صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ويژه پرونده
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-03-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 24اسفند ماه 1387

[ پنجره ]
 * آشپزي علمي راهي براي موفقيتهاي گسترده شده است؛ آشپزهاي جوان
 * ماتادورها کابوس والدين در زايشگاه ها را حل کردند ؛ من يک اشتباهي هستم!
 * آيا زنان از «او» جدا خواهند شد؟! ؛اسرار ناگفته «کيف»
 * خانمهاي خانه دار، مژده! مژده! ؛ اين روبات خانگي، يک کدبانوي تمام عيار است
 * «رودس»؛ نه فقط يک مجسمه بزرگ...؛ وقتي زانوهاي غول شکست
 * اين پژوهش دريايي، رازهاي جديدي از آفرينش را برملا مي کند؛ غوطه در اعماق
 * درخواست يک حقوقدان آمريکايي براي سانسور تصاوير ماهواره اي
 * گيگابايت؛ عرضه اولين مادربورد بر پايه پلافورم « AMD Yukon »
 * « Asus » و معرفي « Eee Box 206 »
 * مايکروسافت عليه «تقلبي ها»

آشپزي علمي راهي براي موفقيتهاي گسترده شده است؛ آشپزهاي جوان



*وحيد عماد
«ژوزه آويليز» يک سرآشپز معروف در سطح اروپاست. او با وجود سن و سال کم خود توانسته چندين جايزه معتبر بين المللي را در





زمينه تغذيه و آشپزي دريافت کند. «ژوزه» افتخارات زيادي در اين زمينه براي کشورش به ارمغان آورده است. او در سال 1979 در «کاسکايس» دهکده کوچکي نزديک ليسبون، پايتخت کشور پرتغال و در خانواده اي معمولي و متوسط متولد شد.
وي دومين فرزند خانواده است. خواهرش «آنينا» سه سال از وي بزرگتر است. به عقيده ژوزه، خواهرش سبب آشنايي او با آشپزي شده است. ژوزه از همان دوران کودکي در کنار خواهرش ايستاده و با دقت به آشپزي او نگاه مي کرده است، بدون اينکه علاقه خود را بروز دهد. وقتي 10 ساله بود، به همراه خواهرش براي تولد مادر يک کيک درست کرد.
همين مسأله او را تشويق به آشپزي کرد. ژوزه و آنينا تصميم گرفتند، کيکهاي کوچک درست کرده و به همسايگان، اقوام و دوستان خود بفروشند. اين دو آن قدر اعتماد به نفس داشتند که هر بار با مواد جديد و متنوعي کيک تهيه مي کردند. اينک ديگر کيکهاي اين خواهر و برادر در دهکده معروف شده بود. حتي براي جشن تولدها و سالگردهاي ازدواج نيز به آنان سفارش کيک مي دادند.
اين دو آشپز جوان، سليقه خاصي در تهيه کيک و شيريني به خرج داده و تعجب همگان را برمي انگيختند. کيک اسفنجي با طعم پرتقال آنان بسيار خوشمزه بود. آنها در طول روز دو تا سه کيک درست مي کردند و با قيمت خوبي به فروش مي رساندند. ناگفته نماند که ژوزه در مدرسه نيز شاگرد ممتاز و کوشايي بوده است.





او در سال 1998 توانست ديپلم خود را در رشته هنر دريافت کند. به طور کلي ژوزه به هنر علاقه زيادي داشت. بعد از فارغ التحصيلي از دبيرستان کاسکايس، به دانشگاه رفته و در رشته ارتباطات در ليسبون به تحصيل پرداخت و توانست در سال 2002 تحصيلاتش را به پايان برساند. او در دانشگاه با چند تن از دوستانش تصميم گرفت، در زمينه علوم تغذيه و آشپزي فعاليت داشته باشد. آنان کتابهاي علوم تغذيه را مطالعه کرده و به تحقيق در زمينه غذاهاي سنتي و مرسوم کشور پرتقال پرداختند و چندين مقاله نيز ارائه دادند.
ژوزه توانست در کنار رشته ارتباطات، به تحصيل در رشته تغذيه نيز به طور آکادميک بپردازد. او پايان نامه خود را درباره انواع نوشيدنيها نوشت و مورد تقدير و تحسين استادان قرار گرفت. او معتقد بود، اگر مي خواهد يک آشپز شود بايد از کانال علمي تغذيه وارد شود و سرانجام هم موفق شد. او توانست در اين زمينه اطلاعات جامعي به دست آورد و سپس به آشپزي بپردازد.
او ابتدا در هتل «آباتروز» در کاسکايس،محل تولدش مشغول به کار شد و با تهيه غذاهاي پر ويتامين، متنوع و رنگارنگ سبب جلب توجه مدير هتل شد. او يک کتاب در زمينه آشپزي با نام «روشهاي تغذيه در زندگي» نوشت که در آن علاوه بر اشاره به ويتامينها، مواد معدني، انواع سبزيها، گوشتها، نانها، روشهاي صحيح تغذيه و پخت مواد غذايي نيز ديده مي شود.
بخشي از اين کتاب به غذاهاي دريايي اختصاص دارد. مردم کشور پرتغال علاقه زيادي به اين نوع غذاها دارند و به دليل مجاورت با دريا امکان داشتن ماهي هاي مختلف به طور تازه برايشان وجود دارد. ژوزه آشپزي است که با تکنيک علم تغذيه آشپزي مي کند و هم اکنون در چند هتل معتبر ليسبون به عنوان سرآشپز و مدير آشپزخانه مشغول به کار است. ژوزه در سال 2005 جايزه بين المللي سرآشپزي را دريافت کرد. همچنين در زمينه علوم تغذيه نيز به دليل فعاليت، تحقيق و ارائه مقالات مفيد از چند دانشگاه ليسبون جوايز زيادي دريافت کرده است.
اما مي توان «جي رامرلين» انگليسي را رقيب خوبي براي «آويليز» پرتقالي دانست. او که يکي از سرآشپزهاي معروف انگليس است، برنامه ريزي رژيم غذايي بيمارستانهاي لندن و منچستر را هم به عهده دارد.
او علاوه بر اينکه در زمينه آشپزي به تبحر خاصي دست يافته است، در رشته علوم تغذيه نيز درجه دکترا دارد. وي روشي نوين در ارائه غذاهاي گياهي و بدون گوشت نيز ارائه داده که مورد تأييد پزشکان قرار گرفته است.
سرآشپز «جي رامرلين» در منچستر سيتي انگليس و در يک خانواده تحصيل کرده و هنرمند چشم به جهان گشود. پدرش «رابرت رامرلين» سرآشپز رستوران «چستر» بود و موي خود را در اين راه سفيد کرد. مادرش «ماريا رامرلين» معلم يکي از مدارس شبانه روزي منچستر بود و در ضمن در رستوران چسترنيز به کار مشغول بود. او ميزآرايي مهماني هاي بزرگ و رسمي را به عهده داشت. ماريا مي توانست با يک تکه دستمال انواع گلها را درست کند و ميز را تزئين کند. اوهمچنين ميوه ها را به طرز بسيار زيبايي برش مي داد و تزئين مي کرد.
«جي» فرزند سوم اين خانواده بود. يک برادر به نام «جبسون» و خواهري به نام «جنيفر» داشت که از خودش بزرگتر بودند. آنان نيز از کودکي در کنار والدين خود به آموزش آشپزي و ميزآرايي پرداختند.
در ابتدا «جي» علاقه اي به اين کار نشان نمي داد و مي خواست درس بخواند و در رشته مهندسي هوا و فضا به تحصيل بپردازد. او آينده و آرزوهاي خود را در ميان ستاره هاي آسمان مي ديد، اما به دليل فضاي خانواده که مرتب با مواد غذايي سر و کار داشتند، وارد اين حرفه شد.
او بعد از اتمام تحصيلاتش در دبيرستان منچستر، دستيار پدرش شد و از مادر نيز تزئين ميزها را ياد گرفت. «جي» از کودکي پسري کنجکاو، باهوش و فعال بود. او تصميم گرفت با ديد علمي به اين حرفه بنگرد، لذا براي تحصيل در رشته علوم تغذيه وارد دانشگاه آکسفورد شد و با نمرات بسيار بالا مدرکش را دريافت کرد.
او در حين تحصيل، در رستوارن «چسترو» در کنار والدينش به کار نيز مشغول شد. او با پس انداز خود توانست رستوران کوچکي به نام «وجترين فود» براي افراد گياهخوار در منچستر داير کند که مشتريان زيادي را به سوي خود جلب کرد. او در آنجا با ابتکار و سليقه خود انواع ساندويچ ها، پيتزاها، سوپها و خوراکيها را بدون استفاده از گوشت تهيه مي کرد.
با گرفتن مدرک دکتري پا به عرصه جديدي در زندگي گذاشت.
او از سوي آموزش و پرورش استخدام شد تا در زمينه تغذيه کودکان و نوجوانان محصل به تحقيق بپردازد. همچنين براي بيماران چند بيمارستان در لندن و منچستر برنامه هاي غذايي مناسبي ارائه داد. به اين ترتيب «جي رامرلين» در چندين زمينه به فعاليت پرداخت و پله هاي ترقي را يکي پس از ديگري پشت سر گذاشت.
او و همسر اهل روسيه اش به گسترش رستوران خود اقدام کرده اند و چند شعبه زنجيره اي در منچستر، لندن و يورکشاير داير کرده و هر ماه يک بار به اين شعبه ها سرکشي مي کنند. آنها با مشتريان به صحبت و بحث در زمينه روشهاي صحيح تغذيه مي پردازند. اين زن و شوهر موفق آرزو دارند که فرزندشان هم راه آنان را ادامه دهند و يک سرآشپز موفق و معروف شود.

  


ماتادورها کابوس والدين در زايشگاه ها را حل کردند ؛ من يک اشتباهي هستم!



تاکنون شنيده ايد که کودکي در بيمارستان عوض شده باشد؟ يا در جريان عمل پيوند عضو که دهنده مادر و گيرنده فرزند است،





مشخص شود که اين دو، مادر و فرزند نيستند؟ شرکتي اسپانيايي اين مشکل را که کم سابقه هم نيست، حل کرده است.
رويه کنوني بر اين است، در هنگام تولد کودک در اتاق عمل، دستبندي به دور دست او بسته مي شود که نام مادر بر آن نوشته شده است. اين دستبند نشان دهنده هويت کودک است و مشخص مي کند که کدام کودک در اتاق نوزادان، به کدام مادر تعلق دارد.
اما کم نبوده اند مواردي در سراسر جهان که پس از سالها روشن شده که کودکي به آن مادري که فکر مي کرده، مادرش است، تعلق ندارد. شرکت « ICN » اسپانيا - ادعا مي کند گبراي نخستين بار در دنيا، سامانه اي طراحي کرده که احتمال خطا را به صفر مي رساند. اين «سامانه» تشخيص هويت نوزادان نامگذاري شده است.
کل سامانه يک اسکنر قابل حمل بسيار دقيق و يک سري بارکد است. مهم در واقع اطلاعاتي هستند که وارد اسکنر مي شود. شرکت بارکدهايي را ارايه مي کند که شماره هاي آن هيچ گاه تکرار نمي شوند. بارکدها بر روي يک دستبند پلاستيکي نصب شده و در هنگام تولد يکي به دست مادر و ديگري به پاي نوزاد بسته مي شوند. همزمان اثر انگشت مادر و کودک توسط اسکنر، با کيفيت بسيار بالا گرفته مي شود. شماره
بارکدها نيز با دستگاه خوانده شده و تمام اين اطلاعات در حافظه ذخيره مي شوند.نه اثر انگشت افراد تکرار مي شوند و نه شماره بارکدها؛ بدين ترتيب پرونده اي منحصر به فرد و تکرار نشدني شکل مي گيرد. از آنجا که اطلاعات به طور کامل با اسکنر خوانده مي شود، امکان خطا وجود ندارد. شماره هايي روي بارکدها هستند که نشان مي دهند کدام کودک متعلق به کدام مادر است که البته در صورت ترديد مي توان آثار انگشت را با هم تطبيق داد.
وقتي فرزند براي نخستين بار به مادر داده مي شود، بار ديگر اطلاعات با دستگاه کنترل مي شوند. در اين هنگام به فرض اينکه بارکد اشتباه هم به دستها چسبانده شده باشد، دستگاه با مقايسه آثار انگشت، پيام خطا مي دهد.
از اطلاعات تهيه شده به همراه آثار انگشت، يک رونوشت در اختيار خانواده قرار مي گيرد، يک نسخه در بيمارستان باقي مي ماند و نسخه سوم به اداره ثبت احوال فرستاده مي شود.

  


آيا زنان از «او» جدا خواهند شد؟! ؛اسرار ناگفته «کيف»



در اين نمايشگاه سخن از کيف و تاريخچه اش است، البته نه کيف جادويي «مري پاپينز» يا کيف چرمي دکتر «اديبان». نمايشگاهي



که بويژه براي مردان جذاب است؛ زيرا سرانجام پاسخي براي پرسش هميشگي شان درباره خانمها مي يابند.
به احتمال زياد يکي از جمله هاي پرسشي که در طول تاريخ به دفعات از سوي آقايان به زبان آمده، خطاب به خانمها بوده که از آنها پرسيده اند: «شما در اين کيفهايتان چه داريد که حتي يک لحظه هم آن را از خود جدا نمي کنيد؟! » زيرا کيف خانمها هميشه يکي از اسرارآميزترين همراهان هميشگي شان بوده است که چه در غم و چه در شادي هيچ وقت از آنها جدا نخواهد شد.
البته طبيعي است که اين علامت سؤال در ذهن آقايان نقش ببندد؛ زيرا براي مرداني که تنها دو جيب چپ و راست شلوارشان براي جا دادن تمام لوازم مورد نيازشان کفايت مي کند، کاملاً مبهم و نامفهوم است که چرا خانمها هيچ گاه از اين کيفهاي بزرگ و برخي اوقات سنگين شان دل نمي کنند. اين نکته تازه زماني جالب توجه تر مي شود که مردان دريابند، خانمها براي هر موقعيتي کيف مخصوص آن را دارند: پياده روي، مهماني، کار، خريد، ورزش و حتي يک بيرون رفتن ساده با دوستان. مهم هم اين است که اين کيفها هرگز جاي خود را با ديگري عوض نمي کنند؛ در اصل يک قانون نانوشته، اما پابرجا و محکم.
در هر صورت، بدون ترديد نمي توان داشتن کيف را تنها مختص به خانمها دانست و آقاياني را از ياد برد که در هر حال، هميشه هم جيبهايشان ياري رسان نبوده است. اين موضوع زماني آشکارتر مي شود که به تماشاي نمايشگاه «تاريخچه کيف: از وسيله حمل تا شيئي جادويي» نشست که در شهر «انگلزکرشن» آلمان آغاز مي شود و تا پنج ماه هم ادامه مي يابد.

کيفهاي مشهور تاريخ
همان طور که از نام اين نمايشگاه بر مي آيد، سير تغيير و تحول کيف، محور اصلي آثار به نمايش درآمده خواهند بود؛ البته روندي که کيف در قرن نوزدهم و بيستم ميلادي تا به امروز طي کرده است. در اين نمايشگاه بيش از 400 نوع مختلف از کيف و ساک، در دو طبقه در معرض ديد قرار خواهند گرفت: کيفهايي از پوست خزندگان گرفته تا کيفي از چرم گاو.
جدا از فرم و جنس کيف، ديدن مدلهاي قديمي مارکهاي نامدار، همچون «جيل ساندر»، «شانل» يا «پرادا» هم براي طرفداران مد خالي از لطف نخواهد بود. آنهايي هم که اهل سينما هستند، مي توانند کيف هنرپيشه پرآوازه آلماني، «مارلنه ديتريش» را که سال 1951 در فيلم «در آسمان بزرگراهي نيست» به دست داشت، تماشا کنند. در بخشي ديگر، مشهورترين مدل کيف زنانه در تاريخ هم به نمايش درآمده است؛ مدل « Kelly » از مارک مشهور «هرمس» که «گريس کلي» هنرپيشه، در دهه پنجاه ميلادي از آن استفاده مي کرد.نکته اي که در اين نمايشگاه بارها و بارها به چشم مي آيد، تغيير مفهومي يا ابزاري کيف است؛ يعني وسيله اي که در ابتدا بيشتر به عنوان يک «حمل کننده» شناخته مي شد، کم کم ماهيتي زينتي پيدا کرد. براي نمونه، کيفي که تمامي با مرواريد بافته شده يا چمدانهايي که در دهه پنجاه ميلادي از شيشه هاي پِلِکسي درست شده اند.در کنار تمام اينها مي توان لباسها، روزنامه ها، عکسها و سکه هايي هم که به نوعي با تاريخچه کيف در ارتباطند، نظاره کرد.

نمايشگاهي براي ارضاي حس کنجکاوي
جدا از تمام آثار جذاب به نمايش درآمده، هنوز يک بخش اساسي و هيجان انگيز وجود دارد و آن هم قانون اين نمايشگاه است. تمام بازديد کنندگان بايد بدانند که اينجا هيچ رازي را نبايد درون کيفشان مخفي کنند؛ چون هر کسي مجاز است نگاهي به درون کيف افراد ديگري کند که براي بازديد آمده اند. در اصل اين را مي توان خبر خوشايندي براي آن دسته از آقايان کنجکاوي دانست که همواره مشتاق بوده اند بدانند که خانمها درون کيفشان چه سري را با خود اين طرف و آن طرف مي برند.البته بايد پيشاپيش تذکر داد، خانمها حتي کيفي مخصوص براي تفريحهايي از اين دست دارند، پس توقع بيجايي است اگر که آقايان کنجکاو خيال کنند که با يک نگاه براي هميشه فهميده اند که درون کيف يک خانم چيست...!

  


خانمهاي خانه دار، مژده! مژده! ؛ اين روبات خانگي، يک کدبانوي تمام عيار است



روبات خانگي يکي از محصولاتي است که در نمايشگاهي در هانوفر در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفته است. اين موجود مؤدب



سفارش مي گيرد، تقديم مي کند و در پايان نيز تعظيم و تشکر مي کند. به گفته طراحان اين روبات همه کاره است.محوطه اي حدود 3 متر در 3 متر با ديوار کوتاه و شيشه اي محصور شده است. يک ضلع اين مربع، دکور يک آشپزخانه است که يخچال، سينک ظرفشويي، ماشين ظرفشويي، فر و اجاق گاز دارد. کنار سينک ظرفشويي بر روي ميز کار، يک بطري آب و تعدادي سيب و پرتقال قرار دارد. روي ضلع ديگر مربع «فرمانده» نشسته و دو ضلع ديگر را علاقه مندان به موجودي پر کرده اند که با حوصله تمام به کار خود مشغول است. روباتي با حدود يک متر و نيم قد که در يک سمت بدن دست و در سمت ديگر يک سيني دارد. اين روبات به جاي پا، چرخ دارد و يک دوربين بر روي سر، به او کمک مي کند تا ببيند.حرکات روبات در نگاه اول بسيار کند است. به عنوان مثال از زمان دريافت فرمان تا رسيدن بطري آب به دست يکي از تماشاکنندگان، حدود 3 دقيقه طول مي کشد. روبات حدود يک دقيقه در برابر ميز کار آشپزخانه مي ايستد و به بطري نگاه مي کند، سپس آن را برمي دارد، سيني خود را بالا آورده و آب را روي آن قرار مي دهد، به سمت يکي از تماشاگران مي رود، آب را با سيني و در کمال احترام تقديم مي کند و پس از تعظيم، با صداي مردانه و شبيه آدم آهني جمله اي را مي گويد که مي توان از لبخند مخاطب و تشکر متقابل او آن را حدس زد. طراحان مي گويند، اين روبات را براي کارهاي خانگي ساخته اند، سخت افزار آن نيز به گونه اي است که مي توان با تغيير برنامه ها به هدف مورد نظر رسيد؛ به زبان ديگر، وي براي تنها يک کار، مثلاً جاروکشيدن ساخته نشده است. دستورها را هم مي توان تک تک يا فهرست وار به او داد. روبات همان گونه که اشاره شد، يک دست با سه انگشت دارد که از آن براي برداشتن اشيا استفاده مي کند. وي، به گفته طراحان، جسم مورد نظر را مي بيند و با لمس آن مي فهمد که چه مقدار نيرو براي گرفتن و بلندکردن آن لازم است. بدين ترتيب براي برداشتن بطري شيشه اي يا پلاستيکي، بزرگ يا کوچک، نياز به برنامه ريزي دوباره ندارد. روبات با وجود اين، مثلاً فرق بطريهاي مختلف در يخچال را تشخيص نمي دهد حتي اگر همه محتوي آب باشند و بايد با استفاده از رنگ يا اندازه، براي او مشخص کرد که منظور کدام است. اين که اين آدم آهني مؤدب به جاي پا چرخ دارد هم سبب مي شود که بتواند تنها در يک طبقه خانه کار کند. نسخه کنوني روبات يادشده، گوش هم ندارد و فرمان را بايد از طريق رايانه به او داد. بهاي اين روبات، با اين نرم افزار، حدود 200 تا 250 هزار يوروست. گذشته از قيمت زياد، پذيرفتن ذهني يک روبات در خانه در کنار ديگر لوازم، خود نياز به گذشت زمان دارد. سازندگان اميدوارند، اين محصولات در 10 تا 15 سال آينده به توليد انبوه برسند.

  


«رودس»؛ نه فقط يک مجسمه بزرگ...؛ وقتي زانوهاي غول شکست



«غول رودس» که در ورودي بندر شهر رودس در يونان، قرار داشته است و به رغم اينکه پس از ساخته شدن تنها 56 سال پابرجا بود، توانست در ميان عجايب جهان جا بگيرد.






بنا به گفته مورخان اين مجسمه عظيم حتي در زماني که بر روي زمين افتاده بود هم بسيار شگفت انگيز بود. اين غول تنها يک مجسمه عظيم نبود، بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار مي رفت.
يونان باستان در بيشتر دوران تاريخي خود، شامل ايالاتي با قدرت محدود بوده است. جزيره رودس شامل سه ايالت «ياليسوس»، «کاميروس» و «ليندوس» بوده است. در 408 پيش از ميلاد، اين شهرها با هم متحد شده و يک قلمرو با پايتخت واحد به نام «رودس» به وجود آوردند. اين شهر از نظر اقتصادي بسيار پيشرفته بود و با مصر مراودات تجاري داشت. در سال 305 پيش از ميلاد «آنتيگونيد»هاي مقدونيه، رودس را محاصره کرد تا اين ارتباط تجاري را از بين ببرد.
آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضاي قرارداد صلح در سال 304 پيش از ميلاد، «آنتيگونيد»ها محاصره را ترک کردند و مقدار زيادي اسلحه و جنگ افزارهاي گران قيمت برجا گذاشتند. اهالي رودس اين غنايم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن مجسمه عظيم «هليوس»؛ خداي خورشيد را بنا کردند. ساختن اين مجسمه 12 سال طول کشيد سالها اين مجسمه در ورودي بندر پابرجا بود تا زلزله شديدي به شهر آسيب فراوان رساند و مجسمه را از ضعيف ترين قسمت آن - زانوهاي غول - شکست.
امپراتور مصر مخارج تعمير آن را به عهده گرفت، اما يک پيشگو، عمل بازسازي را منحوس خواند و در نتيجه پيشنهاد امپراتور پذيرفته نشد. در حدود يک هزاره، مجسمه بر خاک افتاده بود تا اينکه اعراب به رودس هجوم بردند. آنها بقاياي مجسمه را از هم باز کردند و به يک تاجر يهودي اهل سوريه فروختند. گفته شده است، 900 شتر اين بار عظيم را به سوريه حمل کردند.
* شرح کوتاهي از مجسمه
با توجه به ارتفاع مجسمه و عرض دهنه بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهاي گشوده بر دو طرف ورودي بندر، غير ممکن به نظر مي رسد و از آنجا که مجسمه پس از سقوط موجب گرفتگي مسير بندرگاه نشده است، به نظر مي رسد که مجسمه يا بر روي سمت شرقي دماغه بنا شده بوده يا اصولاً بيش از آنچه گفته مي شود، از آب دور بوده است. هر چه بوده، مسلم است که غول با پاهاي گشوده بر دو سمت ورودي بندر نايستاده بوده است.
پروژه ساخت مجسمه به «کارس»، مجسمه ساز اهل «ليندوس» سپرده شده بود. براي اين کار، کارگران او قطعات برنزي روي مجسمه را قالب ريزي مي کردند. پايه مجسمه از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده است. ساختار مجسمه بتدريج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روي چهارچوبي از آهن و سنگ، پديدار مي شد. يک خاکريز بلند براي دسترسي پيدا کردن به بخشهاي بالايي مجسمه، در اطراف آن ساخته شد که بعد از اتمام کار برچيده شد. مجسمه در پايان 33 متر ارتفاع داشت و عده کمي مي توانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست او حلقه کنند.

  


اين پژوهش دريايي، رازهاي جديدي از آفرينش را برملا مي کند؛ غوطه در اعماق



تمامي ارگانيسم ها براي توليد سلولهاي غشايي به فسفات نيازمندند، اما هم اکنون گروهي بين المللي از دانشمندان کشف کرده اند که پلانکتون در درياي بدون فسفات «سارگاسو» غشاهاي خود را بجاي فسفات با استفاده از سولفور و نيتروژن مي سازد.
غشاهاي سلولي، حصارهاي ليپيدي (چربي) هستند که پيرامون سلول را احاطه مي کنند و از اين طريق فضاي دروني سلول را از فضاي بيروني آن جدا مي سازند. غشاها معمولاً از مولکولهاي تغييريافته فسفات به نام فسفوليپيدها ساخته مي شوند. «بنجامين وان موي» و همکارانش اکنون نشان داده اند که برخي گونه هاي پلانکتون از «ليپيدهاي جايگزين» بدون فسفات براي ساختن غشاهاي خود استفاده مي کنند.
وان موي، از مؤسسه اقيانوس نگاري «وودزهول» در ماساچوست، گفت که ليپيدهاي جايگزين «فراوان ترين مولکولهاي غشايي در دريا هستند و تا به حال عمدتاً ناشناخته بودند». وان موي گروهي از محققان آمريکا، فرانسه و جمهوري چک را رهبري کرده که يافته هاي اين گروه در شماره يکم فوريه مجله نيچر منتشر شده است.
اين يافته هاي غيرمنتظره شالوده هاي بيوشيمي را به چالش کشيد و فعاليتهاي يک زيست بوم دريايي مهم را روشن کرد. فهم اينکه فيتوپلانکتون - ارگانيسم هايي در پايه زنجيره غذايي- چگونه زنده مانده اند، مي تواند به تلاشهاي حفاظت اقيانوسها کمک نمايد.
بقاي درياي سارگاسو
در درياي سارگاسو؛ يعني منطقه اي در اقيانوس اطلس شمالي که توسط جريانهاي اقيانوسي احاطه شده است، سطوح فسفات بشدت پايين است. دانشمندان شگفت زده شده اند که چگونه پلانکتون دريايي در آنجا توانسته است زنده بماند و در چنين شرايط فقر غذايي رشد کند.
فيتوپلانکتون و سيانوباکتري (جلبک آبي-سبز) مواد غذايي را توليد مي کنند و براي زنجيره غذايي تمامي زيست بومها بنيادي مي باشند. تا زمان تحقيق وان موي، روشن نبود که اين ارگانيسم ها چگونه در اقيانوسي چون بيابان رشد کرده اند.
اگر ارگانيسم هايي که در آبهاي با فسفات کم زندگي مي کنند، از فسفات به نحو مؤثرتري بهره برده باشند، مي توان انتظار داشت که اضافه کردن فسفات به اقيانوس کمً فسفات موجب رشد خواهد بود. مطالعه اي در سال 2007 اين مسأله را تأييد نکرد.
وان موي و همکارانش به اين نتيجه رسيدند که غشاهاي سيانوباکتري درياي سارگاسو به جاي فسفوليپيد فسفاتيديل گليسرول از سولفوکوئينووسيل دياسيل گليسرول ( SQDG ) استفاده مي کنند. وان موي و همکارانش در مجله نيچر با توضيح اينکه ليپيدهاي جايگزين چگونه مي توانند به جاي فسفوليپيدها عمل کنند، نوشته اند که «اين ليپيدها تا اندازه معيني از لحاظ بيوشيميايي ارزش يکسان دارند».
از سويي ديگر، غشاهاي فيتوپلانکتون در درياي ساراگاسو از بتائين به جاي فسفوليپيدها استفاده مي کنند. ليپيدهاي بتائين هرچند فسفات ندارند، اما نيازمند نيتروژن هستند که اين مي تواند علت غلبه جمعيتهاي سيانوباکتري بر فيتوپلانکتون در دريايي سارگاسو باشد. نيتروژن همچنين در مناطق اقيانوسي مورد مطالعه وان موي، نادر است.
* ليپيدهاي جايگزين
بر اساس اين مطالعه، وان موي و همکارانش کار خود را با سنجش توليد فسفوليپيد در مناطقي از درياي سارگاسو که به رشد بسيار بالاي فيتوپلانکتون کمک مي کنند، آغاز نمودند. فسفات فقط يک ساعت در درياي سارگاسو دوام دارد که اين ميزان در اقيانوس آرام شمالي يک هفته و در قسمتهاي جنوبي آن 240 روز است.
محققان سپس گونه هاي نماياننده سيانوباکتري و فيتوپلانکتون را در آزمايشگاه رشد دادند. زماني که اين گونه ها در شرايط عاري از فسفات رشد کردند، تمامي آنها به جاي فسفوليپيدها از غشاهاي جايگزين استفاده نمودند. سيانوباکتري از « SQDG » استفاده نموده، در حالي که فيتوپلانکتون از بتائين استفاده کردند. دانشمندان دريافتند، ميزان بتائين نسبت به فسفوليپيدها در پلانکتون درياي سارگاسو تقريباً 5 برابر بالاتر از اقيانوس آرام جنوبي بود. در درياي سارگاسو، ليپيدهاي جايگزين فقط بوسيله فيتوپلانکتون و سيانوباکتري که توليدکنندگان مواد غذايي در پله هاي پاييني زنجيره غذايي هستند، استفاده شدند. باکتريهاي دريايي که در رده هاي بالاتر زنجيره غذايي قرار مي گيرند و براي تغذيه به فيتوپلانکتون و سيانوباکتري وابسته اند، غشاهاي خود را با استفاده از فسفوليپيدها تشکيل مي دهند.
کشف ليپيدهاي جايگزين مي تواند پيشرفتي اساسي باشد که چگونگي ادامه حيات فيتوپلانکتون و سيانوباکتري در اقيانوس را نشان مي دهد.
وان موي گفت: «سيانوباکتري مي تواند غشاهايي بسازد که لزوماً نيازمند هيچ گونه ماده مغذيي نيست؛ يعني به فسفور و نيتروژن و به طور کلي به هيچ ماده مغذي نيازمند نيست».

  


درخواست يک حقوقدان آمريکايي براي سانسور تصاوير ماهواره اي



شرکتهاي فعال در زمينه تهيه تصاوير ماهواره اي از سوي اين وکيل حقوقدان تهديد به زندان شدند.
يک عضو هيأت قانونگذاران کاليفرنيا لايحه حقوقي را تهيه نموده که بر اساس آن شرکتهاي فعال در زمينه تهيه تصاوير و نقشه هاي ماهواره اي وادار مي گردند تا ميليونها ناحيه موجود بر روي کره زمين را به بهانه سؤاستفاده از سوي تروريستها محو و سانسور نمايند.




اندرسون، جمهوري خواه اهل سن ديگو لايحه اي را آماده نموده که مطابق آن در تمام نقشه هاي ماهواره اي بايد نماهاي خيابانها و تصاوير مربوط به مدارس، مکانهاي مقدس و مذهبي، ساختمانهاي دولتي، بيمارستانها و مراکز بهداشتي پوشانده شوند.براي سرپيچي از اين اقدام، جريمه اي معادل با 250 هزار دلار به صورت روزانه و حداکثر سه سال زندان در نظر گرفته شده است.آقاي اندرسون در مصاحبه با آسوشيتدپرس اظهار داشت: «آنچه من به دنبال آن هستم، ايجاد مانع در برابر تروريستهاست.»
وي مي افزايد: «من نمي خواهم نقشه هاي کاليفرنيا به اهداف آينده تروريستها مبدل شود.»
وي با اشاره به حمله اخير تروريستي به شهر بمبئي خاطر نشان کرد که مهاجمان احتمالاً از تصاوير « Google Earth » براي بررسي هدف خود، تعيين نقاط دسترسي و راه فرار استفاده نموده بودند.
چنين مسائلي پيش از اين نيز مطرح شده اند و برخي تأسيسات و مناطق خاص قبلاً از سوي گوگل و بر روي نقشه ها محو گرديدند. اين مناطق شامل سايتهاي هسته اي، مراکز نظامي و اخيراً منزل رئيس جمهور ايالات متحده مي شوند.
متخصصان امنيتي با زير سؤال بردن هزينه اين حرکات اشاره مي کنند که تروريستها معمولاً از منابع اطلاعاتي ديگري براي اجراي حملات خود بهره مي برند.

  


گيگابايت؛ عرضه اولين مادربورد بر پايه پلافورم « AMD Yukon »



گيگابايت در اولين روز از نمايشگاه «سبيت 2009 » يکي از مادربوردهاي جديد خود را که بر پايه پلتفرم « Yukon » از « AMD » طراحي شده است، معرفي کرد.
اين پلتفرم که رقيب پلتفرم « Atom » از اينتل به شمار مي رود، براي استفاده در نت بوکهاي بسيار سبک و سيستمهاي کم توان طراحي شده است. مادربرد « GA - 2AIEL - RH » را که با شکل ساخت « mini - ITX » توليد شده است، مي توان يکي از فشرده ترين مادربوردهاي توليد شده موجود در بازار دانست. اين مادربورد که از «چيپ ست AMD RS690E » استفاده مي کند به يک پردازنده « AMD Sempron 200U » با هسته « Huron » مجهز شده است که در فرکانس يک گيگاهرتزي عمل مي کند. اين پردازنده که از سيستم عاملهاي 64 بيتي نيز پشتيباني مي نمايد، داراي مصرف توان 8 وات بوده و با پروسه 65 نانومتري توليد شده است.
اگرچه با وجود کنترل کننده حافظه داخلي و 256 کيلوبايت حافظه نهان سطح دو، اين مصرف توان بسيار ناچيز به نظر مي رسد، اما پيش بيني مي شود، با انتقال به پروسه ساخت 45 نانومتر در اواسط سال جاري، مصرف توان اين پردازنده کاهش بيشتري نيز داشته باشد.
حافظه هاي پشتيباني شده توسط اين پردازنده نيز حداکثر يک گيگابايت DDR2 - 400 در حالت تک کاناله خواهد بود. چيپ ست مورد استفاده در اين پلتفرم که با نام « RS690E » شناخته مي شود، به نظر مي رسد يک نسخه کم مصرف از «چيپ ست» هاي سري 690 باشد و داراي يک پردازنده گرافيکي« ATI Radeon Xpress 1270 » با پشتيباني از « DX10 » است. از نظر درگاه هاي در دسترس نيز اين مادربورد بسيار غني است.
پل جنوبي مورد استفاده در آن به نسبت قديمي « SB600 » است که چهار درگاه « SATAII » را به همراه هشت درگاه « USB2 . 0 » در اختيار قرار مي دهد.
از نظر خروجيهاي تصويري نيز مادربورد « GA - 2AIEL - RH » بسيار مجهز است. خروجي « D - Sub » استاندارد و « HDMI » مي توانند براي اتصال به تمامي نمايشگرهاي جديد مورد استفاده قرار گيرند.

  


« Asus » و معرفي « Eee Box 206 »



اين سيستم ميني دسکتاپ اينک از لحاظ قدرت گرافيک ارتقا يافته و قادر به پخش تصاويري با کيفيت HD مي باشد.
« Asus » از مدل جديدي از سري دستگاههاي روميزي خود رونمايي کرد. اين مدل مجهز به کارت گرافيک مجزا بوده و به رغم خروجي تصوير « HD » از فرم-فاکتور کوچک بهره مي برد.
« Eee Box 206 » دستگاه کم سر و صدايي است که طراحي کم مصرف آن موجب گرديده تا اين سيستم به يک انتخاب ايده آل براي سازمانها مبدل شود.
مشخصات اين دستگاه شامل کارت گرافيک « ATI Radeon HD3450 » با 256 مگابايت حافظه از نوع DDR2 ، پردازنده Intel Atom N270 1. 6GHz ، حافظه اصلي به ميزان 1GB DDR2 و هارد SATA با ظرفيت 160GB مي باشد.به گفته ايسوس با هدف تمرکز بيشتر بر روي موارد چندرسانه اي، Eee Box 206 به طور پيش فرض با ويندوز XP نسخه خانگي و نرم افزار اختصاصي ايسوس به نام Eee Cinema به همراه کنترل از راه دور و صفحه کليد و ماوس بي سيم عرضه مي شود. ايسوس مي گويد، افزايش قدرت پردازش گرافيکي هيچ گونه تأثير منفي بر روي مشخصه هاي سبز اين دستگاه نگذاشته و مصرف برق آن تنها 20 وات مي باشد. علاوه بر اين، بدنه و اجزاي تشکيل دهنده اين دستگاه از مواد دوستدار طبيعت ساخته شده اند.
اين شرکت ادعا مي کند، اين مشخصات در مقايسه با يک سيستم روميزي موجب خواهند شد تا ساليانه مبلغ 105 پوند به خاطر صرفه جويي در انرژي عايد کاربران گردد.
به گفته ايسوس، همچنان که ويژگيهاي چندرسانه اي اين دستگاه کاربران خانگي را هدف قرار داده است، مصرف پايين انرژي آن مناسب سازمانها و شرکتهاي بزرگ مي باشد.
« Eee Box 206 » اينک با مبلغ 310 پوند در دسترس کاربران قرار دارد.

  


مايکروسافت عليه «تقلبي ها»



شرکت مايکروسافت ادعا مي کند که طي ماه گذشته نسخه تقلبي نرم افزار امنيتي Antivirus 2009 را که روي 400 هزار رايانه نصب شده بود، پاک کرده است.
نسخه ماه دسامبر نرم افزار امنيتي MSRT يکي از همه گيرترين نرم افزارهاي امنيتي تقلبي را با نام Antivirus 2009 شناسايي و آن را از بين برد. به گفته شرکت مايکروسافت، نرم افزار اين شرکت طي 9 روز نخست ماه دسامبر، اين برنامه امنيتي تقلبي را از روي 394 هزار رايانه شخصي پاک کرد.
اين دومين ماهي است که مايکروسافت اين قبيل نرم افزارها را شناسايي و از بين مي برد. اين شرکت طي ماه گذشته چندين نرم افزارهاي تقلبي مختلف را روي ميليون ها رايانه شناسايي و از بين برد.
از ديگر برنامه هايي که در اين ماه به عنوان برنامه تقلبي شناسايي شد، W32 / Yektel نام داشت که در کنار برنامه W32 Fake XPA کار مي کرد و در بيشتر مواقع با آن همراه بود. برنامه تقلبي Yektel در مورد خطرهاي مرورگر Internet Explorer هشدار مي داد.
نسخه هاي جديدتر برنامه Yektel Trojan ، هشدارهاي تقلبي را در نتايج جستجو در گوگل منتشر مي کند و اعلام مي دارد که سايت گوگل نسخه ثبت نام نشده نرم افزار Antivirus 2009 را شناسايي کرد و به کاربران پيشنهاد مي دهد تا اين نرم افزار را فعال کنند. هشدارهاي منتشر شده براي گوگل و مرورگر IE کاربران را به سايتي منتقل مي کند که در آن از افراد خواسته شده است، براي ثبت اين نرم افزار امنيتي تقلبي 50 دلار پرداخت کنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com