صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-03-01
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 11اسفند ماه 1387


نگاهي به نمايش «کابوسهاي يک پيرمرد بازنشسته خائن ترسو» ؛ کاوشهاي کابوس وار پيرمرد



* آي سان نوروزي
نويسنده و کارگردان: نادر برهاني مرند






بازيگران: علي سرابي، ريما رامين فر، امير جعفري، مجيد صالحي، ستاره پسياني، افسانه ماهيان
خلاصه داستان: خانواده طبق عادت دو ساله پيش از تحويل سال نو، براي مسافرت به فريمان آماده مي شوند، اما پدر خانواده براي خريدن ماهي از خانه خارج شده و هنوز باز نگشته است. خسرو بعد از دقايقي به خانه بر مي گردد اما در کمال تعجب متوجه مي شود که هيچ يک از اعضاي خانواده اش حضور او را احساس نمي کنند. خسرو مي فهمد که در همين لحظه سر يک چهارراه نزديک خانه اش تصادف کرده است و...
بعد از چند نمايش خوب و خوش ساخت قبلي که از برهاني مرند ديده بودم، «کابوسهاي...» نمايش ديگري بود که به واسطه مضمون و محتوا، لحن روايت، ساختار روايي و انسجام و يکدستي اجرا، حس لذتبخش تماشاي نمايش خوب ديگري را برايم به همراه داشت.
فضاي نمايش و اجراي آن به واسطه انطباق با جزئيات واقعي زندگي مخاطب، اولين ويژگي است که درگيري و ارتباط با داستان و رويدادها را باعث مي شود. نادر برهاني در اين رابطه ابتدا با معرفي شخصيتهايش که اعضاي يک خانواده امروزي هستند، مقدمات ورود به فضاي داستانش را فراهم مي آورد. در واقع قوت نمايش در همين نقطه ارتباط اوليه است که مخاطب را مجذوب موقعيت و رويدادهاي داستان مي کند.
ورود پياپي شخصيتها در حالي که هر کدام يک موقعيت يا خصلت و رويداد را با خود به همراه دارند، تماشاگر را در نخستين دقايق نمايش با جذابيتي نمايشي مواجه مي کند که زمينه ساز ارتباطي مؤثر است که تا پايان ادامه پيدا مي کند. ضمن اينکه لحن کميک و پرداخت طنز آميز حاصل پرداخت او و شخصيت مسعود واصلان با بازي مجيدصالحي و امير جعفري نيز در اين زمينه بسيار مؤثر بوده است و سهم زيادي در اولين نقاط جذابيت نمايش در ارتباط تماشاگرانش دارد.
«کابوسهاي...» در ادامه به راحتي و ريتمي يکدست و منظم روايت داستانش را آغاز مي کند. بعد از اين موقعيت خسرو «پدر» که در فضاي معلق ميان واقعيت و ذهنيت به خانه برگشته است، روايتگر داستان و محتوايي است که نادر برهاني آن را با چينش ساختاري متناسب با اين بينابيني روايت مورد پرداخت قرار داده است.در واقع نمايش روايتهايش را در بستر همراهي، همزماني، جانشيني و همنشيني رويدادها تعريف مي کند و به روي هم قرار گرفتن ابتدا و انتهاي روايتها يا به کارگيري ابزارهاي ارتباطي مثل تلفن و... امکانات لازم براي پيشرفت و تعريف اين ساختار را به وجود مي آورند.
نمايش جديد برهاني، بيشتر در ساختار کلي روايت و به طور کمرنگ و جزئي تر در رعايت مؤلفه هاي کوچکتر همه امکانات و ابزارهايش را در خدمت قرار گرفتن ذهنيت يا وجه شهودي حضور قهرمان (خسرو) در کنار واقعيت به کار گرفته و در حوزه ساختار تقريباً بدون نقص به ارائه اين شگرد مي پردازد. خسرو در خواب يا مرگ بعد از يک تصادف به گونه اي غيرواقعي در عالم شهود به خانه بر مي گردد و اتفاقها و بازخوردهاي رفتاري و اخلاقي خانواده اش را نسبت به خودش مي بيند و مي شنود. اين حضور شهودي و بازگشت و سيلان در زمان که احتمالاً در حالت کما براي او اتفاق مي افتد، فرصتي استثنائي را برايش فراهم مي آورد تا در آن، اشتباهها و رفتارهاي ريز و درشت فردي، خانوادگي و اجتماعي اش را از ديد ساير اعضاي خانواده و از زبان اطرافيانش مرور کرده و به واسطه اين مرور دوباره، به شناخت و دريافتي جديتر نسبت به اعمالش در گذشته دست پيدا مي کند:
- اصلان: خوابم يه رازه مثل مرگ !
خسرو: من فکر مي کنم مردم.
اما در عين حال بايد اعتراف کرد که همه اين قضاوتها، تعدد شخصيتها و رويدادهاي چند گانه در برخي فصلهاي نمايش، کاستي ها و کمبودها يا اشکالهايي را هم وارد کار مي کرده اند. به عنوان مثال ميتوان حضور ماري - عروس خانواده- و ماجراي پيدا شدن دفترچه زنداني شدن پسر خانواده در گوانتانامو- داستان سيستم گرمايشي W . T . C - و... را از جمله رويدادها و مواردي ذکر کرد که دليل وجود آنها در داستان و تأثير جدي آن در روند روايت موضوع و... را به سختي مي توان مورد تحليل قرار داد.
در واقع روايتهاي همزمان، تلفيق واقعيت و ذهنيت و بر هم زدن ترتيب زمان در ساختار اجرايي همان گونه که در بيشتر فصلهاي «کابوسها...» باعث جذابيت نمايش و کاربرد يافتن مؤلفه هاي ساختار شده، در برخي برشها ضعفها و آشفتگي هايي را هم در زمينه پرداخت و زمينه ها به همراه داشته است.
نمايش برهاني مرند علاوه بر اين ها نگاهي کاملاً اجتماعي هم دارد و نمي توان آن را يک اثر شخصي درباره کاوشهاي کابوس وار و خيال گونه قهرمان آن دانست. خانواده خسرو و پسرها و دخترهاي جوان او هر يک بخشي از جامعه اي هستند که بعد از ارتباط و نسبت با خانواده، گروه و طبقه خودشان را در معرض بازخورد و قضاوت قرار مي دهند. البته درست ايت که همه نگاههاي اجتماعي نمايش از منظر يک نگاه مرکزي و به واسطه حضور خسرو در محور داستان تعريف مي شوند، اما وجود آنها را به عنوان يک رويکرد مهم موضوعي نمي توان از نظر دور داشت.تازه ترين نمايش نادر برهاني مرند، اثري است که بيشتر احساس و قضاوت شهودي تماشاگر را به چالش مي کشد. در واقع مخاطب مثل قهرمان نمايش شاهد يک حرکت شهودي در مسير محکمي است که براساس عينيتها و وقايع تجربه شده واقعي داوري مي شوند. اين نگاه از منظر برداشتهاي شخصيت از وقايع، اشتباههاي بزرگ يک مرد را مورد اشاره و تأکيد قرار مي دهد و رفتارها و انتخابهاي زندگي را به چالش مي کشند.
يکي از مهمترين موارد ديگر درباره نمايش برهاني، حضور موفق بازيگران آن است مجموعه بازيگران جوان و باتجربه «کابوسها...» به خوبي توانسته اند لحني يکدست و هماهنگ را که بر اساس منظور، هدف و لحن اجراي نمايش تأويل پذير است، به دست دهند.
امير جعفري علاوه بر طنز شيريني که در کلام و بازي اش دارد به خوبي توانسته بار معنايي و گفتار کليد معنا را در اختيار بگيرد و در فرصت مطلوب به درستي در معرض انتقال قرار دهد.
مجيد صالحي هم در نقش يک جوان شوخ طبع و در معرض آسيب امروزي، حضوري موفق و تأثيرگذار دارد و در کنار واقع گرايي، ارائه نقش از سوي ستاره پسياني زوج موفقي را با هم ساخته اند.افسانه ماهيان در نقش دختر شکست خورده خانواده دو شخصيت بيروني و دروني را به خوبي و در کمال باورپذيري ارائه مي دهد. شيوا ابراهيمي با وجود همه سؤالهايي که درباره شخصيت او در داستان مطرح مي شود، بازي خوب را ارائه داده و اميد دلاوري نيز در کنار اين مجموعه نقشي باورپذير و نزديک به واقعيت را ارائه مي کند.
اما بيش از همه بازيگران ريما رامين فر و علي سرابي هستند که به واسطه چالشها و رويدادهاي مختلف داستان در معرض آزمون و امتحان قرار مي گيرند و تلاش بيشتري در ارائه مطلوب نقشهايشان دارند.

  


همزمان با برپايي اولين جشنواره سراسري تذهيب هاي قرآني ؛
مکتب هنر رضوان در مشهد افتتاح مي شود



گروه هنر- سپاهي يونسي: مرحله نهايي داوري جشنواره سراسري تذهيب هاي قرآني روز گذشته در نگارخانه رضوان مشهد آغاز شد.






به گزارش خبرنگار ما در اين مرحله از ميان 250 اثر راه يافته به مرحله نهايي داوري، 8 اثر برگزيده توسط اساتيد برجسته هنر کشور از جمله دکتر محمد علي رجبي، دکتر عبدالمجيد شريف زاده و استاد مجيد فدائيان انتخاب مي شود تا با تعداد ديگري از آثار برتر در نمايشگاهي که در تاريخ 17 اسفند افتتاح مي شود، شرکت داده شوند.
اين جشنواره با هدف ترويج فرهنگ و هنر متعالي، شناسايي، معرفي، تجليل و حمايت از پديد آورندگان آثار در زمينه آرايه هاي قرآني برگزار مي شود که آثار برگزيده داوري مرحله نهايي نيز در نگارخانه رضوان از 17 تا 22 اسفند به نمايش در مي آيد.
گفتني است اين جشنواره به همت مؤسسه آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي و مديريت امور هنري شهرداري مشهد در 22 اسفند ماه سال جاري طي مراسمي با دعوت از بزرگان واستادان برجسته هنر تذهيب کشور و اعلام اسامي برگزيدگان به کار خود پايان خواهد داد.
همچنين همزمان با برگزار ي اين جشنواره مکتب هنر رضوان وابسته به مؤسسه آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي در جهت تحقق تشکيل دانشسراي هنرهاي اسلامي در مشهد افتتاح مي شود.

  


آکادمي اسکار اعلام کرد؛ سفر اعضاي آکادمي به ايران سياسي نيست



مدير روابط عمومي آکادمي اسکار اعلام کرد، حضور اعضاي بلندپايه آکادمي اسکار در ايران به هيچ عنوان سياسي نيست و آنها مأموريت غير دولتي دارند.
به گزارش ايسنا، «ليسل اونگر»، مدير روابط عمومي آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريکا، اخبار منتشره از سوي رسانه هاي ايران مبني بر سفر اعضاي بلندپايه آکادمي اسکار به تهران را تأييد کرد، اما تأکيد نمود که اين سفر يک مأموريت غيردولتي است که براي برگزاري يک هفته نشستهاي فرهنگي انجام مي شود.
وي به خبرگزاري فرانسه گفت: گروه اعزامي آکادمي اسکار هم اکنون در ايران هستند. آنها هيچ برنامه سياسي در دستور کار ندارند و اين صرفاً يک اقدام غيررسمي براي امور آموزشي و فرهنگي است.
«اونگر» اظهار کرد: اين گروه شامل سيد گانيس، رئيس آکادمي اسکار، فرانک پيرسون، رئيس سابق آکادمي ، ويليام هوربرگ، تهيه کننده و آنت بنينگ، بازيگر است که پس از دريافت رواديد به تهران سفر کردند.

  


فيلمهاي نوروزي شبکه دو سيما معرفي شدند



گروه هنر- شبکه دو سيما 18 فيلم سينمايي و تلويزيوني متشکل از سينماي ايران و جهان را براي پخش در ايام نوروز تدارک ديده است.
جشنواره نوروزي فيلمهاي سينمايي شبکه دو سيما از روز سه شنبه 27 اسفند آغاز و تا روز جمعه 14 فروردين ماه ادامه خواهد داشت.بنابراين گزارش، شبکه دو سيما در ايام نوروز فيلمهاي خود را ساعت 17/30 به روي آنتن مي فرستد و تکرار آنها نيز روز بعد ساعت 23 پخش خواهد شد.از فيلمهاي خارجي که قرار است در ايام نوروز از شبکه دو پخش شود مي توان به «راه حل نهايي»، «توطئه 1 »، «توطئه 2 »، «ميهمان»، «دنياي بدون دزد»، «کلاه چرمي ها»، «شکست»، «گرگ آبي»، «آقاي 3000 »، «رستگاري»، «لونا روح يک وال» و «ماجراي دسپرو» اشاره کرد.همچنين «حول حالنا»، «اينجا بودن» و «حلقه» نيز از تله فيلمهاي ايراني است که در اين مدت از شبکه دو پخش مي شوند.

  


از مصرع خوب، تا بيت خوب



* محمد کاظم کاظمي

سالهاي جنگ و مصيبت در افغانستان، با تمام خسارتها که از هر لحاظ به اين کشور وارد کرد، از نظر ايجاد يک جريان تازه ادبي خالي



از برکاتي نبود. يکي از توفيقهايي که به ناگزير نصيب ادبيات افغانستان شد، مهاجرت جمعي از مردم به جمهوري اسلامي ايران و ايجاد يک جريان ادبي در اين کشور بود که در اين سالها همچنان بالنده و زاينده بوده است.
بسياري از اين شاعران، با محافل ادبي و مطبوعات کشور ميزبان، ارتباطي نيکو داشتند و دارند و البته گاهي در اين کارگاه نيز از آثارشان بهره مند هستيم، همچون حسين حسين زاده «ارژنگ » و سيد احمدعلي فاخر.
***
جناب حسين زاده ارژنگ
البته براي شما که صاحب کتاب شعر چاپ شده نيز هستيد، شايد سخنان ابتدايي و مقدماتي ضرورتي نداشته باشد و شعر شما نيز به سبب چندين سال تجربه و مهارت، از اين مراحل درگذشته است. در اين نوبت، تعدادي غزل از شما دريافت کرده ايم که مسيري جديد را در شاعري تان نشان مي دهد، چون پيش از اين بيشتر شما را با شعر نو مي شناختيم.
آنچه در غزلهاي شما کاملاً چشمگير است، وجود جرقه هايي بسيار روشن است؛ يعني مصراعهايي تازه، خلاقانه و سرشار از عواطف. ولي نمي دانم چرا گاهي اين مصراعها به بيتهاي خوبي بدل نشده اند و بيتها غزلهاي يکدستي را سامان نداده اند. وقتي آدم مصراعي مثل «هر دم برايت واژه ها را پست خواهم کرد در غربت » را مي بيند، يک انتظار ويژه در او ايجاد مي شود براي يک بيت شگفتي آفرين. ولي مصراع دوم اين بيت، اين انتظار را به نوميدي مي کشاند:
هر دم برايت واژه ها را پست خواهم کرد در غربت
فرداي رؤياهاي آبي را هنوزم ساز خفتن هست ؟
همين گونه است اين بيتها که اغلب يک مصراع قوي و يک مصراع ناتوان دارد:
با قايقم نشسته به خشکي در اين کنار
درياي ما تو را به کدامين ستاره ايم
ما بي خيال اين همه مرداب بي شمار
ما خاکيان به ساز بهاران دوباره ايم
در بامداد رنج فراوان قله ها
ما هم در اين حوالي دريا سواره ايم
نکته ديگري که در شعر شما قابل يادآوري است، تصويرهاي کدر و مبهم و گاه نامرتبط با همديگر است. اجزاي اين تصويرها گاهي نشان از قدرت کشف و خلاقيت شاعر دارند، ولي وقتي کنار هم مي نشينند، گويا از همديگر فرار مي کنند:
با قامت نشسته به هم سنگ آسمان
آري، به شهر ما دل طوفاني اي درخت
روشن تر از نگاه فراوان چشمه ها
فرياد شوق رجعت پنهاني اي درخت
مي توان گفت نوعي تزاحم و تنافر تصاوير در کار است. تتابع اضافات، آن هم در اضافه هاي تشبيهي و بويژه وقتي اجزاي ترکيبها با هم چندان مأنوسي نيستند، سبب شده است که خواننده درک و دريافت ملموس و بي واسطه اي از تصويرهاي شعر شما نداشته باشد. اين که درخت، فرياد شوق رجعت پنهان باشد، قدري کدر است. آنجا که گفته بوديد «پا سفت کرده اي تن اين تخته سنگ ها» تصوير ملموس بود، ولي اين نوع تصويرها در شعرهايتان بسيار نيست.
به اينها بايد افزود بعضي نارساييهاي زباني و فني را، چنان که همان مصراع «پا سفت کرده اي تن اين تخته سنگ ها» يک «در» کم دارد و يا در غزل «شبتاب »، کلمات «رستن »، «شکفتن »، «کشتن »، «جستن »، «خفتن » و... با هم قافيه شده اند که از لحاظ قواعد قافيه درست نيست و يا غزل «شکوائيه » دو بار تکرار قافيه دارد و اين در يک غزل هشت بيتي بسيار است.
ولي با اين همه، بايد نگاه جستجوگر و خلاقانه تان را ستود، نگاهي که به ساختن مصراعهايي شگفتي آفرين منجر مي شود و البته چه خوب است که اين مصراعها، بيتها و شعرهايي شگفتي آفرين را بسازند.
***
جناب سيد احمدعلي فاخر
در دوبيتي هاي شما پيوندي جالب ميان فضاي سنتي و زندگي شهري امروز ايجاد شده است. شما از آداب و رسوم محلي، داستانهاي عاميانه و ضرب المثل ها خوب کار مي کشيد و در عين حال، آنها را با چيزهايي مثل «هواي تهران » و «سال نوري » پيوند مي زنيد. اين خاصيت به شعرتان يک لطف خاص داده است :
هميشه زار و حيراني، دل من
پريشاني، پريشاني، دل من
غم و ماتم تو را آلوده کرده
شبيه شهر تهراني دل من
و
کجايي، دلبر زيباي حورم
که من مانند هيزم در تنورم
نمي تانم که در پيشت بيايم
هزاران سال نوري از تو دورم
در اين ميان، گاهي نوعي صفا و صميميت روستايي هم ديده مي شود که به واقع بايد جانمايه اصلي اين نوع دوبيتي ها باشد.
در دوبيتي دروگر شما اين صميميت با يک بيان رندانه همراه شده و حاصل کار، زيباست :
در اين پشته درو دارد دروگر
سراسر کشت جو دارد دروگر
ولي با اين غزلهايش گمانم
هواي يار نو دارد دروگر
به هر حال، شعر شما حال و هوايي دلپذير دارد، ولي البته اين نگراني هميشه هست که يک حال و هواي دلپذير، آدم را در خود ثابت و ساکن نگه دارد و شعرش را به تکرار و يکنواختي بکشاند. اميدواريم در مورد شما چنين نباشد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com