|
* جواد نعيمي
دلم را به تو مي سپارم، اما ديدگانم را لازم دارم! زيرا كه سالهاست به راه آمدن تو صف كشيده اند. چشم هايم را مي خواهم تا باز هم آنها را فرش زير پاهاي تو كنم !چشم هايم را مي خواهم تا آنها را مثل دو چلچراغ، فرا راه انديشه ام قرار دهم و در تاريكي هاي دنيا و ظلمات ناداني هايم؛ در پرتو تلالو و روشنايي آنها، راهي را كه پر از سبزه اميد و بوي خوش انتظار است؛ گم نكنم!
چشم هايم را دوست دارم، چون هماره نام محبوب را زينت مردمك هاي خويش مي كنند و پيوسته گلدان گل زيباي نرگسند!
به ديدگانم احترام مي گذارم، چه آنكه پيوسته پشت پرده انتظار ايستاده اند و همواره نام منجي جهان را زمزمه مي كنند. چشم هايم را با چشمه هاي جوشان سراسر دنيا تعويض نمي كنم. چه آنكه آنها به ياد تو متبركند!
ديدگانم را مي بوسم و با استشمام بوي نام مقدست، به سرودن ترانه اي عاشقانه براي تو مي نشينم! اي ديدگان مهربان من! اي قنديل هاي محترم! اي رشك ستاره ها !اي فروغ هاي جان من! اي دروازه هاي اميد و انتظار! مرا تنها نگذاريد! مرا ترك نكنيد! تا آن زمان كه روي خورشيد غايب را ببينم، همراهي ام كنيد! دوست تان دارم چشم هاي محبوبم! |