صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ويژه انديشه نو
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-02-04
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 16بهمن ماه 1387


« استقلال » دستاورد سترگ انقلاب اسلامي



* غلامرضا قلندريان

شناخت دستاوردهاي انقلاب اسلامي و شناساندن آنها به جوانان و نوجواناني که سه چهارم جمعيت کشور را تشکيل مي دهند، ضرورتي اجتناب ناپذير است، زيرا يکي از راه هاي پيوند مستحکم آنان با آرمانهاي انقلاب اسلامي، شناخت و آگاهي از دستاوردهاي نظام اسلامي است.
امام راحل در يکي از سخنرانيهاي خويش در سال 1359 فرمودند: «... آن اشخاصي که مي خواهند صدمه بزنند به جمهوري اسلامي، راه افتاده اند که هيچ کاري نکرده، اين همان رژيم شاهنشاهي است. اين فرقي با رژيم شاهنشاهي ندارد... ما يک وظيفه اسلامي، يک وظيفه انساني داريم که آن چيزهايي را که در اين جمهوري اسلامي شده است بگوييم و برسانيم به مردم.»
همواره اين سؤال در ذهن بسياري از شهروندان و انديشمندان مطرح است که انقلابها و يا حرکتهاي گسترده مردمي در نهايت چه دستاورد قابل دفاعي را براي جامعه رقم زده اند. انقلاب اسلامي ايران نيز از اين موضوع مستثنا نيست، عملکرد قابل دفاع انقلاب اسلامي در عرصه هاي گوناگون، بيانگر اين واقعيت است که نظام در حيات 30 ساله خويش توفيقات قابل اعتنايي داشته است.
شايد بتوان بيش از 100 دستاورد برجسته را براي عملکرد 30 ساله انقلاب احصاء نمود، اگرچه در اين مجال فرصت پرداختن به آنها نيست. معرفي دستاورد «استقلال» به عنوان يکي از نتايج عملکرد سالهاي حيات طيبه انقلاب، مي تواند بيانگر يکي از مهمترين «نتايج مثبتي» باشد که حوزه هاي گوناگون ديگر نيز از آن متأثر مي گردند.
بنيانگذار جمهوري اسلامي، کشوري وابسته به اجانب را از سرسپردگي چندين ساله نجات داد، بويژه پس از کودتاي 28 مرداد که با عقد کنسرسيوم نفتي، ايران از سيطره انگليس رها گرديد، ولي به دام وابستگي آمريکا گرفتار شد.
گستره ايران با ترکيب جمعيتي 98 درصد مسلمان، آموزه هاي اعتقادي مبني بر برتري اسلام را شامل است، ولي سلطه بيگانگان بر اين مملکت به نحوي توسط مهره هاي آنها طبيعي جلوه مي نمود که افق رسيدن به دروازه هاي تمدن را در گرو تشديد وابستگي با ادبيات گسترش تعاملات تبيين مي نمودند. حضرت امام خميني(ره) با درايت و هوشمندي، جغرافياي ايران را که در صورت استمرار روابط با ايالات متحده مي توانست به يکي از ايالتهاي اين کشور تبديل شود، آزاد نمود و از يک کشور مستعمره، بازيگري مستقل با ادبيات منحصر به فرد به دنيا معرفي کرد.
نفوذ اختاپوسي ارکان اطلاعاتي واشنگتن و اهتمام به چهره هاي بهايي براي هموار کردن زمينه تسلط بيگانگان، اقدامهايي در راستاي وابستگي بيشتر و بيانگر تعميق روابط با بيگانگان بود.
نهادينه کردن رفتارهاي سلطه جويانه از طريق ساز و کارهاي حقوقي و تحميل خواسته هاي نامشروع بر ساختار سياسي که از نبود استقلال رنج مي برد، سيطره روز افزون عوامل آمريکايي را بر عرصه هاي گوناگون کشور، جلوه بيشتري مي بخشيد.
انقلاب اسلامي با اثبات اين مهم که دوران جدايي دين از سياست منقضي گرديده است، توانست دين را از لايه هاي فکري سکولاريستها و پلوراليستها خارج کند و به متن زندگي مسلمانان باز گرداند که عزت و عظمت جمهوري اسلامي در داخل و خارج، نتيجه آن بود.
انديشه امام(ره) در حالي به عنوان يک آلترناتيو وارد عرصه گرديد که تا مقطع پيروزي انقلاب اسلامي، جهان انديشه و نظريه مشحون از رقابتهاي ايسمهاي ماترياليستي بود که در نهايت يا به سکولاريسم منجر مي شد و يا لائيسيته را به عنوان يک الگوي نظري و عملي به جوامع معرفي مي کرد. حضور اين مباني تئوريک، عرصه را براي موجوديت دين تنگ کرده بود و اعلام موجوديت پديده اي به نام دين با رويکرد و کارکرد سياسي براي زمامداران و صاحبان خرد متأثر از عصر مدرنيته، امري عجيب به نظر مي رسيد و برخي با مباني معرفتي اومانيستي و سنخيت نداشتن با آموزه هاي متافيزيکي، چنين رويکردي را شکست خورده معرفي مي کردند.
جمهوري اسلامي با معرفي پيوند دين و سياست توانست افقي متفاوت را در برابر ديدگان بشريت قرار دهد تا با مقايسه کارکرد دين، به ناکارآمدي مکاتب دست پرورده انسانها بيش از پيش واقف گردند.
ديدگاه جديد، استقلال را به عنوان مهمترين دستاورد معرفي نمود و اين نگرش حوزه هاي تحت امر را با بهره گيري از دکترين ديني تدوين نمود که نه تنها در داخل صورت بندي جديدي از قدرت را شکل داد، بلکه توانست در عرصه مناسبات بين المللي نيز با تعريف پارادايمي جديد، نظامهاي سياسي موجود را با چالشهاي نظري روبرو سازد.
اين رهيافت، با قطع وابستگيها در داخل، پايه هاي ساختارهاي نوين اقتصادي، فرهنگي و ديپلماسي را بنيان نهاد و به دليل وابستگي و پيوستگي به آموزه هاي شيعه در مقابل موج عظيم توطئه ها، از مواضع اصولي الهي خويش عقب ننشست. به همين دليل بسياري از ملتهاي خارج از گستره اسلامي، راهکار کسب استقلال و اقامه حق را در پيروي از انقلاب اسلامي مي دانند. اعتقاد به اين موضوع که منظومه قدرت با شالوده نظم فکري ناشي از بلوک بندي -عصر رقابت دو بلوک- محصول استعمار جديد است، سخني به گزافه نيست و براي ايفاي نقش بازيگري به عنوان متغير مستقل در صحنه تعاملهاي بين المللي ناگزير از ارائه الگوي متمايز از روندهاي موجود است. لذا انقلاب اسلامي با اهتمام به نقش ملتها و باورهاي آنان، توانست الگوي سنتي نگاه به قدرت را دگرگون نمايد؛ چنانکه امروزه آثار اين تأثير شگرف کاملاً نمايان است.
ايده ملت باوري اکنون شعاع گسترده اي از جهان اسلام و مستضعفان را درنورديده و تأثير روزافزون آن بيش از پيش نمايان مي شود، به نحوي که پيروزي حزب ا... در جنگ 33 روزه و مقاومت قابل تحسين حماس در جنگ 22 روزه، از نتايج موفق اين الگوي جديد است.
پر واضح است، حضور گسترده ملتها در خيابانها در اعتراض به جنايتهاي رژيم نامشروع اسرائيل در طول 22 روز جنگ غزه، نمونه ديگري از بيداري ملتهاست که پرتوهاي زرين انديشه امام(ره) و هدايتهاي ارزنده رهبرمعظم انقلاب و امام جامعه اسلامي روشني بخش جهت گيريهاي آنها مي باشد.
حضور آقاي اردوغان نخست وزير ترکيه در نشست داووس که در اعتراض به سخنان فاقد منطق شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي و با هدف دفاع از مردم مظلوم فلسطين جلسه را ترک نمود، مصداق ديگري از پر رنگ شدن نقش ملتها در پروسه تحولات سياسي است.
بدين ترتيب، يکي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي را در حوزه سياسي «استقلال» بايد عنوان نمود. اين نداشتن وابستگي نه تنها در داخل سربلندي را براي مردم ايران به ارمغان آورد، بلکه با تأثيرگذاري بر ديگر ملتها و ايجاد موج بيداري و خود باوري، آنها را نيز در دفاع از حقشان وارد صحنه نموده است که امروزه آثار آن، تحولات منطقه اي خاورميانه را بر خلاف ميل ابرقدرتها شکل داده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com