|
گروه اقتصادي-سيد علي موسوي: بانك مركزي ديروز در حالي بسته سياستهاي پولي- بانكي سال 87 را ابلاغ كرد كه كارشناسان نظرات مثبتي را روي آن ابراز كرده اند.

به گزارش خبرنگار ما، كارشناساني كه در اين باره ابراز نظر كرده اند، صرف نظر از جزئيات، معتقدند اين بسته بازار پولي- مالي كشور را رو به وحدت رويه برده و از پراكنده كاري و تشكيل جزيره هاي خودمختار در سيستم بانكي جلوگيري مي كند.
آنان همچنين به مديريت جريان منابع و تسهيلات بانكي اشاره مي كنند، چيزي كه تاكنون بانك مركزي به آن اشراف نداشت و بانكهاي دولتي و خصوصي به صلاحديد خود جريانهاي دريافت منابع و سپس تزريق آن به اقتصاد را مديريت مي كردند. به عبارت بهتر جريان جذب و دفع نقدينگي در اقتصاد در انحصار بانكها بود و طبعاً حركت نقدينگي نيز در اختيار آنان بود و بانك مركزي در اين ميان كمترين نقش را برعهده داشت. اما از اين پس اين بانك مركزي است كه مي گويد چه مقدار نقدينگي از چه منبعي، توسط چه بانكي و براي صرف در چه كاري دريافت يا پرداخت شود و اين به تمام معني مساوي با احياي استقلال بانك مركزي است كه در ايران كمترين سراغي مي توان از آن گرفت. لازم به يادآوري است كه مكانيسم عملكرد نظام بانكي در كشورهاي پيشرفته بر استقلال كامل آن از دولت و نظام حاكم استوار است و دولت مانند ساير مشتريها يك مشتري براي نظام بانكي محسوب شده و حد دخالت آن فقط اعمال نظر در سياستهاي كلان بانكي از قبيل انقباض يا انبساط پولي است و در ساير عملكرد بانكها نقشي ندارد. اما در ايران چنين استقلالي تا به حال كمتر وجود داشت، به طوري كه بانكها در حد خودپرداز دولت تنزل كرده بودند.
دكتر بيژن بيدآباد، كارشناس ارشد پولي- مالي به خبرنگار ما مي گويد: دو نشانه مثبت در بسته سياستي نظام بانكي وجود دارد كه بر مستقل بودن بانكها صحه مي گذارد. نخست مديريت سپرده ها و تسهيلات است. مثلاً درباره تسهيلات مسكن، الان اقدام بانك مركزي نوعي مديريت تسهيلات مسكن و كاستن از نقدينگي است. يعني دارد در بازار پولي دست مي برد و به طور كلان تسهيلات را هدايت مي كند. نشانه مثبت دوم تعيين تكليف نرخ سود بانكي براساس نرخ تورم است كه تكليف بانكها را روشن مي كند. البته اين نظر چون در مقابل نظر و خواسته رييس جمهور است، شايد به مذاق خوش نيايد، چون به نوعي تأييد نظر قبلي شوراي پول و اعتبار است. اما بسيار مهم است كه بانكها نرخ سود خود را بر مبنايي معين كنند كه خود بانك مركزي مرجع اعلام آن است.
وي افزود: بانك مركزي در بسته خود به روشنگري دست زده است. يعني براي نخستين بار و به طور شفاف گفته كه چه نوع عقود بانكي با چه حيطه عملي در بانكها وجود دارد و به برخي معادلات ناشفاف و پيچيده پايان داده است. از سوي ديگر مي بينيد كه براي سپرده هاي بانكي نيز تعيين تكليف كرده كه مثلاً سپرده هاي قرض الحسنه بايد چه سرنوشتي پيدا كنند و چگونه. اين است كه اين بسته سياستي يك تحول و انقلاب اساسي در نظام بانكي محسوب مي شود.
دكتر مهدي تقوي استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي نيز به خبرنگار ما گفت: بانكها صاحب پيدا كردند و به حكومت خودمختارشان پايان داده شد. به همين علت است كه ارزيابي من عدم اجراي اين بسته سياستي است. چون به روابط ناشفاف بانكها و روشهايي كه از آن پول در مي آوردند پايان مي دهد و طبيعي است درآمد بانكها را هم آشكار كرده و هم كاهش مي دهد كه اين امر مورد رضايت بانكها نخواهد بود.
وي تصريح كرد: در كشور ما تا همين سالها حتي ترازنامه بانكها نيز منتشر نمي شد، تركيب سهامداران روشن نبود، بانكها در واقع رباخوار شده بودند. منابع رايگان و انحصاري را از جامعه تحت عنوان قرض الحسنه دريافت مي كردند و سپس همان منابع را با سود 25 درصدي به خود سپرده گذار وام مي دادند و منت هم سرش مي گذاشتند.
وي افزود: تكليف خرج كرد منابع مردم نيز روشن نبود و كسي نمي دانست چند درصد اين منابع سرمايه گذاري مولد مي شود؟ تجربه نشان داد كه بخش زيادي از اين منابع صرف كارهاي دلالي و غيرمولد مي شد و بانكها با منابع مردم به عنوان يك تجارت خانه خصوصي و شخصي كار مي كردند و پول در مي آوردند و پاسخگو هم نبودند.
وي اظهار داشت: اما حداقل اثري كه اين بسته مي تواند داشته باشد، شفافيت مالي است. زيرا نوع روابط و رهگيري دريافت و پرداخت منابع امكانپذير مي شود و در چنين شرايطي مديريت نقدينگي بسيار ساده تر و با حساب و كتاب تر خواهد بود.
دكتر محمد طبيبيان رئيس سابق مؤسسه عالي بانكداري نيز اين بسته سياستي را حداقل عملي كه بانك مركزي مدتها پيش بايد انجام مي داد، توصيف و به خبرنگار ما مي گويد: سيستم بانكي در چند سال گذشته به يك جزيره خودمختار تبديل شده بود كه از روشهاي بازاري براي كسب سود و عدم پاسخگويي استفاده مي كرد. در واقع حساب و كتاب خاصي بر آن وجود نداشت و روشن است كه در اين وضعيت احتمال نفوذ گروههاي سياسي در آن نيز وجود دارد.
وي افزود: اما بانك مركزي به هر حال قدمي براي اصلاح اين شرايط برداشته و مي خواهد نگذارد بانكها هر كار دلشان مي خواهد بكنند و آخر هم طلبكار بشوند. اگر قرار است مردم منابعي را در بانكها بگذارند، اين منابع بايد صرف چه كاري شوند؟ مقدار سودش چقدر باشد؟ و غيره. پاسخ اين پرسشها قبلاً به بانكها واگذار شده بود و محتوايش هم اين بود كه بانكها سپرده هاي قرض الحسنه را كه حدود 60 درصد منابع را در بر مي گرفت را رايگان جذب مي كردند و آن وقت هر كاري كه دلشان مي خواست با آن انجام مي دادند، منتهي آن كار هر چه بود، كمتر در راستاي منافع ملي حركت مي كرد.
وي تصريح كرد: به هر حال تدوين و اجراي اين بسته يك قدم به جلو محسوب مي شود و به بانكها شفافيت بخشيده و شير نقدينگي آنها را محكم مي كند. اما در عين حال بايد توجه داشت كه دولت پاي ديگر ماجراست و اگر بانكها وادار به پرداخت منابع بيش از حد به جاهايي شوند كه برگشت پذيري يا سودآوري ندارد، به ورشكستگي آنها منجر مي شود. لذا دولت نيز همپاي بانكها بايد در رفتار خود در بخش مالي و سياستهاي آن تجديدنظر كند. منتهي معلوم نيست چه كسي بايد براي دولت بسته سياستي بنويسد و ابلاغ كند.... |