|
* غلامرضا قلندريان
به تازگي يک روزنامه نگار آمريکايي در گزارشي تفصيلي، از جزئيات طرح اسرائيل براي توسعه شهرکهاي يهودي نشين در عراق با همراهي دولت آمريکا و نظارت افسران موساد، پرده برداشت.
رژيم صهيونيستي که از زمان تشکيل، همواره بر توسعه ارضي و گسترش مرزهاي سرزميني مورد ادعاي خود تلاش داشت، اکنون نيز براي تحقق اين زياده خواهي از هيچ تلاشي فروگذار نمي کند.
آنها با اذعان به اين موضوع که مرزهاي ما را خدا معين کرده است، در برابر محدوده و قلمرو سرزميني پاسخي را به افکار عمومي جهانيان ارائه نداده اند تا از اين رهگذر زمينه تجاوز به ديگر کشورها را فراهم نمايند.
مقامهاي رژيم نامشروع صهيونيستي پس از غصب سرزمين فلسطين در ميان سکوت و بي تفاوتي جهان اسلام تجاوز به همسايگان و اخراج گسترده ساکنان اصلي اين سرزمين را در دستور کار قرار دادند، از سوي ديگر اين رژيم که جبهه مقابل يعني کشورهاي اسلامي را عناصري فاقد وحدت، انسجام و مملو از اختلافها ارزيابي مي نمود نه تنها هدفهاي توسعه طلبانه اش را متوقف نکرد، بلکه با گستاخي هرچه تمامتر قتل عام و بيرون راندن مردم مظلوم فلسطين را تشديد نمود.
نبردهاي داخل سرزمينهاي اشغالي پس از انتفاضه نخست تا کنون بيانگر انسجام داخلي مردم اين سرزمين مي باشد که تنها راهکار حفظ هويت عربي- اسلامي را در گرو مبارزه جستجو مي نمايند و با اين راهبرد توانسته اند جايگاه مقاومت را تثبيت کنند.
نکته قابل تأمل اين است که تاکنون اذهان در خصوص توسعه طلبي اين رژيم نامشروع متوجه لبنان و درگيريهاي داخلي با جنبشهاي مبارز فلسطيني بوده، اين در حالي است که پس از حمله آمريکا به عراق در سال 2003 بر اساس همان ايده شيطاني توسعه ارضي اشغالگران، آنها را متوجه عراق بويژه شمال اين کشور نموده است، به نحوي که شمال عراق را موقعيت مناسبي براي تحقق آرمان اسرائيل بزرگ تشخيص داده اند و ساز و کارهاي لازم را براي دستيابي به اين موضوع از طريق يهوديان ساکن سرزمينهاي اشغالي تعقيب مي نمايند.
يهوديان کرد از هنگام حمله آمريکا به عراق در سال 2003 به خريد زمين در استان نينوا اقدام کرده اند و اين استان را بخشي از سرزمين تاريخي يهوديان مي دانند !
بنا به تصريح برخي صاحب نظران، اسرائيلي ها مقبره هاي «ناحوم يونس»، «دانيل حزقيل»، «عزرا» و ديگر پيامبران بني اسرائيل در عراق را بخشي از اسرائيل مي دانند که وضع آنها نيز مانند قدس و کرانه باختري بوده و البته پيگيري اين سناريو بدون همراهي و پشتيباني مقامهاي آمريکايي امکان ناپذير است.
البته بر کسي پوشيده نيست، دولتمردان واشنگتن که بدون تعلق حزبي، تعهد در قبال تأمين منافع صهيونيستها را وظيفه خويش مي دانند، بي گمان در اين مسير نيز گامهاي مهمي براي دستيابي به هدفهاي رژيم اشغالگر قدس بر خواهند داشت.
اکنون اهتمام به اين موضوع از جايگاه ويژه اي برخوردار مي باشد که دولتمردان عراقي فارغ از تعلق مذهبي با روشنگري افکار عمومي، مردم را نسبت به تکرار فاجعه دردناک فلسطين در پيکره جهان اسلام بيدار نموده و هشدارهاي لازم را در راستاي تبيين هدفهاي شوم صهيونيستها مطرح نمايند.
وقوع تدريجي اين توطئه مقدمات آوارگي مردم عراق را فراهم مي کند که ممکن است با سکوت و بي تفاوتي دولتمردان عراقي و جهان اسلام شاهد تراژدي دردناک ديگري در منطقه باشيم.
برخي گزارشها در بغداد بر سرمايه گذاري گسترده متجاوزان تصريح دارد، به نحوي که موساد با اجاره طبقه هفتم هتل «الرشيد» بغداد، آن را به محل جاسوسي از مذاکرات و تماسهاي خصوصي نمايندگان و مقامهاي عراقي و مقاومت عراق تبديل کرده و روزنامه يديعوت آحارونوت اسرائيل در سال 2005 ميلادي در اين هتل و شهر اربيل دفتر داير کرده است. همچنين 185 شخصيت اسرائيلي يا يهودي آمريکايي از مقر سفارت آمريکا در منطقه «خضرا» بر کار وزارتخانه ها و مؤسسات نظامي و امنيتي و غيرنظامي عراق نظارت مي کنند.
رفتار کنوني اسرائيل يادآور قيموميت انگليس بر فلسطين است که در سايه حضور لندن، يهوديان بتدريج وارد فلسطين شدند و با ادعاهاي بي اساس ريشه نامشروعشان را مستحکم نمودند و پس از استقرار، بوميان و صاحبان اصلي اين سرزمين را از خانه و کاشانه خود آواره کردند.
بدون ترديد اخبار سرمايه گذاري يهوديان در شمال عراق از هنگام حمله آمريکا به اين کشور در محافل رسانه اي و خبري مطرح شد، ولي اکنون با گذشت حدود 6 سال از حضور اشغالگران در عراق زمينه تشديد فعاليتها فراهم گرديده است.
بنابراين دولتمردان عراقي بايد با اهتمام بر حفظ استقلال و تماميت ارضي خويش در مقابل اين رفتارها بي تفاوت نباشند و با جهت گيري بهنگام، فرصت تکرار فاجعه فلسطين را در قلمروشان از متجاوزان بگيرند.
به نظر مي رسد، جهان اسلام با بيداري و حضور در صحنه بايد هزينه اقدامهاي بعدي را از هم اکنون با موضع گيريهاي شايسته و در شأن دولتهاي اسلامي به حداقل رسانده تا در آينده شاهد کرانه باختري و باريکه غزه ديگري در پيکره جهان اسلام نباشيم.
شايسته است، زمامداران اسلامي با پرهيز از تفرقه و نگاه رئاليستي به رخدادهاي پيراموني امکان استيلاي زياده خواهان را در سرزمينهاي اسلامي از بين برده تا در ساحت ملتهاي مسلمان قابليت دفاع از عملکرد خويش را داشته باشند. |