|
انقلاب اسلامي ايران، يکي از مهمترين و مردمي ترين انقلابهاي جهان در طول تاريخ است. اساس و پايه اين نظام، اسلام و مردم

هستند به عبارت ديگر ماهيت نظام، اسلامي و شکل آن جمهوري است که از آن به «مردم سالاري ديني» تعبير مي شود، آنچناني که مقام معظم رهبري درباره اهميت نقش مردم در کشور مي فرمايند: «در نظام اسلامي، رأي، خواسته و عواطف مردم، تأثير اصلي را دارد و نظام اسلامي بدون رأي و خواست مردم تحقق نمي يابد.» (روزنامه اطلاعات، مورخه 10 شهريور 79 )
دکتر علي مطهري فرزند شهيد آيةا... مطهري که اکنون به عنوان نماينده مردم تهران بر يکي از کرسي هاي بهارستان نشسته است به سؤالهاي خبرنگار «قدس» در خصوص «انتظاري مردم از نظام و بررسي فراز و نشيب گفتمان مردم سالاري ديني در سومين دهه از جمهوري اسلامي ايران» پاسخ گفته است که در ادامه مي آيد:
***
* جناب آقاي مطهري ! همان طور که مستحضريد، مهمترين دستاورد نظام جمهوري اسلامي ايران، مردم سالاري ديني است و بر همين محور نيز بنيان نهاده شده است. آنچه امروز، طرح آن اهميت دارد، استمرار اين گفتمان و جريان است. به نظر جناب عالي، با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، چنانکه انتظار مي رود، اين گفتمان در کشور وجود دارد؟ دلايل ضعف و قدرت آن را بيان مي فرماييد.
** مردم سالاري ديني در مقابل مردم سالاري مطلق به کار مي رود. مردم سالاري در واقع همان دموکراسي است که اگر بخواهد هيچ قيدي نداشته باشد، همان دموکراسي غربي مي شود که ملاک و مبناي آن ميل مردم است و با مکتب و ايدئولوژي ناسازگار است. پس منظور از مردم سالاري ديني دموکراسي مقيد به دين است. به عبارت ديگر، مردم سالاري ديني تعبير ديگري از جمهوري اسلامي است که «جمهوري» شکل نظام را تعيين مي کند و «اسلامي» محتواي آن را. به هر حال، در مردم سالاري ديني يا جمهوري اسلامي خواست مردم در چارچوب اسلام نافذ است. اما بايد بگوييم اين گفتمان در سي سال گذشته نشيب و فراز داشته است، گاهي حقوق مردم و خواست مردم از نظر آزادي بيان، عدالت اقتصادي و عدالت قضايي و نبودن تبعيض و استفاده نکردن از امتيازهاي سياسي پايمال شده است. اين امر گاهي از طريق محدود کردن رسانه ها يا نارسايي در اطلاع رساني بوده و گاهي از طريق ضعف در قوه قضاييه که قانون در مقابل قوي، ضعيف بوده است و در مقابل ضعيف، قوي.
*آيا دولتها در ضعف و قدرت بخشي به اين گفتمان تأثيري داشته اند؟
** البته دولتها در اين خصوص متفاوت عمل کرده اند ولي در مجموع در سي سال گذشته مردم سالاري ديني با توجه به انتخابات مختلف، در سطح قابل قبولي جريان داشته است.
* آيا آن چنان که مردم ما در بهمن 57 «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» را مطالبه کردند، به خواسته خود رسيدند؟ مردم تا چه ميزان مي توانند در استحقاق حق خود مؤثر باشند و دولتها نيز در اين ميان چه نقشي دارند؟
** مردم بايد در ابتدا به حقوق خود آگاه باشند و سپس آن را مطالبه کنند. دولتها نيز بايد حقوق مردم را بدهند. به تعبير شهيد آيةا... مطهري حق، هم گرفتني است و هم دادني. براي مثال، مبارزه با مفاسد اقتصادي و تبعيض قضايي و نيز ايجاد فضاي فرهنگي مناسب از حقوق مردم است، همچنين آزادي بيان و ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه از حقوق مردم است و مردم بايد در مقابل تضييع آنها حساس باشند. بديهي است، در مقابل، دولت نيز حقوقي بر عهده مردم دارد.
* مسؤولان بايد چگونه به انتقادهايي که از وضعيت معيشتي و گاه اجتماعي و فرهنگي از سوي مردم مطرح مي شود ( به تعبيري انتظارهاي آنان) پاسخ دهند؟
** مسؤولان بايد با عمل خود به اين انتقادها پاسخ دهند و اگر در جايي به دليل فشار قدرتهاي استعماري قادر به اصلاح اقتصادي نيستند، مشکلات را صادقانه با مردم در ميان بگذارند و خودشان نيز در سطح مردم زندگي کنند، آن گاه مردم خواهند پذيرفت.
* چنان که مستحضريد، مردم سالاري ديني نه فقط رفتن به پاي صندوقهاي رأي، بلکه موازنه دقيق ميان «خدمت» صادقانه و خالصانه مسؤولان و «مطالبه» شرعي و منطقي مردم است. در شرايط کنوني، طرفهاي اين معادله را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** البته مسؤولان بايد تلاش خود را انجام دهند، اما اين تلاش بايد بيشتر در کارهاي اساسي و زيربنايي باشد و موجب افزايش توليد و ثروت ملي در کشور شود و از کارهاي احساسي مانند تقسيم پول بين سائلان پرهيز کنند. در مقابل، مردم نيز بايد کار خود را به نحو احسن انجام دهند و موجب افزايش بهره وري و بازدهي نيروي انساني شوند. دولت جداي از مردم نيست و بدون همکاري و همدلي مردم کاري نمي تواند انجام دهد. البته، دولت بايد علاوه بر نيازهاي معيشتي مردم، به نيازهاي روحي و رواني آنان مانند احترام به شخصيت آنها و نيز مطالبات فرهنگي و اجتماعي اقشار مختلف جامعه نيز پاسخ دهد.
* مسؤولان و مديران نظام جمهوري اسلامي ايران چگونه مي توانند ميزان رضايت مردم از حکومت را ارزيابي کنند؟
** از طريق ارزيابي شرکت و حضور مردم در فراخوانهاي عمومي مانند انتخابات و از طريق ارزيابي همکاري آنها در طرحهاي ملي.
* آيا اصلاً دغدغه رضايت مردمي و انتظارهاي آنان در ميان مسوؤلان وجود دارد؟
** دغدغه رضايت مردمي در ميان مسؤولان وجود دارد؛ يکي از ناحيه وجدان مذهبي آنها که خود را در مقابل حقوق مردم مسؤول مي دانند و ديگر به خاطر آينده خودشان، چون مي دانند اگر مردم راضي نباشند، ادامه حکومت آنها ممکن نيست. هر دولتي دست کم به خاطر بقاي خودش، به دنبال رضايت مردم است.
* از حضورتان در اين گفتگو سپاسگزارم.
*زهره کهندل |