صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ويژه پرونده
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-03-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 24اسفند ماه 1387

[ ويژه پرونده ]
 * نوروز در دوره ناصرالدين شاه ؛ منشي الممالک «شاهي» عيدي مي دهد
 * آيين سه هزار ساله/ نوروز به وقت تخت جمشيد
 * فلسفه يک عدد
 * بررسي آيين هاي نوروزي در گفتگو با استادان دانشگاه ؛ اسرار اسطوره فارسي
 * ناگهان صداي توپ، شهر را بهاري مي کند
 * نگاهي به يک سنت قديمي ؛ ميرنوروزي ديگر «کرنا» نمي زند
 * سمنو، آي سمنو...
 * حکايت دکتر سيستاني از پادشاه پوشالي ؛
ايست،خبردار!حکم ميرنوروزي ابلاغ شد
 * آيين نوروز در ايران زمين ؛ عروس گوله در بهشت گمشده
 * پيام آور نوروز
 * نگاهي به رسوم آذربايجاني ها؛ « شيطانک » دلش تنگ است
 * 3 هفته جشن نوروزي در ميدان شهر
 * «تکم» بخوان، بهار آمده است
 * عالم کودکي
 * عيدي ؛ رؤياي شيرين بچه ها
 * هفت سين خوشبختي در دنياي رنگين کودکان
 * رسمي که به فراموشي مي رود؛ اژدهاي زرد در سفره هفت سين
 * ثبت جهاني نوروز ؛ کشمکش هاي يک پرونده چند مليتي
 * رسم کژدم کشي!
 * نوروز درچهار گوشه دنيا
 * تحليل استاد دانشگاه شهيد بهشتي از نوروز/ جشن فرا ايراني
 * نگاهي به آداب نوروزي ؛ ميراث 3000 ساله
 * راز پيدايش حاجي فيروز
 * سفره اي از جنس اسلحه
 * يک روز به ياد ماندني در کنار طبيعت ؛ باور کنيد سيزده نحس نيست !
 * شام شب عيد ؛سورپرايز ويژه کد بانو
 * نماد امپراطوري ايران در کاخ سفيد
 * حکايت آيين ماندگار؛ جادوي سفره ايراني
 * قشقايي لباس بهار بر تن مي کند؛ جشن بره پلو زير سياه چادر
 * نوروزخواني و آئين هاي سرزمين من ؛ نغمه روستا
 * بررسي نوروز در ادب فارسي در گفتگو با استادان دانشگاه؛
جامه نوکن که فصل نوروز است
 * نوروز از ديدگاه اسلام؛ رستاخيز طبيعت
 * روز شاد گلها
 * گزارش يک روزنامه کانادايي از نوروز ؛ سنت پر معنا
 * غريبه اي در سفره هفت سين
 * سال تحويل در کنار آقاي مهرباني ها ؛ اينجا ترافيک دله...
 * زير چترخدا

نوروز در دوره ناصرالدين شاه ؛ منشي الممالک «شاهي» عيدي مي دهد



* سيدعلي ميرنيا- محقق
آيين و جشن نوروز، در دربار قاجاريان معمولاً در کاخ گلستان تهران برگزار مي شد . يک روز پيش از عيد نوروز به وسيله رئيس



تشريفات دربار، از سران طبقات مختلف دعوت به عمل مي آمد که يک ساعت قبل از تحويل سال در آن محل حضور به هم رسانند و در آيين باشکوه عيد نوروز شرکت نمايند .
دوستعلي خان مُعير الممالک، در کتاب «زندگاني خصوصي ناصرالدين شاه» جريان برگزاري جشن نوروز و آيين سلام عام را در کاخ مرمر چنين شرح داده است:
از چند گام به در ورود تالار مانده، سفره سپيد بزرگي گسترده، بساط هفت سين را روي آن مي چينند، دامنه آن تا شاه نشين وسيعي که تخت مرصع فتحعلي شاه در آن قرار داشت کشيده مي شد.
در شاه نشين هاي اطراف تخت، رؤساي ايل قاجار با سرداري هاي ترمه و شمشير بسته با لباس هاي رسمي مي ايستادند .
در يک طرف هفت سين، سران سپاهي با نيم تنه هاي سپيد، شلوار قرمز و يراق دار، صف آراسته و در رأس آنها نايب السلطنه قرار مي گرفت .
در طرف ديگر، مستوفيان با شال و کلاه و جُبه هاي( بالاپوش، جامه بلند و گشاد ) ترمه و چاقچورهاي(شلوار گشاد و بلند و کف دار ) ايستاده و مستوفي الممالک با جبه مفتول دوزي، مقدم بر همه جاي مي گرفت .
بين دو صف مزبور راهي باريک تا شاه نشين بزرگ باز بود. طرفين تخت به طور نيم دايره، شاهزادگان با لباس هاي سياه ايستاده، هر يک يکي از وصله هاي طلا و جواهر نشان سلطنتي را از قبيل : شمشير، خنجر، گرز و سپر به دست مي گرفتند .
منشي الممالک، با دو نفر ديگر سيني هايي بر دست، مقابل تخت مي ايستادند . سيني هاي مزبور پر از شاهي سپيد بود که با مقداري دو هزاري طلا و قدري برنج و آرد درهم ريخته بودند. تا پس از تحويل سال نو، آنها را برابر حضار ببرند. سيني هاي محتوي کيسه هاي عيدي را پاي تخت مي گذاردند، اعضاي خزانه هم کنار آن مي ايستادند تا در موقع، به حضور ببرند.
يک ربع به تحويل مانده، پرده دار، پرده را بالا گرفته و به آواز بلند ورود شاه را خبر مي داد.
پس از جلوس شاه، خطيب الممالک از صف مقابل خارج مي شد و نزديک تخت آمده خطبه مختصري ايراد مي نمود و چون به نام مبارک حضرت رسول(ص) و حضرت امير(ع) مي رسيد؛ سرها به تعظيم خم مي شد بعد از پايان خطبه، منجم باشي ساعت به دست پيش مي آمد و اندک زماني خيره به صفحه آن نگريسته و به محض حلول سال نو مي گفت : به مبارکي و ميمنت و اقبال وجود مسعود، در اين ثانيه آفتاب به برج حمل تحويل گرديد.
فوراً شيپورچي، که در بيرون منتظر ايستاده بود باد به شيپور کرده و در ميدان مشق، توپ هاي تحويل سال به صدا در مي آمد....
منبع : فرهنگ مردم

  


آيين سه هزار ساله/ نوروز به وقت تخت جمشيد



* پرويز ملکي
واژه نوروز يک مرکب است که از ترکيب دو واژه فارسي «نو» و «روز» به وجود آمده است. اين نام در دو معني به کار مي رود:
نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاري و آغاز سال نو






نوروز خاص: روز ششم فروردين با نام «روز خرداد»
ايرانيان باستان از نوروز به عنوان «ناوا سردا» يعني سال نو ياد مي کردند. مردمان ايراني آسياي ميانه نيز در زمان سغديان و خوارزمشاهيان، نوروز را «نوسارد» و نوسارجي به معناي سال نو مي ناميدند. در زمانهاي کهن، جشن نوروز در نخستين روز فروردين (معمولاً مطابق با 21 مارس) آغاز مي شد، ولي مشخص نيست که چند روز طول مي کشيده است. در بعضي از دربارهاي سلطنتي جشن يک ماه ادامه داشته است. مطابق برخي از اسناد، جشن عمومي نوروز تا پنجمين روز فروردين برپا مي شد و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شايد بتوان گفت، طي پنج روز اول فروردين جشن نورز جنبه ملي و عمومي داشت، در حالي که طي باقيمانده ماه، هنگامي که پادشاهان مردم عادي را به دربار مي پذيرفتند، جنبه خصوصي و سلطنتي داشت.
جشن نوروز از آيين هاي باستاني و ملي ايرانيان مي باشد. جزييات چگونگي اين جشن تا پيش از دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است.
با استناد بر نوشته هاي بابلي ها، شاهان هخامنشي در طول جشن نوروز در ايوان کاخ خود نشسته و نمايندگاني را از استانهاي گوناگون که پيشکشهايي نفيس همراه خود براي شاهان آورده بودند، مي پذيرفتند.

* پرشکوه ترين جشن
پژوهشهاي انجام شده نشان مي دهد، نوروز جشن ايرانيان از روزگاران کهن پرشکوه ترين جشن بهاري در جهان بوده است. نوروز بهارانه اي است که روايتهاي تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است.اما بايد پيشاپيش بدانيم که نوروز يک عيد و جشن کهنسال و بسيار باستاني است که از نياکان آريايي ايرانيان بدان ها رسيده و شايد بتوان گفت که آيين نوروز از سده هاي سيزدهم و چهاردهم پيش از ميلاد و حتي اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد مرسوم بوده است.
اما درباره داستانها و افسانه هايي که منشأ ايجاد و نسبت دادن آن به جمشيد پادشاه دوره هاي اساطيري است، بدون شک در ذهن و خاطره مردم ايران زمين برخي پيشامدهاي تاريخي مهم وجود داشته است که بر اثر گذشت زمان رنگ باخته و به صورت افسانه در آمده بوده است.علت بناي کاخها و ايوانها و تالارهاي تخت جمشيد در دامنه کوهي در نزديکي شهر شيراز را نيز بايد در همين افسانه ها جستجو کرد. آنها مي دانسته اند که ميان بنياد اين شهر آيين با برگزاري آيين نوروز که جنبه کاملاً ملي و نجومي داشته و نيز گرد آمدن درباريان و بزرگان ايران زمين و کشورهاي گوناگون در اين محل ارتباطي وجود داشته است.
بدين سان با برقراري ارتباط ميان ساختن و پديد آوردن تخت جمشيد براي اجراي برخي مراسم و انجام دادن برخي محاسبات نجومي و رصد و اندازه گيري هاي مربوط به وضع خورشيد در نوروز بر همه روشن مي کند که اين داستانها چگونه به وجود آمده اند و از کجا ريشه گرفته اند.

* هخامنشيان
از سوي ديگر هر چند منشأ و زمان پيدايش نوروز، به درستي معلوم نيست، اما اين جشن، قدمتي سه هزار ساله دارد و قديمي ترين آيين ملي در جهان به شمار مي رود. در برخي از متون کهن ايران از جمله شاهنامه فردوسي و تاريخ طبري، جمشيد و در برخي ديگر از متون، کيومرث به عنوان پايه گذار نوروز معرفي شده است.برخي از روايتهاي تاريخي، آغاز نوروز را به بابليان نسبت مي دهد. طبق اين روايتها، رواج نوروز در ايران به 538 سال قبل از ميلاد؛ يعني زمان حمله کوروش به بابل بازمي گردد.
کوروش دوم، بنيانگذار هخامنشيان، نوروز را در سال 538 قبل از ميلاد، جشن ملي اعلام کرد. وي در اين روز برنامه هايي براي ترفيع سربازان، پاکسازي مکانهاي عمومي و منازل شخصي و بخشش محکومان اجرا مي نمود. اين آيين ها در زمان ساير پادشاهان هخامنشي نيز برگزار مي شده است. در زمان داريوش اول مراسم نوروز در تخت جمشيد برگزار مي شد. البته در سنگ نوشته هاي به جا مانده از دوران هخامنشيان، به طور مستقيم اشاره اي به برگزاري نوروز نشده است، اما مطالعات بر روي اين سنگ نوشته ها نشان مي دهد که مردم در دوران هخامنشيان با جشنهاي نوروز آشنا بوده اند و هخامنشيان نوروز را با شکوه و عظمت جشن مي گرفته اند. شواهد نشان مي دهد، داريوش اول ، به مناسبت نوروز در سال 416 قبل از ميلاد سکه اي از جنس طلا ضرب نمود که در يک طرف آن سربازي در حال تيراندازي نشان داده شده است.در دوران هخامنشي، جشن نوروز از 21 اسفند تا 19 ارديبهشت برگزار مي شده است.

* اشکانيان و ساسانيان
در زمان اشکانيان و ساسانيان نيز نوروز گرامي داشته مي شد. در اين دوران، جشنهاي متعددي در طول يک سال برگزار مي شد که مهمترين آنها نوروز بوده است. برگزاري جشن نوروز در دوران ساسانيان چند روز (دست کم 6 روز) طول مي کشيد و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسيم مي شد. نوروز کوچک يا نوروز عامه پنج روز بود و از اول تا پنجم فروردين گرامي داشته مي شد.اردشير بابکان، مؤسس سلسله ساسانيان، در سال 230 ميلادي از دولت روم که از وي شکست خورده بود، خواست که نوروز را در اين کشور به رسميت بشناسند. اين درخواست مورد پذيرش سناي روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به « Lupercal » معروف شد.در دوران ساسانيان، 25 روز قبل از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا مي کردند، انواع حبوبات و غلات را مي کاشتند و تا روز شانزدهم فروردين آنها را جمع نمي کردند.

* عباسيان و سلجوقيان
در زمان عباسيان نيز به نظر مي رسد، خلفا گاهي براي پذيرش هداياي مردمي، از نوروز استقبال مي کرده اند.با روي کار آمدن سلسله هاي سامانيان و آل بويه، جشن نوروز با گستردگي بيشتري برگزار مي شد.در دوران سلجوقيان، به دستور جلال الدين ملکشاه سلجوقي تعدادي از منجمان ايراني از جمله خيام براي اصلاح تقويم ايراني گرد هم آمدند. اين گروه، نوروز را در اول بهار قرار دادند و جايگاه آن را ثابت نمودند.نوروز در دوران صفويان نيز برگزار مي شد. در سال 1597 ميلادي، شاه عباس صفوي مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار و اين شهر را پايتخت هميشگي ايران اعلام نمود.

  


فلسفه يک عدد



هفت در اسلام:
هفت بار طواف، آسمان هفت طبقه دارد.
قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز و ...
* هفت در تاريخ:
جنگهاي هفت ساله در زمان لوئي 11 واقع شد، اژدهاي هفت سر معروف است. هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبديل شدند و هفت خوان رستم و اسفنديار معروف است.
* هفت سين
در کشورهاي مختلف هفت سين هاي متفاوتي پهن مي شود، حتي در برخي از نقاط ايران و ديگر کشورها به جاي هفت سين، هفت شين پهن مي کنند، سفره هفت سيني که امروز بيشتر مرسوم است داراي هفت مورد است.
* عدد هفت در قديم:
مردم بابل عدد هفت را مقدس مي شمردند، طبقات آسمان و زمين و سيارات هفت بوده و روزهاي هفته هفت روز است.

  


بررسي آيين هاي نوروزي در گفتگو با استادان دانشگاه ؛ اسرار اسطوره فارسي



*زهرا دلپذير
جشن نوروز بزرگترين ميراث به جاي مانده از روزگار باستان و بيانگر فرهنگ والاي ايراني است که پس از گذشت قرنها و پشت



سرنهادن فراز و نشيبهاي بسيار، هنوز هم به عنوان بزرگترين جشن ملي ما با شکوه و عظمت خاصي برگزار مي شود.
اين سنت دير پاي با آداب و آيين هاي جالبي همراه مي باشد که هر يک از آنها مجموعه اي از اسرار و نمادهاست که از نا کجاي تاريخ راهي طولاني را پيموده و تا به امروز رسيده است.
در همين زمينه با تني چند از استادان دانشگاه گفتگو نموده ايم که در ادامه مي آيد...
در روزگار باستان
دکتر شاميان ساروکلايي، استاد دانشگاه با اشاره به اينکه ايرانيان نوروز را روزي نو مي خوانند و از آن گاه سال جديد را آغاز مي کنند، به خبرنگار ما مي گويد: نوروز در فرهنگ ايران، پيشينه اي ديرينه دارد و اگر چه در اوستا به آن اشاره نشده است اما برخي از آيين هاي پيوسته و مربوط به آن در نوشته ها و آثار مکتوب ايرانيان بازتاب يافته که نشان دهنده ديرينگي اين آيين کهن در سرزمين ماست.
وي خاطرنشان مي کند: در باور ايرانيان باستان، روز ششم ماه فروردين (خرداد روز) نوروز بزرگ ناميده مي شد که ابوريحان بيروني نيز به اين باور درکتاب آثار الباقيه خويش اشاره کرده است.
اين استاد دانشگاه تصريح مي کند: 12 روز نخست فروردين در ميان ايرانيان نماد دوازده ماه سالي است که پيش رو دارند.
آبريزگان
دکتر شاميان با اشاره به اينکه از بين آيين هاي نوروزي همچون شستشو، غبارروبي، سبزه روياندن، هفت سين، ديد وبازديد و...، از آيين آبريزگان کمتر سخني به ميان آمده است، اظهار مي دارد: اين آيين جشني ويژه بود که در نوروز بزرگ (ششم فروردين) برگزار مي شد و مردم در اين روز به يکديگر آب مي پاشيدند.
وي ادامه مي دهد: ابوريحان بيروني درآثار الباقيه آورده است: آب پاشي در اين روز به اميد فراواني بارندگي در سال نو انجام مي شد.
وي تأکيد مي کند: قزويني نيز در کتاب عجايب المخلوقات، زمان برگزاري جشن آبريزگان را بيست ودوم فروردين ماه مي داند. وي (قزويني) همچنين به برگزاري اين آيين در برخي از شهرهاي ايران همچون اصفهان در سومين روز فروردين اشاره کرده و مي گويد:«چون به دعايي باران بباريد که مثل آن در آن عهد هيچ کس نديده بود و خشکسالي پايان گرفت. مردم در آن روز به يکديگر آب مي ريختند، از غايت شادي و اين از آن زمان عادت شد.»
آيين هاي نوروزي پس از اسلام
دکترمحمدمهدي ناصح، استاد دانشگاه با بيان اينکه نوروز يک پديده مهم فرهنگي و بزرگترين ميراث به جاي مانده از دوران باستان است که درگذر ايام رنگ فوق تاريخي و اسطوره اي يافته به خبرنگار ما مي گويد: اين جشن پس از ورود اسلام به ايران رنگ ديني و تقدس به خود گرفت به طوري که مردم علاوه بر عيد فطر و قربان، نوروز را هم گرامي مي داشتند و بسياري از سنتها و آداب و رسوم نوروزي که در دوره باستان رايج بود پس از اسلام نيز همچنان به حيات خود ادامه داد و حتي به نوعي با اعتقادات و باورهاي ديني درآميخت.
وي مي افزايد: يکي از آيين هاي نوروزي سفره نهادن و آراستن خوان بوده که از ملزومات آن 7 سين يا 7 شين به شمار مي آمد که البته با 7 سين امروزي تفاوت داشت.
وي اضافه مي کند:« 7 »، عددي مقدس و نشان دهنده کمال يک چيز است، سين هم مظهر صحت و سلامتي است بنابراين معمولاً 7 نوع سبزه و يا 7 نوع گندم را براي برکت در کشاورزي، نان و روييدني ها برسر سفره عيد مي گذاشتند.
عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهد ادامه مي دهد: امروزه در برخي از شهرهاي افغانستان سفره 7 ميوه متداول است و 7 نوع ميوه مانند کشمش، بادام، پسته و ... را بر سفره مي نهند.
وي صله رحم و ديد و بازديد را يکي ديگر از آيين هاي نوروزي مي داند و مي گويد: اين سنت حسنه که از ديرباز در فرهنگ ما وجود داشته، موجب افزايش مودت و دوستي بين افراد شده و حتي در گذشته سعي مي کردند مراسم خواستگاري را نيز در اين ايام ترتيب دهند.
وي با اشاره به آيين خانه تکاني در آستانه نوروز اظهار مي دارد: اين سنت ديرينه نيز از ديرباز در فرهنگ عامه رايج است و مردم همزمان با سال نو و تازه شدن طبيعت، از چهره منزل خود نيز غبار کهنگي را مي زدايند.
اين محقق فرهنگ عامه ادامه مي دهد: در ايام نوروز سرگرمي ها و بازيهايي مثل گوي بازي، سنگ بازي، تخم مرغ بازي و... نيز در بين مردم به ويژه در ميان کودکان و جوانان رايج بود که بسياري از آنها منسوخ شده و برخي هم هنوز در شهرها و روستاهاي گوشه و کنار کشور رواج دارد.
وي طبيعت گردي در روز 13 فروردين را از مهمترين آداب ورسوم نوروز مي داند و مي گويد: مردم ايران در آخرين روز نوروز هم آيين «سيزده به در» را به جا مي آورند.
در واقع سيزدهم نوروز يکي از خجسته ترين و مبارک ترين روزهاي سال براي مردم ايران است زيرا با خانواده، خويشان و طبيعت ارتباط برقرار مي نمايند.
نمادهاي عرفاني
اما دکتر باقر غباري، روان شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران به آداب و رسوم رايج در نوروز از منظر ديگري مي نگرد.
وي با اشاره به اينکه نوروز در فرهنگ ايران مجموعه اي از اسرار و نمادهاست به خبرنگار ما اظهار مي دارد: ايرانيان براي عيد نوروز نمادهايي را ساخته و آداب و رسومي را رعايت مي کنند که همه اين آداب بر محور پاک شدن از گناهان و تولد دوباره انسانهاست که عمق آن را در دعاي تحويل سال مي بينيم.
اين استاد دانشگاه يکي از مناسک بسيار مهم در بين ايرانيان را در لحظه تحويل سال، قرائت قرآن مي داند و مي گويد: ما با خواندن قرآن در لحظه تحويل سال مي خواهيم با خويشتن اصلي خود ارتباط برقرار کرده و اسرار آن را کشف کنيم، به عبارت ديگر قرآن ما را هدايت مي کند. که رابطه دروني و عمقي با پرودگار برقرار نماييم.
وي مي افزايد: رسم گذاشتن ماهي و آب در سر سفره هفت سين عيد نوروز هم مفهوم خاصي دارد و در واقع ماهي و آب نمادهايي عرفاني هستند.
وي ادامه مي دهد: ما ايرانيان با آداب حسنه اي که در عيد نوروز به جا مي آوريم مانند، صدقه دادن صله رحم و عيدي دادن و ... در واقع سنت ديرينه چندين هزارساله خود را نيز احيا مي کنيم.
وي خاطر نشان مي کند: در واقع درکنار عيد نوروز بسياري از مسايل ديگر نيز هست که در هر کدام از آنها معنايي نهفته است. به عنوان مثال مردم در سال نو خانه تکاني کرده و همه جا را از آلودگيها پاک مي کنند که خود اين نمادي است از اينکه ما خانه شخصي مان را که جسممان در آن ساکن است پاک مي کنيم تا از يک سو هم خود و هم ديگران احساس نو بودن کنيم و از سوي ديگر درون خويش را از آلودگيها بزداييم زيرا بهترين ملاقاتي که در سال نو صورت خواهد گرفت، ملاقات با خداوند است، خدايي که در اين قلب نو تجلي خواهد کرد.

  


ناگهان صداي توپ، شهر را بهاري مي کند



* هنگامه طاهري

سال تازه مي رسد ز راه/ پيش از اين/ خانه را تکانده ايم/ رفت و روب کرده ايم/ قلب را با هزار کار خوب/ خوبتر ز خوب کرده ايم/ سال تازه مي رسد ز راه/ ناگهان صداي توپ، شهر را بهاري مي کند/ و طنين بانک دسته نقاره زن/ عيد را نويد مي دهد/ روز و روزگار/ رو سپيد مي شود/ وقت گفتن و شنفتن/ عيدتان سعيد مي شود.
***
گل فروشي سر کوچه الوان است از تمامي حضور بهار. از کجا تا کجا کوزه هاي سبزه روبان بسته و گلدانهاي سنبل رديف شده اند جلوي مغازه. آکواريوم ماهي هاي قرمز و تنگهاي پر از ماهي تقريباً نيمي از پياده رو را گرفته اند. بوي عود و اسپند مي آيد و مردم تند تند خريد مي کنند.
آن طرف تر کسي هفت سين مي فروشد...
***
ماهي کوچک مي رود داخل تنگ و گلبرگهاي سرخ مي ريزند اطراف ماهي. شمعدانهاي لاله عباسي مي نشينند دو طرف سفره هفت سين و آينه طلايي ما در ميان شمعدانها. سبزه هاي بلند و ديس شيريني و آجيل و شکلات و گلاب و ميوه مي آيند کنار قرآن، وسط سفره جاي مي گيرند. اسکناس هاي تا نخورده لاي قرآن و رختهاي نو قشنگ ترين بهانه هاي بچه ها مي شوند براي رسيدن دوباره بهار.
***
لحظه ها انگار معکوس مي روند تا سال زودتر تحويل شود. پدر مي نشيند پاي قرآن، رو به روي آينه و بلند قرآن مي خواند. مادر کنارش و بچه ها با رخت عيد دور سفره هفت سين جمع مي شوند. ماهي قرمز داخل تنگ آرام و قرار ندارد. انگار نبض ثانيه ها در تپشهاي قلب کوچکش مي زند.صداي دعاي پدر و دستهاي نياز بلند مي شود...
***
هوهوي باد مي پيچد لاي درزها و پنجره اتاق بي هوا باز مي شود. انگار بهار ناگهان ميهمان مي شود. ترنم باران آن سوي پنجره با جوانه ها دوست تر مي شود و عاشقانه مي بارد از دلهامان. روي کاغذ مشقمان مي نويسم: آنک بهاري کز زير طاق نصرت رنگين کمان/ چون جان روان به کوچه و بازار مي شود/ دشت بزرگ/ از نفس تازه نسيم/ گلزار مي شود/ بار دگر زمانه/ از عيد از شکوفه/ از بوسه از ترانه/ وز مه جاودانه/ سرشار مي شود.

  


نگاهي به يک سنت قديمي ؛ ميرنوروزي ديگر «کرنا» نمي زند



* هادي مرادي

نوروز باستان با تمام وجود فرا مي رسد و با همان ته مانده آيين هايش، ايراني بودن خود را گوشزد مي کند و باز با مجموعه باورها و



رسوم به يادگار مانده از روزگار کهن، از من و تويي که امروز نفس مي کشيم گلايه دارد که چرا داريد ما را فراموش مي کنيد.
بسياري از مراسم نوروزي و تاريخي ما، اکنون با آب و تاب فراوان در خيلي از کشورها اجرا مي شود، اما بخش عمده اي از آنها را که در پستوي خانه نهان شده، مي رود تا به قول شاعر از آنها فقط خاطره هايش به جا بماند.
از جمله مراسم قديمي مربوط به عيد نوروز، جشن ميرنوروزي بود و اين رسم تا همين اواخر در ايران معمول بود و در بسياري نقاط برپا مي شد. مردم به يادبود اين سنت ديرينه پدران خود، آن را گرامي مي داشتند، اما از سالها قبل، ديگر هياهوي ميرنوروزي و نوچه هايش را که تاج و تخت اميري مي ربود و در ايام نوروز، هر که جلو راهش سبز مي شد، راضي يا ناراضي بايد به او عيدي و دستخوش مي داد، خبري نيست.
يکي از محققان در اين باره مي نويسد: از پادشاهي يا اميري يا حاکمي موقتي که سابقاً در ايران مرسوم بوده، در ايام نوروز، محض تفريح عمومي و مضحکه، شخصي را بر تخت مي نشاندند و بعد از تمام شدن جشن، سلطنت او به پايان مي رسيده است.
«آدام متز»، مورخ اروپايي مي گويد: «مردم در نوروز کسي را به عنوان ميرنوروزي برمي گزيدند. صورتش را با آرد يا گچ سفيد کرده با لباسهاي زرد يا قرمز، سوار درازگوش با عده کثيري به دنبالش، کوچه ها را مي گشت و به شيوه محتسب، دفتري در دست با تحکم از مردم درخواست وجه مرسوم مي کرد و هر کسي که نمي داد آب آلوده بر او مي پاشيدند. فقرا در کوچه و اغنيا درون خانه؛ و مأمور شرطه ممانعتي نمي نمود. اگر آدم آبرومندي بيرون مي آمد بر او آب آلوده پاشيده لباسش را خراب مي کردند، مگر اينکه جاه و آبروي خويش را مي خريد و باجي را که مي خواستند، مي داد. عامه در کوچه ها به هم آب مي پاشيدند و با اين مير نوروز شاد بودند.»
ميرنوروزي و حکومت او سابقه تاريخي دارد؛ در دورانهاي پيش و به تحقيق قبل از اسلام، چند روز مانده به جشن باستاني نوروز دسته اي از مردم با نشاط و خوشدل، دور هم جمع شده از ميان خود جواني ورزيده و برازنده و خوش صورت را به نام ميرنوروزي يا امير نوروز انتخاب مي کردند.
لباس پر زرق و برق بر تن او کرده، با طبل و ساز و کرنا به دنبال او راه مي افتادند.
سيدعلي ميرنيا در کتاب فرهنگ مردم مي نويسد: «اين شخص با اين تشريفات مسخره تا سيزده نوروز در شهر يا روستا، امير و فرمانده بود و با همين هيبت و چهره خندان در حالي که بر الاغ خود سوار بود. کلاغي سياه يا به روايتي بازي سفيد، در يک دست و باد بزن بزرگي در دست ديگر داشت که مرتب خود را باد مي زد و به حرکت در مي آورد، پشت سر او جواني فربه که لباس سرخي بر تن و چتري سفيد بر سر مير نوروزي گرفته بود، راه مي رفت.
اين کاروان نشاط با هلهله و شادي و طبل و کرنا و فرياد تماشاچيان، در شهر و روستا به گردش مي آمد.»
ميرنوروزي که در اين مدت حاکم و فرمانروا بود هر کاري مي خواست انجام مي داد، هر فرماني مي داد بي درنگ توسط اطرافيان اجرا مي شد.
جملگي مکتوبات به يادگار مانده گواه اين است که که رسم ميرنوروزي، در قديم بسيار محترم بوده و بيشتر مردم که فرو دست بودند طرفدار او، اما مدافعان رسم ميرنوروزي به خاطر داشتن ويژگي عيارگونه او، از سلطنت سيزده روزه او که همانا سلطنت خودشان بوده، لذت مي برده اند.
همچنين آورده اند ميرنوروزي با همراهان خود از کنار سراي دولتمندان که مي گذشت، طنابي به داخل منزل آنها مي انداخت و صاحب خانه موظف بود هديه اي به طناب ببندد. ميرنوروزي طناب را مي کشيد و هديه را دريافت مي کرد.
در برخي مواقع اين کار به خاطر گرفتن فال انجام مي گرفت. ميرنوروزي با نيت صاحب فال طناب را به داخل مي انداخت و از روي چيزي که صاحب خانه مي فرستاد، فال مي گرفت.
مراسم ميرنوروزي با اندکي تفاوت از عيد نوروز تا سيزده فروردين، در تمام نقاط ايران برگزار مي شد، ولي امروز در شهرها انجام نمي گيرد. احتمال دارد در بعضي از روستاها اين مراسم هنوز رواج داشته باشد.
منابع:
1 - فرهنگ مردم، سيدعلي ميرنيا
2 - گاه شماري و جشنهاي ايران باستان، هاشم رضي
3 - مجله آينده، سال 13 شماره 8 مقاله ميرنوروزي از محمد جواد بهروزي،
4 - شرح زندگاني من، عبدا... مستوفي
5 - تاريخ تمدن اسلامي در قرن چهارم هجري

  


سمنو، آي سمنو...



* فرشاد ايلخاني
سمنو از جمله غذاهاي سفره هفت سين است که سرسبزي، طراوت و برکت را تداعي مي کند
قبل از رسيدن نوروز، از اعمالي که کم و بيش در گوشه و کنار کشور انجام مي شده و مي شود، مراسم سمنوپزان است.
پختن سمنو در گذشته با آداب خاصي انجام مي شد و اين سمنوپزان نه تنها، قصدي بود براي درست کردن يکي از اجزاي سفره هفت سين، بلکه، نذري براي برآورده شدن حاجات بوده است.
سمنو را از جوانه گندم و آرد درست مي کنند. ماده شيرين کننده سمنو شيره اي است که از خرد کردن جوانه گندم گرفته شده اين شيره با آرد سبوس دار جوشانده مي شود.
شب سمنوپزان ساعت هشت تا نه شب اغلب زنهاي فاميل و همسايه دور ديگ نذري گرد مي آيند و يکي از آنها کبريتي به دست مي گيرد و با گفتن «نام خدا» اجاق را روشن مي کند. در اين هنگام همه حاضران زير لب دعا مي خوانند.
پس از آنکه ديگ گرم شد صاحب خانمي که نذردار اصلي و همچنين پزنده سمنو است پاروک را با دو دست مي گيرد و چند دور با آن سمنو را به هم مي زند. پس از او زنهاي ديگر يکايک همين کار را مي کنند. وقتي سمنو به غل غل افتاد بانواني که نذر ريختن پسته يا بادام در ديگ سمنو دارند نذري خود را مشت مشت در آن مي ريزند.
پختن سمنو تا نزديک سحر به درازا مي کشد. پس از آن پاروک را کنار مي گذارند و سمنو را «دم» مي کنند.
پيش از آنکه سمنو سرخ شود، نماز صبح اقامه مي شود و بعضي ها هم دو رکعت نماز حاجت مي گزارند و پس از پايان نماز حاجت نشسته مي مانند و آرزوي خويش را از خداوند خواستار مي شوند.
پس از اينکه نماز و دعا به پايان رسيد، چند ساعتي مي آسايند و سپس دور ديگ گرد مي آيند و زن نذردار اصلي در آن را بر مي دارد. آنگاه خود او نخستين ملاقه سمنو را در کاسه اي مي ريزد و حاضران نيز شادي مي کنند. بخشي از سمنوها آماده شده نيز طي مراسمي براي همسايه ها و فاميل فرستاده مي شود.

  


حکايت دکتر سيستاني از پادشاه پوشالي ؛
ايست،خبردار!حکم ميرنوروزي ابلاغ شد



*مليحه پژمان
سخن در پرده مي گويم، چو گل از غنچه بيرون شو- که بيش از چند روزي نيست حکم ميرنوروزي
حتماً تا به حال چيزهايي در مورد ميرنوروزي شنيده ايد و براي شما هم جالب است که بدانيد ميرنوروزي کيست و اين داستان از کجا آمده؟!
دکتر ايرج افشارسيستاني در اين مورد مي گويد: «درزمانهاي گذشته، در ايام نوروز، دلقک شهر را که ميرنوروزي مي خواندند، براي مدت پنج روز به جاي شاه برتخت مي نشاندند و او در آن مدت کوتاه از همه اختيارات شاه برخوردار بود. از اين رو اين دلقک با استفاده از قدرت موقت، احکامي درباره گرفتن جريمه، زنداني کردن متخلفان، ضبط اموال ستمگران و... صادر مي کرد. بعد از گذشتن پنج روز، ميرنوروزي را بر الاغي سوار مي کردند و هر کس ضربه اي به او مي زد. حافظ اصطلاح ميرنوروزي را براي قدرت بي دوام و پوشالي که سرانجامش رسوايي و لطمه زدن است به کار برده است.» اين تاريخ شناس در ادامه مي گويد:«مؤلف جهان گشاي جويني درباره تسلط مغول بر خوارزم مي نويسد: پيش از حمله مغول، پادشاه خوارزم راه فرار در پيش گرفت و آنجا خالي از سلطان بود. چون مردم براي حل و فصل کارهاي خود به فرمانروا نياز داشتند. مردي که از اعيان ترک بود و خويشاوند ترکان خاتون، به شاهي نشاندند و پادشاه نوروزي از نسل او برخاست. درمدتي کوتاه مغولها خوارزم را غرق خون کردند و اثري از پادشاه و قدرت موقت او باقي نماند»
اين استاد دانشگاه خاطر نشان مي کند:«سمرقندي هم در کتاب خودش به نام تذکره به اين موضوع اشاره کرده است» .
دکتر افشارسيستاني اضافه مي کند،«طبق اسناد تاريخي، ابوريحان بيروني هم در کتاب التفهم در اين زمينه مطالبي آورده به اين مضمون:«به روزگاران خسروان، به نخستين روز از بهار از بهرنان، مردي بيامد، بر چهارپاي مي نشست و به دست کلاغي مي گرفت و با بادبزن خودش را باد مي زد و زمستان را وداع مي کردو از مردمان چيزي طلب مي کردو...»
بنابراين مراسم مربوط به ميرنوروزي سابقه اي طولاني دارد که تا پيش از حمله اعراب مي توان رد آن را پيداکرد. هرچند که بعدها اين مراسم به صورت يکي از سرگرمي هاي تفريحي مردم در نوروز در آمد.
آيا مراسم ميرنوروزي منحصربه ايران بوده است؟!
دکتر افشارسيستاني در اين مورد مي گويد:«با کاوشي در تاريخ مي توان دريافت که اين مراسم منحصر به مرزهاي جغرافيايي ايران نبوده بلکه در سرزمينهايي نيز که فرهنگ ايراني در آن نفوذ داشته، جشن ميرنوروزي برگزارمي شد.»

  


آيين نوروز در ايران زمين ؛ عروس گوله در بهشت گمشده



*بهجت جاوداني
نخستين روز از نخستين ماه سال شمسي را «نوروز» گويند و در اين روز ايرانيان از ديرباز بزرگترين جشن ملي خود را برگزار مي کرده



اند. نوروز، کهنسال ترين آيين ملي در جهان است که جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان محسوب مي گردد. نوروز يا روز نو همواره مظهر فر و شکوه زيبايي و پيام آور مهر و پيروزي براي مردم ايران زمين بوده است. در اين ايام ايرانيان همان گونه که خانه و کاشانه خود را از گرد وغبار مي زدايند؛ کينه ها و دشمني ها را نيز از خود دور مي کنند و به مهرباني و دوستي روي مي آورند.
در اين فرصت بهاري برآنيم تا شما همراهان بهار دل را با گوشه اي از آداب و رسوم هموطنانمان در شهرها و استانهاي مختلف کشور پهناورمان ايران اسلامي آشنا کنيم، با ما باشيد.

اردبيل
از آنجا که چهارشنبه در فرهنگ ايراني از غناي خاصي برخوردار است در اردبيل چهار چهارشنبه آخر سال را جشن مي گيرند و براي هر کدام نامي خاص دارند مانند «خبرچي چرشنبه». تشريفات نوروزي را در اين استان با آمدن «تکم چي» شروع مي شود که در واقع همان پيک نوروزي هستند. همانها که در آذربايجان«يمليک چي» و در مناطق فارسي نشين«عمو نوروز» يا «حاجي فيروز» ناميده مي شود و با خواندن ترانه هايي در وصف بهار، نوروز را به عاشقان طبيعت بشارت مي دهند.

کهکيلويه و بويراحمد
در آخرين چهارشنبه سال بچه هاي هر محل با هيزم جمع آوري شده آتش مي افروزند و از روي آن مي پرند. دو سه روز پيش از فروردين را نيز «عرفه» يا «خيرات نيمه برات» مي گويند که در آن با پختن نوعي شير برنج و حلواي محلي و توزيع آن ميان همسايگان؛ شادي روح اموات خود را از خداوند مي طلبند. در اين منطقه در آستانه سال نو مردم به خانه شخصي که يکي از بستگان خود را از دست داده رفته، از اهل آن خانه مي خواهند تا لباس مشکي را از تن بيرون آورند. در اين استان، پس از ديد و بازديد هاي نوروز و قبل از سيزدهم، زنان روستايي، سنگهاي اطراف اجاق خود را بيرون مي اندازند و مرغ يا گوسفندي ذبح مي کنند و سپس گوشت قرباني را بين خانواده ها تقسيم مي کنند. همچنين قبل از سال نو مراسم«چاله گرم کنون» و «سفره پرکنون» مرسوم است که در اولي هر خانواده حتماً غذاي گرم و مناسب (ترجيحاً پلوگوشت) تهيه مي کند و در شب قبل از آغاز سال نو مي خورند و در دومي، سفره خود را از نان پر مي کنند تا سال پرخير و برکتي در پيش داشته باشند.

آذربايجان
طبق آيين هاي اساطيري«کوسالگين» در آذربايجان نشانه شادي نوروزي است و مانند حاجي فيروز لباسهاي غير متعارف مي پوشد، چوب به دست مي گيرد، کلاه منگوله داربر سر مي گذارد و به همراه شاگردش ترانه هاي شاد مي خواند. اين آيين در بين کشاورزان و دامداران بيشتر رايج است.
همچنين مراسم سنتي«سايا» از چندين روز مانده به عيد در شهرها و روستاهاي مختلف آذربايجان برگزار مي شود که طي آن شخصي به نام «ساياچي» خانه به خانه مي گردد و با خواندن شعرهايي مخصوص براي اهالي هر خانه اي سالي پربرکت را آرزو مي کند و نيز روزهاي مانده به عيد را مي شمارد و در مقابل دعاهاي خير و شعرهاي دوست داشتني خود از صاحب خانه ها هديه و انعامي (شامل شيريني و آجيل يا پول) دريافت مي کند. خانه تکاني، سمنوپزي، سيزده بدر و از اين دست مراسم نيز در آذربايجان همچون ديگر نقاط ايران مرسوم است. آذربايجاني ها در نوروز با لباسهاي نو به اجراي حرکات پهلواني، ايجاد آتش در اجاقها، طبخ غذاهاي متنوع، ايجاد محافل ادبي و هنري، اجراي موسيقي و ترانه هاي اصيل با سازهاي ملي، نوشتن نوروزنامه، قرباني دادن و تجديد عهد و پيمان با خالق هستي مي پردازند.

گيلان و گلستان
در گيلان «غول» و «کاس آغا» نماينده بازي هاي شادي آور نوروز است که در نمايشي ميان سرما و گرما يا سياهي و سپيدي و يا نيکي و بدي نقش ايفا مي کند.
در استان گلستان نيز از اوايل اسفند در برخي از نواحي، گروه دو نفره نوروز خوانان از مردم مژدگاني مي گيرند و مردم مژدگاني دادن به آنها را امري با شگون مي دانند و مقدم آنان را به عنوان پيام آوران بهار گرامي مي دارند.

خوزستان
مردم استان خوزستان عيد نوروز را مفصل برگزارمي کنند. از چند روز پيش، کلوچه مخصوصي درست مي کنند و پس از مراسم چهارشنبه سوري به چيدن سفره هفت سين و پوشيدن لباس نو و ديد و بازديدهاي نوروزي مي پردازند. جالب آنکه در اين استان سيزده بدر را در دو روز جشن مي گيرند. روز سيزده با احتساب روز عيد نوروز و روز سيزده بدون احتساب روز نوروز، اولي را سيزده عيد و دومي را سيزده بعد از عيد گويند.

خراسان
از چند هفته مانده به نوروز، همه خراساني ها در فکر تهيه لباس نو، خانه تکاني، تدارک هفت سين و لوازم پذيرايي از ميهمانان نوروزي هستند بويژه در مشهد که به يمن وجود بارگاه ملکوتي حضرت امام هشتم(ع) هر سال ميزبان ميليونها زائر مشتاق در لحظه تحويل سال است، ساکنان ديگر شهرهاي خراسان نيز در اين لحظه در مساجد و امامزاده ها حضورمي يابند. گروهي عسل به دهان مي گذارند تا درسال نو، هم اعتدال مزاج پيدا کنند و هم اخلاق خوش و شيريني داشته باشند.
خانواده هاي روستايي در سه روز مانده به عيد مقدار زيادي نان خانگي مي پزند تا در سيزده روز اول سال از بازار، نان خريداري نکنند.
درميان مردم خراسان جنوبي رسم است که روز ششم فروردين به بيابانها مي روند و از گياهان تازه رسته(مانند نقود شک که اولين گياه خوراکي است که در بهار مي رويد و پياز گل لاله بيشتر از بقيه مصرف مي شود.) بخورند. همچنين در منطقه اي به نام پيرکه چشمه و درخت بيدي دارد و معمولاً در نزديکي آن اتاقي ساخته شده، در روز سيزده نوروز آش محلي مي پزند و مي خورند. «سمندر بازي» جنوب خراساني ها نيز در روزهاي پنجم و سيزدهم اجرا مي شود که تا حدودي شبيه فوتبال است.
در زمانهاي قديم در روستاي «بيمرغ» نزديک گناباد از روز نهم فروردين تا سيزده بدر اختيار روستا به دست زنان مي افتاد و هيچ مردي حق نداشت از خانه خارج شود! اداره اين روستا در اين روزها در اختيار زنان بود.
اما در خراسان شمالي نخستين روزهاي بهار با پختن غذاهاي معروف به نوروزي مانند نوروزکجه، نوروز بامه، سمني(سمنو) و نيز با اجراي بازي هاي محلي و برپايي جشن و سرور آغاز مي شود.

نوروز درمشهد قديم
از قديم الايام اغلب مردم خراسان بخصوص ساکنان مشهد زمان تحويل سال در حرم امام رضا(ع) حضور دارند که آغاز سال جديد با يک بار روشن و خاموش شدن چراغ و نقاره خانه اعلام مي شود. در آن سالهاي دور که تمام جمعيت مشهد در بزرگترين صحن حرم مي توانستند گردهم بيايند، بعد از تحويل سال با سبزه اي که از خادمان حرم هديه مي گرفتند به خانه بازمي گشتند.
درمشهد قديم رسم براين بود که قبل از آغاز سال نو، مرد از خانه بيرون مي رفت و هنگام تحويل سال با سبزه و نان و در بعضي محلات با تکه اي مس وارد خانه مي شد که علامت برکت و روزي رساني بود. صاحبخانه به تعداد بچه هاي ميهمان تخم مرغ رنگي هديه مي داد که در دستمال مي گذاشتند و بعد آن را تقسيم مي کردند عيدي بيشتر مواقع سکه هاي طلايي رنگ بود که در کاسه مي ريختند وتعارف مي کردند. اين سکه ها را بيشتر ميهمانان نگه مي داشتند و در سفرهاي زيارتي مثل حج و سفر کربلا مي بردند و متبرک مي کردند.

زنجان
مهمترين مراسم نوروزي در زنجان پرداختن به امور چهارشنبه هاي اسفند است که نخستين آنها «موله» نام دارد و به شستن و تميز کردن فرشهاي خانه اختصاص يافته. دومين چهارشنبه(سوله) به خريد وسايل و نيازمنديهاي عيد مي گذرد، در سومين چهارشنبه (گوله) غلات و حبوبات براي سبزه هاي نوروزي خيس مي شود و در آخرين چهارشنبه (کوله) مراسم چهارشنبه سوري برگزار مي گردد.
فارس و تهران
عيد نوروز نزد مردم فارس بسيارگرامي است و مردم از پانزده روز قبل از تحويل سال به استقبال بهارمي روند. شيريني هاي خانگي و تنقلات مختلف تهيه کرده، به خانه تکاني و دوختن لباس نو بويژه براي کودکان مي پردازند.
يکي از مراسم و آداب مردم تهران قديم در روزهاي پاياني اسفندماه پختن و توزيع انواع غذاهاي نذري ميان اهل محل بوده است. بسياري از تهراني هنوز هم معتقدند، در روز اول بهار حتماً بايد رشته پلو خورد تا در سال جديد سر رشته کارها دستشان آمده و تا آخر سال از دستشان خارج نشود. به هنگام تحويل سال همه اعضاي خانواده جامه هاي نو خود را پوشيده، دور سفره هفت سين گرد مي آيند. پدربزرگ و مادربزرگ در صدر سفره مي نشينند و عقيده بر آن است که در لحظه تحويل سال همگي بايد به آينه نگاه کنند و پس از آن بزرگترين فرد خانواده قرآن را برداشته و چند آيه مي خواند. البته دعاي تحويل سال را همگي بارها و بارها تا لحظه موعود خوانده اند.

گيلان
نمايش معروف نوروزي در گيلان و مازندران و الموت و طالقان، «عروس به همراه غول است» در اين نمايش غول، عروس و پير بابو نقش دارند و غول و پيربابو براي به دست آوردن عروس با يکديگر درگير مي شوند و در ضمن مبارزه اشعاري مي خوانند. يکي ديگر از رسمهاي مردم اين ديار«آهو چره» است که يک نوع بازي سه نفره است.

سمنان
آييني به نام «عمه گرگا» درسمنان اجرا مي شود. در کنار اين آيين ها ورزش هاي سنتي هم برپا مي شود
لرستان
در لرستان پيشواز سال نو از اوايل زمستان و اواخر پاييز شروع مي شود و يک هفته پيش از نوروز شدت بيشتري مي گيرد و مردم «کاردرسي» به معناي کاردرستي و آماده شدن براي مراسم نوروز مي کنند. زنان و دختران «گرديله» (گردگيري و خانه تکاني) را انجام مي دهند

بهبهان
در برخي مناطق از جمله بهبهان رسم است در هنگام تحويل سال دختران جوان عقد کرده در کنار همسر خود و بر سفره هفت سين منزل پدر داماد حضور داشته باشند و پس از تحويل سال به اتفاق سايراعضاي خانواده داماد با هدايايي که ماهي و پنير جزء لاينفک آن مي باشد، داماد را به دست بوسي والدين همسرش ببرند. بهبهاني ها بسيار علاقمندند تا جشن هاي عقد و عروسي خود را در ايام زيباي نوروز برگزار نموده، شادي دل خود را با شادماني طبيعت هماهنگ سازند.

کردستان
بهار براي کردهاي غيور مفهوم آزادي و رهايي از بند اسارت ستمکاران، زايشي نو و از سرگيري کار و تلاش و زندگي دوباره را دارد. به همين انگيزه اين قوم ترجيح مي دهند نخستين روز بهار را به نشانه رهايي از ظلم به آغوش طبيعت، زيباترين جلوه قدرت الهي پناه ببرند. مردم کردستان تحويل سال و آغاز بهار را با روشن کردن آتش که نمادي از سوزاندن بندهاي اسارت و کهنگي است جشن مي گيرند.

  


پيام آور نوروز



* هاديان
يک کارشناس تاريخ در خصوص پيدايش عمو نوروز در فرهنگ کشور ما و تفاوت آن با بابانوئل در کشورهاي خارجي مي گويد: عمو





نوروز يادآور و نماد زمان است. رنگ سرخ جامه او نشانه اي از هفت سين نوروز و سفره شب چله نيز مي باشد.
وي مي گويد: حاجي فيروز بتدريج دگرگون شده و به ننه نوروز يا بابانوروز بعد از زمان قاجار به ميان مردم راه يافته است و سپس از آن زمان پيام آور نوروز گشته است. حاجي فيروز با خواندن سرود «ارباب خودم» نشان از بردگي دارد اما بابا نوروز نشاني از شادباشي هاي ايران باستان است. عمو نوروز در خراسان با نام «بي بي نوروزک» در کرانه هاي خليج فارس «ماتارا نوروز» در گيلان «پيربابا، آروس گلي» در اراک «ننه نوروز» و با نامهاي گوناگون پيرنورزي، بابا نوروز و... در جاي جاي ايران شناخته مي شود.
وي ادامه مي دهد: در دوران قاجاريه معمولاً در تهران چند نفر به صورت يک گروه با اجراي سرنا و دهل و گاهي ميمون کوچکي که ادا و اطوارهاي شيريني از خويش در مي آورد اين مراسم را رواج دادند که البته بيشتر اين گروه ها جنبه کسب درآمد داشته و اين مراسم جنبه ملي و باستاني نداشت. اما کم کم بعد از مشروطه اين مراسم نمادي از مير نوروزي شد.

  


نگاهي به رسوم آذربايجاني ها؛ « شيطانک » دلش تنگ است



* داوود مينايي
«تکم» شيطانک پارچه اي يادش نيست، آخرين سالي را که تکمچي او را در روي دستانش مي رقصاند، الان سالهاست که در





صندوقچه قديمي در زيرزمين نمور گرفته يک روستاي دور در اردبيل، منتظر تابيدن نور شديد آفتاب بهاري از دريچه صندوقچه است، هر سال که بوي عيد حتي به زيرزمين نمور مادربزرگ و درون صندوقچه نفوذ مي کند با خود نت هايش را مرور مي کند، سالهاست که ديگر مادربزرگ برايش لباس نو ندوخته است، اما دلش لباس نو نمي خواهد، بيشتر منتظر يک لبخند نقش بسته بر روي لبان دخترکان لپ گلي روستاست. تکم دلش خيلي تنگ است....
عيد نوروز نه تنها در آذربايجان، بلکه در تمام ايران و حتي در بعضي از کشورهاي مشرق زمين با ارزش است، در اين زمان، جشن هاي باشکوه و ملي در اقصي نقاط کشور برگزار مي شود، عيد نوروز سال ها پيش از ميلاد در آذربايجان برگزار مي شد و مردم برخي از احساسات بشر دوستانه و جهان بيني خود را با اين جشن مربوط مي دانستند.
گفته مي شود که نوروز عيد فراواني کشت و سرآغاز تندرستي و برکت و وفور است، در خانه ها نيز گفته اند که هفت نوع سبزي مي کاشتند تا آن را که بهتر مي رويد، بشناسند.
در اين جشن لباس نو مي پوشيدند و به اجراي مراسم ملي مي پرداختند از جمله مي توان به اجراي حرکات پهلواني، ايجاد آتش در اجاق ها، طبخ غذاهاي متنوع، ايجاد محافل ادبي و هنري، اجراي موسيقي هاي اصيل به وسيله سازهاي ملي آذربايجان، نوشتن نوروزنامه، يادکردن قهرمان ها و شخصيت هاي مختلف و تجديد عهد و پيمان با خالق هستي اشاره کرد.
از چيزهايي که در سفره هفت سين مي گذارند، مي توان از سمنو نام برد. سمنو تنها به معناي سرسبزي و طراوت نيست، بلکه به معناي برکت نيز است. سمنو به عنوان لذيذترين غذا در عيد نوروز است و بعد از طبخ، آن را درميان خويشاوندان و همسايه ها تقسيم مي کنند، سمنو در ميان مردم آذربايجان به عنوان عامل تداوم بخش نسل ها شناخته مي شود. در نمونه هاي باقيمانده از ادبيات شفاهي يا فلکلور، اشعار و داستان هاي بسياري وجود دارد که به طور مستقيم يا غيرمستقيم، نوروز و ايام آن نقش مهمي در روند ماجرا ايفا مي کنند.
پس از دوره صفويه در زمان افشاريه و قاجاريه نوروز همچنان گرامي و محترم ماند و حکومت در رونق آن سعي مي کردند، برخي از مراسم ها و رسوم گذشته نوروز در اردبيل شامل تکم و تکمچي و مراسم نوروز بوده است.
از سنن تاريخي مردم اردبيل به جاي آوردن مراسم جشن نوروز باستاني است.
تشريفات برگزاري اين جشن، نسبت به نقاط ديگر ايران، تا حدي مفصل و وسيعتر بوده است. «تکم» شيطانکي بود که به شکل حيوان چهاردست و پا از تخته مي ساختند و آن را با پارچه هاي رنگارنگ و تکه هاي آيينه به طرز زيبايي مي آراستند و در زير شکم بر انتهاي چوب نازکي متصل مي ساختند.اين چوب از سوراخي که در وسط صفحه تخته اي تعبيه شده بود، مي گذشت و به آساني در اين سوراخ بالا و پايين مي رفت.
تکمچي يعني صاحب تکم، صفحه تخته را به طور افقي در يک دست نگه مي داشت و با دست ديگر انتهاي چوبي را که تکم بر آن نصب شده بود و در زير تخته بالا و پايين مي برد و به اين طريق مجسمه چوبي در روي تخته به حرکت درمي آيد و دست ها و پاها و زيرشکمش با برخورد بر آن تخته صدايي به وجود مي آورد که چون ريتم و آهنگ مخصوصي داشت، مثل صداي ضرب براي انسان خوشايند بود.
تکمچي با اين حرکت دست و آهنگ، آوازها و تصنيف هايي نيز مي خواند و از راه چشم و گوش تماشاگران را محفوظ مي کرد و چون تکم مخصوص نوروز بود تصانيف و آوازها نيز همواره درباره بهار و عيد سروده مي شد، تکمچي تقريباً از يک ماه به عيد مانده پيدا مي شدند و به در خانه ها مي آمدند و رسيدن بهار و نوروز را مژده مي داد.

  


3 هفته جشن نوروزي در ميدان شهر



رسم ها و آيين هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي بدون آنکه هويت خود را از دست بدهد، تحول يافته است.




در اين ميان مدت برگزاري جشن هايي چون يلدا، سده و بسياري ديگر، معمولاً يک روز(يا يک شب) بيشتر نيست. اما جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح «جشن ها و آيين هاي نوروزي» گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد.
ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد:« چون جم در گذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند»
« کمپفر» در سفرنامه خود آورده که در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. « درو ويل» مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد. اما برگزاري مراسم نوروزي امروز، دستکم از«چهارشنبه آخر سال» آغاز و در «سيزده بدر» پايان مي پذيرد.

  


«تکم» بخوان، بهار آمده است



رئيس بنياد ايران شناسي اردبيل درباره آيين هاي باستاني اين منطقه در چهارشنبه سوري گفت: قدمت برخي آيين هاي سنتي اردبيل در شب چهارشنبه سوري به دوره هاي پيش از اسلام و برخي نيز به پس از اسلام بازمي گردد.
محمد روحي عيسي لو اظهار داشت: در شب چهارشنبه سوري عروسکي را به شکل يک بز از جنس چوب و پارچه مي سازند و دور گردن آن چند زنگوله آويزان مي کنند و با حرکت دادن اين عروسک در کوچه ها، صداي آن سبب شادي مردم مي شود؛ اين رسم «تکم گرداني» نام دارد.
او بيان کرد: «تکم» - اين نوع عروسک - نشانه آن است که طبيعت دوباره زنده شده است. به دليل آنکه تا پيش از نوروز بزها و گوسفندان از محل نگهداري شان خارج نمي شوند، اين رسم نشانه آن است که حيوانها براي چرا مي توانند بروند.
وي درباره رسم ديگري در شب چهارشنبه سوري به نام «آويزان کردن شال»، توضيح داد: جوانها در شب چهارشنبه سوري به پشت بامها مي روند و يک شال را آويزان مي کنند و صاحب خانه نيز به سليقه خود ميوه، نقل، پارچه يا چيز ديگري را به آن مي بندد و سپس آنها شال را بالا مي کشند.
عيسي لو ادامه داد: جواني هم که قصد خواستگاري از دختر آن خانه را دارد، به پشت بام مي رود و شال را آويزان مي کند و خانواده عروس به نشانه پاسخ مثبت به آن روسري مي بندند. اين رسم معمولاً در تاريکي شب انجام مي شود تا چهره کسي که شال را آويزان کرده است، مشخص نشود. در اشعار شهريار به اين آيين نيز اشاره شده است.
وي درباره خوراکي هاي شب چهارشنبه سوري در اردبيل نيز بيان کرد: در اين شب، گندم بو داده شده با کنجد مخلوط و به عنوان آجيل چهارشنبه سوري خورده مي شود. در کنار آن، نقل و نبات از خوراکي هاي اين شب است.
او درباره آيين «روشن کردن شمع» در شب چهارشنبه سوري توضيح داد: روشن کردن شمع در سقاخانه ها و خانه ها از ديگر آيين هاي مردم اردبيل است که شمع را در تمام اتاقهاي خانه روشن مي کنند.
عقيده برخي مردم اين است که در شب چهارشنبه سوري اين شمع نبايد خاموش شود و اگر شمع تمام شود، به سرعت شمع ديگري را جايگزين آن مي کنند.

  


عالم کودکي



ماهي قرمز از قديم در سفره هفت سين نماد شادکامي، زندگي و شادابي بوده است، شادکامي آن در نگاه مشتاق چشمان



معصوم کودکان به تنگ بلوري، پديدار مي شود، شادابي آن از لبخند شيرين مادربزرگ، نمايان مي شود، هنگامي که لحظه تحويل سال نو به گردش ماهي چشم مي دوزد و گردش روزگار را از ذهن مي گذراند... .و پويايي زندگي در حرکات آرام پدربزرگ است، لحظه اي که تنگ را با احتياط بر سر سفره مي گذارد و مي نماياند که هنوز زندگي در جريان است... .هر چند کسي نمي داند، چگونه و چرا ماهي در سفره هفت سين ايرانيان جا باز کرده است و شايد در منابع تاريخي هم نتوان جايي براي ماهي قرمز در سفره هفت سين جستجو کرد، اما معتبرترين، منبع نقاشي هايي است که به دوران قاجار باز مي گردد که معروف ترين آن نقاشي هفت سين از استاد حسين شيخ است.اما جالب است بدانيد در حال حاضر گفته مي شود، دست کم 2 هزار نفر در سراسر کشور به طور مستقيم در پرورش ماهي قرمز دخالت دارند وافزون بر اشتغال زايي در اين حوزه عده زيادي نيز در مغازه و حاشيه خيابانها به فروش و عرضه ماهي شب عيد مشغولند.

* نگهداري از ماهي قرمز
اولين موضوعي که مي تواند به عنوان يک عامل مهم در عمر بيشتر ماهي مؤثر باشد محل زندگي آن است. ظرفهايي که در آنها ماهي فروخته مي شود اغلب کوچک مي باشد و نبايد اشتباه کرد و ماهي ها را در همان ظروف کوچک نگاه داشت. ماهي ها به اکسيژن موجود در آب نياز دارند و اين اکسيژن از طريق سطح هوايي که با آب در تماس است وارد آب مي شود.
آب
از آنجا که ماهي در تمام طول عمر خود در آب مي باشد لازم است آبي که براي زندگي آن انتخاب مي کنيم داراي شرايط مناسب زندگي باشد. معمولاً استفاده از آب شهري مشکل خاصي براي ماهي هاي قرمز ايجاد نمي کند.براي اطمينان از خارج شدن موادي مانند کلر بايد قبل از عوض کردن آب ماهي ها، بگذاريد آب به مدت يک شبانه روز در ظرف بماند. همچنين اين عمل باعث مي شود آب دماي محيط را گرفته و تغيير آن براي ماهي ها خطري در برنداشته باشد.هرگز نبايد اجازه دهيد آب ظرف ماهي ها کثيف شود، اين کار مي تواند باعث بيماري، کوتاهي عمر و در نهايت مرگ آنها شود.
غذا
ماهي هاي قرمز کوچک حيوانات بسيار سخت جاني هستند و هر چيزي را مي خورند. لذا به راحتي مي توانيد در شرايطي که غذاي مناسب در دسترس نداريد از خرده هاي نان، شيريني و... به مقدار کم به عنوان غذا به آنها بدهيد، اما اگر در نگهداري آنها مبتدي هستيد به شما پيشنهاد مي شود از غذاهاي آماده آنها که ارزان قيمت هم مي باشد، تهيه کنيد.
نور
ماهي هاي قرمز کوچک نيز همانند ساير حيوانات يا گياهان به نور خورشيد نياز دارند. محل نگهداري آنها بايد به گونه اي باشد که تغيير روز و شب در آن احساس شود. هرگز آنها را در زير نور مستقيم و شديد آفتاب قرار ندهيد.
ساير شرايط
ريختن شن يا ماسه کف ظرف مي تواند حس بودن در منزل را براي اين ماهي ها بيشتر کند. دقت کنيد بيش از دو يا سه سانتي متر ارتفاع ماسه کف ظرف نباشد، زيرا در غير اين صورت مي تواند محيط خوبي براي رشد خزه و باکتريها باشد.

  


عيدي ؛ رؤياي شيرين بچه ها



هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پيشکش ها و بخشش هاي نوروزي- پيش از اسلام و بعد از اسلام- خبر مي دهند، از رعيت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگترها خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.از دير باز عيدي گرفتن روياي شيرين بچه ها در ايام نوروز بوده است و با اين حال در تاريخ نقل شده است، پيشکشي رعيت(تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولايت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشي از باج و خراج و ماليات سالانه بود که- گفته يا نگفته- به آن متعهد بودند و «خزانه» کشور از آن آبادان بود.
در اين راستا«کمپر» سياح دوره صفوي، از هديه هاي حاکمان و ثروتمندان محلي که براي شاه سليمان مي آوردند، به عنوان« سومين رقم بودجه دربار» ياد مي کند.
در کتابهاي تاريخي و ادبي، بيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هديه اي که، بنا بر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز که انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود، در واقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت.دادن عيدي و هديه به ويژه از طرف مقام بالاتر (منزلتي، اقتصادي و سنتي) از رسم ها و آيين هاي ديرين فرهنگ ماست. امروز رسم عيدي دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محيط کار، به رفتگر و ...در عين حال نوعي جبران زحمت و انتظار خدمت است. عيدي هاي امروز بيشتر به صورت نقد و اسکناس نو است، اما در جامعه کشاورزي، روستايي و عشايري، در گذشته اي نه چندان دور، پيشکش هاي نوروزي فرآورده هاي محلي بود.البته اين باور وجود دارد که گرفتن عيدي از دست کسان مورد احترام( از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي، نسبي و ...) تبريک، داراي شگون و «دست لاف» است.
* رضاپوريا

  


هفت سين خوشبختي در دنياي رنگين کودکان



* دکتر سيما فردوسي
هر کشور و هر فرهنگ، آداب و رسوم و سنتهايي با قدمت تاريخي دارد که از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته است. اين آداب و سنن بسيار معنا دارند و به بياني، وجه مشترک افراد يک مرز و بوم را تشکيل مي دهند. بخشي از اين سنتها هويت ملي يک قومند و به وسيله آن در دنيا شناخته مي شوند.
بسياري از اعياد ملي و مذهبي ما با آداب و رسوم خاصي برگزار مي شوند. هر کدام از اين مراسم و رفتارهاي مرتبط با آن فلسفه خاصي دارند. برپايي اين سنتها با تشريفات، جشنها و آيينهاي مربوط به خود براي کودکان نيز لذت بخش و خاطره ساز است. به ياد آوردن لحظه هاي خوب و به ياد ماندني همواره باعث تقويت و زنده شدن آن خاطرات مي شود و به انسان شادي و نشاط مي بخشد.
يکي از خاطرات خوب و مثبتي که کودکان مي توانند هميشه در ذهن داشته باشند، مراسم عيد نوروز است. عطر شکوفه ها و گلهاي بنفشه، جيک جيک پرندگان، سفره هفت سين با عطر سنبل و زيبايي تخم مرغهاي رنگ شده، رفتن به خانه مادربزرگ و پدربزرگ و عيدي گرفتن از دست آنها و بسياري از آداب ديگر رنگ تازه اي به زندگي کودک مي دهد. اين قبيل مراسم نه تنها خاطره اي خوش در حافظه کودک برجا مي گذارد، بلکه در رشد عاطفي و اجتماعي او تأثير بسزايي دارد.
کودکان را تشويق کنيم تا در ديد و بازديدهاي عيد شرکت فعال داشته باشند. همچنين به نوجوانان که گاهي از همراه بودن با والدين و پرداختن به ديد و بازديد خودداري مي کنند، بايد اين آموزش داده شود که براي اين گونه مراسم حتماً وقت بگذارند؛ به ديدن بزرگترها بروند و با احترام و ادب عيد را به آنها تبريک بگويند. دست بزرگترها را ببوسند و چنانچه عيدي دريافت کردند قدرداني و تشکر کنند.
والدين بهتر است سعي کنند تمام آداب و رسوم اين عيد ملي را به جا آورند و همراه با چيدن هفت سين سفره عيد، براي يکديگر هفت سين خوشبختي آرزو کنند.
به هر حال حفظ آداب و رسوم براي سلامت رواني و رشد فردي و اجتماعي فرزندان ضروري است؛ به اضافه اينکه از اين طريق ما به حفظ هويت ملي خود نيز کمک مي کنيم.
والدين خسته و پرکار و پر مشغله ممکن است نتوانند به درستي اين گونه مراسم را برگزار کنند و حتي ديده مي شود که از ديد و بازديدهاي عيد نوروز نيز عاجز مي مانند و به علت خستگي مفرط ترجيح مي دهند به مسافرت بروند يا به گونه هاي ديگر از شرکت در اين مراسم بپرهيزند. اين شرايط نوعي يادگيري غلط براي فرزندان محسوب مي شود و آنها را با رشد اجتماعي ناکافي و ناقص همراه مي سازد.

  


رسمي که به فراموشي مي رود؛ اژدهاي زرد در سفره هفت سين



*زهره کهندل
قديمي ها مي گفتند کاشتن سبزه نماد نوزايي، باروري و تولدي دوباره است. انگار که شبيه يک عادت براي همه ما ايراني ها شده



باشد. يکي دو هفته پيش از فروردين ماه، مشتي گندم، عدس يا ماش را مي کاشتيم و منتظر مي مانديم که سبزه ها قد بکشند، چه قدر بچه ها سر اين سبزه قد کشيدن ها ذوق مي زدند. روزها چشمشان به گندمهايي بود که توي آب مي خوابانديم و شبها به اميد اينکه فردا شايد گندمي جوانه بزند سر بالين مي گذاشتند.
از روزگاران کهن، اسفندماه، هنگام کاشتن دانه و غله بود و کاشتن «سبزه عيد» به صورت نمادي از شگون در همه خانه ها و در بين همه خانواده ها مرسوم بوده است. در ايران کهن بيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا مي شد، بر ستوني گندم، جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله (گياهي است از تيره مرکبات که ساقه آن 50 سانتي متر است)، ارزن، ذرت، لوبيا، نخود، کنجد، عدس و ماش مي کاشتند و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند.
امروز در همه خانه ها رسم است که پيش از نوروز، در ظرفهاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و... بکارند. موقع سال تحويل روي سفره «هفت سين» سبزه بگذارند و طراوتي نو به سال جديد بخشند. نگه داشتن سبزه ها هم تا روز سيزده بدر براي بسياري دوست داشتني است و انداختن آن به آب روان و به نظاره نشستن زيبايي هاي طبيعت.
اين روزها هم مد شده که سبزه را روي سر عروسک بکارند و با نوارهاي رنگي تزئينش کنند، شايد که سفره هاي هفت سين را زيباتر کند.
چند سالي است که مغازه هاي بازار در فروش بهاره خود، جايي را براي فروش سبزه هاي چيني گنجانده اند، سبزه هايي با بسته زيبا و جذاب با برچسب « Made in china » (ساخت چين).
آنان با شناخت از آيين هاي ايراني از سنتهاي ما نهايت بهره را براي بازارهاي خود بردند و سودش را هم خوردند.
اين جا ما مانده ايم با مشتي گندم، عدس و ماش که تمام عشقمان سبز شدن اين جوانه ها در روزهاي مانده به نوروز بود، شايد که سال جديدمان با برکت شود، شايد که طبيعت در آشتي دوباره، روزهايمان را سبز کند، شايد که صبح ها و عصرهاي خاکستري شهر رنگي تازه تر به خود بگيرد.
اين روزها حتي فراموش کرده ايم که سفره هفت سين بچينيم، چه رسد که با سبز کردن جوانه هاي گندم ذوق کنيم که بهار نزديک است، ملالي نيست جايش چيني ها خوب آيين هاي نوروزي ما را به خاطر سپرده اند، سوغاتي شان توي سفره هفت سين خانه مان نمايان است...

  


ثبت جهاني نوروز ؛ کشمکش هاي يک پرونده چند مليتي



*سيد حبيب قاآني
در شرايطي آيين نوروز به عنوان اولين اثر در ميراث معنوي کشورمان ثبت شده است که تلاش دو ساله کشورمان براي ثبت جهاني





آيين نوروز در ميراث معنوي يونسکو، به دليل کامل نبودن مدارک و مستندات پرونده همچنان بي نتيجه مانده است.
*قصه کش دار ثبت معنوي!
از هنگامي که موضوع ميراث معنوي در يونسکو مطرح شد و ايران به عضويت کنوانسيون مربوط درآمد، هنوز خبر خوشي که نشانگر ثبت يک اثر از سوي ايران در فهرست ميراث معنوي باشد، نشنيده ايم. در واقع از همان ابتدا خبرها حاوي تأخير در ثبت پرونده و يا نقص پرونده بوده اند که تا به امروز هنوز با همين مساله درگير هستيم.
در سال 85 رئيس قبلي پژوهشکده مردم شناسي سازمان ميراث فرهنگي، پرونده نوروز را ناقص دانست. در شهريور سال 86 ، رئيس بعدي همين پژوهشکده عنوان کرد که بخشي از تأخير ثبت پرونده هاي ميراث معنوي به علت تغيير ضوابط يونسکو برمي گردد، اما اکنون که اين ضوابط روشن شده اند، باز هم مشکلات در ثبت نوروز ادامه دارد.
اواخر سال 1386 آيين نوروز باستاني با ابطال تمبر نوروز توسط رئيس جمهور، به ثبت ملي رسيد و از همان زمان پيگيريها براي ثبت اين آيين در ميراث معنوي يونسکو آغاز شد که اقدامات چند باره کشورمان ثمري نداشت، زيرا يونسکو در آيين نامه جديد خود تأکيد بر ثبت نمودن مشترک آثار معنوي داشت و دليل خود را براي اين منظور بقا و دوام ثبت يک آيين مشترک عنوان نمود.مهندس حسينعلي وکيل، مديرکل دفتر حفظ و احياي بناها و محوطه هاي تاريخي در گفتگو با خبرنگار ما با تأکيد بر موضع جديد يونسکو در ثبت آثار معنوي اظهار داشت: در حال حاضر بعد از تصويب کنوانسيون دولتهاي عضو پيمان حفاظت از ميراث معنوي(غير ملموس) چند سالي بود که هيچ اثري در حوزه ميراث معنوي ثبت نشد تا وضعيت تدوين آيين نامه جديد در اجلاس هاي مختلف همچون اجلاس چين، ژاپن و پاريس بررسي و تدوين نهايي شود.وي تصريح کرد: در حال حاضر بر اساس بحثهايي که در اجلاسهاي قبلي انجام شده، هر کشور مي تواند تنها يک اثر براي ثبت در ميراث معنوي ارايه دهد. ضمن اينکه ثبت ملي نشدن يک پرونده نيز براي ثبت جهاني آن مشکل ندارد؛ زيرا هنگام ارايه آن مي توان به آن اثر شماره داد و آن را به يونسکو ارسال کرد، بر همين اساس ما روي پرونده نوروز به همراه ده کشور ديگر که اين آيين را دارند، کار کرديم، زيرا يونسکو تأکيدش بر ثبت مشترک آثار معنوي است.
وي در خصوص بازگشت چند باره پرونده از يونسکو نيز افزود: در ثبت نمودن نوروز 10 کشور بصورت مشترک حضور دارند که اين امر باعث ايجاد مشکلات و نواقصي در ارايه پرونده شد و همين امر باعث شد، يونسکو پرونده را به ايران بازگرداند.
مديرکل دفتر حفظ و احياي بناها و محوطه هاي تاريخي در ادامه افزود: دي ماه امسال نيز پرونده ارسال شد، اما باز هم به دليل نواقصي بازگردانده شد، به هر حال به دليل گستردگي پرونده بايد تلاش ويژه اي در اين زمينه بشود.
* 2 سال زمان براي ثبت نوروز
ايران در شرايطي از داشتن نام آثار خود در ميراث معنوي جهان محروم است که در فهرست کشورهايي که تاکنون ميراثي را به عنوان ميراث معنوي در يونسکو به ثبت رسانده اند، نام کشورهايي همچون هند، ترکيه، اردن، آلباني، ارمنستان، گرجستان، تاجيکستان، ازبکستان، گواتمالا، يمن، مراکش، فيليپين، آذربايجان، برزيل، کامبوج، کوبا و حتي عراق هم ديده مي شود.از سوي ديگر، تاکنون در کشورمان پرونده هاي مختلفي براي ثبت در ميراث معنوي مطرح و به تصويب رسيده است که از آن جمله مي توان به پرونده موسيقي رديف دستگاهي ايران، تعزيه، کوچ عشايرو... اشاره کرد، اما هنوز هيچ کدام توانسته اند همچون نوروز برجسته و حائز اهميت باشند.
در همين حال، معاون فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور نيز درباره پرونده نوروز مي گويد: ما پس از ثبت ملي پيگير پرونده ثبت نوروز براي ثبت جهاني آن هستيم، و معتقديم نوروز به عنوان جشن باستاني ايرانيان نماد تازگي و رويش است.
فريبرز دولت آبادي در خصوص وضعيت پرونده بصورت مشترک با ديگر کشورها افزود: اين آيين زيباي باستاني، مرزهاي سياسي را طي کرده و به کشورهاي ديگر نيز راه يافته به همين دليل و بر اساس تصميم يونسکو، اين آيين به طور مشترک با 10 کشور ديگر به ثبت جهاني مي رسد.
وي در ادامه افزود: ثبت پرونده نوروز در فهرست جهاني يونسکو از 2 سال پيش در مرحله بررسي قرار دارد و تغيير ضوابط در يونسکو باعث ايجاد تأخير در ثبت اين ميراث معنوي در فهرست جهاني شده است.
وي با بيان اينکه ايران متولي بازنگري و جمع بندي پرونده نوروز است، درباره دلايل تأخير ثبت نوروز گفت: تنها 2 سال از شکل گيري کنوانسيون ميراث معنوي مي گذرد و در اين مدت، هيچ اثري به ثبت نرسيده، زيرا ضوابط قطعي و روشني براي اين کار وجود نداشته است- اگر چه پيش از اين برخي کشورها به ثبت آثار خود در فهرست شاهکارهاي ميراث شفاهي و ناملموس بشر پرداخته بودند- اما در برنامه جديد يونسکو، معيارها مشخص و براي تأييد نهايي به شوراي اجرايي فرستاده شده است.
* مدعي هاي جديد!
اگر چه ايران و ده کشور ديگر تا سال 2010 فرصت ارسال پرونده نوروز را براي ثبت در ميراث معنوي دارند، اما در همين فاصله اين آيين نوروزي مدعي هاي جديد ديگري نيز پيدا کرده است، به طوري که هندوستان نيز به مجموعه کشورهاي عضو اضافه شد.يک مسؤول در اين باره اظهار داشت: هندوستان روز 14 ژانويه توضيحات تکميلي خود را درباره پرونده نوروز به يونسکو ارسال کرد و مورد قبول کارشناسان يونسکو واقع شد.وي افزود: پرونده نوروز ايران در صورت نداشتن هيچ مشکلي و تأييد کارشناسان يونسکو به همراه شش کشور ديگر شامل آذربايجان، ترکيه، قرقيزستان، پاکستان، ازبکستان و هندوستان تابستان سال آينده به عنوان کشورهاي حوزه نوروز به صورت مشترک، در فهرست ميراث معنوي جهان ثبت خواهد شد.
به گفته اين مقام مسؤول در سازمان ميراث فرهنگي، کشورهاي تاجيکستان و افغانستان به دليل آنکه عضو کنوانسيون ميراث معنوي نشده اند، نمي توانند پرونده نوروز خود را به صورت مشترک ثبت کنند.
*بازگشت چند باره پرونده
پرونده چند مليتي ثبت نوروز در فهرست ميراث معنوي سابقه چند باره بازگشت از يونسکو را دارد و بايد اميدوار بود نواقص پرونده پيش از اجلاس يونسکو برطرف شود وگرنه باز دو سال ثبت آن به تعويق مي افتد.
مسؤول تدوين پرونده نوروز در اين باره خوشبينانه مي گويد: خوشبختانه کشورهاي شرکت کننده همکاري خوبي با هم داشتند و من گمان مي کنم امسال اگر پرونده را ارسال کنيم، به مشکلي برنمي خورد و ثبت مي شود.
پرونده نوروز قرار است با حضور 17 داور و کارشناس يونسکو بررسي شود.
به هر حال بايد اميدوار بود آيين باستاني نوروز با رفع نواقص خود به عنوان اولين اثر ايراني به جمع ديگر آثار ثبت شده در ميراث معنوي يونسکو بپيوندد.

  


رسم کژدم کشي!



* پويا محسني- پژوهشگر مسايل اجتماعي




طبيعي است که جشن نوروز به عنوان يک جشن بسيار کهن، آيين ها و باورهاي گوناگوني در نواحي گوناگون سرزمين هاي ايراني داشته باشد. اما بسياري از باورها و سنت ها در نواحي دورافتاده و شهرهاي کوچک برگزار مي شوند که اطلاع چنداني از آنها در دست نيست.
يکي ازچنين رسم هايي که در نواحي ايران برگزار مي شود و در عين حال که زيبا هست، نشانه ديرينگي جشن نوروز است و در واقع يک روش زمان سنجي براي ديرينگي جشن نوروز است عبارت است از رقعه کژدم.
اين سنت در نواحي مرکزي ايران برگزار مي شود. در اين رسم، زنان معمولاً در روزهاي پيش از نوروز، بويژه شب نوروز، در يکي از اتاق هاي خانه در سه طرف ديوارکه در آنجا دري وجود ندارد کاغذهاي کوچکي را نصب مي کنند. آنان با سرودها و ترانه ها و آوازهايي که مي خوانند، عقرب ها يا کژدم ها را از خانه بيرون مي کنند.
اين سنت که بسيار کهن است با داده هاي اختر باستان شناسي قابل تحليل است. ما مي دانيم که حدود چهار هزار و دويست سال پيش، نقطه اعتدال بهاري در خوشه پروين بوده يعني در کوهان صورت فلکي گاو يا ثور. در آن زمان يعني هنگامي که نوروز فرا مي رسيده، درست در فاصله صد و هشتاد درجه اي خوشه پروين يا ثريا، صورت فلکي عقرب يا کژدم قرار گرفته که مهم ترين و بزرگ ترين ستار - اين صورت فلکي ستاره اي است به همين نام يعني ستاره قلب العقرب که ستاره سرخ رنگي است و در سراسر طول تابستان در آسمان ديده مي شود و در گذشته هم با اندک تفاوتي ديده مي شده. پس مي بينيم که عقرب که زيستگاهش در مناطق خشک و سوزان است، نماد خشکسالي به شمار مي آيد.
وقتي که اعتدال بهاري يا نوروز در خوش پروين باشد، درست در نقطه مقابلش در همين هنگام اين صورت فلکي غروب مي کرده. يعني اگر نقطه اعتدال بهاري، خوش - پروين، در بامداد روز نوروز طلوع مي کرده، در همان زمان صورت فلکي عقرب غروب مي کرده. اين علاوه بر اينکه که نشاندهنده آگاهي هاي نجومي جالبي است که مردمان چهار هزارو دويست سال پيش داشتند، سندي است از برگزاري نوروز با قدمت چهار هزار و دويست سال پيش و نشاندهنده ديرينگي يکي از آيين ها است که در ايران به اين مناسبت برگزار مي شود.

  


نوروز درچهار گوشه دنيا



روز اول فروردين نزد ايرانيان آغاز سال نو و جشني بزرگ و باستاني به نام نوروز است. نوروز را مي توان يکي از زيباترين رسوم ايراني دانست. ايرانيان از آخرين روزهاي فصل زمستان خود را آماده مي کنند تا ورود بهار و رستاخيز دوباره طبيعت را جشن بگيرند و سالي جديد را آغاز کنند. اين جشن با مراسم و آيينهاي جالبي همراه است.
نوروز ارثيه مشترک ما ايرانيان، سمبل و نهاد وحدت فرهنگي و يکي از جشنهاي اين مرز و بوم مي باشد.
نوروز در سرزمين وسيع آريايي شامل سرزمين ايران باستان، رودسيحون تا فلات پامير، ارمنستان، آذربايجان، ترکمنستان، ازبکستان و تاجيکستان برگزار مي شده است.
* قرقيزستان:
تنها يک روز آن هم همه ساله در روز بيست و يکم مارس برگزار مي شود.
اکثر خانواده هاي قرقيزي در شهرها و تمامي خانواده هاي قرقيزي در روستاها از ساعتهاي اوليه صبح از خانه هايشان خارج مي گردند و در مکانهايي که قبلاً در نظر گرفته شده است جمع مي شوند. در حواشي ميدان، بازارهاي موقت ايجاد مي شود و انواع اجناس از قبيل خوردنيها و پوشيدنيها و وسايل بازي بچه ها بخصوص بادکنکهاي رنگارنگ عرضه مي شود. همچنين پخت غذاهاي سنتي به صورت مسابقه اي انجام مي شود.
برنامه اصلي جشن نوروزي در شهرهاي بزرگ بدين گونه است که در ساعتي معين ابتدا بزرگترين شخصيت دولتي فرا رسيدن نوروز را به مردم تبريک مي گويد. بعد دانش آموزان و ورزشکاران در سنين مختلف با لباسهاي رنگارنگ که از ساعتها قبل در وسط ميدان ايستاده اند به هنرنمايي مي پردازند. برگزاري مسابقات ورزشي در بعضي رشته ها نيز از ديگر برنامه هاي اين روز است.
بلخ:
در افغانستان رسم بر اين بوده است که در 3 عيد فطر، قربان و نوروز مردم لباس نو بپوشند. اولين روز جشن فروردين تعطيل همگاني است. خانواده هايي که فرزندانشان نامزد هستند در روزهاي نوروز به ديدار هم مي روند.

* ترکمنستان:
در زمان تسلط شوروي سابق، ترکمنستان نيز همانند ديگر جمهوريهاي شوروي سابق سال نو را در اول ژانويه جشن مي گرفتند.
پس از استقلال کشور ترکمنستان نيز عيد نوروز به عنوان جشن ملي به رسميت شناخته شد. تهيه سمنو، اسب دواني، کشتي گيري، ديد و بازديد و مسابقات ورزشي از رسوم مردم ترکمنستان در عيد نوروز است.
* پاکستان:
در پاکستان نوروز را عالم افروز مي گويند: يعني روز تازه رسيده و نوين.
بعضي از خانواده هاي پاکستاني جشن نوروز را آميخته با مراسم مذهبي، دعا و نيايش برپا داشته و به ديدار يکديگر مي روند. آنها لباس نو مي پوشند، خانه ها را تميز و مصفا مي سازند و مجالس شعر خواني برپا مي دارند.
ترکيه:
عثمانيان نوروز را به عنوان يکي از ايام معدود جشن مي گرفتند و مراسمي با حضور حکمرانان برگزار مي کردند. در اين روز صدر اعظم هداياي مختلفي از قبيل اسب، اسلحه، قماش و... را تقديم به حکمران مي کرد که از آن به عنوان پيشکش نوروزي ياد مي شد.
دولت ترکيه از چند سال قبل توجهي خاص به نوروز نموده است. در سال 1991 ميلادي نوروز به عنوان عيد مشترک دنياي ترک اعلام گرديد و دولت خاطرنشان ساخت که نوروز را به عنوان عيد و تعطيل رسمي قبول خواهد کرد.
* تاجيکستان
صدرالدين عيني درباره برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت درآمدن تمام رستني ها، راست آمدن اين عيد، طبيعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويد: «حمل، همه چيز در عمل».
در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشتهاي غله، دانه و سرشدن (آغاز) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.
وي در جاي ديگر مي گويد: در بخارا «نوروز» عيد ملي را عموم فارسي زبانان بسيار حرمت مي کردند.
* محمدرضا تازيکي 0

  


تحليل استاد دانشگاه شهيد بهشتي از نوروز/ جشن فرا ايراني



استاد دانشگاه شهيد بهشتي درباره عيد نوروز اظهار مي دارد: نوروز باستاني يکي از اعياد بزرگ و فراگير ملي است که در بين النهرين نيز رواج داشته است.
ابوالقاسم اسماعيل پور بيان کرد: اين جشن در ايران باستان به دليل نو شدن طبيعت، بهار، زندگي تازه و روز نو برگزار مي شده است. نوروز يک عيد ملي سراسري ايران است.
او گفت: ذات اين جشن، آييني است، چون نوروز در فروردين ماه برگزار مي شود و فروردين به نام جشن ارواح است که ايرانيان معتقدند در فروردين ماه، ارواح و گذشتگان به خانه ها باز مي گردند و به دليل آفرينش تازه در زندگي انسان قداست دارند.
وي ادامه داد: ايراني ها معتقد بودند که هر سال، زمان تحويل، انسان از نو آفريده مي شود و بايد تمام بدي ها و کدورت ها را کنار بگذارند و زندگي و حيات تازه اي را شروع کنند.
اسماعيل پور يادآوري کرد: مراسم و آيين هاي متعددي مانند سفره هفت سين، سيزده بدر و نيز نوروز بزرگ در اين ايام برپا مي شوند.
استاد دانشگاه شهيد بهشتي توضيح داد: در سفره نوروزي، عدد هفت به دليل تقدس در ميان ايرانيان انتخاب شده است و عناصر درون هفت سين داراي مضامين رويش، طراوت، تازگي و حيات نو هستند. در ايران باستان، هفت سين به شکل هفت دانه بوده و جنبه کشت و کشاورزي داشته است.
وي درباره جشن چهارشنبه سوري نيز بيان کرد: در ايران باستان، جشني به نام «سوري» وجود داشت که در آن با درست کردن يک آتش معتقد بودند که خورشيد زودتر بالا مي آيد و بهار از راه فرا مي رسد. اين جشن، يکي از آيين هاي بومي مناطق ايران بوده است و با دين خاصي در ارتباط نيست.
اسماعيل پور افزود: پس از اسلام، چهارشنبه به جشن سوري اضافه شد، چون پيش از اسلام در ايران روزهاي هفته نداشتيم. همان طور که در اشعار شاعر بزرگ ايراني، منوچهري، آمده است، چهارشنبه در ايران، روز نحس بوده و ايرانيان به سليقه خود، روز چهارشنبه را به جشن سوري ايران قديم نسبت دادند.

  


نگاهي به آداب نوروزي ؛ ميراث 3000 ساله



چه حال و هواي جالبي است وقتي هر سال بهار از راه مي رسد و نوروز مي شود. هنگامي که عطر اسپند و مشک و عنبر در فضا





مي پيچد، همه لباس نو مي پوشند و چون به هم مي رسند سال نو را به يکديگر تبريک مي گويند.
اين حال و هوا تو را به ياد ايام کودکي خود مي اندازد. زماني که با پوشيدن يک پيراهن قشنگ يا يک جفت کفش نو از ته دل خوشحال مي شدي و عيد را براي ديد و بازديدها و گرفتن عيدي و خوردن آجيل و شيريني دوست داشتي.
آن روزهايي که از کسي کينه به دل نمي گرفتي و اگر از دوستي رنجيده خاطر مي شدي قهرت به اندازه خشک شدن اشکهايت بيشتر دوام نداشت و خيلي زود در آشتي پيشقدم مي شدي و دوستي را از سر مي گرفتي. اما حالا... .
مراسم نوروز اگرچه در طول تاريخ دچار دگرگوني و تغييراتي شده است ولي اصل و اساس آن همچنان باقي است و بيشتر آداب و مراسم آن از قبيل سبز کردن سبزه، خانه تکاني، تهيه لباس نو و خريد ميوه و شيريني با شور و شعف خاصي انجام مي شود.
يادش بخير در قديم همين که اسفندماه از راه مي رسيد، خانمهاي خانه دار آستين ها را بالا مي زدند و خانه تکاني را شروع مي کردند. ابتدا فرشها را از اتاقها بيرون مي ريختند و حسابي تکان مي دادند و مي شستند سپس اتاقها را با کمي آهک سفيد مي کردند و بعد وسايل کهنه و ظرفهاي لب پريده را دور مي ريختند و ظروف مسين را به رويگر مي دادند تا سفيد کند آنگاه نوبت خريد لباس و وسايل نو مي شد.
روزهاي آخر اسفند در بازارها غوغاي عجيبي برپا بود. در بيشتر مغازه ها لوازم مربوط به عيد جلوه خاصي داشت بخصوص ماهي هاي قرمز و رنگارنگ بيشتر از هر چيزي توجه بچه ها را به خود جلب مي کرد.
پس از خريد کفش و لباس و لوازم هفت سين، نوبت تهيه آجيل و شيريني و ميوه مي شد. البته دو هفته به عيد مانده گندم يا عدس هم سبز مي کردند و يا مقداري خاکشير را روي پارچه اي مي ريختند و پشت کوزه مي چسباندند تا براي سر سفره هفت سين سبز شود. يکي دو روز به عيد مانده هم مراسم سمنوپزان برگزار مي شد. معمولاً بزرگ فاميل يک ديگ سمنو بار مي گذاشت و براي هر يک از اقوام يک بشقاب سمنو مي فرستاد. با غروب آفتاب آخرين سه شنبه سال که به شب چهارشنبه سوري موسوم است، جشن باشکوهي برپا مي کردند و همه افراد در منزل يکي از بزرگان فاميل جمع مي شدند و با خوردن آجيل چهارشنبه سوري و شنيدن حکايتها و لطيفه هاي شيرين و تعريف خاطرات خوش، شب را به پايان مي رساندند.
يکي ديگر از سنتهاي پسنديده اين ايام زيارت اهل قبول و تجديد ديدار از بستگان از دست رفته بود که در آخرين پنجشنبه سال صورت مي گرفت. روز قبل از تحويل سال نو نيز همه به حمام مي رفتند و سر و دست خود را حنا مي بستند. با سپري شدن آخرين ساعتهاي سال، سفره هفت سين مطابق سليقه خانم خانه چيده مي شد و همه منتظر حلول سال نو گرد سفره جمع مي شدند و در اين لحظات معمولاً پدر خانواده آياتي از کلام ا... مجيد را تلاوت مي کرد و با حلول سال نو همگي دعاي «يا مقلب القلوب» را مي خواندند و يکديگر را مي بوسيدند و به هم تبريک مي گفتند.
روز اول فروردين مراسم ديد و بازديد آغاز مي شد و در اين ايام افرادي که با هم قهر بودند يا از يکديگر دلخوري داشتند به احترام عيد نوروز کدورتها را کنار مي گذاشتند و به ديدن هم مي رفتند. در ديد و بازديدها نيز گلاب و عرق بيدمشک به ميهمانان تعارف مي کردند. اين مراسم تا بعد از سيزده هم ادامه داشت چون رسم بود کوچکترها به ديدن بزرگترها مي رفتند و بعد از سيزده بزرگترها بايد بازديد پس مي دادند.
در مورد روز عيد هم اعتقادهاي خاصي وجود داشت مثلاً اگر شنبه به نوروز مي افتاد آن سال را مبارکتر مي دانستند يا روز شنبه اول سال آش رشته مي پختند و معتقد بودند با اين کار در تمام مدت سال سررشته کار به دستشان خواهد بود.
* پور خجسته

  


راز پيدايش حاجي فيروز



حاجي فيروز يا حاجي پيروز منادي سنتي نوروز است که در روزهاي نزديک به نوروز در کوچه ها و خيابانهاي ايران ظاهر مي شود.
حاجي فيروز مردي است با چهره سياه کرده و لباسي به رنگ قرمز همراه با کلاه دوکي شکل قرمز، دايره و تنبکي به دست مي گيرد، به خيابان مي آيد و به اجراي شيرين کاري و خواندن شعرهايي مي پردازد.
حاجي فيروز کيست؟
حاجي فيروز مردي است که لباسهاي قرمز رنگ به تن مي کند، در خيابانها مي چرخد و مي خواند. او در شب عيد يک دايره زنگي به دست مي گيرد و همراه با يک يا دو تن ديگر در همه جا مي گردد و شادي و نشاط مي پراکند.
گفته مي شود که او و همراهانش نمادي از يک سنت کهن در آذربايجان هستند و بر اساس آن حاجي فيروز در خيابانها آواز مي خواند تا به همه خبر دهد که بهار آمده و زمستان به پايان رسيده است. در مقابل اين همه شادي و نشاط که حاجي فيروز براي مردم به ارمغان مي آورد، آنها نيز پول و شيريني و هداياي ديگر به او مي دادند.تاريخچه ظهور حاجي فيروز به درستي معلوم نيست، اما در تمام متوني که به آيينهاي نوروزي در جاي جاي ايران در طول تاريخ اشاره کرده اند، از حاجي فيروز و عمو نوروز نيز ذکري به ميان رفته است. در تمام مناطقي نيز که زماني تحت سلطه ايران بوده اند، حاجي فيروز چهره آشنايي است.
عمو نوروز به کودکان هديه مي دهد و با دادن پول، شيريني و تخم مرغ رنگي دل آنها را شاد مي کند.
شعرهاي حاجي فيروز
حاجي فيروزه،
سالي يه روزه،
همه مي دونن،
منم مي دونم،
عيد نوروزه.
ارباب خودم سلام عليکم،
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نيگا کن،
ارباب خودم لطفي به ما کن،
ارباب خودم بزبز قندي،
ارباب خودم چرا نمي خندي؟
* محمد آژير

  


سفره اي از جنس اسلحه



اصلاً احتياج نبود به تقويم نگاه کني، نسيم خوشي که در کانالها و شيارها مي دويد حکايت از بهار داشت و پرنده هاي خوش لهجه



که بر روي تخته سنگها، ميان سبزه هاي نورس مي پريدند و آواز سر مي دادند و از نو شدن سال خبر مي آوردند.
از چند روز قبل خود را مهيا کرده بودند و رسم خانه تکاني را که در شهر خودشان از آن فراري بودند، با تمام وجود اجرا مي کردند، با اينکه سن و سالي نداشتند، اما خودشان شده بودند صاحبخانه، گودالي کوچک در سينه سخت کوههاي سنگي که با کيسه گوني هاي پر از خاک محصور و ورقه اي فلزي به عنوان سقف، خانه آنها شده بود.
پتوها را از کف نم گرفته سنگر بيرون مي بردند، رودخانه اي که آن سوي تپه بود و با آب گرمش، تن خود را صفا مي دادند، گرد و خاک پتوها را مي گرفتند و آنها را روي سنگهاي کنار رودخانه پهن مي کردند تا خشک شود.
شب عيد که مي رسيد، مثل من و تو پاي سفره هفت سين مي نشستند، اما سفره آنها سماق و سمنو و سير و سنجد نداشت، برايشان هم مهم نبود که هفت شان کامل باشد، مهم سفره شان بود که پر از سين بود، سين هايي از ستاره هايي که وقتي احسن الحال رامي خواندند، تکان مي خوردند.
برادر عزيز رزمنده سلام... من چون سنم به حدي نبود که به جبهه بيايم اين عيدي را از پول خودم براي شما تهيه کردم و فرستادم اميدوارم که در صفحه اول دفتر، پاسخ نامه ام را بنويسي و برايم بفرستي و مرا خوشحال کني که يک رزمنده هديه ام را پذيرفته است ... برادر کوچک تو...
ديد و بازديد از گردانهاي همجوار و رفتن سراغ فرماندهان و روبوسي با آنها هم از جمله سنتهاي حسنه اي بود که در ايام سال نو به ندرت ترک مي شد و تهيه شيريني و کمپوت و ميوه از شهر و آوردن آن به خط اول و خواندن شعر، تزئين در و ديوار و تهيه تنگ ماهي و انداختن قورباغه درون آب، از جمله کارهايي بود که در آن روزها رونق مي گرفت.
شب عيد اين کارها زماني رونق مي گرفت که آنها يک دل سير به ياد دوستان شهيدشان گريه کرده بودند و عکس آنها زينت بخش سفره شب عيدشان بود.
هفت سين آنها، همان رنگ و روي جنگي اش را داشت، مين سوسکي، مين سبدي، سيم تله، سيم چين، سيم خاردار، سرنيزه، سي چهار، سوزن اسلحه، سيمينو، سمبه و گاهي سنگر، هفت سيني بود که آنها براي سفره شب عيدشان تهيه مي کردند.
شبها وقتي منورها دل آسمان را مي شکست، مي نشستند و حساب و کتاب اعمالشان را مي کردند که بر آنها چه گذشته است و شبهاي عيد بهترين زمان براي محاسبه بود.
نوروز در جبهه هميشه در ميان گلوله ها با گل و بوسه توأم مي شد.
دو رکعت نماز، آغاز کننده سال نوي آنها بود...
محمد خادم

  


يک روز به ياد ماندني در کنار طبيعت ؛ باور کنيد سيزده نحس نيست !



رسم بيرون رفتن از خانه در روز سيزده فروردين ماه و آن روز را به شادي و خرمي گذراندن از رسوم ديرين ايراني است و آخرين قسمت از مجموعه رسمهاي جشن بهاري است که با شب چهارشنبه سوري آغاز مي شود و پس از برگزاري مراسم سال نو در روز سيزده فروردين پايان مي يابد.
برخي از محققان ايراني اشاره هايي کوتاه به اشتراکات رسم «سيزده به در» در رسومي چون جشنهاي کارناوالي و عيد پاک داشته اند.
اجراي آداب روز «سيزده به در» براي مردم قديم ايران بسيار جدي بود. مردم در اين روز به دره ها و دشت هاي سرسبز اطراف شهر مي رفتند و ضمن صرف تنقلات و ميوه و بازيهاي مخصوص، غذاهاي ويژه روز سيزده به در را مي پختند و در اين روز بخصوص دور هم مي خوردند.
غذاهايي که دور هم در روز «سيزده به در» مردم به طور سنتي مي خوردند به دو صورت تهيه مي شد عده اي ناهار روز سيزده به در را شب قبل در خانه مي پختند تا حمل آن به محيطهاي سرسبز بيرون شهر راحت تر باشد. عده اي ديگر ترجيح مي دادند که مواد اوليه را با خود به دشت ببرند و در کنار اعضاي خانواده غذاي آن روز را بپزند.
امروزه، خيلي ها کباب، جوجه کباب و کباب برگ را در همان فضاي سبز درست کرده و کنار هم صرف مي کنند. اما در قديم اين طور نبود و طبخ غذاهاي مخصوص در روز سيزده به در حکمتي داشت و توسط خانمها درست مي شد. اين غذاها عبارت بود از دمي، دمپختک باقلا که غذاي اصلي محسوب مي شد و آش رشته و آش بلغور. حبوبات و سبزيجات آش و بلغور در خانه پخته مي شد و تنها در دشت و باغ آب و رشته آن را اضافه مي کردند و بار مي گذاشتند. اين غذا يعني آش رشته براي مردم بهترين و واجب ترين غذاي سيزده به در محسوب مي شد و اگر از اطرافيان کسي بساط آش رشته داشت همه خانواده هاي اطراف به هوس مي افتادند اما مرسوم بود که از قابلمه بزرگ آش رشته حتي شده به اندازه يک ملاقه به اطرافيان بخشيده مي شد.
ديگر مراسم سيزده به در بازيهاي دسته جمعي بود که اغلب توسط مردها و پسرهاي جوان انجام مي شد و زن ها معمولاً به تماشا و تشويق مي پرداختند.
سبزه گره زدن نيز از دير باز ميان زنان و دختران رواج داشت.
* خجسته پور

  


شام شب عيد ؛سورپرايز ويژه کد بانو



* دکتر محمود روح الاميني
در کتابها و سندهاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز(يا جشن هاي ديگر) باشد، سخن رفته است.




نويسندگان و مورخان بحث از «خوردني » ها را، شايد، پيش پا افتاده و يا بديهي مي دانستند. در کتابهاي قرن چهارم به بعد، شرح و وصفهاي دقيق، به شعر و نثر، درباره نوروز و آيين هاي ديگر کم نيست، اما از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامه مردم، سخني نرفته است.
در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فرآورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود، و همه قشرهاي اجتماعي مي کوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند.
امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است و اين « بهترين» غذا، خوراک خاص همه مردم - فقير و غني- در شب نوروز بود.
با پيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همه شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات مؤسسه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي مؤثر در اين يکنواختي هاست.
يکي ديگر از متداول ترين غذاهايي که به مناسبت نوروز پخته مي شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمني، سمنه) است. اين غذا با استفاده از جوانه گندم تهيه مي شود. در بيشتر کشورهايي که نوروز را جشن مي گيرند، اين غذا طبخ مي شود. در برخي از کشورها، پختن اين غذا با آيين هاي خاصي همراه است و زنان و دختران در مناطق مختلف افغانستان، تاجيکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به صورت دسته جمعي و گاه در طول شب مي پزند.
پختن غذاهاي ديگر نيز در نوروز مرسوم است. به طور مثال در ترکمنستان، نوروزبامه، درقزاقستان، اويقي آشار و در بخارا، انواع سمبوسه پخته مي شود. به طور کلي پختن غذاهاي نوروزي در هر منطقه اي که نوروز جشن گرفته مي شود، مرسوم است و هر منطقه اي غذاها و شيريني هاي مخصوص به خود را دارد.

  


نماد امپراطوري ايران در کاخ سفيد



* خسرو مقصودي
نوروز سال گذشته به طرز شگفت آوري مورد توجه جامعه جهاني و بويژه مقامات آمريکايي قرار گرفت. اين تمرکز به حدي گسترده بوده



که برخي از شبکه هاي تلويزيوني نيز به اين موضوع پرداختند.
تمام اقوام کهن دنيا از چيني ها و ژاپني ها گرفته تا اروپايي ها و بقيه اقوام، سالهاي ملي و ميراث معنوي خاص خود را همواره داشته اند. اما آنچه که نوروز ايرانيان را از آنها متفاوت کرده است، توجه جهاني و کشورهاي مختلف به ميراث ماندگار ايرانيان بوده است.
لورا بوش همسر رئيس جمهوري سابق آمريکا نوروز گذشته با برگزاري جشني و پهن کردن سفره هفت سين در کاخ سفيد (! ) نوروز را گرامي داشت:
همزمان کاخ سفيد در بيان و توصيف نوروز مطالبي را به همراه عکس سفره هفت سين ايراني منتشر کرد
گوگل بزرگترين موتور جستجوي جهان نيز به مناسبت «نوروز» لوگوي گوگل فارسي را با نمادهاي نوروز در هم آميخته و لوگوي خود را به شکل هفت سين درآورد و همچنين برخي ازشبکه هاي تلويزيوني در برنامه هاي خود به بررسي نوروز ايرانيان پرداخته و سال نو را به ايرانيان تبريک گفته است.
اين در حالي است که در برخي از شهرها و پايتخت هاي مهم دنيا نيز اين سفره همه ساله پهن مي شود.
اما در اين ميان آنچه که غرور آفرين است آن است که نام نوروز و رنگ سفره هفت سين به عنوان يکي از مهمترين نماد ميراث ايراني در سرتاسر گيتي گسترده شده است.

  


حکايت آيين ماندگار؛ جادوي سفره ايراني



سفره هفت سين يادگار قديم ايران باستان است که همه خانواده ها را هنگام تحويل سال دور هم جمع مي کند.
اين سفره باشکوه از جمله سنتهاي زيباي ايران باستان بوده است که اعضاي خانواده را ملزم به کنار هم بودن در لحظه تحويل سال مي کرده و نقش برجسته اي در همبستگي اعضاي خانواده داشته است.
از گذشته هاي دور تاکنون اين خوان نوروزي در اقصي نقاط کشور پهن مي شود، اما درهمه جا محدود به ترکيب لغوي «سين» نيست و با ترکيبهاي مختلف «شين»، «چين» يا حتي «سيم» گسترده مي شود.
برخلاف تصورعامه در شهرهايي مثل مشهد و تهران که گمان مي رود هفت «سين» فراگير و همگاني است، انواع ديگري از آن نيز با عدد هفت در کشور رايج است. به عنوان مثال در بين برخي از هموطنان زرتشتي هفت شين نظير شير، شهد، شمع، شمشاد، شايد(نوعي ميوه) و... رواج دارد و برخي از مردم هفت «ميم» از قبيل ماهي، مرغ، ماست، مربا، مسقطي، ميگو، ميوه و... را بر سر اين خوان مي گذارند.
اين سفره در اغلب خانه ها تا روز 13 نوروز گسترده است و همه اجزاي زيباي آن به زبانهاي گوناگون قدرت و بزرگي خدا را به تصوير مي کشند چون هر يک نشاني از بذل و کرم آفريدگار هستي نسبت به بندگانش است.
سفره نوروزي مجموعه اي متنوع از آنچه که در زندگي شهريها و روستاييان مورد استفاده قرار مي گيرد است و وجه مشترک آن بين همه ايرانيان عدد هفت مي باشد.
در هر روي، اين سفره باشکوه، يادگار ايران باستان است که با آداب و رسوم خاصي در دوران مختلف تاريخي گسترده شده است.
اما به راستي اين سين ها و سفره هفت سين نماد چيست؟
سبزه: تولد دوباره، حيات نو، سبز بودن، خرمي
سمنو: ثروت، فراواني، وفور و برکت
سنجد: عشق
سير: دارو و درمان، نگهبان سفره
سيب: زيبايي و سلامت
سماق: رنگ طلوع آفتاب، مزه زندگي
سرکه: سن، صبر و عقل، نماد شادي
سنبل: آمدن بهار و نشان دهنده زيبايي
سکه زرد: ثروت
همچنين بر سر سفره هفت سين شمعهايي روشن در برابر آينه قرار مي دهند که نشان دهنده آينده اي روشن است.
تخم مرغ رنگ شده: نشانه باروري
آيينه: نمادي از خلقت
ماهي قرمز: نشانه زندگي، شادابي
از ديگر چيزهايي که بر سر سفره ايرانيان بوده نان به عنوان نماد فراواني، شير تازه به نشانه غذاي نوزادي که تازه متولد شده نيز مي توان نام برد.
* اعظم طيراني

  


قشقايي لباس بهار بر تن مي کند؛ جشن بره پلو زير سياه چادر



قشقايي ها همچون ديگر هم وطنان اعياد مذهبي و مراسم ملي دارند. يکي از اين مراسم که قبل از عيد نوروز برگزار مي شود، مراسم جشن اسفندماه است که اسفند نمايانگر بهار در ايل است.




در اين ماه در منطقه قشلاق به علت تغيير درجه هوا و سرسبزي طبيعت و زادوولد دام ها و وفور لبنيات، چادرنشينان با روحيه بهتر از پيش جلوه مي کنند، به همين منظور است که اول اسفندماه مقداري جوهر قرمز در آب حل کرده و قسمتي از پشت و پهلوي گوسفندان را رنگ آميزي مي کنند چون طبيعت زيبا و رنگين شده است، گوسفندان هم بايد تغيير چهره بدهند در زماني که خشکسالي است از اين مراسم و جشن خبري نيست. علاوه بر رنگ کردن گوسفندان در جشن اسفندماه در ميان مردم قشقايي رسم بر اين است که هنگام عصر دختر بچه ها مقداري علوفه خشک و خار و خاشاک از بيابان جمع آوري کرده و با غروب آفتاب آنها را در محلي آتش زده و در اطرافش شادماني مي کنند، هنگامي که آخرين شعله هاي آتش در حال خاموشي است، اطرافش را سنگ چين مي کنند تا باد خاکسترش را به هم نريزد.
آنان روز قبل از تحويل سال، با آرد و روغن و خرما حلواي مخصوصي تهيه کرده و به عنوان آخرين روز سال براي مردگان خيرات مي کنند . شب عيد سعي مي کنند شام مرتب و مفصلي نظير بره پلو يا مرغ پلو داشته باشند، قبل از تحويل سال مقداري حنا خيسانده و آخر شب که بچه ها در خواب هستند به دست آنها مي مالند، صبح که بيدار شدند متوجه رنگين شدن کف دست خود مي شوند، صبح روز عيد زودتر از هميشه بيدار شده، بعضي که توانسته اند لباس نو تهيه کنند مي پوشند، اين کار مخصوص بچه هاست. مراسم سلام عيد قبل از ظهر شروع مي شود، اولين بار به منزل بزرگ طايفه مي روند معمولاً بره يا بزغاله يا جاجيم به عنوان عيدي تهيه کرده دسته جمعي به حضور بزرگان ايل مي روند، معمولاً در اين مراسم ميهمانان با شيريني هاي محلي که معمولاً نان شيرين(يوخه)، گندم برشته، آجيل شيرين، شيريني، گردو، انجير، کشمش که معمولاً جيب بچه ها را هم پر مي کنند، پذيرايي مي شوند. بعد از خانه بزرگ ايل، از بزرگان فاميل شروع کرده و چادر به چادر همه بستگان سر مي زنند، شب عيد بايد حتماً هر کس در خانه اش باشد و معتقدند اولين شب سال نو ضمن داشتن اجاقي روشن با غذايي کامل بايد جمع خانواده با صفا و صميميت گردهم حلقه زنند روز اول سال همه شاد و خندان هستند حتي اگر مريض باشند دارو نمي خورند، کوشش مي کنند با خانواده هاي خود درگيري پيدا نکنند، اگر عزادار بوده اند لباس مشکي را از تن خارج مي کنند، اگر از بستگان کسي فوت کرده باشد به منزل آنها حتماً سر مي زنند . عشاير اين خطه چادرهاي خود را با فرش هاي رنگين تزيين مي کنند.
* مرکز علمي و پژوهشي فرش ايران

  


نوروزخواني و آئين هاي سرزمين من ؛ نغمه روستا



* پژوهشکده
مردم شناسي
ايرانيان از ديرباز نغمه خوان بهار بوده اند و به شکرانه نو شدن سال، شادمانگي را به شيوه هاي گوناگون بيان مي کرده اند. سرودهاي خنياگران نوروز، هرچند در طي قرون متمادي رنگ باخته، اما هنوز هم مي توان از لابه لاي متون قديمي عطر ديرآشناي آن را باز جست.






هنوز نشانه هايي از مراسم شادي ايام نوروز براي ما به يادگار مانده چنان که از چند هفته به نوروز مانده دسته هايي در شهر ها راه مي افتند، ساز و دهل و سرنا مي زنند و لباس رنگ به رنگ مي پوشند و با اشعار شادي بخش و حرکات مناسب و نغمات موزون مردم را به وجد مي کشانند، خود نيز دف زنان پاي مي کوبند و تهنيت سال نو مي گويند.
نوروزخواني(بهارخواني) از جمله آيينهاي کهن ايراني است که تا چند دهه پيش به شکل گسترده تري در بسياري از نواحي ايران و به ويژه البرز شمالي و جنوبي، مازندران، گيلان و تالش و ديلمان، کومش، طالقان و... رواج داشت و امروز به شکل خيلي پراکنده در روستاهاي دور دست نواحي ياد شده مشاهده مي شود.
گمان مي رود که مضمون اين آيين، علاوه بر توصيف طبيعت و بشارت بهار، در ستايش مردم گشاده دست و خوش رو بوده است.
نوروزخوانان، خنياگران گمنامي بوده اند که از حدود 15 روز مانده به نوروز، بر در هر خانه اي بهار را با شعر و آواز نويد مي داده اند. خصوصيات مهم نوروزخوانانگ به مانند همه خنيا گران - بداهه سرايي و حافظه قوي شعري بوده است. کار نوروزخوانان با فرارسيدن بهار به پايان مي رسيد. نوروزخوانان بيشتر مايل نبودند تا از طرف مردم محل سکونت شان شناخته شوند و به همين دليل در مناطقي دور از محل سکونت خود به نوروزخواني مي پرداختند. نوروزخوانان يکي از عوامل مهم تبادلات و نقل و انتقالات فرهنگي و موسيقايي در شمال و جنوب البرز محسوب مي شدند. اشعار مورد استفاده توسط نوروزخوانان به زبان فارسي و نيز لهجه ها و گويشهاي محلي است. اين اشعار از بخشهاي مختلفي تشکيل مي شود که هر بخش نغمه مخصوص به خود داشته است. نوروزخوان بيشتر در بخش اول، پس از ستايش خداوند و مدح پيامبر (ص) به توصيف امامان (ع) مي پردازد. در پايان اين بخش ممکن است از برخي روايتها و داستانها مانند قصه آدم و حوا، حضرت ابراهيم و... نيز استفاده شود. در بخش دوم، نوروزخوانان در توصيف صاحب خانه بداهه سرايي مي کنند. در اين بخش امکان ارايه طنز وجود دارد. بخش سوم در توصيف بهار و نوروز است. اين توصيف يا به صورت مستقل در قسمتي از نوروزخواني انجام مي شود و يا به صورت ترجيع بند توسط همراهان نوروز خوان در جاي جاي بخش اول انجام مي شود.
نغمه هاي نوروزخواني بسيار ساده و روان است. اين سادگي و رواني به دليل اين است که نوروزخوانان معمولاً موسيقي دانان حرفه اي نبوده و از جمله مردم عادي بوده اند. همچنين مخاطبان اصلي نوروزخواني که مردم روستا بودند نيز در سادگي و پالايش نغمه هاي نوروزي مؤثر بوده اند. موضوعات مطرح شده در آيين نوروزخواني دامنه وسيعي داشته است. نوروزخوان به توصيف و بازگويي احساسات مردم در بازنگري دوباره بهار و نوروز مي پردازد، نوروزخوان به تبليغ افکار آييني و اعتقادات مذهبي مي پردازد.

  


بررسي نوروز در ادب فارسي در گفتگو با استادان دانشگاه؛
جامه نوکن که فصل نوروز است



*دلپذير
شايد در ادبيات کمتر کشوري مانند ايران شعر و نثر با سنتهاي کهن عجين شده باشد در اين راستا نوروز به عنوان بزرگترين جشن





ملي ايرانيان در اشعار شاعران و مفاخر ادبيات اين مرز و بوم نمود يافته و هر يک از منظري دلنشين به اين ميراث گرانقدر ملي پرداخته اند. شايد سبزي و نوزايي جهان و شکوفايي طبيعت يکي از دلايلي باشد که نوروز را محبوب شعرا و اديبان فارسي زبان ساخته است.
در اين زمينه با استاتيد زبان و ادبيات فارسي گفتگويي ترتيب داده ايم که در پي مي آيد...

دکتر سام خانياني، استاد دانشگاه با اشاره به اينکه نوروز علاوه بر اهميت و اعتبار تاريخي از نظر فرهنگي و ادبي نيز مورد توجه است به خبرنگار ما مي گويد: در ادب فارسي بهار و نوروز با يکديگر پيوندي تنگاتنگ دارند و به نوعي عواطف و احساسات شاعرانه به آن گره خورده است.
وي تصريح مي کند: ايرانيان باستان جشن بزرگ نوروز را همگام با تعادل بهاري برگزار مي کردند و مي توان گفت: نوروز شروع يک زندگي کشاورزي و دامداري بود، ناصرخسرو شاعر قرن پنجم، اعتدال نوروزي را بر اعتدال پاييزي ترجيح مي دهد:
جمالش باد دايم مجلس افروز
شبش مواج باد و روز نوروز
وي مي افزايد: شاعران بزرگ ادب فارسي مانند فردوسي، سعدي، حافظ، خاقاني و منوچهري و... نيز به نوروز به عنوان يک شروع جديد و سرآغاز فصل شادماني نگريسته اند، به عبارت ديگر نوروز براي شعرا يادآور نوعي نشاط و احساس امنيت بوده است.
وي خاطرنشان مي کند: قديم ها معمولاً در زمستان راهزنان به غارت آبادي ها مي پرداختند و با شروع بهار اين غارتها پايان مي يافت و امنيت حکمفرما مي شد، بي جهت نيست که منوچهري شاعر قرن پنجم مي گويد: نوروز روزگار نشاط است و ايمني پوشيده ابر دشت به ديباي ارمني
اين استاد ادبيات فارسي مي افزايد: حتي در آثار شعراي عرب مانند جاخر نيز به نشاط، شادخواري، غنا و ترنم در نوروز اشاره شده است.
وي اضافه مي کند، در شعر کلاسيک فارسي به جز جنبه شادخواري نوروز به لطف، بخشش و انعام ديگران نيز در اين ايام اشاره شده و اين همان مسأله اي است که در دين اسلام هم به آن تأکيد شده است.
وي مي افزايد: شاعران ما نوروز را نماد تحول، حرکت و پويايي دانسته اند و انتظار دارند که همگام با تحول و تغيير طبيعت، انسانها نيز وجود خود را متحول کنند، سعدي سخن سراي بزرگ قرن هفتم
در اين زمينه مي گويد:
آدمي نيست که عاشق نشود فصل بهار
هر گياهي که به نوروز نجنبد حطب است
وي تأکيد مي کند: همچنين در ادب فارسي، نوروز صفت يک انسان شادمان و بشاش است.
وي تصريح مي کند: به طور کلي در ادب کهن فارسي بهار از موضوعات مورد علاقه شعراست زيرا شاعر نيز مانند هر انساني شکوفايي طبيعت را دوست دارد و اين تحول و نوزايي را در اثرش جلوه گر مي سازد.

دکتر مه دخت پور خالقي چترودي، استاد دانشگاه نيز با اشاره به اينکه نوروز «جشن فروردگان» يکي از جشنهاي مهم ايراني است و بيشتر منابع جمشيد را پايه گذار نوروز و رسمهاي نيکوي آن دانسته اند به خبرنگار ما مي گويد: فردوسي نيز اين جشن را يادگار جمشيد مي داند، روزي که جمشيد به جنگ ديوان رفت و همه را مغلوب کرد:
جهان انجمن شد بر تخت اوي
فرومانده از فره و بخت اوي
به جمشيد بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
وي مي افزايد: نوروز و مراسم آن به جهت همزماني با بهار همواره در ادبيات مکتوب و شفاهي ما مورد توجه شاعران و نويسندگان و نمادي از رويش، تحول، زندگي و حرکت رو به رشد بوده است.
وي خاطرنشان مي کند: در ادبيات کلاسيک فارسي علاوه بر جلوه هاي گوناگون اسطوره ها، افسانه ها و باورها و آداب و رسوم نوروزي، نوروزنامه هايي نيز به وجود آمده است، به طوري که در نوروزنامه خيام نيشابوري، نوروز روز عدالت، بخشش، شادي و امنيت دانسته شده است.
اين استاد ادبيات فارسي ادامه مي دهد: بسياري از شاعران همواره به خرمي و فرخندگي از نوروز ياد کرده اند و هر گاه خواسته اند زيباترين و خوشترين ايام را براي ممدوح خويش آرزو کنند آن را همچون نوروز توصيف کرده اند، چنانکه انوري مي گويد:
روزش به خرمي همه نوروز باد و عيد
ماهش زخرمي همه نيسان و تير باد
وي مي افزايد: بسياري از شاعران و نويسندگان ما از جمله بيهقي در تاريخ بيهقي بر نگاهداشت رسمها و آيين هاي نوروزي بخصوص نشاط و شادماني در اين ايام تأکيد کرده اند و وي ادامه مي دهد: پوشيدن جامه نو يکي ديگر از آيين هاي رايج نوروز است که در شعر شعرا انعکاس يافته است؛ نظامي در اين باره مي گويد جامه نوکن که فصل نوروز است.
دکتر پور خالقي با بيان اينکه يکي از رسوم رايج در نوروز سفره هفت سين يا هفت شين مي باشد و گويا سفره هفت شين، در برخي از نقاط خراسان هنوز رايج است.
مي گويد: قاآني در وصف هفت سين، سين و شين را در هم آميخته است.
وي با اشاره به رسم مير نوروزي که در ايام نوروز با شوخي و طنز برگزار مي شد و در واقع نوعي سلطنت دروغين و کوتاه مدت بوده است اظهار مي دارد: اين رسم در بعضي از شهرستانها معمول بوده است.
وي خاطرنشان مي کند: اين رسم کهن ايراني (مير نوروزي) که ريشه در اسطوره هاي کهن ملل گوناگون دارد در آثار شعرا و نويسندگان ما هم منعکس شده است، به عنوان مثال عطا ملک جويني در کتاب تاريخ جهانگشا به اين رسم اشاره کرده، حافظ نيز مي گويد:
سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي
که بيش از پنج روزي نيست حکم ميرنوروزي
اما نوروز در ادب معاصر فارسي چگونه جلوه گر شده است؟
دکتر سام خانياني در پاسخ به اين سؤال مي گويد: در شعر معاصر بيشتر به جاي واژه نوروز از کلمه بهار استفاده شده است، زيرا شاعران معاصر به دنبال تعبيرهاي جديد و متفاوتي هستند.

  


نوروز از ديدگاه اسلام؛ رستاخيز طبيعت



نوروز آداب و رسوم ديرينه کشور ماست که مردم آن را جشن مي گيرند؛ سنتي ايراني که پس از ورود اسلام به ايران مورد اقبال مسلمانان قرار گرفت و برخي از آداب و رسوم آن با ارزشهاي اسلامي همخواني يافت.
جشن نوروز تا پيش از حکومت عباسيان که ايراني ها بشدت تحت سلطه بودند، کمتر مطرح مي شد و از دوره حکومت عباسي که ايرانيان بر قدرت مسلط شدند، نوروز با رنگ و بوي ديني مطرح شد. حتي در دوره صفوي که آيين شيعه، مذهب رسمي ايران اعلام مي شود، بر پيوند نوروز با عناصر آيين شيعه تأکيد مي گردد. از جمله اين عناصر تأکيد بر انطباق نوروز با نخستين عيد غدير و روز اعلام خلافت اميرالمؤمنين علي(ع) است. در واقع با ورود اسلام به ايران نوروز با معيارهاي اسلامي مطابقت يافت.

* نوروز از نگاه قرآن
واژه عيد تنها يک مرتبه در قرآن در سوره مائده آيه 114 به کار رفته است. در تفسير نمونه ذيل اين آيه آمده است: «عيد در لغت از ماده عود به معني بازگشت است؛ لذا به روزهايي که مشکلات از قوم و جمعيتي برطرف مي شود و به پيروزي ها و راحتي هاي نخستين باز مي گردد، عيد گفته مي شود و در اعياد اسلامي به مناسبت اينکه در پرتو اطاعت يک ماه مبارک رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج صفا و پاکي فطري نخستين به روح و جان باز مي گردد و آلودگي هاي خلاف فطرت از ميان مي رود؛ عيد گفته شده است.»
موضوع ديگري که در اين ارتباط مطرح است و در تفاسير قرآن کريم به آن اشاره شده، رويش دوباره گياهان و رستاخيز طبيعت است که چگونگي زنده شدن مردگان و زندگي و حيات پس از مرگ را به زندگي مجدد در گياهان در طبيعت و فصل بهار تشبيه کرده است.
بنابراين در انديشه اسلامي که برگرفته از آيات و روايات است، نوروز همانند رستاخيز است.
* مهدي مجيدي

  


روز شاد گلها



بوي بهار، بوي عيد، بوي نو شدن، بوي تازگي، بوي... و باز نفس مي کشي... با تمام وجودت حس مي کني اينک بهار... توي



خيابان قدم مي زني. دوباره مثل هر سال و هر ساله تنگهاي کنگره اي شيشه اي جلو مغازه ها رديف به رديف چيده شده اند و ماهي هاي قرمزي که توي آب باله بر هم مي زنند و سبزه هايي تازه نيش زده جلو گل فروشي ها تو آفتاب نشسته اند تا براي عيد خوب قد بکشند.
قدم مي زني توي پياده روهاي شلوغ و بين ازدحام آدمها. چشم هايت را مي بندي و وقتي باز مي کني خودت را لا به لاي گلهاي رنگي اي مي يابي که گل فروش دارد به آنها آب مي دهد. انگار اينجا هوايش با بيرون زمين تا آسمان تفاوت دارد. دوست داري آن قدر نفس بکشي که مجبور نباشي حالا حالاها هواي بيرون را باز استشمام کني.
و شايد آن لا به لاها بين تمام گلهاي رنگي چشمهايت به گلي سوسني يا شايد هم سفيد بيفتد که تو آنها را قبلاً توي سفره هفت سين مادربزرگ ديده بودي.
فکر مي کني! اسمش چه بود؟ چشم هايت را مي بندي، پيشاني ات را مي خاراني، سرزبانت مانده است، مي گويي: «آقا يک شاخه گل... از آنهايي که سر سفره هفت سين مي گذارند. اسمش؟! آه يادم آمد! سنبل! »
و تا مرد دهانش را باز مي کند و مي خواهد حرفش را بزند دستپاچه مي شوي... .
- «يعني چه! تمام کرده ايد؟! »
و باز تا مرد در تأييد حرفهاي تو سرش را تکان مي دهد تو بلند آه مي کشي و ادامه مي دهي... .
- «من نمي دانم! سنبل، سينره، سيکلمه، اصلاً هر گلي که مي خواهد باشد فقط گل باشد. يک گل زنده و طبيعي. گلي که اولش هم با «سين» شروع بشود. براي سفره هفت سين مي خواهم. آخر به آقابزرگ قول داده ام برايش سفره بچينم مثل سفره هر ساله مادربزرگ تا پيرمرد دست کم براي لحظه اي هم که شده بعد از يک سال خنده اي نرم روي صورت چروکيده اش بنشيند و به ياد مادربزرگ سال نو را با قاب عکس او پاي سفره آغاز کند.
پاي سفره هفت سين مثل هر سال که پر بود از گلهاي بهاري... .
گلهايي که ناخواسته تا چشممان به آنها باز مي شود تازگي و نشاط را به لبها و دلهايمان هديه مي دهند. گلهايي که مردم يکبار هم که شده در طول سال به بهانه خريد آنها گذرشان را به گل فروشي محله مي اندازند تا مبادا سفره هفت سينشان بي سنبل بماند.
سفره اي که اگر چه سنبل هم نداشته باشد باز هم هفت سينشان جور مي شود، اما انگار مردم وقت بهار ناخواسته دلهايشان هم بهاري مي شود و در پي گل مي گردند تا چشم هايشان هم به روشني گلها روشن گردد.
اصلاً شايد برايشان تفاوتي هم نکند توي سفره عيد سنبل باشد يا سيکلمه و شايد مهم اين است که تنها و تنها يک شاخه گل شب بو يا شايد هم پامچال توي سفره شان نشسته باشد تا دست کم براي لحظه اي هم که شده از آن گلهاي پارچه اي و مصنوعي که دور تا دور خانه شان را پر کرده است و هر روز و شب ناچار آنها را مي بينند رهايي يابند و تازگي و طراوت را با تمام وجودشان حس کنند.
سن دختي رئيس اتحاديه گل فروشها در اين باره مي گويد: «دم عيد که مي شود، متقاضي براي خريدن گل نسبت به ساير فصول بيشتر است، بنابراين احتمال اينکه قيمت گلها گرانتر شود، هست. اما اگر قيمت بالا برود مشتري نمي خرد.
خوب ما هم خود به خود سعي بر اين داريم گلها گران نشوند، بنابراين احتمال اينکه ضرر و زيان بيشتري متوجه گل فروشها باشد، وجود دارد، زيرا گلهاي بهاري برخلاف اينکه توليدش زمان زيادي مي برد، ولي عمرشان کوتاه است و بيش از 2 ماه نيست. اما با تمام اينها، مهم اين است که دل مردم با شروع سال نو مثل گل هميشه تازه و بهاري باشد.»
وقتي دليل بيگانگي مردم را با گل و گياه از او مي پرسم، مي گويد: «متأسفانه بعضي ها فرهنگ استفاده از گل را هنوز نمي دانند شايد دليل اصلي اش همين باشد که مردم طي سال اصلاً سري به گل فروشي ها نمي زنند. و شايد دليل ديگرش هم بعد مالي آن باشد که مردم حاضر نيستند در اين زمينه زياد هزينه کنند، حتي با اينکه مي دانند چقدر گل در روح و روان آنها تأثير و پيامد مثبت دارد و چقدر تماشاي آن گل زنده حتي براي لحظه اي کوتاه، شادابشان مي کند، باز هم به گلهاي مصنوعي روي مي آورند، گلهايي که فقط جنبه تزئيني دارد.
* سمانه ترحمي

  


گزارش يک روزنامه کانادايي از نوروز ؛ سنت پر معنا



روزنامه تورنتو استار چاپ کانادا نوشته است: سال ايراني با يک پديده طبيعي يعني رسيدن خورشيد به اعتدال بهاري آغاز و با نظارت هاي ستاره شناسي در هر حال به طور دقيق مشخص مي شود.
ايراني ها بيش از سه هزار سال است که نوروز را جشن مي گيرند و اين جشن، محبوب ترين و محترم ترين جشن در ايران است.در افغانستان نيز در دوره طالبان، نوروز ممنوع بود و يک جشن ضد اسلامي در نظر گرفته مي شد، اما اکنون در بسياري از نواحي اين کشور نوروز را جشن مي گيرند.
علاوه بر ايران و افغانستان، مردم ديگر کشورها نظير پاکستان، هند، عراق، ترکيه، تاجيکستان، ازبکستان، آذربايجان، ترکمنستان، قزاقستان و قزقيزستان نيز نوروز را جشن مي گيرند.
اين روزنامه کانادايي افزوده است: آماده شدن براي نوروز با انجام چندين سنت صورت مي گيرد که خانه تکاني بهاري، اولين آنهاست و مي تواند چند هفته قبل آغاز شود، خريد لباس و کفش نو، شيريني هاي مخصوص و در نهايت، غذا و مقدمات مخصوص عيد از اين سنتها هستند.
جشن نوروزي از آخرين سه شنبه سال کهنه آغاز مي شود. مردم بوته هاي کوچک را آتش مي زنند.
لحظه دقيق اعتدال بهاري اهميت زيادي دارد، شمارش معکوس با دقت آغاز مي شود و اغلب راديو و تلويزيون آن را در حالي اعلام مي کنند که خانواده ها دور سفره هفت سين با لباس هاي نو به تن، جمع شده اند.جشن و سرور زيادي برپاست و اين لحظه را لحظه تزکيه نفس و حل اختلافات پيش پاافتاده، بخشش يکديگر و برقراري روابط نزديکتر در نظر مي گيرند.نوروز 12 روز طول مي کشد و در طول آن، ميهماني هاي خانوادگي برپا مي شوند و مردم در اين روزهاي تعطيل به ديدار نزديکان مي روند.طبق سنت، ابتدا جوان ترها به ديدن بزرگترها مي روند و بعد بزرگترها بازديدشان را پس مي دهند.صبح روز سيزدهم، خانواده ها و دوستان، وسايل و اغذيه خود را جمع مي کنند و براي پيک نيک به حاشيه شهر مي روند. اهميت اين سفر کوتاه، تجربه طبيعت در حالي است که دوباره زنده مي شود.تورنتو استار در پايان نوشته است: سنتهاي پر معنا و بسيار جالبي در زمينه نوروز وجود دارند.بزرگترين پيام نوروز، صلح، عشق، احترام و هماهنگي با طبيعت است، اما مهمترين پيام آن، اميد است: « در پس هر زمستان بهار ديگري است، بهار و نوروز مبارک! »

  


غريبه اي در سفره هفت سين



امروزه در عصري زندگي مي کنيم که به عصر ماشين و الکترونيک، اينترنت و ماهواره ناميده مي شود. در اين دنياي سراپا ماشيني و الکترونيک آنچه به چشم نمي آيد شادابي و طراوت و طبيعت زيباست که انسانهاي امروز خود را در آپارتمان و اطاق کوچک و در کنار کامپيوتر، اينترنت و ماهواره زنداني کرده است و از دنياي زيبا و با طراوت طبيعت و گل و گياه فاصله گرفته است و در واقع در درياي عصر ماشيني غرق شده است.
در گذشته نه چندان دور طبيعت و سرسبزي و گل و گياه باعث غرور و سربلندي يک جامعه و ملت بود و مردم آن دوره بهترين و بيشترين زمان و سرگرمي و در واقع زندگي سالم خود را با طبيعت گل و گياه سپري مي کرد. انسانهاي آن دوران فرصت پيدا مي کردند به طبيعت و پرورش گل و گياه مي پرداختند و به آن پناه مي بردند و از هوا و طبيعت سالم و زيبا استفاده بهينه مي کردند و در واقع بسيار شاداب تر و سرحال تر بودند و از طول عمر بيشتري نيز برخوردار بودند،
در آن دوران شاعران و هنرمندان براي رشد و شکوفايي استعداد خود که استعداد خدادادي بود، ابتدا به خداوند و طبيعت زيبايش پناه مي بردند و اشعار زيبا در وصف گل و گياه و طبيعت سرسبز مي سرودند و يا اينکه با انگشتهاي ماهر و جادوگر خود نقاشي زيبايي را از طبيعت و گل و گياه به تصوير مي کشيدند.
اما با فرارسيدن قرن بيستم که به قرن الکترونيک و عصر ماشيني مشهور است، تنها چيزي که به صورت عمدي و يا ناخواسته به فراموشي سپرده شده است، طبيعت و گل و گياه است. امروزه با تأسيس کارخانه هاي متعدد صنعتي و افزايش جمعيت و ماشينهاي رنگارنگ و... جايي براي طبيعت و سرسبزي باقي نمانده است و اگر مي بينيم در شهرهاي بزرگ فضاي سبز آهسته آهسته جاي خود را به الکترونيک و مترو و بزرگراهها و... مي دهند جاي تعجب ندارد، زيرا زندگي امروزي اين را مي طلبد. امروزه برافراشتن ساختمانهاي چند طبقه و به قول مهندسان آسمانخراش با آن اطاقهاي قوطي کبريت با همان آپارتمان و زندگي در محيطي بسته و کوچک ديگر فرصت و جايي براي پرداختن به گل و گياه و طبيعت زنده نگذاشته است.
آپارتمان نشيني بيشترين و بزرگترين ضربه را به انسان ماشيني زد و او را از گل و گياه طبيعي دور کرد، زيرا در آپارتمان به دليل کمبود جا و اطاق هاي کوچک از گلهاي مصنوعي براي تزيين استفاده مي کنند.
امروزه در بزرگراهها و هر کوي و برزن و بلوارها عبور مي کنيد، گلهاي مصنوعي را مي بينيد که براي فروش در گوشه اي از خيابان قرار دارند و در واقع با زيبايي مصنوعي خود مشتاقان زياد را به خود جلب مي کنند.به هر حال چه خوب است، حالا که بهار آمده است، حداقل با گل، اين مظهر زيبايي ها آشتي کرده و سر سفره، هفت گل مصنوعي نگذاريم.
* مهديزاده

  


سال تحويل در کنار آقاي مهرباني ها ؛ اينجا ترافيک دله...



خيابان، شلوغي، ترافيک، جمعيت و دستي که به تو نقل تعارف مي کند و اين تازه آغاز ماجراست. روز اگر روز معمولي باشد، صداي





بوق است و عبور آدمها، اما اين روزها معمولي نيستند، حال و هوايش، ثانيه هايش، دقيقه هايش، شايد هواي خيابانهايش... خيلي ها آمده اند، پياده با قطار، با هواپيما، پير و جوان، زن و مرد، طلبه و دانشجو، خيلي ها دست هايشان را آورده اند بالا دورتر از خودشان، خيلي ها هم ايستاده اند آرام و بي صدا. پيرمردها عاقبت به خيري مي خواهند. جوان ها خوشبختي، بعضي ها سلامتي، بعضي ها هم... اما همه در يک وجه مشترکند اشک شيدايي.
يکي مي گويد: بر جمال محمد صلوات! يکي گريه مي کند، يکي سکوت مي کند. بعضي ها تازه از پستوي زندگي شان بيرون آمده اند، مچاله شده اند گوشه اي و چشمشان هم به گلدسته هاست.
بعضي ها، رؤيا مي بينند و خيلي ها هم قول و قرار مي گذارند، نذر مي کنند تا عمر نفسهايشان هر سال بيايند پابوس، مثل حاجي رحمان که 20 سال است هر تحويل سال مشهد بوده است. خوي و خصلت خاصي دارد، حاجي مدام آقا، آقا مي کند، مي گويد: چه جايي بهتر از کنار آقا! حاجي هي مي گويد و هي چشمهايش ريز مي شود و پر از اشک، وسط حرفهايش هم مي رود توي فکر و خيره مي شود به نقطه اي... . آرام زمزمه مي کند: يک چيزهايي هست که گفتني نيست، اصلاً به زبان نمي آيد.
پيرمرد، اما هفت روز هفته را همين جاست از حرم و سال تحويل که مي پرسم، عصايش را ستون دستهايش مي کند .
خطوط چهره پيرمرد از هم باز مي شود، انگار که يک هوا جوان تر شده باشد.
***
نسيم سرد هنوز هم دل را مي لرزاند، بخصوص وقتي او را در آن پوشش گرم و زمستاني مي بينم، سبزه آورده است با قرآني کوچک و جيبي. از دورترين نقطه اروميه فقط به اين اميد آمده که تحويل سال اين جا باشد کنار آقا.
چند تار سفيد که روي شقيقه هايش پيدا شده بود، به همراه چند چين کوچک کنار چشمهايش صورتش را پخته و در عين حال مهربان نشان مي دهد. رگه هاي بغض و گريه شادي در چهره مردانه اش پيداست. هر چه به دنبال واژه اي مي گردد که متناسب با اين حال و هوا باشد، چيزي نمي يابد. خودش اين را مي گويد، اما به اعتقاد من همين جمله کوتاه هم ارزشمند است.
«تحويل سال کنار آقاي مهرباني ها چيز کمي نيست.»
***
دستهاي ننه با آن ناخنهاي حنا گرفته، گاهي فيروزه اي مي شوند، گاهي طلايي و گاهي همرنگ سبزي آستين لباسش. از سختي هايش که مي گويد، حرفهايش شنيدني مي شود.
بزرگترين آرزويش سفر کربلاست و اين را امروز و همين لحظه از آقا مي خواهد توي همين تحويل سال نو.
***
لحظه ها مي گذرند. لحظه لحظه، نفس نفس. هر چه به سال تحويل نزديکتر مي شود، دلهره اش هم بيشتر مي شود، دلهره از اين که بيايد روزي و اين رؤياي آسماني و شيرين را به گور ببرد. تلويزيون را روشن کند، برنامه تحويل سال پخش مستقيم از حرم است. مجري با حرارت تمام حرف مي زند... .» اين جا ترافيک دله !
اينجا شونه به شونه، تموم اونايي که زندگي شون کف دستشونه،اومدن پابوس آقاي مهرباني. آقايي که خيلي آقاست! آقايي که خيلي با معرفته.
اشکهاي پيرمرد لا به لاي فرياد يا مقلب القلوب و الابصار و صداي نقاره خانه حرم گم مي شود... .
* معصومه فرماني کيا

  


زير چترخدا



باز هم بهاري ديگر از راه رسيد و ما در آغاز سالي نو هنوز زير چتر مهرباني ات ايستاده ايم، با دلي آکنده از اميد و دستاني خالي تر از هميشه...




و در ابتداي همه خواستن ها و نتوانستن ها، تو را مي خوانيم اي خدايي که مهرباني ات نزديک است، واي غايت توانستن ها!
اي آنکه تمام رسيدن ما براي توست و تمام خواستن ما به خاطر تو
اي که لحظه ها براي رسيدن به تو شتاب مي گيرند و ثانيه ها به فرمانت به گردش در مي آيند.
چه خوب است از اين پس گام هايمان مسير سبز روشني را بپيمايد که خواست توست.
چه خوب است آن چنان زندگي کنيم که فردا پريشاني و پشيماني را به دنبال نداشته باشد.
پس بگذار کشتي طوفان زده وجودمان در ساحل امن تو آرام بگيرد و قلبمان از لطف و مهرباني ات سرشار شود...
ما را از خويش جدا مخواه و در اين مسير تازه تنها مگذار.
* زهرا دلخوش

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com