|
* عباس مشكوة رضوي
اختلاف خانوادگي چيزي نيست كه كسي با آن رو به رو نشده و يا اينكه درگير چنين موضوعي نشده باشد.
اختلاف سليقه يك امر بديهي و امري رايج در جامعه و بويژه خانواده هاست اما اينكه ما چگونه با اين مسأله برخورد مي كنيم، اهميت بيشتري دارد.
بسياري از جنايتها و درگيريهاي منجر به قتل ناشي از همين اختلافات خانوادگي است، به طوري كه در 10 ماهه سال جاري بيشترين انگيزه وقوع قتلها در كشور، اختلافات قبلي و خانوادگي اعلام شده است.
با اين حال سهم قتلهاي خانوادگي در پرونده هاي قتل سال جاري 30 درصد، وقوع قتل توسط فرزندان در قتلهاي خانوادگي 5/9 تا 10 درصد ميزان وقوع قتل توسط والدين در قتلهاي خانوادگي، 13 درصد اعلام شده كه نسبت به سال گذشته از رشد نسبي برخوردار بوده است.
از سويي موضوعات مالي، مواد مخدر، سوءظن، وجود نداشتن ارتباطات قوي در روابط خانوادگي، بيشترين دليل وقوع قتلها توسط بستگان است، به طوري كه عمده اين قتلها بدون برنامه ريزي قبلي و بر اثر هيجانات آني به وقوع مي پيوندد و در بسياري از مواقع؛ قاتل از كارش پشيمان شده و خود را به مراجع ذي ربط معرفي مي كند.
بايد اذعان كرد عصبانيت و خشم هنگام اختلافات خانوادگي بزرگترين آفت يك ارتباط صحيح و منطقي است. آمار قابل توجهي در دادگاه هاي كيفري وجود دارد كه برخي قتلها بر اثر عصبانيت آني و ناگهاني اتفاق افتاده است و همان طور كه اشاره شد بيشتر عاملان جنايت پس از فرو نشستن خشمشان، از كاري كه كرده اند، پشيمان و نادم بوده اند.
به واقع بايد اظهار داشت، فرهنگ گفتگو با اعضاي خانواده بايد از كودكي در خانواده احيا شود و به كودكان آموخت كه گره بسياري از مشكلات با همفكري و پادرمياني بزرگترها و ريش سفيدان قابل حل است. بياموزيم كه هنگام مشكلات و فشار زندگي خويشتندار باشيم و از عصبانيت بپرهيزيم.
از اين روي مهمترين عامل در پيشگيري از جنايتهاي خانوادگي، كيفيت روابط در كانون گرم خانواده است. از اين رو، پرداختن به بهداشت رواني خانواده و آموزش مهارتهاي زندگي براي جلوگيري از بروز بزهكاري در سنين پايين و هرج و مرج جامعه ضروري است.
بايد هوشيار بود خشونتهاي خانوادگي مي تواند مقدمات جرمهاي بزرگتري را در آينده فراهم كند، بنابراين خانواده ها بايد با اثرات مخرب و مخاطره آميز اين رفتارها آشنا شوند. به فرزندانشان بياموزند كه كنترل خشم كليد ارتباط صحيح و سالم با ديگران بويژه اعضاي خانواده است. روشن است كه گونه هاي مختلف اجتماعي شدن والدين و فرزندان به دليل تفاوت و ارزشها موجب تفاوت انتظارهاي آنها از يكديگر مي شود، در نتيجه تفاوت اجتماعي شدن والدين و فرزندان، اختلافات و گاهي سردي كانون خانواده را به وجود مي آورد و اينجا نقش والدين پررنگتر از گذشته است. پدر و مادر بايد سردي ايجاد شده را با دم مسيحايي خود گرم كنند و باعث الفت بيشتر اعضاي خانواده شوند.
تقوا و تعهد خانواده، نظارت مناسب بر رفتار فرزندان، استفاده نكردن از ماهواره، فيلمها و سايتهاي مبتذل اينترنتي، ارتباط نداشتن نوجوانان با دوستان ناباب از بروز خشم بين اعضاي خانواده جلوگيري مي كند. از سويي شركت كودكان و نوجوانان در امور ورزشي مورد علاقه و مجالس مذهبي، ارتباط با افراد مذهبي، رعايت شئونات اخلاقي در خانواده، ارتباط صميمانه بين والدين و فرزندان و اهميت دادن به تحصيلات، مانع ارتباط ناسالم و ايجاد خشم و عصبانيت در بين آنها مي شود. |