|
رسيدگي به پرونده پسر اسيدپاش در دستور کار هيأت قضايي دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت.

به گزارش ايسکانيوز، فريادهاي پسر 21 ساله اي به نام «داوود»غروب دوم آبان 1384 در خيابان «گلستان»مجيديه - 16 متري دوم - لرزه بر جان مردم انداخت. همسايگان وقتي سراسيمه از خانه هاي خود بيرون دويدند، با پسري روبه رو شدند که با سرعت مي گريخت.
سپس بدن نيمه جان «داوود»به بيمارستان برده شد، اما اين پسر نگون بخت با وجود تلاش پزشکان ، چشم چپ خود را از دست داد و تمامي صورت و گردنش بر اثر اسيدپاشي سوخت.
تجسس پليس اداره آگاهي مرکز براي رديابي مجرم فراري ادامه داشت تا اينکه 24 ساعت بعد «حميد» 21 ساله دستگير شد.
وي که هيچ راهي براي گريز از قانون پيش روي خود نمي ديد، در بازجوييها لب به اعتراف گشود و گفت: داوود به من حرفهاي زشتي زده بود و به همين دليل تصميم گرفتم صورتش را با اسيد بسوزانم.
به دنبال بازسازي صحنه جنايت، کيفرخواست از سوي «صفرخاکي» داديار شعبه اظهار نظر دادسراي جنايي تهران صادر و «حميد» با وثيقه 500 ميليون توماني آزاد شد.
قرار بود، مجرم اين هفته در شعبه 71 دادگاه کيفري تهران محاکمه علني شود، اما اين نشست به دليل غيبت او به زمان ديگري موکول شد.
«داوود»در اين خصوص اظهار داشت: نمي دانم به چه جرمي به اين روز افتادم. چشم چپم تخليه شده است و با چشم راستم فقط مي توانم فاصله دو متري اطرافم را ببينم. شايد هم امروز و فردا چشم راستم به طور کامل کور شود.
وي درباره اين ماجرا توضيح داد: تازه خدمت سربازي را تمام کرده بودم و مي خواستم يک ماشين بخرم تا مسافرکشي کنم. ساعت 11 ظهر بود که به سمت پارک «گلستان» رفتم. غرق در افکارم بودم که يک نفر جلويم ايستاد و به صورتم اسيد پاشيد، ديگر چيزي نفهميدم. اين طور بود که روزگار خودم و خانواده ام بي هيچ گناهي سياه شد.
«داوود» اضافه کرد: باور کنيد تا آن روز، اصلاً «حميد» را نديده بودم و نمي شناختم. کاش مي گفت به چه جرمي مرا به اين وضع انداخته است. حالا حتي نمي توانم از خانه ام بيرون بيايم. سر، گردن و سينه ام به کلي سوخته و مجبورم با قاشق آب بنوشم. فقط قصاص پسر جنايتکار مي تواند مرا کمي آرام کند و بي صبرانه منتظر صدور اين حکم هستم. |