صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ويژه دهه فجر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-02-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 21بهمن ماه 1387


خسرو معتضد در گفتگو با «قدس» : اعتصاب مطبوعات عليه رژيم شاه را قبول ندارم



* جواد صبوحي

اشاره:




به اعتقاد صاحبنظران علوم سياسي، گرچه رسانه هاي نوشتاري نمي توانند به مردم بگويند چگونه بينديشيد، اما به آنها مي گويند به چه بينديشيد. مي توانند از يک سو ناشر افکار مردم و از سوي ديگر راهنماي همان افکار باشند و خود را نماينده مردم نيز بدانند. آنها مي توانند سياست دولتها را تغيير دهند و تاريخ ملتها را رنگي ديگر ببخشند. با اين حال، مي توان ادعا کرد مطبوعات با آنکه زبان ملت هستند، نقش و اثر آنها بر افکار عمومي داراي پيچيدگي ها و نکات مثبت و منفي فراوان است. مطبوعات در اکثر موارد به عنوان يک عامل خير و صلاح و تنوير افکار عمومي عمل مي کنند. مطبوعات بايد به طور کلي موجب بيداري ملتها و راهنمايي آنها به سوي سعادت و ترقي باشند و راهي را بپيمايند که موجب پسند و توجه جامعه باشد. به هر حال، تسلط وسايل ارتباط جمعي بويژه مطبوعات بر افکار عمومي، واقعيتي انکارناپذير است.
يافته هاي تحقيقي که در خصوص نقش مطبوعات در اطلاع رساني انقلاب اسلامي صورت گرفته است، نشان مي دهد بهمن و اسفند 1356 در دو روزنامه «کيهان» و «رستاخيز» نشاني از انقلاب و تحول وجود نداشته است. در نتيجه گيري کلي اين تحقيق مشخص شده است که اين دو روزنامه بيشتر به مثبت جلوه دادن حکومت پرداخته اند و ضمن دعوت مردم به آرامش، آنها را به آگاهي نداشتن از نتيجه کار خود متهم مي کردند و سعي بر اين داشتند که حکومت و مردم را به آرامش نزديکتر کنند.
خسرو معتضد مورخ نام آشناي تاريخ معاصر، به موضعگيري روزنامه هايي چون کيهان و اطلاعات در خصوص انقلاب اسلامي اشاره دارد. گفتگوي ما با ايشان را مطالعه کنيد.





* جناب آقاي معتضد، اگر بخواهيم روند تحديد مطبوعات را از يک مقطع زماني مشخص مثل 28 مرداد 32 به بعد تورق کنيم، چند رويکرد براي آن متصور مي شويد؟
** بعد از 28 مرداد تعدادي مجله مناسب مثل «فردوسي»، «روشنفکر» و «سپيد و سياه» منتشر مي شد. در اين دوره تمامي روزنامه هاي توده اي و نيز روزنامه هاي طرفدار مصدق تعطيل و مطبوعات تصفيه مي شوند. در حقيقت، ما در بررسي مسايل نشريه ها با دو دوره تصفيه مطبوعات مواجهيم؛ نخست سال 41 که طي آن تعداد زيادي از روزنامه ها تعطيل مي شوند و دوره ديگر در سال 53 که در اين سال تمامي مطبوعات ايران به 133 روزنامه، مجله، ماهنامه و سالنامه محدود مي شود و بيشتر اينها هم متعلق به سه گروه اطلاعات، کيهان و رستاخيز و روزنامه ديگري به نام آيندگان است که چپي ها در آن نفوذ مي کنند.
* در اين دو دوره، رويکرد چهره هاي جنجالي مطبوعاتي چگونه است؟




** ببينيد، اخيراً اسنادي درباره روزنامه نگاران جنجالي منتشر شده است که من هيچ کدام از اين عده را جنجالي نمي دانم؛ در حقيقت اين عده پيش از آنکه جنجالي باشند، آدمهاي بيچاره اي هستند. چون دولت و وزارت اطلاعات که جانشين اداره کل مطبوعات وزارت کشور شده بود، آنها را کنترل مي کرد. ساواک از سويي و دربار نيز از سوي ديگر آنها را کنترل و سانسور مي کرد. اينجا بود که واقعاً مدير يک روزنامه نمي دانست بايد چه چيزي را منتشر کند.
* شخص شاه هم اين کنترل ها را انجام مي داد؟
** بله، شاه علاقه مند بود تا هر روز کيهان و اطلاعات را بخواند و از آنها ايراد بگيرد. کوچکترين مطلبي که مثلاً در مورد شکايت کارگران يک کارخانه و يا فرهنگيان وجود داشت، سانسور مي شد. نشر کتاب هم چنين وضعيتي داشت؛ چنانکه در سال 56 تعداد کتابها به 600 عنوان کاهش يافت و خفقان عجيبي بر بازار نشر حاکم شده بود. در زمان برژنف در شوروي سابق نشريه هايي با نام مطبوعات زيرزميني به صورت بولتن منتشر مي شد. در حالي که در ايران خبري از بولتن هم نبود. اسدا... علم در خاطرات خود مي نويسد: هفته اي نيست که شاه من را دعوت نکند و فحش و ناسزا ندهد. اعتراض او اين بود که چرا نشريه ها نوشته اند تاکسيرانان تهران ناراضي اند و يا کارگران کوره پزخانه از دستمزدهاي پايين خود گله مندند و يا اينکه چرا از بيمه نبودن خود چيزي گفته اند. فردوست هم مي گويد: اعليحضرت من را صدا مي کرد و مي گفت: فردوست ! مي بيني، مطبوعات هر روز به ما فحش مي دهند. کي مي شود از شر اين روزنامه ها راحت شويم.
خلاصه آنکه، فحاشي هاي مکرر مطبوعات در دوره مصدق به شاه، در او عقده اي ايجاد کرده بود تا اصولاً از جرايد خوشش نيايد.
* نشريه هاي موافق دولت چه حال و روزي داشتند؟
** دولت پولي به چند روزنامه چاپلوس مثل «فرمان» مي داد تا منتشر شوند. آنها هم به دروغ ادعا مي کردند روزنامه شان در 15 هزار نسخه منتشر مي شود. در حالي که معمولاً شمارگان روزنامه ها بيشتر از 2 - 3 هزار نسخه نبود. از اين تعداد، 200 نسخه به فروش مي رسيد و بقيه به صورت رايگان توزيع و يا خمير مي شد.
در آخرين دوره تصفيه مطبوعات تقريباً هر مجله اي که مورد توجه مردم قرار گرفته بود، تعطيل شد. مثلاً مردم نشريه هايي مثل «تهران مصور» و «سپيد و سياه» را مي خواندند. اين نشريه ها داستان نويساني همچون صدرالدين الهي و حسين قلي مستعان ، را که با قلم خود مردم را تسخير کرده بودند، در اختيار داشتند. علي اکبر کسمايي مقاله هايي درباره زنان مي نوشت و مردم هم آنها را مي خواندند. «ويکتوريا بهرامي»؛ طرفدار زنان بود و عليه مردان مي نوشت. با تعطيلي اين نشريه ها، روزنامه رستاخيز منتشر شد که در حقيقت اتحاد کيهان و اطلاعات بود.
* اعتصاب مطبوعات در اين دوره با چه رويکردي شکل گرفت؟
** درباره اين اعتصاب نظر مثبتي ندارم؛ زماني که هويدا 60 روزنامه و مجله مثل «دنيا»، «اتحاد ملي» و «سپيد و سياه» را تعطيل کرد، هيچ يک از روزنامه هاي کيهان و اطلاعات به اين مسأله اعتراض نکردند و در اين خصوص که چرا در يک کشور اين همه مطبوعات تعطيل مي شود، چيزي ننوشتند. در سال 1355 مورخي ازبکي کتابي نوشت که در آن ايرانيان را قومي وحشي در برابر ملل قفقاز و ترکستان و دولت مدرن و متورقي روسيه تزاري خطاب مي کرد که با رضايت کامل از ايران جدا شده اند.
من در واکنش به اين کتاب مقاله اي را براي کيهان نوشتم و در آنجا گفتم که اين ادعا دروغ است، ضمن آنکه لنين نيز خود، دولت تزاري را به عنوان دولتي وحشي و ستمگر معرفي مي کند. اما مديران کيهان از چاپ اين مقاله طفره رفتند. آقاي دکتر عنايت ا... رضا نيز که به دليل سکونت 30 ساله خود در شوروي، آگاهي کاملي از اين کشور و کمونيسم داشت، مقاله اي با عنوان «مگر ايرانيان ميهن پرست مرده اند» نوشت که اين بار هم کيهان از چاپ اين مقاله نيز خودداري نمود. با مصطفي مصباح زاده بنيانگذار روزنامه کيهان تماس گرفتيم و به وي گفتيم که اين مقاله بايد چاپ شود. آن قدر اصرار کرديم که سرانجام اين مقاله چاپ شد.
رژيم شاه اين روزنامه ها را تعطيل کرد و طولي نکشيد که جاي آن را روزنامه رستاخيز با مطالبي مهمل و خسته کننده پر کرد. کيهان و اطلاعات زير سانسور بود. شاه اين روزنامه ها را تأسيس کرده بود تا حافظ منافعش باشند. مثلاً در سالروز تولد شاه، کيهان در 100 صفحه منتشر مي شد. در سال 1355 امير طاهري در روزنامه کيهان مصاحبه اي 16 صفحه اي را با شاه انجام داده بود. روزنامه اطلاعات نيز در جشنهاي پنجاهمين سال شاهنشاهي و در جشن تاجگذاري شاه و يا در جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي در 120 صفحه منتشر مي شد، اين در حالي بود که ساير روزنامه ها در همان صفحات محدود در زير فشار و مزاحمت و سانسور دولت منتشر مي شد. خيانت بزرگي که شاه به خود کرد اين بود که مطبوعات را دولتي کرد، در حالي که اين مطبوعات نه تنها کمکي به شاه نکردند، که بعدها به بلاي جانش تبديل شدند. عامل اختناقي که آدمهاي کوچک را روانه مطبوعات کرد، هويدا بود. او کوشيد روزنامه ها و مديران با شخصيت آنها را از ميان بردارد و به عامل و نوکر حکومت تبديل کند. هويدا که ابتدا تلاش مي کرد روزنامه لوموند را در ايران منتشر کند، روزنامه «آيندگان» را منتشر کرد؛ همان روزنامه اي که داريوش همايون عهده دار اداره آن شد. همايون عضو حزب سومکا بود و پس از آن که با خواهر اردشير زاهدي ازدواج کرد، به اداره روزنامه آيندگان پرداخت.
پس از شهريور 1320 ، روزنامه ها با تأکيد بر حمايت از شاه منتشر مي شد و بعد از اين تاريخ روزنامه هاي اطلاعات، اطلاعات هفتگي، تهران مصور و... به موجوديت شاه کمک مي کردند. در روزنامه هاي ديگر گروهي کمونيست حضور داشتند. هوشنگ اسدي همسر نوشابه اميري، يکي از همين روزنامه نگاران در روزنامه کيهان سازماني کمونيستي با عنوان «نويد» ايجاد کرده بود. همين فرد امروز در صداي آمريکا از وجود اختناق در ايران صحبت مي کند ! از او پرسيدند چگونه کيهان را از دست دادي؟ جواب داد: «کارگران اين کار را کردند، آنها به ما گفتند شما کمونيست هستيد. دولت کارگران را تحريک کرد و آنها روزنامه را تصرف کردند و ما را بيرون کردند»، در حالي که روزنامه کيهان در انتشار مطالب خود آزاد بود. حزب توده هيچ نقشي در انقلاب نداشت. اين شما بوديد که خواستيد انقلاب ايران را کمونيستي و سازمان چريکهاي فدايي خلق، سازمان مجاهدين خلق و ديگر سازمانها را شريک انقلاب معرفي کنيد تا بعدها ادعا کنيد اين توده ميليوني که در خيابانها حضور دارند، همگي کمونيست هستند. اين شما بوديد که اشعار کمونيستي در روزنامه تان منتشر کرديد و در خصوص کردستان گفتيد خلق کرد به دنبال آزادي است. خوزستان را با ادعاي خلق عرب زبان به آتش کشيديد. شما کمونيست بوديد و شعار مرگ بر آمريکا سر مي داديد اما چه شد که راهي آمريکا شديد؟ مگر نمي گفتيد شوروي بهشت موعود است؟ پس چه شد که سر از آمريکا درآورديد؟
شما ببينيد در هيچ جاي دنيا تصاوير اعدامي ها را چاپ نمي کردند، اما نشريه هاي متعلق به آنها از اين کار ابايي نداشتند. بعدها سازماني جاسوسي در ارتش شکل دادند؛ به گونه اي که معلوم شد بهرام افضلي فرمانده نيروي دريايي تمامي اطلاعات مربوط به ناوچه هاي ايراني را در اختيار دولت شوروي قرار مي دهد.
* پس اين اعتصاب براي چه بود؟
** براي اين بود که مي خواستند خود را با انقلاب همگون نشان دهند، در صورتي که هر کدام از اينها دو يا چند شغل دولتي داشتند. حتي يکي دو نفر از آنها مديرکل بودند. اينها زماني افکار کمونيستي و آن روز افکار آمريکايي داشتند و در حقيقت، به انقلاب و مردم ايران خيانت کردند. در اول انقلاب، اعلام شد تا هر گروهي آزاد است حرف خود را بزند آنها از اين فرصت سؤ استفاده کردند و در راديو، برنامه «سلام اينترناسيونال»؛ صداي رسمي شوروي را توليد کردند. عده اي که قبلاً ساواکي بودند، امروز از اتحاد خلق ها صحبت مي کردند و به تفرقه قوميتها دامن مي زدند و از «ستم مضاعف» مي گفتند ! بنابراين، اينکه گفته مي شود اين نشريه ها در انقلاب ايران نقش داشته اند، درست نيست. انقلاب ايران را مردم ايران پيش بردند، در حالي که تمام شعارهاي مطبوعات کمونيستي بود. سعي تمام گردانندگان روزنامه هايي که به آغوش آمريکا رفته اند اين است که در ازاي دريافت 400 دلار، به مقدسات و وطن خود توهين کنند و از صبح تا شب جنگ رواني راه بيندازند.
همانطور که قبلاً گفتم، وضع کيهان و اطلاعات خيلي خوب بود و بسياري از روزنامه نگاراني که در اين روزنامه ها بودند، پستهاي مهم و کليدي در ادارات داشتند و در چند جاي ديگر کار مي کردند. هويدا نيز با اين بهانه که هيچ روزنامه اي نبايد شمارگانش از 5 هزار نسخه کمتر باشد، روزنامه ها را تعطيل مي کرد. شاه صداي همه را در گلو خفه کرد و در آخر هم مي پرسيد نمي دانم چرا همه از من بدشان مي آيد؟ !
او اصلاً معناي جريان آزاد اطلاعات را نمي فهميد. در ترکيه 5 هزار نسخه روزنامه و مجله ، 480 شبکه تلويزيوني، 1050 ايستگاه راديوي خصوصي وجود دارد. اين گونه است که همه احزاب در آن حرف خود را مي زنند و مقام دولتي آن هم به اسرائيل پشت مي کند. واقعيت اين است که مردم ديگر رغبتي به مطبوعات چاپلوس رژيم شاه، چاپ اخبار و عکسهاي جشن شاهنشاهي، انتشار کيهان و اطلاعات سال نداشتند و همين مسأله موجي از نارضايتي و خشم را به وجود آورد. هويدا محلي را به نام کوي نويسندگان به صاحبان اين روزنامه ها اختصاص داده بود و آنها هم تمام اين خانه ها را به اين بهانه که در شأن آنها نيست، فروختند و يا اجاره دادند. هويدا به گروه زيادي از اين روزنامه نگاران مشاغل اداري داد، امير طاهري را براي تفريح روانه لندن کرد. اما همين «آيندگان» که هويدا آن را لوموند خود مي دانست و آمده بود تا کيهان و اطلاعات را از پا درآورد، به او پشت کرد.

  


انقلاب در رسانه هاي بيگانه ؛ 21 و 22 بهمن ماه 57



راديو کلن (آلمان): پس از تظاهرات به طرفداري از جمهوري اسلامي، قرار است در ايران رفراندومي ظرف دو هفته آينده برگزار گردد تا از مردم سؤال شود آيا طالب جمهوري اسلامي هستند يا خير.
خبرگزاري فرانسه: سفير آمريکا در عربستان گفت، اگر امام خميني و شاپور بختيار توافق نکنند جنگ داخلي حتمي است.
روزنامه پراودا (شوروي سابق): حکومت بختيار بدون پشتيباني آمريکا نمي تواند دوام بياورد و مداخله گستاخانه آمريکا در امور داخلي ايران بايد هر چه سريعتر خاتمه يابد.
خبرگزاري رويتر (انگليس): وزير انرژي آمريکا گفت، قطع صدور نفت ايران به غرب بالقوه خطرناکتر از تحريم صدور نفت اعراب در سال 1973 است.
خبرگزاري آسوشيتدپرس (آمريکا): ارتباطات زميني ايران و آمريکا قطع شد. نماينده آمريکا در سازمان ملل پيش بيني کرد که تا دو سال آينده روابط ايران و آمريکا به حالت عادي بازگردد.
راديو مسکو: در بسياري از نقاط ايران سازمانهاي سيا و ساواک مشترکاً دارو دسته هايي به وجود آورده اند و شرکت کنندگان در تظاهرات را کتک مي زنند، خانه ها، اتومبيلها و مغازه ها را آتش مي زنند و غارتگري مي کنند.
روزنامه ديلي تلگراف (انگليس): آيةا... خميني به مقابله با دولت بختيار برخاسته است و مطمئن است که بختيار را از صحنه خارج مي کند.
خبرگزاري آسوشيتدپرس (آمريکا): سخنگوي وزارت خارجه آمريکا گفت، دولت واشنگتن همچنان از شاپور بختيار حمايت مي کند. نماينده آمريکا در سازمان ملل گفت، دولت کارتر نتوانست مشکلات محمدرضا شاه را پيش بيني کند زيرا نمي خواست چنين کاري را انجام دهد.
وي افزود، اگر ابرقدرتها بخواهند در ايران دخالت کنند حماقت کرده اند چرا که دست آخر بازنده خواهند شد.
خبرگزاري رويتر (انگليس): رئيس جمهور يمن جنوبي گفت، انقلاب ايران تحولي طبيعي عليه رژيم شاه است که با امپرياليسم و صهيونيسم همکاري مي کرد.
روزنامه ديلي ميل (انگليس): شاه ايران گفت، من از انتقاد مستثني نيستم. اما چطور مي توان تصور کرد که من 37 سال روزي 10 ساعت براي کمک به کشورم کار کرده باشم فقط براي اينکه ببينم به همان جايي رسيده ام که آغاز کرده بودم.
واشنگتن پست (آمريکا): رئيس جمهور مصر پيشنهاد کرد براي مراقبت از هواپيماهاي اف- 14 آنها به مصر منتقل شوند.
مجله اشپيگل (آلمان): رئيس سابق دايره ايران در سازمان سيا گفت، در مقابل انقلاب ايران انگشت به دهان مانده ايم. ما هرگز تجزيه و تحليل هاي پنتاگون از اوضاع ايران را جدي نمي گرفتيم. کارشناسان سيا شيوه هاي شکنجه نازيها را به مأموران ساواک تعليم مي دادند.
خبرگزاري رويتر (انگليس): شاپور بختيار گفت که تظاهرکنندگان با شعارهاي بي معني و فريادهاي گوشخراش مي خواهند بگويند که ما اکثريت داريم در حالي که اکثريت بايد آرام و خاموش باشد.
راديو بي بي سي (لندن): نبرد بين لشکر گارد و نيروي هوايي ايران ادامه دارد و به نظر مي رسد که اين کشور در لبه پرتگاه جنگ داخلي قرار دارد. زنان و مردان سراسيمه کيسه هاي خاک و شن را پر مي کنند و سنگر مي سازند تا در مقابل نيروهاي گارد از خود دفاع کنند. کاميون هاي نظامي ضمن تيراندازي از خيابانها مي گذرند و يک بولدوزر در جلو آنها موانع و سنگرها را درهم مي کوبد.
خبرگزاري يونايتدپرس (آمريکا): هزاران تن از طرفداران امام خميني از ترس اينکه مبادا تيراندازي واحدهاي گارد شاه مقدمه کودتاي نظامي باشد به سوي اقامتگاه امام خميني شتافتند.
خبرگزاري فرانسه: تجهيزات نظامي و جاسوسي آمريکا از ايران به پايگاه هاي نظامي انگليس در قبرس منتقل شد.

  


يادمان ؛ امام خميني (ره)



امام خميني، بنيانگذار انقلاب اسلامي 20 جمادي الاخر 1320 هجري قمري مصادف با ميلاد فاطمه زهرا(س) متولد گرديد.
تحصيلات مقدماتي را در خمين نزد ميرزا محمود آغاز نمود و سپس آن را در مکتب ملاابوالقاسم در مدرسه جديد التأسيس احمديه آن ديار ادامه داد. در پانزده سالگي، تحصيلات فارسي آن روز را به اتمام رساند و نزد برادر بزرگ خويش مرحوم آيةا... پسنديده، صرف، نحو و منطق را آغاز کرد و تا سال 1338 ه_.ق از محضر ايشان بهره برد. در 19 سالگي به واسطه روح جستجوگرش راهي حوزه علميه اراک گرديد که سرپرستي آن را مرحوم آيها... العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي برعهده داشت. در سال 1340 ه_.ق آنگاه که آيةا... حائري يزدي به درخواست علماي بزرگ قم از اراک مهاجرت و حوزه علميه قم را تأسيس نمود، امام نيز در پي استاد، حوزه اراک را ترک کرد و در حوزه علميه قم به تحصيل پرداخت و در محضر استاد، پايه هاي علمي و مباني فقهي و اصولي را تکميل کرد و در محضر مرحوم آيةا... شيخ علي اکبر يزدي در علم هيأت مهارت يافت. ضمن آنکه از استاد مرحوم آيةا... شاه آبادي متون مختلف عرفان، حکمت و فلسفه را نيز فرا گرفت.
امام راحل در سال 1345 ه_.ق به درجه اجتهاد نايل آمد و بدون نياز علمي و فلسفي به حوزه هاي علميه نجف در زمره مجتهدين قرار گرفت. آيةا... شيخ جعفر سبحاني، ضمن تأکيد بر اشراف امام بر مسايل فقهي، تأکيد مي کند که ايشان در سال 1324 ، سطوح عاليه را به ضميمه کتابهاي فلسفي تدريس مي کردند. امام تدريس خارج فقه و اصول را در سال 1364 ق در 44 سالگي همزمان با ورود آيةا... العظمي بروجردي به قم شروع کردند و به زودي حوزه درسي ايشان به يکي از مهمترين حوزه هاي درسي آن روز بدل گرديد. ايشان دو درس خارج؛ يکي فقه و ديگري اصول که خارج کفايه جلد دوم بود را تدريس مي کردند. دوره دوم خارج اصول امام تا سال 1327 به اتمام رسيد و آغاز دوره سوم با دستگيري ايشان توسط رژيم شاه مقارن گرديد و لذا اين دوره تعطيل شد.
امام راحل کتب فقهي«زکات»،«طهارت»، «مکاسب محرمه»، «بيع و خيارات» و برخي از ابواب مخصوص را تدريس نمودند که قسمت اعظم آنها به قلم خودشان به نگارش درآمده و از جمله آنها مي توان به کتابهاي الطهاره، المکاسب المحرمه و کتاب البيع و الخيارات اشاره کرد. ضمن آنکه براي نگارش تعليقه بر کتاب «وسيله النجاه» مرحوم سيد اصفهاني و يا تعليق بر عروَالوثقي، تأليف مرحوم «سيد يزدي» يک دوره فقه را با دقت مطالعه نموده و خلاصه نظريات هر دو را در اين دو تعليقه آورده اند.
آيةا... شيخ محمد فاضل لنکراني در خصوص مقام علمي امام خاطرنشان مي کنند: «در زمينه علمي، امام از مقام هاي متعددي برخوردار بودند، چنان که در رشته هاي فلسفه، عرفان، اخلاق، تفسير، فقه و اصول متخصص بودند.»امام خميني در طول حيات خود 85 اثر به زبانهاي فارسي و عربي را در حوزه هاي مختلفي چون فقه، اخلاق، فلسفه و عرفان به رشته تحرير در آوردند که شرح دعاي سحر، کشف الاسرار و تحريرالوسيله از مهمترين آنها به شمار مي روند. تأليفات ايشان در موضوعات دهگانه عرفان، اخلاق، فلسفه، فقه استدلالي، اصول فقه، رجال، رساله علميه، حکومت، امامت و روحانيت و همچنين شعر ارايه گرديده است.

  


امام خميني (ره) مردم و نخبگان را بيدار کرد



گروه فرهنگي- زهره کهندل: يکي از مبارزان انقلاب با اشاره به رفتارهاي اشتباه برخي روحانيون وابسته به دستگاه پهلوي گفت: در آن دوران امام خميني با تدبير و هوشياري به جوانان در برخورد با روحاني نماها هشدار داده بود.
به گزارش خبرنگار ما، حجةالاسلام والمسلمين سيدي، نوه مرحوم آيةا... ميرزاي قمي و از مبارزان انقلاب اسلامي با بيان اين مطلب در خصوص مبارزات قبل از انقلاب اسلامي در جمع طلاب مدرسه عالي نواب مشهد که در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب منشأ حرکتهاي مبارزاتي علما و طلاب و به دنبال آن قيام هاي مردمي بوده است، به بيان خاطرات و تحليل هايي از شرايط سالهاي قبل از بهمن 57 پرداخت.
وي با اشاره به گلايه هاي امام خميني از بعضي از روحانيوني که گرايش به حکومت داشتند در کتاب ولايت فقيه و جهاد اکبر ايشان خاطرنشان کرد: محمدرضا شاه در مراسم مختلف مثل جشن تولد خود که در سراسر کشور برگزار مي کرد از روحانيوني که ضعف داشتند و امام از آنان به روحاني نما تعبير مي کرد براي پيشبرد اهداف شوم خود بهره مي برد.
سيدي ادامه داد: اين روحاني نماها در جلسات شاه حرکات محمدرضا را تأييد مي کردند و آنان را دعا مي کردند و امام ضمن هشدار از خطرات روحاني نماها از جوانان و روحانيون اصيل کشور خواسته بود که آنان را از حرکتهاي اشتباهشان متنبه کنند.
او گفت: مردم فکر مي کردند که اين عمامه به سرهاي روحاني نما که دعا براي شاه مي کنند نماينده ديگر روحانيون هستند و رفتارهاي شاه براي آنان قابل قبول مي شد در حالي که اين، دسيسه هاي دستگاه پهلوي بود.
حجةالاسلام والمسلمين سيدي، انقلاب اسلامي ايران را، انقلاب فرهنگي دانست و افزود: هرچند تاريخ نويسان خواستند ريشه هاي انقلاب را عوض کنند اما نتوانستند و ريشه اصلي اين حرکت انقلاب مردم، جنبه فرهنگي با صبغه ديني داشت.
اين مبارز انقلابي با بيان اينکه حرکت امام خميني(ره) همه توده هاي مردمي و قشر نخبگان را بيدار کرد، عنوان کرد: جوانان ما با استقامت و پايداري ايستادند و اگر اين نبود هيچ يک از اين دستاوردها را امروز نداشتيم.
وي با اشاره به قدمهاي با استقامت و با تدبير در حرکتهاي اوليه امام اظهار داشت: در حوادث و قيام هاي گوناگون کليه مسايل برنامه ريزي شده و دقيق بود و ايشان هم هيچ گاه کوتاه نيامد و عقب نشست.
سيدي که در آن دوران دانش آموز دبيرستان دين و دانش قم بود، گفت: ساواک در آن زمان، دانشجو ها و طلبه ها را به اين جرم دستگير مي کرد که اعلاميه امام را خوانده و به کس ديگري داده و براي همين مورد 4 - 5 سال زنداني مي شدند.وي با بيان اينکه در آن زمان هر کسي که صبغه ديني داشت بر خود لازم مي دانست عليه رژيم قيام کند، افزود: جلسات مذهبي ما نيز بعدها به جلسات مبارزاتي تبديل شد.وي در خصوص برنامه هاي رژيم پهلوي براي براندازي مذهب در ميان مردم عنوان کرد: شاه با حرکتهاي ظاهري و رواج فحشا در جامعه مردم را مجاب مي کرد که مبارزات مردم قوت گيرد. وي افزود: مطالبي که امام در مورد حکومت اسلامي به صورت درس در نجف فرموده بودند، در آن جا چاپ مي شد و به صورت قاچاقي به دست ما مي رسيد.
وي با اشاره به دوران تبعيد امام خميني(ره) در بغداد گفت: برخي به امام راحل پيشنهاد داده بود که شما با حزب بعث همراه شويد زيرا آنها نيز با شاه مخالفند اما ايشان هوشيارانه پاسخ دادند درست است که هر دو مخالف رژيم پهلوي هستيم اما انگيزه آنها با انگيزه ما متفاوت است و حتي در مقابل هم، شما نمي دانيد که صدام چه موجود درنده اي است.
سيدي در پايان با اشاره به خاطره اي از حضور امام در خانه پدري اش گفت: در آن زمان من از زندانهاي ضد خرابکاري ساواک آزاد شده بودم، پدرم به امام گفتند که پسرم هم مدتي را در زندان بودند، ايشان با نگاهي که سرشار از قدرت و ابهت بود فرمودند در اين دوران کداميک از مردم ايران در زنداني که رژيم پهلوي براي ملت ساخته بود، نبودند.اين مبارز انقلابي يادآور شد: مردم ايران با آگاهي از شرايط بدي که در آن قرار داشتند براي آزادي از زندان دستگاه پهلوي قيام کردند که امروز نتايج آن هوشياري و استقامت را در نظام جمهوري اسلامي ايران شاهد هستيم.
سيد محمود رضويان، از مبارزان انقلاب و يکي از مسؤولان موزه عبرت نيز با اشاره به تحولات سالهاي 43 تا 50 در کشور گفت: پس از دستگيري امام خميني(ره) و تبعيد ايشان به نجف، از سوي طلاب در مسجد بالاسر قم جلسات مذهبي براي آزادي امام برگزار مي شد. در يکي از اين تظاهرات طلاب به صورت دسته جمعي در فاصله مسجد اعظم تا فيضيه حرکت مي کردند و ساواک هم در بين جمعيت بود تا آنان را متفرق کند و ضرب و شتم شديدي ميان دو گروه شکل گرفت.
وي ادامه داد: در سالهاي نزديک به پيروزي انقلاب فشار رژيم بيشتر مي شد و جلسات علني کمتر شده بود و حرکات بيشتر پنهاني بود.رضويان که در آن دوران دانش آموز دبيرستاني بود، خاطرنشان کرد: آخرين اعلاميه هايي که پخش مي شد را توزيع مي کرديم، يکي از دوستانم عکس حضرت امام و کتابهايي از ايشان را برايم مي آورد من هم بايد طي مدت کوتاهي کتاب را مي خواندم و به ديگران مي دادم. کتاب ايشان بر روي ما بسيار تأثيرگذار بود و فرامين و راهنمايي هاي امام در اين کتاب مبناي تشکيل گروه جوانان غيور شد.وي افزود: امام خميني(ره) در نوشته هايشان فرموده بودند که آخوندهاي درباري را چرا رها نمي کنيد آنها لباس روحانيت به تن کرده اند که روحانيت را ضايع کنند. اينها لياقت کشته شدن را ندارند بلکه آنها را رسوا کنيد و نگذاريد با لباس روحانيت در جامعه ظاهر شوند.اين مبارز انقلابي با بيان اينکه در آن دوران انواع روحانيت در جامعه وجود داشتند، اظهار داشت: زماني که اين دستور امام را شنيديدم خودمان را مکلف به اوامر ايشان دانستيم و به وسيله يکي از اساتيد که دانشجوي دانشگاه بود در اين مسير حرکتهايي داشتيم عمامه بعضي از روحاني نماها را مصادره کرده و اعلاميه هاي امام را چاپ و توزيع کرديم.

  


... در روز «ر به اضافه يک» !



روزهاي التهاب و يأس از کنترل قيام مردمي، بيگانگان را نيز دچار سرگرداني ساخته بود و اجراي طرح کودتا يکي از مهمترين راهکارهايي بود که مي توانست مرهمي بر زخمهاي آنان باشد. بسياري از کارشناسان علوم سياسي معتقدند کودتايي که در طرح برژينسکي، کارتر و هايزر بود در صورت وقوع مي توانست خونين تر و فاجعه آميزتر از حوادث مشابه آن همچون شيلي باشد.
روزهاي «ر، منهاي يک» و «ر، به اضافه يک» رمز زماني بود که بايد کودتا انجام مي گرفت و در بسياري از اسناد از جمله مذاکرات سران ارتش درج شده در «مثل برف آب خواهيم شد» ذکر گرديده است. هايزر در گزارش خويش به ژنرال هيگ مي نويسد: «... اقداماتي که من بر آن تأکيد مي کنم استفاده از ارتش در شکستن اعتصابات گمرکات، نفت و بانک است. در مذاکرات مربوط به مراحل اجرايي طرح يکي از امراي ارتش پس از تأکيد بر اينکه «ما در آستانه سقوط هستيم» چنين گفته است: شب حتماً بايستي رؤساي مخالفين، تمام رؤسا و سرکردگان در هر لباس و موقعيتي که هستند دستگير شوند ولو بيست هزار نفر ... آنچه از نفراتمان داريم بايد به کار بگيريم و آنچه نداريم بايد از سرنيزه و تپانچه مان استفاده کنيم. يعني يک نفر را پشت دستگاه بگذاريم و گلوله را هم پشت سرش بگذاريم، بگوييم کارت را مي کني يا تو را مي کشيم ... بلافاصله بايد دستگاه تبليغاتي را در اختيار بگيريم تا همه افراد در گوشه و کنار مملکت بفهمند وضعيت چيست ... بايستي در روز «ر، منهاي يک» کشور را با قدرت نظامي اشغال کنيم. قره باغي و ديگران تأييد مي کنند و دستورالعمل بختيار نيز جز اين نيست...
در روز «ر، به اضافه يک» چنانچه تظاهرات منجر به اغتشاش و... گردد و امنيت و موجوديت مملکت ... را به مخاطره اندازد نيروهاي مسلح شاهنشاهي بايد فوراً و به شدت وارد عمل شده و اقدام به سرکوب نمايند.
مأموريت در تهران، ص 305 ، 306
مثل برف آب خواهيم شد، ص 16 تا 81

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com