صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-03-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 21اسفند ماه 1387

[ يادداشت روز ]
 * بازنده هسته اي کيست؟

بازنده هسته اي کيست؟



* دکتر يدا... جواني

موضوع هسته اي به يکي از مسايل مهم در سياست خارجي کشور از يک سو و قدرتهاي جهاني (بويژه غربيها) از سوي ديگر تبديل شده است.
در شش سال گذشته بخش قابل توجهي از ظرفيت ديپلماسي هر يک از اين کشورها به موضوع هسته اي ايران اختصاص يافته است. وضعيت هسته اي کشورمان اکنون در موقعيتي قرار دارد که برخي از آن با عنوان «بن بست هسته اي» ياد مي کنند، اما پرسش اين است که چه کسي و کدام طرف در بن بست گرفتار شده است؟ آيا ايران در اين بن بست قرار دارد و براي رهايي و خروج از آن بايد تلاش کند، يا اينکه غرب گرفتار يک بن بست شکننده شده و بايد براي رهايي از آن چاره انديشي نمايد؟
پاسخ دقيق به اين پرسش براي ملت ايران و دست اندرکاران ديپلماسي کشور بسيار ضروري است. با وجود تبليغات گسترده رسانه هاي غربي عليه ايران و بازتاب برخي از اين تبليغات در رسانه هاي داخلي، شواهد و دلايل فراواني وجود دارد که نشان مي دهد اين غرب و قدرتهاي بزرگ جهاني هستند که در موضوع هسته اي ايران به بن بست رسيده اند و براي خروج از آن چاره اي جز عقب نشيني از مسير طي شده در سالهاي اخير ندارند.
مروري بر حوادث و رخدادهاي سياسي مرتبط با موضوع هسته اي ايران از شهريور سال 1382 (مقطع صدور قطعنامه شوراي حکام آژانس عليه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران) تاکنون و تحليل رفتار غرب با موضوع هسته اي کشورمان و واکنشهاي جمهوري اسلامي ايران به اين رفتارها، نشان مي دهد چه کسي در بن بست قرار دارد.
گروه 1 + 5 در آخرين نشست خود درباره موضوع هسته اي کشورمان که در پايان اجلاس شوراي حکام برگزار شد با صدور بيانيه اي بر مذاکره مستقيم با ايران براي حل موضوع هسته اي تأکيد کرد.
نماينده فرانسه در شوراي حکام درباره محتواي اين بيانيه گفت: «ما مجدانه تلاشها را براي يافتن راه حلي ديپلماتيک براي حل موضوع هسته اي ايران از طريق گفتگوي مستقيم با تهران ادامه خواهيم داد.»
بعد از ارجاع موضوع هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد و صدور چند قطعنامه، چندين بار اروپايي ها و گروه 1 + 5 موضوع مذاکره براي حل ديپلماتيک مسأله را اعلام کرده و در اين راستا چندين دور مذاکره نيز انجام شده است.
پيشنهاد مکرر مذاکره از سوي غربيها به صورت اسلامي، خود دليل گرفتاري آنها در يک بن بست هسته اي است. غربيها بر اين تصور بودند که با کشاندن موضوع هسته اي ايران به شوراي امنيت نتيجه دلخواه را خواهند گرفت، زيرا هدف اصلي غربيها و بويژه آمريکايي ها از جنجال و فشار بر ايران در موضوع هسته اي، متوقف کردن حرکت رو به جلوي ملت ايران در علوم نوين مي باشد. هدفي که با تصويب قطعنامه و اعمال برخي تحريمها نه تنها حاصل نشده، بلکه اين اقدامها به رشد و توسعه ايران شتاب بيشتري بخشيده و ايران در شرايط تحريم به پيشرفتهاي اعجاب انگيزي مانند قرار دادن ماهواره «اميد» در مدار زمين دست يافته است.
غربيها با تحليل نادرست از اوضاع داخلي ايران بر اين تصور بودند که با طرح موضوع هسته اي کشورمان در شوراي امنيت، نظام مرعوب شده و به ناچار تن به عقب نشيني خواهد داد. در تحليل غربيها اين نکته نيز مدنظر بود که در صورت عدم عقب نشيني، اعمال برخي تحريمهاي اقتصادي و انجام عمليات رواني مبني بر استفاده از گزينه نظامي در کنار فشارهاي اقتصادي، بحرانهاي داخلي در ايران را به دنبال داشته و در نهايت براي کنترل بحرانهاي داخلي، ايران جز پذيرش خواست غرب مبني بر عقب نشيني هسته اي گريزي نخواهد داشت، اما گذر زمان نشان داد تحليل آنها از رفتار جمهوري اسلامي و ملت ايران، نادرست و اشتباه بوده است، زيرا نه تنها ايران مرعوب تهديدهاي غرب نشده بلکه با برخورداري از پشتيباني يکپارچه مردمي به فعاليتهاي هسته اي شتاب بيشتري بخشيد. اکنون از يک طرف ايران به لحاظ هسته اي در موقعيت بازگشت ناپذيري قرار گرفته و از طرف ديگر قدرتهاي غربي هيچگونه ابزار کارآمدي براي متوقف کردن فعاليتهاي هسته اي ايران در اختيار ندارند و ناکار آمدي شوراي امنيت و قطعنامه هاي صادره در سالهاي اخير براي همگان به اثبات رسيد.
در شرايط کنوني گفتمان پذيرش ايران هسته اي در اردوگاه مخالفان هسته اي شدن ايران در حال شکل گرفتن و تقويت است. کساني که در سالهاي گذشته تلاش گسترده اي براي جلوگيري از فعاليتهاي هسته اي ايران داشتند، اکنون با صراحت اعلام مي کنند تلاشهايشان به شکست انجاميده است. به گونه اي که به تازگي خاوير سولانا مسؤول سياست خارجي اتحاديه اروپا و نماينده 1 + 5 در مذاکرات هسته اي با دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان به صراحت اعلام کرد: «ما مي خواستيم شما به اين نقطه نرسيد، اما اکنون شما به نقطه (هسته اي شدن) رسيده ايد».
نمونه ديگر اظهارات «جان بولتن» نماينده سابق آمريکا در شوراي امنيت است که در يک مصاحبه تلويزيوني به صراحت مي گويد: «آمريکا بازي هسته اي را به ايران باخت و ايراني ها با هوشمندي به هدفهاي خود رسيدند».
آمريکايي ها طي سالهاي اخير هر گونه حضور و مشارکت خود در مذاکرات هسته اي با ايران را به تعليق غني سازي، مشروط کرده و به صورت مستمر بر آن پافشاري مي کردند.
با به قدرت رسيدن اوباما، اکنون آمريکايي ها بر سياست ديپلماسي مستقيم با ايران بدون قيد و شرط تأکيد دارند - هر چند اوباما همانند بوش بر سياست ايران غيرهسته اي پافشاري دارد- اما در ظاهر به دليل ناکامي ها از شروط خود براي مذاکره با ايران کوتاه آمده اند.
اکنون موضوع هسته اي ايران به يک معضل اساسي براي دولتمردان آمريکا تبديل شده است.
در سناي آمريکا و در ديگر مراکز سياسي و پژوهشي اين کشور بحثهاي جدي در خصوص چگونگي برخورد با موضوع هسته اي ايران در حال انجام است.
به تازگي «ريچارد هاس» رئيس شوراي روابط خارجي آمريکا در جلسه اي اعلام کرده است: «ترديد دارم که ايران به راحتي از غني سازي دست بردارد، از همين رو بهتر است آمريکا حق غني سازي ايران را به رسميت بشناسد.» بنابراين در شرايط کنوني مذاکراتي مورد نياز است تا چگونگي اجازه به ايران براي فعاليتهاي غني سازي بررسي شود و يا در روشي ديگر اينکه چگونه بايد حق غني سازي را به رسميت شناخت؟ اين مباحث در غرب و آمريکا در حالي انجام مي شود که ايران با سرعت، مسير فعاليتهاي هسته اي خود را مي پيمايد و در حقيقت به نقطه بازگشت ناپذير رسيده است. بنابراين براي ايران بن بست هسته اي معنا ندارد و اين مخالفان هسته اي شدن ايران هستند که گرفتار بن بست شده و براي خروج بايد عقبگرد نمايند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com