|
* آي سان نوروزي
هادي مرزبان، از پركارترين و فعال ترين كارگردانان تئاتر كشور است كه طي سالهاي فعاليتش به واسطه اجراي نمايشنامه هاي «اكبر

رادي» به يك سبك خاص و ويژه در حوزه تئاتر تاريخي - اجتماعي ايراني دست يافته است.
مرزبان كه سال گذشته اجراي «لبخند با شكوه آقاي گيل» را با موفقيت پشت سر گذاشت امسال قصد دارد نمايش «دكتر نون...» را به روي صحنه ببرد.
* چگونه مي توان تئاتري ايده آل و نزديك به معيارهاي مطلوب اجرا كرد؟
** تئاتر براي نزديك شدن به معيارهاي ايده آل بايد به سه ركن اصلي اش نزديك شود يا به بياني سه ركن اصلي در اين مسير نقش مهمي دارند. اين سه ركن عبارتند از: مجريان، كه همان هنرمندان تئاتر هستند، تماشاگران، و مكاني براي اجرا!اين ارتباط ميان هنرمندان تئاتر و تماشاگران جريان دارد و اشكال و كاستي در هر يك از اين حوزه ها فرآيند ارتباطي را دچار اشكال مي كند.
ما اگر تئاتر را در جامعه لازم مي دانيم بايد براي اين سه ركن اصلي برنامه ريزي كنيم و هر يك از آنها را به روزتر و پوياتر مورد اهميت قرار بدهيم. در اين صورت است كه تئاتري خوب و كامل خواهيم داشت.

* هنرمندان چقدر مي توانند در دستيابي به يك تئاتر خوب و پر مخاطب نقش داشته باشند؟
** در اين حوزه خوشبختانه تئاتر ما استعدادهاي خوبي دارد و در هر گوشه و كنار و هر منطقه و استان و شهرهاي ما هنرمندان خلاق و مستعد زيادي وجود دارند. هنرمنداني كه حرفهاي زيادي براي گفتن دارند و آثار قابل توجهي در حوزه تئاتر عرضه كرده اند.
وظيفه جامعه در برابر اين بخش از هنرمندان كه هميشه مأخود به حيا و سر به زير بوده و از ابزار تبليغات و موقعيتهايشان سوء استفاده نمي كنند كاملاً معلوم است. جامعه بايد به اين قشر رسيدگي كند و آنها را به گونه اي مورد حمايت قرار دهد كه جز كار و هنرشان مشغوليت ذهني ديگري نداشته باشند. صريح تر اين كه، مي توان گفت هنرمندان تئاتر ما نبايد غم نان داشته باشند.
ناگفته پيداست كه اين امر هم ميسر نمي شود مگر با برنامه ريزي صحيح و اصولي و تصويب بودجه كافي و نظارت دقيق در هزينه كردن و تزريق نمودن اين بودجه در فرآيند توليد، به شكل صحيح، در راه تئاتر و براي هنرمندان تئاتر!
* تماشاگران چطور؟ اين طور به نظر مي رسد كه تئاتر ما صرف نظر از همه كاستيهاي موجود، بيشتر مشكل را در زمينه جلب مخاطب و تماشاگر دارد!
** ما در محدوده تماشاگران نيز، شكر خدا، بهترين تماشاگران را داريم. مخاطباني آگاه، آشنا به تئاتر و نجيب! به همين دليل من مي گويم بايد اميدوار باشيم كه در كنار آنها بتوانيم چنان برنامه ريزي كنيم كه تئاتر خود به خود وارد زندگي مردم شود و به جزئي از زندگي آنها تبديل شود و در كنار مهمترين امور آنها قرار بگيرد و به اصطلاح وارد سبد اقتصادي مردم بشود.
* در صحبتهاي تان به وظيفه مسؤولان و سالنهايي براي اجراي نمايشها اشاره كرده ايد. در اين رابطه با چه كاستي هايي مواجه هستيم؟
** مسأله مهم اين است كه، مسؤولان بايد يك برنامه ريزي دقيق براي سالنها و تأمين محل اجراي نمايش ها داشته باشند. تا وقتي كه هر تماشاگر منزلش را به قصد ديدن تئاتر ترك مي كند، بداند چه نوع تئاتري را در كدام سالن مي تواند ببيند و يك شب را با خانواده اش براي شركت در يك نمايش - به سالن مخصوص - بيايد. تعجب نكنيد كه از يك مراسم صحبت به ميان مي آورم! بله، من اعتقاد دارم، اجراي يك نمايش يك مراسم بزرگ است كه تماشاگر و مجريان در كنار هم به برگزاري آن مي پردازند. وقتي كه برنامه ريزي از طرف ما و مسؤولين براي سالنها درست باشد تماشاگر با اين ترافيك و شلوغي، تكليفش روشن است و كم كم تئاتر جزئي از زندگي اش مي شود.
* سالنهاي تئاتر ما كم هستند و جوابگوي اجراها و تعداد مخطبان نيستند. استاندارد، تعداد، پراكندگي و تجهيز سالنهاي ما با كاستي همراه است...
** خب، اين اشكال بزرگي است. سالنهاي نمايش بايد از همه امكانات فني - هنري و رفاهي برخوردار باشد كه هر قسم تماشاگري بتواند در آن احساس آرامش و امنيت و راحتي كند. نه اينكه هر ديواري كه گيرمان آمد چند پروژكتور بر آن نصب كنيم و مثلاً سالن بسازم. البته در حال حاضر ظاهراً شهرداري مشغول ساختن سالنهاي متعدد است كه جاي خوشحالي دارد و انشاء ا... هرچه زودتر اين ساخت و سازها به نتيجه برسد.ضمن اينكه وقتي به وضعيت سالنها در شهرستانها نگاه مي كنيم به جز چند شهر مثل مشهد و شايد شيراز و اصفهان در ساير شهرها واقعاً با فقر فضاهاي نمايشي مواجه هستيم.
* فرهنگ سازي براي تئاتر ديدن و احساس نياز به آن هم در شناخت ايجاد كردن نسبت به اين هنر جذاب كم تأثير به نظر نمي رسد. در اين زمينه ما چقدر موفق بوده ايم؟
** يكي از بزرگان مي گويد: ميزان فرهنگ يك جامعه را با گيشه هاي تئاترش ارزيابي كنيد. يعني هرچه مردم بيشتر به تئاتر روي بياورند از فرهنگ بالاتري برخوردارند.
بزرگترين كار تئاتر فرهنگ سازي است. تئاتر جز اينكه از انسان و رابطه بين انسانها با جامعه اش سخن بگويد كار ديگري ندارد.اجراي يك تئاتر و تأثيري كه مي گذارد شايد از هزاران كتاب كارسازتر باشد.
اصولاً كارهاي نمايشي به دليل همان همذات پنداري تماشاگر با شخصيتهاي نمايشي كاربرد فراوان دارند. در سطح خيلي كوچك، كارهاي نمايشي، توجه شما را به همين انيميشنهاي باب شده تلويزيوني جلب مي كنم. ببينيد اين كارهاي كوتاه چقدر تأثير گذار بوده اند! ما و مسؤولان بايد به اهميت كارهايي كه تئاتر مي تواند انجام بدهد آگاه باشيم و يكديگر را باور كنيم.
* چند سالي است كه دخالت و مشاركت نهادها و سازمانهاي غير تئاتري دولتي و غير دولتي در حوزه حمايت و توليد از تئاتر به بحث مهمي در اين حوزه تبديل شده است. نظر شما در اين رابطه چيست؟
** در مورد مشاركت نهادها و سازمانهاي غير تئاتري، من بعد از 40 سال تجربه به اين نتيجه رسيده ام كه هر سازمان و نهادي كه توانايي روشن نگاه داشتن چراغ تئاتر را دارد، بايد وارد ميدان شود.
زماني فكر مي كردم كه همه چيز در يك مركز جمع باشد و همه از يك كانال عبور كنند. ولي امروز به اين نتيجه رسيده ام كه هر نهادي در صورت دارا بودن امكانات و بودجه لازم، مي تواند فعاليت تئاتري داشته باشد. در اين صورت است كه نهادينه سازي اجتماعي تئاتر مي تواند تسريع شود. |