صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ويژه پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-01-31
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 12بهمن ماه 1387


گفتگو با يك زنداني ؛ زني كه چاقوكشي مي كرد و خودرو ميدزديد



* خجسته ناطق


زندان وكيل آباد
آذر 33 ساله- جرم: سرقت و چاقوكشي






مي گويند اعتياد، مادر تمام مفاسد است. به راستي كه درست گفته اند. آدم بايد معتاد باشد تا براي دستيابي به اندكي پول عزيزترين كسانش را از نعمت زندگي محروم كند يا پاره تنش را به بهايي اندك در معرض فروش بگذارد. در زندان زنان اين بار پاي صحبت يكي از قربانيان اعتياد نشستم. آذر كه در 12 سالگي پدرش او را به زور به يك مهاجر افغاني داده سرگذشت عبرت انگيزش را اين گونه آغاز مي كند:
ما چهار خواهر و يك برادر بوديم. پدرم بدجوري معتاد شده بود و از عهده تأمين مخارج ما برنمي آمد، به همين دليل مرا در سن 12 سالگي در ازاي 200 هزار تومان به يك مهاجر افغاني شوهر داد يا بهتر بگويم فروخت.
او نه تنها من كه هر سه خواهر را نيز به همين سرنوشت دچار كرد تا از اين طريق هزينه اعتيادش تأمين شود. شوهر من نيز مانند پدرم علاوه بر اينكه معتاد و خلافكار بود، دست بزن هم داشت و هر روز به اندك بهانه اي مرا به بادكتك مي گرفت به طوري كه تمام مدت چهارسالي كه با او زندگي كردم كار من گريه و زاري بود و از خدا ميخواستم مرا از شر او نجات دهد. سرانجام دعايم مستجاب شد و شوهرم تصميم گرفت به كشورش برگردد. من هم از اين فرصت استفاده كردم و تقاضاي طلاق دادم و چون موافقت نمي كرد با پرداخت چند برابر پولي كه پدرم بابت مهريه من از او گرفته بود، توانستم خودم را از شرش نجات دهم و به خانه پدرم برگردم.
* اين مقدار پول را از كجا آوردي؟
** ارثيه مختصري از مادرم به من رسيده بود كه همه را به شوهرم بخشيدم و طلاقم را گرفتم به اين اميد كه دوران بدبختي و سيه روزي ام سپري شده است غافل از اينكه در جامعه ما وقتي مهر طلاق برپيشاني زن جواني بخورد. وضعش به مراتب بدتر خواهد شد. بخصوص اگر مثل من پشت و پناهي نداشته باشد. چند روزي كه از اقامت من در منزل پدرم گذشت مادرناتني ام بناي ناسازگاري را گذاشت و تا مي توانست به من اهانت مي كرد و تهمتهاي ناروا مي زد. تا سرانجام پدرم عذر مرا خواست. من كه كسي را نداشتم اتاقي اجاره كردم و براي تأمين هزينه زندگيم به خلافكاري روي آوردم. البته ابتدا مواد مخدر توزيع مي كردم ولي بعدها مرتكب سرقت نيز مي شدم.
* وقتي منزل پدرت را ترك كردي، چگونه در دام خلافكاران افتادي؟ چه كسي تو را به آنها معرفي كرد؟
** من آنها را از قبل مي شناختم چون شوهرم معتاد و خلافكار بود. در ضمن خودم نيز براي اينكه اعصابم آرام شود پنهان از شوهرم مواد مصرف مي كردم.
وقتي شوهرم فهميد ترياك مي كشم وادارم كرد، به جاي ترياك كريستال مصرف كنم. به هر حال چاره اي نداشتم جز اينكه با خلافكاران همكاري كنم بخصوص كه مصرفم روزبروز بيشتر مي شد تا اينكه شنيدم در تهران وضع كار و كاسبي بهتر است. به اين اميد كه كاري پيدا كنم راهي تهران شدم اما آنجا هم جز توزيع مواد كاري از دستم برنيامد.
* در اين مدت هرگز دستگير نشدي؟
** چرا، در مدت 12 سالي كه تهران بودم سه مرتبه گير افتادم ولي چون خرده پا بودم به حبس هاي طولاني مدت محكوم نشدم.
* چه شد كه به مشهد برگشتي؟
** برادرم با من تماس گرفت و گفت برگرد مشهد با هم كار كنيم. پدرم او را هم از خانه بيرون كرده بود. به مشهد كه برگشتم به پيشنهاد برادرم ابتدا كابل برق مي دزديديم سپس شروع كرديم به سرقت خودروهاي مدل بالا چون او نيز معتاد شده بود و سرقت كابل هزينه اعتياد ما را تأمين نمي كرد.
* چگونه خودروها را سرقت مي كرديد؟
** ابتدا خودروهاي مسافركشي را زيرنظر مي گرفتيم، سپس آنها را به مقصد خارج از شهر كرايه مي كرديم همين كه از شهر دور مي شديم من چاقو را پشت گردن راننده ميگذاشتم و برادرم جيبهاي او را خالي مي كرد و بعد او را در بيابان رها مي كرديم و با خودرواش به سرعت از شهر خارج مي شديم.
و چند روز بعد پس از اوراق كردن خودرو، آن را به فروش مي رسانديم.
* چه شد كه گير افتاديد؟
** فكر مي كنم نفرين پدر بزرگم دامنگير ما شد. يك شب كه خيلي بي پول بوديم به پيشنهاد من به سراغ پدربزرگم رفتيم و پولهاي او را دزديديم. سپس خودروي مدل بالايي را به مقصد قوچان كرايه كرديم. از شهر كه خارج شديم راننده به ما شك كرد، من چاقو را پشت گردنش گذاشتم و از او خواستم پياده شود.
مي خواست مقاومت كند كه چند ضربه چاقو به بازو و گردنش زدم زخمي كه شد او را از خودرو بيرون انداختيم و به طرف قوچان فرار كرديم. به پليس راه كه رسيديم به ما مشكوك شدند و چون كارت خودرو و گواهينامه نداشتيم ما را دستگير كردند، اتفاقاً خودرو هم سرقتي از آب درآمد و معلوم شد راننده آن را از شخص ديگري سرقت كرده است. خلاصه ما را به مشهد منتقل كردند و علاوه بر راننده كه او را مجروح كرديم، صاحب خودرو نيز از ما شاكي شد.
* به چند سال زندان محكوم شده ايد؟
** هر كدام به 5 سال حبس، 5 ميليارد ريال رد مال به خاطر سرقت كابلهاي برق و 15 ميليون ريال ديه به خاطر مجروح كردن راننده محكوم شده ايم.
* اكنون كه با اين محكوميت سنگين به زندان افتاده اي، چه احساسي داري؟
** جز احساس ندامت چه احساسي مي توانم داشته باشم. هر شب به درگاه خدا دعا مي كنم كه گناهانم را ببخشد و مرا به راه راست هدايت كند.
* براي دختراني كه وضعيتي مشابه زندگي تو دارند، چه توصيه اي داري؟
** توصيه مي كنم از سرنوشت امثال من عبرت بگيرند و به هيچ عنوان در راه خلاف قدم نگذارند كه اين راه جز سرگرداني و پشيماني ثمر ديگري ندارد.

  


پرونده زندگي 2 مرد جنايتكار با اجراي حكم قصاص بسته شد



گروه حوادث- ماني قرباني: پرونده زندگي دو مرد جنايتكار به اتهام قتل زن و مردي در اصفهان با اجراي حكم قصاص بسته شد.






به گزارش خبرنگار ما، ساعت 7 و 30 دقيقه صبح روز 16 شهريور سال 85 طي تماس تلفني با 110 مأموران اداره آگاهي شهرستان برخوار و ميمه از وقوع يك فقره قتل در دولت آباد اصفهان باخبر شدند.
كارآگاهان پس از حضور در محل جنايت با جسد خون آلود زن 29 ساله اي به نام «نجمه- ر» كه به طرز فجيعي به قتل رسيده بود، در حمام منزلش رو به رو شدند.
مأموران در نخستين گام به تحقيق از همسر مقتول پرداختند كه او اظهار داشت: ساعت هشت صبح از محل كارم به خانه آمدم كه با جمعيت بسياري در اطراف منزلم روبرو شدم، در اين زمان بود كه فهميدم همسرم به قتل رسيده است.
وي ادامه داد: به مردي به نام «احمد- ع» كه از دوستانم است و اختلاف مالي با من دارد، مظنون هستم و احتمال مي دهم او مرتكب قتل شده باشد.
با به دست آمدن اين سر نخ، مأموران احمد را دستگير كرده و او را تحت بازجويي قرار دادند و متهم به قتل در ابتدا منكر هر گونه جنايتي شد، اما در ادامه لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: با شوهر نجمه دوست بودم و او براي من كار مي كرد. مدتي بود كه طلبي از وي داشتم و بارها براي گرفتن آن به در منزلش مي رفتم، اما وي حاضر به پرداخت آن نبود تا اينكه شب حادثه دوباره به در خانه اش رفتم. پس از در زدن، دختر بچه 5/4 ساله اش در را باز كرد، من وارد خانه شده و با همسر وي درگير شدم، او را هل دادم و با هم بر زمين افتاديم، سپس موهايش را گرفتم و چندين بار سرش را محكم به زمين كوبيدم تا اينكه خون از سر و دهانش سرازير شد و قلبش از كار افتاد، سپس براي اينكه صحنه قتل را به گونه اي نشان دهم كه او در حمام بر اثر سر خوردن به زمين خورده و فوت كرده است، او را به داخل حمام برده و آب را باز كرده و از محل متواري شدم.
با اظهارات تكان دهنده اين جنايتكار، وي روانه زندان شد و بازپرس پرونده با صدور كيفرخواست از دادگاه تقاضاي مجازات قانوني را براي او ارايه كرد.
قضات شعبه 17 كيفري استان نيز با توجه به اقرارهاي متهم و شهادت دختر بچه 5/4 ساله مقتول و ساير محتويات پرونده و تقاضاي قصاص اولياي دم، وي را به قصاص نفس محكوم و قاتل نيز پس از سير مراحل قانوني، در محوطه زندان مركزي اصفهان به دار مجازات آويخته شد.
دومين فرد محكوم به مرگ، جواني 20 ساله به نام «رضا- ع» اهل روستاي امين آباد بود كه در تاريخ سوم شهريور سال 85 در پي يك درگيري ساده لفظي با مقتول به نام حسن 21 ساله، وي را به ضرب چاقو از پاي در آورده و به قتل رسانده بود؛ شعبه 17 دادگاه كيفري استان اصفهان پس از محاكمه، او را به قصاص نفس محكوم كرد كه اين قاتل نيز در محوطه زندان مركزي اصفهان به دار مجازات آويخته شد.

  


پليس آگاهي تنگستان خبرداد ؛ دستگيري باند جعل اسناد و مدارك دولتي و پزشكي



بوشهر- خبرنگار قدس: سه نفر از اعضاي يك باند جعل اسناد و مدارك دولتي و پزشكي در تنگستان شناسايي و دستگير شدند.




پليس آگاهي شهرستان تنگستان اعلام كرد، اعضاي اين باند جاعل كه با نامهاي رضا، داريوش و خليل فعاليت مي كردند، پس از دستگيري به جعل مدارك پزشكي و اسناد مربوط به معافيت پزشكي مشمولان وظيفه عمومي اعتراف كردند.
بر پايه اين خبر، سارق يك مغازه سيگار فروشي در عسلويه نيز دستگير و در بازجويي به پنج فقره سرقت از مغازه ها با همدستي 6 نفر ديگر اعتراف كرد.
ادامه اين خبر حاكي است، در راستاي طرح جمع آوري سلاح و مهمات غيرمجاز، پليس امنيت عمومي دشتستان و گناوه سه نفر متهم را دستگير كرد و در بازرسي منازل آنان 6 قبضه سلاح و مقاديري مهمات كشف شد.
گزارش ديگري حاكي است، پليس مبارزه با مواد مخدر تنگستان با دستگيري يك سوداگر مرگ مقاديري مواد افيوني از وي كشف كرد.

  


پليس به دنبال راز مرگ مرد قاچاقچي



گروه حوادث: تحقيقات كارآگاهان پليس اسلامشهر براي كشف راز قتل مرد قاچاقچي با ضربه هاي كارد آغاز شد.




به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس آگاهي اسلامشهر با كشف جسدي در يكي از شهركهاي اطراف اين شهر همراه محمد ايمان دوست بازپرس كشيك قتل در محل جنايت حاضر شدند.
در جريان تحقيقات مشخص شد، مقتول از قاچاقچيان سابقه دار بوده كه در يكي از دستانش پايپ و ديگري تلفن همراه قرار داشت.
با توجه به نوع قتل با ضربه هاي كارد و سابقه مقتول، مأموران احتمال دادند قتل از سوي قاچاقچيان صورت گرفته است.
هم اكنون تحقيقات با شناسايي يك مظنون در اين جنايت از سوي كارآگاهان آغاز شده است.

  


مزاحمت هاي مرد آرايشگر منجر به قتل او شد



گروه حوادث: زن جوان وقتي نتوانست به مزاحمتهاي مرد آرايشگر پايان دهد، نقشه قتل او را اجرا كرد.




به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل خانواده پسر 24 سالهاي به نام مهدي با مراجعه به اداره آگاهي آذربايجان شرقي با طرح شكايتي از ناپديد شدن او خبر دادند.
با اين شكايت، يك تيم از مأموران تحقيقات خود را آغاز كرده و در جريان بررسيها متوجه شدند، مهدي با زن 33 ساله اي به صورت تلفني ارتباط داشته است.
در ادامه رقيه براي تحقيقات به اداره آگاهي منتقل شد كه در جريان بازجوييها به قتل مهدي اعتراف كرد.
او به مأموران گفت: مهدي از چند روز قبل به صورت تلفني مزاحم من مي شد و درخواستهاي شيطاني خود را مطرح مي كرد. چند بار از او خواستم به مزاحمتهايش پايان دهد، اما قبول نكرد و سرانجام براي پايان دادن به اين مزاحمتها تصميم به قتل او گرفتم و موضوع را به يوسف خواهرزاده ام گفتم و او قرار شد كمكم كند.
وي افزود: براساس نقشه، مهدي را به خانه دعوت كرده و او را به زيرزمين كشاندم و سپس با كارد و تيغ موكت بري به او حمله كرده و با ضربه هاي مرگبار او را كشتيم.
سپس با همكاري همسرم، جسد را به اطراف شهرستان صوفيان برده و درون چاهي انداختيم.
سرهنگ قنبر مداحي رئيس پليس آگاهي آذربايجانشرقي در اين رابطه گفت: با اعترافهاي رقيه، همدستان او نيز دستگير شدند و جسد نيز از درون چاه بيرون كشيده شد.
وي افزود: متهمان پس از اعتراف به اين جنايت با قرار قانوني روانه زندان شدند.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان ؛جنايت خانوادگي در نيويورك



نويسنده: دنيس كلارك
مترجم: زينب رضايي
قسمت هفتم

افسران پليسي كه خانه «بوردن» را بررسي كرده بودند، در دادگاه شهادت دادند كه اتاق زير شيرواني را نيز ديده اند كه ليزي ادعا كرده بود به هنگام وقوع قتلها آنجا بوده است، اما گرد و غبار زيادي همه جا و همه وسايل را فراگرفته بود و اثري از حضور شخصي در آنجا ديده نمي شده است. تنها نقطه ضعفي كه در دست دادستانها عليه ليزي بود، اظهارات ضد و نقيض او بود.
اما وكلاي مدافع به دلايل زير اعلام كردند كه اظهارات ليزي قابل بررسي نيست:پيش از بازجويي به ليزي گفته شده بود، تنها مظنون اين پرونده است.درخواست مشاوره ليزي با وكيلش پيش از بازجويي رد شده بوده است.
پيش از بازجويي حكم ليزي نيز صادر و به وي گفته شده بود.قاضي نيز اين دفاعيه را قبول كرد و اين بدترين حادثه براي دادستانها بود. آنها ديگر نمي توانستند به اظهارات ضد و نقيض ليزي استناد كنند.«اندرو جنينگز» سالها وكيل اندرو بوردن بود و هنگامي كه از اتهام ليزي مطلع شد، بي درنگ وكالت او را قبول كرد، چون اطمينان داشت، ليزي نمي توانسته با تبر پدر و نامادري اش را بكشد و اين كار از عهده او ساخته نبوده است.
«جورج رابينسون» يكي ديگر از وكلاي مدافع ليزي بود. دفاع از ليزي يك روز و نيم به طول انجاميد. آنها مي دانستند كه دو موضوع ليزي را به مخاطره مي اندازد. اول نفرت او از نامادري اش و دوم سوزاندن پيراهن آبي اش.وكلا سعي كردند در دادگاه نشان دهند، دادستانها خود هنوز نتوانسته اند معماي اين پرونده را حل كنند.آنها همچنين چندين شاهد از همسايگان بوردن را به دادگاه فراخواندند تا شهادت بدهند در صبح روز حادثه چند مرد غريبه را در اطراف خانه بوردن ها ديده بوده اند. شهادت اين شاهدان احتمال وجود فردي مهاجم بيرون از خانه را تقويت كرد.
وكلاي مدافع همچنين اظهار داشتند، دادستانها هنوز از آلت قتل مطمئن نيستند و اينكه حتي نمي دانند آلت قتل كجاست؟ و اگر ليزي از خانه خارج نشده است پس آن را كجا پنهان كرده است؟ اين اظهارات شك هيأت منصفه را نسبت به گناهكاري ليزي برانگيخت.
همچنين دكتر وود اعلام كرد، قاتل بايد سر تا پا غرق خون شده باشد.
يكي از دوستان ليزي به نام «ماريانا هولمز» در دادگاه شهادت داد كه ليزي يك مسيحي معتقد است و در روزهاي يك شنبه به كودكان چيني آموزشهاي مذهبي مي داده است. با شهادت وي اعضاي هيأت منصفه نمي توانستند تصور كنند كه چنين زن معتقدي بتواند با تبر دو انسان را آن هم به آن طرز فجيع و هولناك به قتل برساند.

ادامه دارد

  


حوادث جهان



سرما در آمريكا 23 قرباني گرفت




آسوشيتدپرس: برودت هوا در برخي از نقاط آمريكا  23 قرباني برجا گذاشته است.
بر اثر برف و سرما شديد كه بيشتر مناطق شمالي آمريكا را در بر گرفته است، ميليونها آمريكايي نيز در اين مناطق در خاموشي به سر مي برند.
سرماي هوا همچنين موجب لغو صدها پرواز در آمريكا و تأخير در شماري ديگر از پروازها شد.همچنين بر اثر برف، تصادفات جاده اي حداقل 130 نفر را راهي بيمارستان كرد و بيشتر مدارس را به تعطيلي كشاند.
گفته مي شود، زمستان امسال يكي از سردترين زمستانهاي آمريكا در 100 سال گذشته است.

اعدام چهار خلافكار در ژاپن
خبرگزاري فرانسه: وزارت دادگستري ژاپن از اعدام چهار محكوم به مرگ در اين كشور خبر داد.
«ايسوكه موري»، وزير دادگستري ژاپن اعلام كرد، اين چهار زنداني در توكيو، «ناگويا» در مركز ژاپن و فوكوئوكا در جنوب غرب اين كشور به دار آويخته شدند.
همگي اين افراد به جرم قتل يك يا چند نفر به اعدام محكوم شده بودند. ژاپن و آمريكا تنها كشورهاي بزرگ صنعتي هستند كه مجازات اعدام را اعمال مي كنند.
آخرين بار در ماه اكتبر 2008 دو محكوم به مرگ در ژاپن اعدام شدند، بدين ترتيب شمار افراد اعدام شده در ژاپن به 15 نفر رسيد كه از سال 1978 بيشترين تعداد اعدام در اين كشور در يك سال به شمار مي رود. در اين سال 17 نفر در ژاپن اعدام شدند.

حبس براي جوانان نژادپرست در آلمان
رويترز: دو جوان نژاد پرست آلماني به جرم حمله به اعضاي دو خانواده غيرآلماني به زندان محكوم شدند.
دو دانش آموز 17 و 19 ساله ديروز به جرم نژاد پرستي و حمله به دو خانواده در برلين به زندان محكوم شدند.
قاضي اين پرونده اعلام كرد: اين دو نفر مايه شرم و رسوايي كشور هستند.
اين دو نفر در حملاتي نژاد پرستانه ابتدا چادر يك زن ميانسال ترك تبار را كه در حياط خانه اش بنا كرده بود و داخل آن در حال استراحت بود، به آتش كشيدند.
در اقدام دوم، جسمي مشتعل را به درون خانه فردي ديگر كه او نيز آلماني نبود، پرتاب كردند كه موجب آتشسوزي و وحشت خانواده اش گرديد.
اين دو جوان كه پس از تفهيم اتهام به دفاع از خود پرداختند و در توجيه اقدامات خود اعتراف كردند، از بمبهاي دست ساز استفاده كرده اند، اما قصد كشتن كسي را نداشتند.اگرچه كسي در اين حملات آسيب نديد، اما دادگاه آلمان طي حكمي اين دو جوان را به تلاش براي قتل محكوم كرد و فرد كوچكتر را به 46 ماه حبس و ديگري را به 56 ماه زندان محكوم كرد.

مرد استراليايي با قتل دخترش از همسرش انتقام گرفت

خبرگزاري فرانسه: مرد استراليايي دختر چهار سالهاش را از ارتفاع 60 متري به پايين پرت كرد.
يك مرد استراليايي براي انتقام گرفتن از همسر خود، دختر چهار ساله اش را از پلي به ارتفاع 60 متر پايين انداخت و كشت.پليس استراليا اعلام كرد: مردي 35 ساله كه با همسر خود در مورد حضانت فرزندش اختلاف داشت، دختر چهار ساله اش ر ا از پل ملبورن پايين انداخت.
به گفته پليس، امدادگران اين كودك را از آب نجات دادند، اما او در بيمارستان جان باخت.
بازپرس پليس استراليا در اين ارتباط گفت: حادثه به قدري سريع روي داده كه كسي نتوانسته مانع او شود.
به گفته پليس، اين مرد اندكي بعد در حالي كه تحت فشار شديد رواني بود و دو پسر 6 و 8 ساله اش كنارش بودند، در برابر ساختمان دادگاه شهر بازداشت شد.

  


بايگاني راكد



روزنامه ناصري شماره اول آوريل 1894 ميلادي برابر با ارديبهشت 1273 هجري شمسي
در ايام صيام يك نفر از سادات گلپايگان به جهت تقاضا به دكان آقا مهدي بزاز رفته و مشاراليه وجه مختصري به او داده است سيد مزبور متغيرانه بناي فحاشي گذاشته و چوبي چند بر سر بزاز مي زند مردم بازار جمع شده و سيد را منع مي نمايند ولي از حرارت او كم نشده و در اين حال خنجري از كمر يك نفر از تماشاچيان كشيده و به شكم خود مي زند كه از لباسش تجاوز كرده و پوست شكم را پاره مي كند نايب الحكومه آقا مهدي بزاز را برده و حبس نموده و پس از تحقيقات و تعيين بي تقصيري او به شهادت اهل بازار مشاراليه را مرخص كرده و سيد را نصيحت نموده اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com