|
* رسول بهروش
1 ) بلند شو لئو ! يک ساعت از بازي آبي و اناري ها با راسينگ سانتاندر گذشته و شاگردان پپ گوارديولا نشاني از

بارساي آماده اين فصل ندارد. سرمربي جوان، فوق ستاره تيمش را براي نبرد نيمه نهايي کوپا دل ري با مايورکا حفظ کرده و گمان مي برد بقيه بازيکنانش مي توانند کلک تيم گمنام لاليگا را بکنند، اما اوضاع گره خورده است. دقيقه 63 تمام شده و يکه تاز فوتبال اسپانيا با يک گل از حريف عقب است. هيچ کدام از مردان لاپورتا تصور نمي کردند که ضيافت «ال ساردينرو» برايشان تبديل به يک کابوس شود، اما اين اتفاق رخ داده. بلند شو لئو !
2 ) بلو شو لئو ! صداي خسته خورخه توي اتاقهاي خانه قديمي خانواده مسي مي پيچد. مربي ساده فوتبال که نصف بچه هاي جنوب روزاريو زير نظرش بازي کرده اند، حالا خسته است. اوضاع رو به راه نيست.
بعد از سه فرزند کوچک و بزرگ، آخرين عضو خانواده خورخه، آرامش ابدي آن خانه کوچک، اما خوشبخت را به هم زده است. بيماري حاد لئو و اشکهاي شبانه مادرش، خورخه را کلافه کرده است. براي پسر بچه 12 ساله اي که کمتر از يک متر قد کشيده چه مي توان کرد؟ مسي ها توان پرداخت هزينه آمپولهاي هورموني را ندارند و ناچارند خانه و زندگي شان را رها کنند تا ادامه معالجه را در اسپانيا - پيش عموي لئو- دنبال کنند. وقت سفر رسيده. چشمهاي «آنا» هنوز قرمز است. خورخه دوباره پسر مريضش را صدا مي زند؛ بلند شو لئو !
3 ) بلند شو لئو ! به آقا سلام کن. دوست عمو، همکار گاس پارت است. گاس پارت؛ رئيس بارسلونا. ايشان از طرف آقاي رکساچ آمده تا دوباره بازي ات را ببيند. بلند شو پسر. همه تلاشت را خرج کن. تو در يک قدمي پيراهن آبي و اناري هستي ! خورخه بغض کرده. مريضي لئو باعث مي شد کسي بازي چشم نواز او را نبيند. دريبلهاي ريز و درشت ليونل کوچک، فقط قلب پدرش را آتش مي زد؛ پدري که لحظه به لحظه به موعد جدايي از کوچولوي دردانه اش نزديکتر مي شد. چند بار بعد از گلهاي قشنگ لئو در بازي هاي «نيوولز اولد بويز» با تيمهاي بزرگسال سانتافه، خورخه را ديده بودند که پشت نيمکت تيمش پنهان شده بود و اشک مي ريخت. چه کسي باور مي کرد سرنوشت مسي به معتبرترين باشگاه دنيا گره بخورد؟ حالا اين اتفاق افتاده بود و بعد از پذيرش صاعقه آسا در تستهاي فني، بارسلونا متعهد شد با يک قرارداد پنج ساله او را استخدام کند و تمام هزينه هاي درمان او و زندگي خانواده اش را بپردازد. زندگي روي خوشش را به لويي ليونل آندراس مسي و خانواده اش نشان داد. يک بار بعد از بازي دوستانه بارسا و يوونتوس، هنگام دست دادن دو مربي، کاپلو در گوش رايکارد گفته بود «اين شيطان کوچک را از کجا آورده ايد؟ ! »
بلند شو لئو ! دقيقه 88 بازي بارسلونا با آلباسته است و بارسا از قبل قهرماني اش را مسجل کرده. خورخه و آنا توي ورزشگاه نشسته اند و آرزو مي کنند حرف روزنامه tropS در مورد ورود پديده 17 ساله در اين بازي درست از آب دربيايد. مردان کاتلونيا با چهار گل جلو هستند و رايکارد خودش را در لحظه موعود مي بيند. يک چرخش به سمت نيمکت و اشاره به بازيکني که تا همين دو سال پيش پاهايش از روي نيمکت به زمين نمي رسيد !
شايد رايکارد باور نمي کرد با چرخش زبانش دستور حضور بازيکني در زمين را صادر کند که ظرف سه دقيقه دو گل به آلباسته مي زند و رکورد جوانترين گلزن لاليگا را به نام خودش ثبت مي کند! او فقط مي خواست فکرش را امتحان کند. رو به مسي ايستاد و فرياد زد؛ بلند شو لئو !
4 ) بلند شو لئو ! دقيقه 90 اولين ال کلاسيکوي مسي در نيوکمپ است. بارسا با اشتباه احمقانه «اوله گوئر» يک ساعت 10 نفره بازي کرده و از دشمن ديرينه اش يک گل عقب است. دو گل بي نظير مسي کفاف حملات رعد آساي مادريدي ها را نداده و ثانيه ها با سرعت عجيبي رو به پايان هستند. اشکهاي رايکارد کم کم به گونه اش نزديک مي شوند. باختن در نيوکمپ به مادريد، جرم بزرگي است که فقط با مرگ مجازات مي شود، اما نه، ناجي با آن قيافه معصومش از راه رسيد. ليونل مسي مثل رعد و برق توپ را از هيدو مي قاپد و با دريبل دو نفر تور دروازه کاسياس را مي لرزاند؛ بازي مساوي شد.
نيوکمپ به مرز انفجار رسيده و مردم دوباره براي «مسيح» خودشان شعر مي خوانند، سوت پايان بازي و مرد سه گله اي که از خستگي روي زمين دراز کشيده؛ بلند شو لئو ! اين صداي اسطوره ماتادورهاست. رائول گونزالس بزرگ بالاي سر مسي حاضر شده و به او بابت نمايش خيره کننده اش تبريک مي گويد. کاپيتان مادريد دستش را به سمت مسي دراز کرده؛ بلند شو لئو !
5 ) بلند شو لئو ! ال ساردينرو هنوز جهنم است.
گوارديولا خيس عرق شده و باور نمي کند نوار موفقيتهايش مقابل تيمي همچون راسينگ پاره شود. چاره اي ندارد. 25 دقيقه بيشتر زمان نمانده و بايد ناجي را صدا کند. رو به مسي مي ايستد و با نگاهي التماس آلود دستور ورودش به زمين را صادر مي کند. 30 ثانيه؛ فقط 30 ثانيه زمان لازم است تا مسي کار را به تساوي بکشاند ! 10 دقيقه به پايان مسابقه زمان باقي مانده و اين نتيجه براي هيچ کس کافي نيست. يک توپ ربايي سريع از لئو و يک شوت مهلک با پاي راست؛ تمام شد. گل برتري بارسا، پنج هزارمين گل تاريخ آبي و اناري ها بود. مسي بزرگ، فرزند خورخه و آنا، پسر بچه شيطان کوچه پس کوچه هاي روزاريو به تاريخ بزرگ باشگاه جهان پيوست و در کنار اسطوره هايي همچون آئورليو، زابالا، کوئيني و آمور ايستاد. مسي گل زده و از فرط هيجان روي زمين افتاده. بلند شو لئو، تو بايد بقيه تاريخ را بنويسي، بلند شو لئو ! |