|
امام جمعه موقت تهران گفت: ترفند دشمنان در دهه چهارم انقلاب اسلامي شايعه سازي عليه روحانيت بخصوص چهره هاي سرشناس آنها است.

به گزارش فارس، آيةا... سيداحمد خاتمي، امام جمعه موقت تهران در گفتگويي به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران با اشاره به وضعيت کشور در پيش از انقلاب گفت: برخلاف تحليل کساني که فضاي باز کارتر را مؤثر در انقلاب مي دانند من معتقدم، اثرگذار اساسي در جرقه انقلاب آگاهي مردم بود مردمي که جانشان به لب رسيده بود. از رژيم اسلام ستيز، آزادي ستيز، عفت ستيز، استقلال ستيز خسته شده بودند. البته نحوه به دست آمدن آگاهي ها شايسته تحليل بسيار است. من معتقدم روحانيت در اين اطلاع رساني مهم نقش عظيمي داشت. فرهنگ و مکتب امام آرام آرام جاي خود را باز کرد.
وي ادامه داد: اگر مديريت امام نبود توطئه هاي زيادي انقلاب را در آغاز در نطفه خفه مي کرد.
از آيةا... سيداحمد خاتمي پرسيده شد: بعضي از نظريه پردازان معتقدند، انقلاب ريشه کارگري داشته است کارگران اطراف شهر و حلبي آباد ها به خاطر فقر وارد شهر شدند و در تظاهرات ها شرکت مي کنند که منجر به انقلاب مي شود بعضي افراد گروههاي ديگر را مؤثر در پيروي انقلاب دانسته و نقش روحانيت را کمرنگ مي دانند شما نقش روحانيت را در آن زمان در چه ابعادي مؤثر مي دانيد؟
وي در پاسخ گفت: اين تحليل غيرواقع بينانه ترين تحليل است. فقط خودشان تحليل مي کنند و خودشان خود را تحسين مي کنند.
هيچ ناظر منصفي اينها را تأييد نمي کند. چون جامعه شناسي و روان شناسي انقلاب با سه چيز رقم مي خورد؛ رهبري، همراهان و شعارهاي انقلاب، رهبري که روشن است يک رهبري کاملاً ديني بود. من بر اين باورم که اگر مجموعه کلمات امام به رايانه داده شود و دنبال کلمات تکرار شده بگردند بيشترين کلماتي که امام تکرار کرده اند خداوند، اسلام و دين است.
وي گفت: همراهان انقلاب، کساني که جرقه انقلاب را مي زدند در واقع در مساجد يا حسينيه ها اين جرقه ها زده مي شد چه بسا کارگران هم دراين مجالس شرکت داشتند. اما بي رنگ ترين تحليل، تحليل مارکسيستي از انقلاب است.
برخي از ليبرالها از انقلاب تحليل ليبراليستي مي دادند، تحليل ليبراليستي از انقلاب هم تحليل نادرستي است، زيرا انقلاب اسلامي انقلابي بود که بر شالوده دين شکل گرفت.
خاتمي در بخش ديگري از سخنانش گفت: مردم هم مي دانستند چه نمي خواهند و هم مي دانستند چه مي خواهند برخلاف تحليل بعضي ها که گفته اند مردم مي دانستند چه نمي خواهند اما نمي دانستند چه مي خواهند. مردم جمهوري اسلامي را ابراز کردند. مفهوم آن هم روشن است در چارچوب دين جمهوريت را مي خواستند. هماني که مقام معظم رهبري از آن به مردم سالاري ديني تعبير کرد.
وي درباره نقش روحانيت نيز گفت: واقعيت اين است که براي سقوط رژيم شاه همبستگي ملي شکل گرفت همه اقشار آمدند. از آموزش و پرورش گرفته تا ادارات، بازاري ها، کشاورزان، برخي از روشن فکران، اگر اين همبستگي ملي شکل نمي گرفت انقلاب پيروز نمي شد آن چنان که در نهضت 15 خرداد مردم به صحنه آمدند اما همبستگي ملي شکل نگرفت. در سال 57 همبستگي ملي مشکل گرفت. سخن اين است که نقش اسامي را در اين همبستگي ملي چه جرياني داشت.
ما مدعي هستيم که روحانيت نقش اساسي را داشت روحانيت حلقه وصل تمام اقشار ملت بود.
به رهبري امام راحل عظيم الشان، روحانيت به منزله نخي بود که دانه هاي تسبيح مردم را به هم وصل مي کند امام دستور مي داد. روحانيت هم مثل يک سرباز خود را ملزم به اجرا مي دانست، بدون هيچگونه تعصب صنفي حرف من اين است؛ اگر روحانيت به عنوان حلقه وصل نبود اين همبستگي ملي شکل نمي گرفت.
سيداحمد خاتمي در پاسخ به اين پرسش که در دهه چهارم انقلاب وظيفه مردم و روحانيت براي حفظ ارزشهاي 30 سال گذشته چيست، گفت: در اين 30 سال شعارهاي اصلي انقلاب تحقق يافت البته وجود برخي نارساييها انکار پذير نيست اما بايد توجه کنيم انقلابي که با آن همه دشمن و بدخواه خارجي طرف است بايد نارسايي هايي داشته باشد البته برخي سؤ تدبيرها و سؤمديريتها غير قابل انکاراست. براي دهه چهارم چند کار اساسي لازم است، بايد آموزش و پرورش، صدا و سيما براي معرفي انقلاب به نسل به ميدان آمده تلاش بيشتري کنند.
در مرتبه بعد به فضل خدا دهه چهارم مي تواند دهه تثبيت قدرت جهاني انقلاب بزرگ اسلامي ما باشد. من معتقدم به فضل خداوند با مقاومت ملت در عرصه انرژي هسته اي، تثبيت اين مسأله همراه خواهد شد با قدرت جهاني شدن ايران اسلامي اگر دشمنان بتوانند اين حق مسلم قانوني را از ملت ايران بگيرند اين آغاز مراحل ديگر ذلت است. شنيدم برخي منتسبين به جريانهاي اصلاح طلب گفته اند اگر ما قدرت را در دست بگيريم غني سازي را تعليق خواهيم کرد. اين اظهار نظر، اظهار نظري نپخته و ذليلانه است.
وي در بخش ديگري از اين مصاحبه با بيان اينکه ارتباط چهره به چهره روحانيت با مردم بايد از نظر کمي و کيفي گسترش پيدا کند، افزود: صبغه مردمي بودن روحانيت بايد حفظ شود.
خاتمي تصريح کرد: هر امام جمعه اي که بيشترين ارتباط چهره به چهره را برگزار کرد امتياز دارد. امام جمعه نمونه را کسي معرفي کنند که بيشترين ارتباط چهره به چهره را برقرار کرده است.
من نمي گويم اکنون اين ارتباط وجود ندارد اما در دهه چهارم بايد به عنوان جريان باشد. امامان جمعه بايد حتي الامکان امور اجرايي را کم کنند و به امور فرهنگي بپردازند.
وي ادامه داد: وحدت با شعار به دست نمي آيد. وحدت با چند چيز به دست مي آيد، تحمل همديگر باور کنيم که آزادي يعني اختلاف سليقه و اين اختلاف سليقه نياز به تحمل دارد، برخوردهاي منطقي منصفانه داشته باشيم. انصاف بايد به عنوان يک ارزش جا بيفتد. خوبي را از هر کس ديديم تجليل کنيم بدي را مورد نقد قرار دهيم، پرهيز از برخوردهاي هتاکانه ضروري است؛ منطق ما مي گويد حتي به بي دين ها هم دشنام ندهيد.
شعار مرگ بر آمريکا مرگ بر اسرائيل فحش نيست اعلام موضع است. در قرآن هم داريم، «الا لعنت ا... علي القوم الظالمين».
خاتمي در ادامه از تجمل گرايي به عنوان آسيبي جدي براي روحانيت نام برد و گفت: اين واقعيتي است که مردم روحانيت را به ساده زيستي مي شناسند مردم ما تنگ نظر نيستند اما از يک روحاني انتظار ندارند ماشين 50 ميليوني سوار شود در حالي که مي تواند ماشين ارزان قيمت سوار شود. اين فرهنگي است که امام و مقام معظم رهبري مردم را با آن تربيت کردند. هم امام و هم مقام معظم رهبري در نهايت ساده زيستي بوده و هستند.
وي افزود: حرف من اين است که اين آفت است که يک روحاني که او را به يک نهاد اداري آورده اند اداري شود و روحانيت خود را فراموش کند.
وي توضيح داد: اين آفت است اگر جوان ما ببيند خداي ناکرده آقاي روحاني مثل آقاي رئيس، آقاي معاون، جناب سرتيپ، جناب سرلشکر با او رفتار مي کند معنويت هدف اساسي حضور روحانيت در اين جمع ها بوده که بايد حفظ شود.
آسيب ديگر روحانيت از ناحيه وابستگان است، وابستگان يعني همسر، فرزندان، دامادها، مسؤولين دفتر و امثال اينها، برخي از آسيبهايي که روحانيت در اين 30 سال ديده از اين مقوله است. چه بسا بزرگي در نهايت قدس و تقوا بوده اما دقت ويژه بر فرزند يا اعضاي دفترش نداشته است. سرانجام مسايلي پيش آمده که در نهايت آبروي روحانيت در آن منطقه رفته است.
اين يک آسيب است که يکي از وابستگان يک مسؤول (چه روحاني چه غيرروحاني) متخلف در آيد و از او حمايت کند.
خاتمي گفت: ترفندي که تاکنون به کار گرفته اند، شايعه سازي عليه روحانيت بخصوص چهره هاي سرشناس روحانيت است.
در وهله بعد آنان بدنبال بزرگنمايي نقاط ضعف هستند، هر قشري نقطه ضعف دارد غير معصومين همه نقطه ضعف دارند. بزرگنمايي برخي نقاط ضعف و سرايت دادن آن به مجموعه روحانيت ترفند ديگر دشمن است. |