صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ويژه پرونده
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-03-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 24اسفند ماه 1387


گفتگو با دکتر محمد معمارزاده / نقاش؛
نبايد درخلق آثار هنري، هويت خودمان را فراموش کنيم



* سمانه ترحمي يوسفي
دکتر محمد معمارزاده متولد 1327 قوچان، طراح و نقاش، عضو هيأت علمي و مدير گروه کارشناسي ارشد نقاشي در دانشگاه الزهرا



(س) و همچنين عضو پيوسته انجمن نقاشان ايران است. حضور در بيش از 100 نمايشگاه داخلي و خارجي در اين سالها از جمله فعاليتهاي ايشان مي باشد. او داراي دکتراي پژوهش هنر از ، هنر تهران و مؤلف چند جلد کتاب در زمينه هنر از جمله تصوير و تجسم عرفان در هنر اسلامي و... مي باشد.وي در خانواده اي بزرگ شده که پدرانش از معماران سنتي و سرشناس زمان خويش بوده اند. دکتر معمارزاده در سالهاي 1348 تا 1350 در انستيتوي هنر تهران از محضر استاداني چون هاينبال الخاص، جواد حميدي و بهمن بروجني بهره برد.شايد بتوان گفت بيش از هر چيز، ايراني و اسلامي بودن مشخصه کارهاي اوست ما هم به همين بهانه و پيرامون عرفان در هنر با او به گفتگو مي نشينيم.
* در مورد آثارتان و سبک شخصي خودتان بگوئيد.
** من درباره کار شخصي خودم تحت تأثير نگاره هاي ايراني و بخصوص تحت تأثير آثار دوره هرات و صفوي هستيم و درخت سرو، مثلث طلايي، دايره و شمسه از مشخصه هايي آثارم است. معنويت و عرفان در کارهاي من با توجه به زير ساخت يا چهارچوب کار که از نگاره ها گرفته شده است، حضور دارد و هم اکنون هم به ادامه اين سبک مشغول هستم.
* در نقاشي هايتان به دنبال چه مي گرديد؟




** در کارهايم به عرفان و معنويت در هنر گرايش دارم و سعي بر اين داشتم که تابلوهايم هويت ايراني و شرقي خود را داشته باشند و با کوشش و تلاش و مطالعه روي کار هنرمندان ديگر کشورها و استفاده از فضاهاي نو اما با گرايش و توجه به هويت خودم، آثارم را خلق مي کنم.
* به نظر خودتان چقدر نقاشي هايتان اسلامي و ايراني است؟
** حس معنويت در آثار من هست و عرفان و معنويت هم در کارهايم حضور دارند. همان طور که در نگاره ها به لحاظ ترکيب بندي چشم با المان هاي درخت، ساختمان، گنبد و ... از قسمت پائين کادر به طرف بالا هدايت مي شود، در کارهاي من هم با درخت سرو، مثلث، دايره و شمسه (که اين خود از موتيف هاي اصيل ايراني است) سعي بر اين است که به معبود و خالق اشاره شود که همان کشش ديد بصري به طرف بالاست.
* گفتيد عرفان در نقاشي هايتان حضور دارد، شما اين عرفان را چگونه معنا مي کنيد؟
** عالم به اين دليل که از پروردگار جميل نشأت گرفته است، بهره هايي از زيبايي حقيقي را در خود نهفته دارد. آنچه هنرمند انجام مي دهد صرفاً به نمايش گذاشتن و مکشوف کردن اين زيبايي به منظور متجلي کردن آن است. از ديدگاه عرفان نيز، فعاليت هنري، يک تلاش ضروري براي برقراري ارتباط انسان با خدا و شناخت جمال اوست.عرفان، جهان هستي را بهترين آشيانه و بزرگترين رصدگاه براي شناخت و دستيابي به عوالم روحاني مي داند و در اين راستا، براي هنر نيز به عنوان وسيله متعالي براي شناخت و آگاهي انسان، ارزش والايي قائل است، زيرا همين شناخت و خود آگاهي است که در نهايت به خداشناسي منجر خواهد شد.
* اصلاً ضرورت توجه به عرفان در ساير هنرها چيست؟
** تمامي هنرها با وجود اختلافهايي که از نظر ظاهري با يکديگر دارند به دليل عشق و وحدتي که در باطن آنها مستقر است، در پي تعالي دادن به هنرمند خويش مي باشند و هنرمند نيز براي راه جستن به اين هدف متعالي، به هر آن چيز که راهنما و راهگشايش باشد متوسل مي گردد و در اين زمينه چه چيزي بهتر از طبيعت را مي توان يافت، زيرا آن زماني که به طبيعت نظر مي کند آن را چونان متني بافته شده از رمز و راز مي بيند که بنا بر معنايي که در خود نهفته دارند خوانده مي شوند و قرآن نيز، قرينه آن متون در جهان بشريت به شمار مي رود. همان گونه که نمودهاي مختلف طبيعت و قرآن هر دو از حضور و پرستش خدا سخن مي گويند، بر همين مبنا آن کسي را مي توان هنرمند دانست که امکان برقراري ارتباط با معناي پنهان طبيعت را به خوبي يافته و قادر است قوانيني را که در هستي جاري است از طريق کشف و شهود دريابد و نتايج ادراک خود را به زيباترين وجه ممکن به تصوير بکشد و به صورت ظاهر عرضه کند.
از ديدگاه عرفان، با بروز هر اثر هنري اصيل در عرصه زندگي انسان ها، جلوه هايي خاص از دو صفت بزرگ خداوندي يعني «جمال» و «جلال» الهي نمودار مي گردد. اگر نمود يک اثر هنري به تصوير کشيدن گوشه اي از زيبايي هاي موجود در طبيعت يا انسان باشد، قطعي است که چنين اثري نمايشگر جمال الهي است، اما اگر هدف از خلق يک اثر هنري، ارائه چهره اي قانونمند و منظم از طبيعت يا انسان باشد بديهي است چنين اثري منعکس کننده جلال الهي خواهد بود. بنابراين از ديدگاه عرفان، اگر فعاليت هنري از اصالت و محتواي حقيقت برخوردار باشد، يک فعاليت ضروري براي برقراري ارتباط انسان با خدا از طريق ارتباط با جمال و جلال هستي خواهد بود.براي وصول به مقام والاي هنر عرفاني، بي گمان هنر ضد بايد در جاذبه هنر پيشرو قرار گيرد، همان گونه که بدون برخورداري از امتياز پيشرو بودن در عرصه بشري آنچنان که بايد و شايد هيچ کار مفيدي نمي تواند انجام دهد.
* به نظر شما نقاشان امروز بايد در کارهايشان به دنبال چه چيزي باشند؟ آيا بهتر است در آثارشان به سمت تجدد و نوگرايي بروند يا به اصالتهاي ملي خويش باز گردند؟
** اين يک بحث شخصي است و نمي توانيم براي کسي تعيين تکليف کنيم، زيرا هر هنرمند جايگاه خودش را دارد و در نهايت مطالعات او در زمينه هنر، درون و روان و تفکر خلاق اوست که به خلق آثار بديع منجر مي گردد. به باور من، هنرمند امروز بي گمان بايد به سمت تجدد و نوگرايي برود، زيرا دنيا به اين سمت و سو در حرکت است، اما يک نکته مهم در پاسخ پرسش شما اين است که هيچ وقت نبايد در خلق آثارمان، هويت خويش را فراموش کنيم. اگر روزي نقاشي به کشورهاي خارجي رفت و در آن جا به خلق آثاري پرداخت، آثار او بايد طوري باشد که هويت او و ايراني بودنش در آن آثار کاملاً هويدا باشد.
* اين هويت و اصالت در هنر يا جزئي تر بگوئيم در نقاشي ايراني يعني چه؟ هنرمند امروز چگونه مي تواند هويت خويش را با نوگرايي امروز پيوند دهد؟
** 7 هزار سال تاريخ و پيشينه ماست که مي شود از اين تاريخ و هويت برداشت کرد و امروز در آثار خيلي از هنرمندان، اين هويت را مي بينيم که با مطالعه روي هويت ملي خويش توانسته اند آثاري را خلق کنند که هم جديد است و هم از هويت اصيل ايراني برخوردار است.
* و شما چقدر کارهايتان را اصيل مي دانيد و سعي کرده ايد هويت ملي تان را در آن حفظ کنيد.
** کارهايم صد در صد ايراني است!
* آثار نقاشان امروز ايران را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** امروز اغلب هنرمندها گرايش هاي خيلي خوبي در کارهايشان پيدا کرده اند و به هويت هاي ايراني و ملي خويش رسيده اند.
* علت ماندگاري نگاره هاي سنتي ايراني را در چه مي بينيد؟
** دوران هرات تا اواخر صفويه بهترين دوران نگارگري ايراني است که در دوران صفويه هنرمنداني که وسيله ارامنه خلفاي اصفهان به ايران مي آيند دگرگوني در هنر آن دوره ايجاد مي کنند که در زمان شاه عباس دوم به اوج خودش مي رسد، اما اين تحول در دوره زند و قاجار بيشتر مشهود است، طوري که در دوران قاجار به نوعي نگارگري که خاص اين دوران است مي رسيم. در آثار اين دوره پس زمينه ها معمولاً از فضاهاي اروپايي گرفته شده و به لحاظ ظرافت هم در واقع نوعي نگارگري است و علت ماندگاري اين آثار صرف نظر از موارد فوق در اين دوران و به خصوص در مکتب هرات (که در دوران شاهرخ و پسرش بايسنقر در رأس اين مکتب که مولانا اميرخليل قرار دارد) به لحاظ مضامين و سطوح بعدي کار که روح نگارگري را از نظر محتوا، فرم، رنگ، عرفان، معنويت در داستانهاي رزم يا غيره کاملاً مي بينيم .
* آيا هنرمندان امروز هم آثار ماندگاري مي آفرينند؟
** مي توانند هنرهاي امروز هم ماندگار باشند، زيرا نسبت به زمان، هر دوره ويژگي هاي خاص خودش را داراست، اما تنها «شاهنامه بايسنقري» است که امروزه بعد از گذشت قرن ها تمام موزه هاي معروف دنيا آن را براي به نمايش گذاشتن در معرض ديد عموم از ايران درخواست مي کنند، زيرا بعد از گذشت 6 قرن از خلق آن، هنوز هم حرفي براي گفتن دارد. برشي از نقاشي هاي آن شاهنامه به لحاظ تفکر، ديدگاه و مکتب منسجم هنوز هم نو است.
* نقاشان در نگاره هاي قديم در پي چه بوده اند؟
** به دنبال معنويت و هنر به معناي اصيلش.
* به عنوان آخرين پرسش دوست دارم بدانم آنها اين عرفان و معنويت را چگونه در آثارشان تجسم مي بخشيدند و آيا امروز هم مي شود عرفان را در نقاشي تجسم بخشيد؟
** هنرمند در جامعه ديروز در فضاي بسته و محدودي بود که هر چه را از خانواده تعليم مي ديد آن آموخته ها در هنرش منعکس مي شد. هنرمند ديروز اول وضو مي گرفت و بعد شروع به خلق اثر مي کرد، بنابراين آن ايمان و عرفان و معنويت را در آثار گذشته چه معماري، چه نگارگري و چه صنايع دستي به خوبي مي بينيم، اما امروزه تمام اين ها از بين رفته است. جامعه از هم گسسته شده، زيرا جهان به هم ريخته است. اقتصاد به هم ريخته است. جمعيت 15 ميليوني ديروز، امروزه شده 70 ميليون. بنابراين تمام اين خصلت هاي نيک از بين رفته و کم رنگ شده است.هنرمند براي اينکه امروز بتواند معنويت را در آثارش تجسم بخشد بايد به آن درجه از معنويت برسد تا بتواند آن را منعکس کند.

  


گزارشي از هفدهمين کنگره سراسري شعر دفاع مقدس؛ خروش موجهاي ارغواني



* محمدرضا شالبافان
از سال 1365 و به نام کنگره شعر بسيج و به همت شهيد «احمد زارعي» در منطقه عملياتي خوزستان، کنگره اي آغاز به کار کرد که





امسال هفدهمين دوره خود را در سواحل خروشان خليج هميشه فارس و با نام «موجهاي ارغواني» جشن گرفت.کنگره اي که پس از پايان جنگ هشت ساله و با نام کنگره شعر دفاع مقدس برگزار شد، در طول دوره هاي متمادي برگزاري خود در شهرها و استانهاي مختلف، تغييرات چشمگيري را از سرگذراند. تغييراتي که در جريان ادبيات امروز اجتناب ناپذير بود و امسال نيز ادامه يافت و مورد اشاره دبير کنگره هفدهم (سيد ضياء الدين شفيعي) در آيين اختتاميه شد.
شفيعي در اين آيين، حضور پررنگ تر زنان شاعر در داوريهاي شعر دفاع مقدس، تأسيس بخش شعر کودک و نوجوان و اهداي بن «فرصت انتشار کتاب» را از تغييرات عمده اي دانست که کنگره هفدهم از سر گذرانده است.
هفدهمين کنگره سراسري شعر دفاع مقدس سه شنبه 20 اسفند در تالار شهيد آويني بندرعباس آغاز به کار کرد و پس از تشکيل دو نشست شعرخواني و يک نشست تخصصي نقد و بررسي شعر دفاع مقدس، صبح روز پنج شنبه 22 اسفند در همين تالار با اعلام اسامي برگزيدگان به کار خود پايان داد.از نکته هاي قابل توجه اين دوره برگزاري کنگره، نشست نقد و بررسي شعر دفاع مقدس بود که در آن «حميدرضا شکارسري» و «محمدکاظم کاظمي» به تحليل شعر دفاع مقدس پرداختند و همچنين «سيد محمود سجادي»، «سيد احمد نادمي» و «سيامک بهرام پرور» در ميزگردي، ضمن پاسخگويي به پرسش حاضران، به تبيين مفهوم شعر دفاع مقدس پرداختند.
در اين دوره همچنين از چهره هايي چون «شهيد احمد زارعي»، «سردار بهروز اثباتي»، «محمدعلي بهمني» و «تيمور ترنج» تجليل به عمل آمد.در اين کنگره همچنين چهره هايي چون «محمد علي بهمني»،«اسماعيل اميني»، «حسين اسرافيلي»، «پرويز بيگي حبيب آبادي»، «احد ده بزرگي»، «عرفان نظر آهاري»، «افشين علاء»، «سيد اکبر ميرجعفري» و «بهمن ساکي» به شعرخواني پرداختند.
در اختتاميه اين کنگره «بهروز ياسمي» سخنگوي هيأت داوران، بيانيه اين هيات را قرائت کرد و برگزيدگان را در چهار بخش به شرح زير معرفي کرد:
بر اساس رأي هيأت داوران در بخش «نگاه عاشورايي» به هشت سال دفاع مقدس و جايزه ادبي سيد حسن حسيني، سيداصغر صالحي از شهر کرد، اول، عاليه محرابي از يزد، دوم، حسين حاجي هاشمي از خميني شهر و احمدرضا الياسي از شهرکرد، به صورت مشترک سوم شدند و از خدابخش صفادل از نيشابور، امير سنجوري از اهواز و سيدحميدرضا برقعي از قم تقدير به عمل آمد.
در بخش دفاع مقدس و جايزه ادبي قيصر امين پور، محمدمجتبي احمدي از کرمان، مجيد سعدآبادي از تهران و حامد عسگري از کرمان، به ترتيب رتبه هاي اول تا سوم را کسب کردند و علي اسداللهي از تهران و بهمن ساکي از خوزستان هم مورد تقدير قرار گرفتند.
در بخش مقاومت و پايداري و جايزه ادبي قدس، پيام يوسفي از مشهد، اول، مرتضي حيدري آل کثير از شوش دانيال دوم و بهمن ساکي از خوزستان و احمدرضا خان احمد از اصفهان به صورت مشترک سوم شدند.هفدهمين کنگره سراسري شعر دفاع مقدس در بخش جايزه بخش ويژ ه کودک و نوجوان، سعيده موسوي زاده از مشهد را به عنوان نفر برگزيده معرفي کرد و از محمد گودرزي دهريزي از تهران، مريم هاشم پور از کرج، حامد محقق از همدان، طيبه شاماني از دامغان و منيره هاشمي از مشهد تقدير به عمل آورد.گفتني است، داوري آثار ارسالي به کنگره هفدهم را در بخشهاي مختلف بيژن ارژن، حسين اسرافيلي، سودابه اميني، سعيد بيابانکي، هادي خورشاهيان، عبدالجبار کاکايي، جواد محقق، سيداکبر ميرجعفري، سيد احمد نادمي، عرفان نظرآهاري، مرتضي نوربخش، منصوره نيکوگفتار و بهروز ياسمي بر عهده داشتند.چند شعر برگزيده اين کنگره را با هم مرور مي کنيم:

ما، لال
مثل درخت اگر چه زميني بود، جايي در اين مغاک نمي خواهد/ اين مرد آسماني خاک آلود، حتي دو متر خاک نمي خواهد/ مانند موج رفت که برگردد، دريا دلش دچار تلاطم شد/ طوفان و هر چه داشت به دستش بود، گفت: اين سفر که ساک نمي خواهد/ خورشيد از تمام تنش سر زد، ناليد در و پنجره گريان شد/ شب بوي باد باديه مستش کرد، با او کوير تاک نمي خواهد/ بگذار ساده تر بنويسم ها...، شاعر که اصلاً اهل تعارف نيست/ آدم براي گفتن از او حتماً، الفاظ هولناک نمي خواهد! / او بچه محله ما بود، گمنام سرشناس تر از باران/ هر چند استخواني از او مانده، او خانه اش پلاک نمي خواهد/ او رفت و عده اي پس از او مردند، خوابي به شکل مرگ... نه! سنگين تر/ او رفت و عده اي پس از او خوردند، آدم مگر خوراک نمي خواهد؟/ او رفت؟ نه! نرفت، همين جاهاست، در کوچه ها، کنار خيابانها/ دستي بکش به شيشه تماشا کن، غير از دو چشم پاک نمي خواهد/ او ماند با تمام غزلهايش، ما را زمان صدا زد و با خود برد/ ما لال، مثل عقربه هي رفتيم، گفتند: تيک تاک نمي خواهد/ او «سالنامه» نيست که «يک هفته»، چاپش کنيم يا بفروشيمش/ يک «لحظه نامه» است، بخوانيمش، او حق اشتراک نمي خواهد/ من خسته ام از اين همه «او» گفتن، او «او» نبود و نيست، تو هستي تو/ اين که به يک شهيد «تو» مي گويم، اين قدر شرم و باک نمي خواهد
* محمد مجتبي احمدي

سهم من
من پدر را به خاطر ندارم/ عکسهايش فقط سهم من بود
مادر قصه ها گفت از او/ قصه هايي که در فهم من بود
چفيه و يک لباس بسيجي/ شانه و شيشه عطر خالي
يک پلاک است و قرآن جيبي/ از پدر مانده تنها خيالي
پيکر پاک او توي اروند/ چه غريبانه غسل و کفن شد
وقت تشييع او من نبودم/غربتش غربت شعر من شد
او شجاعانه دريک شب سرد/ تن به رود خروشان زد و رفت
آخرين بوسه زندگي را/ با عطش روي قرآن زد و رفت
کاش من مي شدم رود اروند/ تا پدر هم در آغوش من بود
سجده آب و قد قامت موج/ خوش ترين نغمه در گوش من بود
* سعيده موسوي زاده

  


عيدانه ؛ شعر



بالا بلند
* رضا جعفري
باران گرفت و سقف مدائن نشست کرد
دندانه هاي کنگره قصد شکست کرد
نوري به صحن معبد زردشتيان رسيد
ک؛تشکده ز نابي آن نور مست کرد




بالا بلند آمد و هر ارتفاع را
در زير پا نهاده و پايين و پست کرد
در هر دلي نشست و به شکلي ظهور داشت
اين گونه بود ک؛ينه را خود پرست کرد
وقتي سؤال کردم از او خود اشاره اي
در پاسخم به پرسش روز الست کرد
حسنش به غايت است وظهورش قيامت است
زيباترين هر آنچه که زيباتر است کرد
فيض مقدسي و تعجب نمي کنم
اين چيزها که هست، نگاه تو هست کرد

زايش نور
* محمود شاهرخي
شبي که جوشش صد مهر در گريبان داشت
جنين حادثه اي در مشيمه پنهان داشت
زمين، به خود ز تب التهاب مي لرزيد
زمان، ز زايش نوري به خويش مي پيچيد
موکلان مشيت به کارگاه قدر
شدند، تا که ببندند طرح نقش دگر
قضا گرفت قلم، تا که بر صحيفه نور
ظهور نخبه ايجاد را، کند مسطور
ز عرش زمره لاهوتيان پرده نشين
نظاره را بگشودند، ديده سوي زمين
ز شوق، در رگ شب خون نور جاري بود
بر آتشش قدم از تاب بيقراري بود
شبي عجب، که همه جود بود و فيض و فتوح
شب شکفتن ايمان، شب گشايش روح

آواز فصيح
* سيد محمد ضياء قاسمي
طلوع نامت
رازي است سترگ
که هنوز بتهاي کوچک و بزرگ شکسته آنند
پيشاني ات
معبدي است
که عابدان مشرقي
قبله را در آن به جستجويند
در معبد پيشاني ات
شباني ساده دل ميان پيراهن من
به نيايش نشسته است
همراه با کبوتراني
که از نامت دانه و گل بر مي چينند
حنجره ات- افشان در آفتاب و مهتاب-
روشن مي کند دقايقم را
وقتي در قايقي مه پوشان
دلتنگي ام را
به آبهاي سرگردان مي سپارم
خسته ام؛ خسته و دلتنگ
از فانوسهاي آويزان بر درگاه گورستانها
و از مردگاني که پرنده اي نمي نشيند بر قبرشان
خسته ام؛ خسته و دلتنگ
از روزگار بعد از تو
که صدايت را به شلاق بستند
و رد پايت را به زنجير
از شحنه گاني که شمشير آختند
بر پرندگان
و شاعرکاني که زبان برگشادند به هجو باران
آه اي گلوي باراني
آشفته ام کن
لبريزم کن از کبوتران رها در معبد پيشاني ات
از پرواز
و از آوازي فصيح
تا در امتداد آن به شکوفه نشينند
تمام ني لبکها

به ساحت مقدس امام صادق(ع)
باغبان
* وحيد قاسمي
پيربزرگ طايفه بود و کريم بود
در اعتلاي نهضت جدش سهيم بود
مسندنشين کرسي تدريس علم ها
شايسته صفات حکيم وعليم بود
نوح وخليل جمله مريدان مکتبش
استاد درس حکمت و پند کليم بود
بر مردمان تب زده شهر شرجي اش
عطر مبارک نفسش چون نسيم بود
زحمت کشيد و باغ تشيع شکوفه داد
مسؤول باغباني باغي عظيم بود
قلبش شبيه شيشه تنگ بلور بود
عمري به فکر نان شب هر يتيم بود
از ابتداي کودکي اش تا دم وفات
نزديکي محله زهرا مقيم بود
تازه سروده ام غزل مدحتش ولي
يادش ميان قافيه ها از قديم بود

  


«مداد پرنده» به احمدرضا احمدي اهدا شد



کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در مراسم بزرگداشت احمدرضا احمدي، تنديس «مداد پرنده » را به او اهدا کرد.




«مداد پرنده» معتبرترين تنديس کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان است که هرچند سال يک بار به برترين چهره ادبي کشور در حوزه کودکان و نوجوانان تعلق مي گيرد.
احمدرضا احمدي در مراسم بزرگداشت اش که مسؤولان فرهنگي، بويژه مسؤولان کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در آن حضور داشتند، گفت: من آدم خوشبختي هستم، چراکه در زمان حياتم، تمام آثارم به چاپ رسيده اند. من هرگز به بهانه قصه هاي کودکان به دنبال حرفهاي سياسي نرفته ام.
من در مدت 68 سال عمر خود، فرد خوشبختي بوده ام، چراکه روزي شش تا هشت ساعت کار مي کنم و منفعل نيستم. من کار خود را مي کنم و از کار کردن لذت مي برم.
وي با اشاره به سابقه فعاليت خود در بخش موسيقي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، بيان کرد: من آدم خوشبختي هستم، چراکه در زمان فعاليت ام در کانون توانستم، صداي شاعران بزرگي را ضبط کنم و به جامعه تحويل دهم.
او همچنين با اشاره به تلاش شوراي کتاب کودک براي معرفي او با هدف دريافت جايزه هانس کريستين اندرسن، گفت: يکي از محاسن پيري اين است که افراد خيلي خوشحال نمي شوند و از شنيدن چيزي تعجب نمي کنند. من جوايز متعددي را از هموطنان خود گرفته ام و آرزو دارم، اگر اين جايزه را به من دادند، اميدوارم حسن هاي وجود ي ام از بين نروند، چون معتقدم انسان موجودي است که مي تواند دچار نخوت شود.
اگر اين جايزه به من تعلق گيرد، افتخاري براي ملتم است و با دريافت آن، به جوانان خواهم گفت که مي توانند با کار و کوشش در جامعه ثمربخش باشند؛ ولي اگر نشد، من همان احمدرضا احمدي هستم که جدي ترين مسائل را به شوخي مي گيرد. در آن زمان، به جوانان کشورم توصيه مي کنم که باز کار کنند و باز هم کار کنند.

  


گزارش فيلمهاي تلويزيون در سالروز تولد پيامبر اکرم(ص)



فيلمهاي سينمايي «همان روز»، «رحمت عالميان»، «خوش آمديد»، «آخرين سرقت» ، «مزاحم»، «شکارچي بيگانه» و «بزرگ کردن آريزونا» در سالروز ميلاد حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) از شبکه هاي سيما روي آنتن مي روند.
شرح فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني که روز يکشنبه 25 فروردين ماه از تلويزيون پخش خواهند شد، به شرح زير است:

* همان روز
فيلم سينمايي «همان روز» يکشنبه 25 اسفندماه ساعت 16 از شبکه يک سيما پخش خواهد شد.
قصه اين فيلم درباره زوجي جوان از طبقه متوسط است که بعد از ده سال زندگي مشترک که کم و بيش آرام گذشته، ناگهان با بحران و سؤ تفاهمهاي متعدد روبه رو مي شوند.
ظاهراً اختلاف بر سر قطعه شعر رمانتيک و عاشقانه اي است که مرد مي خواند، اما کم کم پي مي بريم که آنها به سرعت زندگي را در روزمرگي کهنه کرده اند، طوري که عادت زدگي موجب انواع سؤتفاهمها شده است.
پولادکيميايي و ليلا اوتادي در اين فيلم سينمايي به کارگرداني عليرضا اميني ايفاي نقش کرده اند.
*رحمت عالميان
فيلم سينمايي «رحمت عالميان» به کارگرداني نجده اسماعيل انزور يکشنبه 25 اسفند ماه ساعت 17/30 از شبکه دو سيما پخش مي شود.
داستان فيلم از دوران عبدالمطلب جد بزرگوار پيامبراکرم (ص) آغاز مي شود و بيان کننده اتفاقات و حوادثي است که پيش از تولد حضرت محمد(ص) و در زمان عبدالمطلب رخ مي دهد. اين فيلم با تولد پيامبر اکرم(ص) به پايان مي رسد.
* خوش آمديد
فيلم سينمايي«خوش آمديد» به کارگرداني انيس بزمي شنبه 24 اسفندماه ساعت 20 از شبکه سه سيما پخش مي شود.
دکتر کونگو (پرش راول) بنا به وصيت خواهرش قول داده تا براي خواهرزاده اش راجيو (اکشاي کمار) يک همسر از خانواده محترمي برگزيند. در يک حادثه آتش سوزي راجيو به کمک دختري به نام کاترنيا کابف مي دود و او را نجات مي دهد و اين آغاز علاقه مندي به اوست.
*آخرين سرقت
فيلم سينمايي« آخرين سرقت» به کارگرداني محمدحسين حقيقي 25 اسفند ماه ساعت 11 از شبکه سه سيما پخش مي شود.
امير، زنداني توبه کار که پس از آزادي از زندان قصد دارد اموال دزديده شده را به صاحبان اصلي شان برگرداند در اين راه با خانمي به نام حميرا آشنا مي شود و به کمک او، اموال مسروقه را به دست مالباخته ها مي رساند و در اين مسير اتفاقات جالبي مي افتد.
محمدکاسبي، ابوالفضل پورعرب، نسرين مقانلو، رضا آشتياني و بابک حميديان در اين فيلم ايفاي نقش کرده اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com