اين كار نباشيم و سياستهاي مقطعي و موردي اجرا كنيم طبيعتاً انتظار هيچ نتيجه درستي نمي توانيم داشته باشيم. البته ما بايد براي بخش مسكن تا حدودي اهميت قايل شويم نه اينكه سرمايه گذاري در اين بخش را دچار ترديد كنيم. اين نوع سياستهاي عرضه بخش مسكن را تحت تأثير قرار مي دهد و در دراز مدت باعث كاهش عرضه مسكن مي شود كه اگر كمبود مسكن را هم به آن اضافه كنيم همچنان با افزايش شديد قيمت مسكن روبرو خواهيم شد.
* به نظر شما، در بخش مسكن ركود بهتر است يا رونق؟
** به نظر من نه تنها در بخش مسكن بلكه در همه حال آنچه در اقتصاد مهم است رونق است زيرا رونق سرمايه گذاري ايجاد مي كند. موجب افزايش توليد و صادرات مي شود. قدرت خريد خانواده ها را افزايش مي دهد. ايجاد كار مي كند و باعث مي شود افراد در شرايط تورم نيز با انتخاب شغل دوم به نوعي موج تورم را پشت سر بگذارند بنابراين رونق بهتر از ركود است حتي اگر توأم با تورم باشد چون تورم في نفسه بد نيست حتي اقتصاددانان بزرگ هم معتقدند تورم مهار شده در حد يكي دو درصد بد نيست بلكه باعث رونق و سر زندگي اقتصاد مي شود. آن تورمي كه شكننده و كشنده است، تورم لجام گسيخته و سرسام آور توأم با ركود است كه خانواده ها به هيچ وجه نمي توانند از آن فرار كنند.
* دلايل سوداگري در بازار مسكن از ديدگاه شما چيست؟
** دليل عمده سوداگري در بخش مسكن اولاً وجود نقدينگي سرسام آور در اقتصاد كشور است، در ثاني فعاليتهاي توليدي در كشور سودآور نيست. اگر زمينه هاي توليد به اندازه اي وجود داشته باشد كه سرمايه ها با سوق دادن به سمت توليد، داراي ارزش افزوده بالاتري شوند. مسلماً سرمايه دار سرمايه اش را به آن سمت و در زمينه هاي توليدي به كار مي گيرد منتها چون اين قبيل زمينه ها در كشور كم است و سودآوري پاييني دارد سرمايه دارها به سمت مسكن روي مي آورند. |