|
پيام يونسي پور
پرسپوليس را مقابل مس كرمان نمي توانيم تنها از زاويه يك ديدار از ليگ به تماشا بنشينيم. آن چه پيش روي ما قرار مي گيرد را بايد

با يك كالبد شكافي تاريخي جستجو كرد. پرسپوليس را مي توانيم از زاويه نگاه افشين قطبي ببينيم و البته مس كرمان چند صباحي است كه تار و پود شخصيتي خود را با امير قلعه نويي پيوند زده است.
براي يافتن حساسيت دوئل امير و افشين مي توانيم به روزهايي بازگرديم كه حضور خاوير كلمنته در فوتبال ايران منتفي شد... روزهايي كه دستهاي پشت پرده و لابيهاي داخلي براي اعمال نفوذ و به كرسي نشاندن گزينه خود در فدراسيون فوتبال آستين بالا زدند و دوئلي آشكار را پيش روي اهالي اش گذاشتند. گزينه هاي داخلي در دو نام خلاصه مي شدند: امير قلعه نويي... افشين قطبي !
سرمربيگري را به صلاحيت و مقبوليت مشروط كردند. امير قلعه نويي در تلاش بود با استفاده از نماينده هاي سازماني اش و در حقيقت با بهره گرفتن از ارتباط نزديك خود با معاون قهرماني رئيس سازمان تربيت بدني به پست سابق خود بازگردد. بندي كه امير در قراردادش با مس گنجانده بود تا باشگاه كرماني را وادار كند در صورت عقد قرارداد با تيم ملي، قراردادش با مس را يك سويه فسخ كند نشانه اي از اميدواري قلعه نويي براي حضور و بقا در تيم ملي داشت. اينكه امير با چه اعتماد به نفس كاذب و مثال زدني مي خواست پس از فاجعه جام ملتها دوباره بر كرسي سرمربيگري تكيه بزند خود جاي تأمل و تفكر داشت!
لابي امير قلعه نويي و تلاش سازمان براي تحميل وي به فدراسيون فوتبال سرانجام با تهديد جدي رئيس و نايبرئيس با استعفا همراه شد. كفاشيان امير را نه به لحاظ فني و نه از نگاه رفتاري نمي پسنديد. اما مهدي تاج در نقش نايب رئيس، هدف ديگري را از مخالفت جستجو مي كرد. ارتباط نزديك نايب رئيس كه اتفاقا دستي در آتش مطبوعات دارد و از امتياز يكي از روزنامه هاي ورزشي صبح ايران برخوردار است با مدير برنامه هاي افشين قطبي مهمترين دليل اين مخالفت بود.
تاج در حقيقت تلاش مي كرد نظر مساعد علي كفاشيان را براي عقد قرارداد با قطبي جلب كند تا هم تيم ملي را در انحصار خود درآورد و هم موافقت نظر و حمايت مشاوران مطبوعاتي اش براي ادامه حيات خود در فدراسيون فوتبال را جلب كند. حمايت بي نظير و مثال زدني گروهي از رسانه هاي ورزشي از افشين قطبي دقيقاً نشانه اي بود از تلاش براي يك تحميل. اما احتمالاً در آن آشفته بازار فوتبال كشور، فقط علي كفاشيان بود كه متوجه شد مردي كه تا چندي قبل از اين هيچ نام و نشاني در فوتبال ايران نداشت و بر سر يك تيم شكيل و آماده مثل پرسپوليس نشسته بود بي دليل و تنها براساس اهداف خواست انديشانه و غير فني مورد حمايت قرار مي گرفت. آيا تمامي تمجيدهايي كه در وصف امير و افشين نوشته مي شد محقانه بود؟
قبري را از دل تاريخ شكافتيم كه هيچ مرده اي در آن نخوابيده بود. روزها گذشت و قلعه نويي و قطبي شكست خورده جدال واسطه ها شدند. دايي مسلماً انتخاب و گزينشي اصلح بود. مي توانيم جدال اين دو مربي را از زاويه دعاوي آن روزهاي آنان ببينيم. قطبي به سادگي امير را نقد مي كرد و مدعي بود يك بار امير در جام ملتهاي آسيا مغلوب وي شده است !او خود را جزيي از كادر فني تيم ملي كره تلقي مي كرد و در نقطه مقابل قلعه نويي با وام گرفتن از همان ادبيات گفتاري خاص و البته گاهي آزار دهنده اش مدعي مي شد صاحب كارنامه اي قابل اتكا است... او از كدام كارنامه حرف مي زد؟ آيا به يك قهرماني با استقلال پس از سه سال مي باليد؟
مهمترين نكته در جدال اين دو را مي توانيم در اعاده حيثيت بدانيم. امير مي كوشد حقانيت خود را به افشين اثبات كند و از سويي ديگر افشين در تلاش است نشان دهد صاحب لياقتي بيشتر از رقيبش است. به همين انگيزه ها بايد فاكتورهاي ديگري را هم افزود. تلاش براي زنده ماندن و فرار از بحران را بايد در اين بازي جستجو كرد. آيا وسوسه انگيز نيست؟
امير باز هم پرسپوليس را متوقف مي كند يا افشين نوار او را پاره مي كند؟!
* استقلال اهواز - ابومسلم مشهد (ساعت 18)
ديدار پنجشنبه در اهواز يكي از منحصر به فردترين بازيهاي ليگ هفتم است. تقابل افكار مجيد جلالي و پرويز مظلومي دو مربي موفق نيم فصل دوم ليگ برتر بسيار ديدني خواهد بود. استقلال اهواز پس از تساوي در ديدار مقابل پگاه از ديدار روز پنجشنبه هر سه امتياز را مي خواهد، اما ابومسلم نيز كه هفته گذشته استقلال تهران را با شكست بدرقه كرد بسيار اميدوار است كه ديگر استقلال ليگ برتر را نيز شكست خورده ببيند. هر چند كه رسيدن به اين آرزو براي تيم ابومسلم چندان آسان نيست. آنها در اين ديدار كاپيتان هاشمي نسب را در اختيار ندارند.
* ملوان انزلي - پگاه گيلان (ساعت 15 /45دقيقه)
* برق شيراز - صنعت نفت آبادان (ساعت 16/30 دقيقه، ورزشگاه حافظيه شيراز)
* پاس همدان - مقاومت شهيد سپاسي شيراز (ساعت 15/45 دقيقه، ورزشگاه قدس همدان) |