تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-04-24
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 5اردیبهشت ماه 1387


گفتگو با دبير فراخوان بزرگ گردآوري عكس كتاب «شهداي جنگ تحميلي» ؛
عكس با نشر ماندگار مي شود

 

* فرحروز صداقت

انجمن عكاسان دفاع مقدس يكي از بخشهاي بنياد فرهنگي «روايت فتح» است كه پس از تشكيل، اقدام به جمع آوري عكس از



عكاسان حرفه اي جنگ و عكاسان آماتور و مردمي كرده است. شايد بتوان ادعا كرد كه اين انجمن امروز تنها مركزي است كه نزديك به يك ميليون عكس در آرشيو خود دارد و البته اين عكسها زماني ماندگار خواهند شد كه به نشر برسند.
در سال 1365، در زمان جنگ به همت ستاد تبليغات جنگ و به سرپرستي مهندس مهدي چمران، تعداد زيادي عكس جمع آوري و در 6 جلد كتاب با عنوان «جنگ تحميلي» در آلمان به چاپ رسيد. بعد از آن هيچ كتاب تصويري ديگري چاپ نشد تا اينكه بعد از 20 سال در سال 1386 به همت انجمن عكاسان و بنياد حفظ آثار، جلد هفتم اين كتاب با موضوع «زن در دفاع مقدس» چاپ و عرضه شد و در همان سال هم جايزه اول كتاب هنري دفاع مقدس را از آن خود كرد.
به بهانه فراخوان جديد انجمن عكاسان براي چاپ كتابهاي جديد، گپ و گفتي دوستانه با دبير اين فراخوان، عكاس جوان آقاي «مجتبي كوچكي» انجام داده ايم كه مي خوانيد.
* * *




* بعد از كتاب «زن در دفاع مقدس» در سال 86 كتاب ديگري هم از سلسله كتابهاي تصويري دفاع مقدس، چاپ شده است؟
** جلد هشتم كتاب كه اختصاص به خرمشهر دارد الآن زير چاپ است و براي سوم خرداد، روز آزادسازي خرمشهر آماده توزيع خواهد شد.
* و موضوع كتاب خرمشهر؟
** خرمشهر قبل از اشغال، آزادسازي خرمشهر، استقرار رزمندگان در خرمشهر و شلمچه كه همه عكسها مربوط به دوران جنگ مي شود.
* پس هنوز جلد هشتم وارد بازار نشده، فراخوان جلد نهم را داده ايد؟
** بله




* و موضوع جلد نهم؟
** اختصاص به شهداي جنگ خواهد داشت.
* تا آن جا كه به ياد دارم براي كتاب خرمشهر فراخواني داده نشد؟
** چون موضوع خرمشهر اختصاصي بود و مستقيم سراغ عكاسان حرفه اي رفتند كه عكسهاي زيادي در آرشيو خود داشتند. ضمن اين كه خود انجمن هم عكسهاي بسياري از خرمشهر در آرشيو خود داشت.
* يعني همه عكسها از عكاسان حرفه اي بود؟
** اصلاً اين كار، يك كار حرفه اي است و در ادامه همان كتابهايي است كه در زمان جنگ به چاپ رسيد.
* يعني از عكسهاي عكاسان آماتور و يا عكسهاي مردمي استفاده نشد؟
** در دوران جنگ عكاسي در بين مردم زياد رواج نداشت يعني آن طور كه امروز عكاسي در بين عامه مردم رواج دارد در آن زمان چنين چيزي نبود، بنابراين در جلد هفتم و هشتم به ندرت از اين عكسها استفاده شد.
* اما در فراخوان جديد از عموم مردم هم دعوت شده است؟




** در فراخوان جديد، بحث آن هست كه مردم هم عكسهاي آماتوري خود را ارسال كنند. به هرحال اتفاقهايي در روستاها، شهرها و حتي خانواده ها افتاده كه كاملاً از چشم عكاسان حرفه اي به دور بوده است. براي همين شرايط حضور در مسابقه را راحت اعلام كرديم و سايز عكس را 13 انتخاب كرديم تا همه بتوانند شركت كنند.
* آيا اين عكسها مي توانند در كنار عكسهاي عكاسان حرفه اي قرار گيرند؟
** عكسهايي را انتخاب خواهيم كرد كه قابل استفاده براي چاپ در كتاب باشد. عكسهاي ناب كه محتواي غني دارند و يا بي نظير هستند انتخاب و اگر لازم باشد باز توليد خواهند شد. اما هدف اين است كه همه عكسها حرفه اي و با كيفيت چاپ شوند.
* نشر و چاپ كتابها حتماً مثل همان 6 جلد اول به صورت چاپ نفيس انتخاب شده است؟
** به هرحال اين كتابها تاريخ دوران دفاع مقدس هستند و ماندگار خواهند بود و اين دقت در چاپ حتمي است. اين كتابها بايد نفيس باشند.
* تا آن جا كه من خبر دارم تعداد عكاسان حرفه اي در جنگ محدود بودند و به احتمال قوي چون اكثريت قريب به اتفاق آنها از اعضاي انجمن عكاسان هستند عكسهايشان را در اختيار انجمن قرار داده اند. پس اين فراخوان فقط مي تواند براي جمع آوري عكسهاي عكاسان آماتور باشد؟
** در اين فراخوان چون موضوعها، وسيع است و به بعد از جنگ هم مربوط مي شود مثل خاطره شهدا در خانواده ها، كاروان شهدا، تشييع شهدا، گلزار و فضاي عمومي و تفحص و... پس شامل عكاسان حرفه اي هم مي شود. امروز عكاسان بسيار جوان هم با اشتياق روي اين موضوعها كار مي كنند و برخي افراد سالهاست كه كار مي كنند. البته قابل ذكر است كه بسياري از عكسهاي عكاسان حرفه اي از زمان جنگ فرصت چاپ پيدا نكرده اند و به صورت ذخيره چه در آرشيوهاي شخصي و چه در انجمن باقي مانده اند.
* پس در اين فراخوان فرصت حضور براي عكاسان جوان و نسل سوم هم فراهم شده است؟
** ما عكاسان جواني داريم كه به نام و شناخته شده هستند و شبانه روز روي اين موضوعها كار مي كنند و مجموعه هاي نفيسي را هم فراهم كرده اند كه حتماً در كتاب آنها را با عكسهايشان ملاقات خواهيم كرد و اين فراخوان، ميدان را براي عرضه فراهم مي كند.
* چند تا از اين عكاسان جوان را نام مي بريد؟
** اميد صالحي و حسن قائدي كه روي موضوع راهيان نور و... سالهاست كه كار مي كنند. مجيد كلهر و محمد بهمني كه ماجراي عبور شهدا و مقبره شهدا را مفصل دنبال مي كنند. روي موضوع تبادل پيكر شهدا هم زياد كار شده است.
* پس اين جمع آوري با شناسايي قبلي هم صورت گرفته است؟
** بدون شناسايي پا به ميدان نگذاشته ايم، تا جايي كه يقين كنيم كه كار، كار هنري و نفيسي خواهد شد.
* اين وقفه 20 ساله بين جلد ششم و هفتم چه علتي داشت؟
** دنبال مقصر نبايد گشت! به هرحال اين كار چون هم سخت و هم هزينه بر بود و متولي هم نداشت كمتر به آن پرداختند و حال كه چندسالي است مؤسسه هاي مربوط به اين فكر افتاده اند كه از قافله عكس عقب مانده اند، به لطف خدا قضيه به همت بنياد حفظ آثار پيگيري مي شود.
* خود انجمن به تنهايي نمي توانست اين كتابها را چاپ كند؟
** چرا، مي توانست چاپ كند، اما چون متولي كار بنياد حفظ آثار است به سراغ آنها رفتيم. ما به اين اصل مهم قايل هستيم كه هركس بايد كار خود را انجام دهد. بنياد حفظ آثار به وجود آمد تا اتفاقهاي زمان جنگ و بعد از آن را در تاريخ حفظ كند. حالا عكس و يا هر ابزاري كه بتواند آن اتفاقها را در تاريخ ماندگار كند جزئي از اين مقوله است. بنياد متولي اين كار است و انجمن عكاسان هم در حوزه عكس، معتمد بنياد حفظ آثار است.
* اين حركت جديد مي تواند در حفظ اين عكسها نجات دهنده باشد؟
** عكس تا به نشر نرسد در هيچ جاي دنيا ماندگار نمي شود. فقط نشر مي تواند عكسها را مانا كند.
* چرا كتابهاي چاپ شده ناياب است و تجديد چاپ نمي شود؟
** البته آن 6 جلد كتاب فعلاً ناياب است و علاقه مندان حاضرند آنها را حتي به قيمتهاي كلان هم بخرند؛ بقيه كتابها كم و بيش موجود است و ان شاء ا... آن كتابها هم تجديد چاپ خواهند شد.
* با همان كيفيت...
** ان شاء ا... بله!
* آيا چاپ اين كتابها در آن زمان توانست متجاوز بودن عراق را ثابت كند؟
** تا آن جا كه من مي دانم يكي از انگيزه هاي مهم چاپ آن كتابها در آلمان همين هدف بود و چون خود كشور آلمان در دادن سلاحهاي شيميايي به عراق دخالت داشت، اين كتابها به عنوان اسناد تصويري مستدل توانست آثار زيادي را در تصميم گيريها داشته باشد بخصوص در بخش شيميايي حلبچه و سردشت.
* بازتابهاي خارجي چاپ اين كتابها و آن 6 جلد قبلي در جهان چگونه بوده؟
** آن 6 كتاب كه در زمان خود بازتابهاي زيادي را به همراه داشت. هنوز هم دارد و به همه كشورها هم رفت. كتابهاي بعدي از جمله كتاب «خروش لاجوردي» كه با مشاركت پايتخت فرهنگي جهان اسلام (اصفهان) انجام گرفت هم به همه كشورهاي اسلامي ارسال شد و بازتاب خوبي هم داشت.
* * *
اما با توجه به اهميت و ضرورت فراخوان بزرگ گردآوري عكس «شهداي جنگ تحميلي» بد نيست در پايان اين گفتگو نگاهي به شرايط و ضوابط اين فراخوان داشته باشيم.
موضوع اين فراخوان مضمونها و عنوانهايي چون؛
- لحظات شهادت، جمع آوري و انتقال پيكر شهدا (در مناطق عملياتي، موشك باران مناطق مسكوني و...)
- ارتباط حسي رزمندگان با شهدا
- رخدادهاي مربوط به ستاد معراج الشهداء
- تفحص پيكر مفقودان و زندگي تفحص گران و ارتباط حسي آنان با شهيدان
- تبادل پيكر شهدا با اجساد نظاميان عراقي
- حركت كاروان شهدا در شهرها
- ارتباط حسي و عاطفي خانواده ها با شهدا و توجه به باور زنده بودن آنان در خانواده
- توجه به حضور تصاوير شهدا در شهرها، خيابانها، ميدانها، بزرگراهها و ساير مكانهاي عمومي
- تشييع و خاكسپاري پيكر شهدا در شهرها و روستاهاي كشور و برگزاري مراسم و آيين هاي خاص بومي و محلي
- فضاي عمومي، معماري، غبارروبي، نوع آرايش و تزئين مقبره شهيدان و مزارهاي شهداي گمنام در تمامي نقاط كشور
و تمامي موضوعهايي كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم به اين موضوع مربوط مي شود را در بر مي گيرد.
اما در بخش مقررات اين فراخوان آمده است:
1- شركت تمامي عكاسان آماتور و حرفه اي در اين حركت فرهنگي آزاد است:
2- هر عكاس مي تواند حداكثر 30 قطعه تك عكس و 3 مجموعه عكس (هر مجموعه حداكثر 7 قطعه) ارسال نمايد. در صورت موافقت عكاس، هيأت انتخاب مجاز است در شرايط خاص تك عكسهايي از ميان مجموعه ها انتخاب كند.
3- آثار مي تواند رنگي، سياه و سفيد، آنالوگ و ديجيتال باشند.
4- شركت كننده مي تواند آثار را به صورت لوح فشرده و يا چاپ براي دبيرخانه ارسال نمايد.
5- اندازه عكسهاي ارسالي مي بايد حداقل داراي عرض 13سانتي متر و آثار ديجيتالي نيز حداقل داراي عرض 13سانتي متر با وضوح 72dpi و پسوند JPG باشند.
6- نگاتيو اثر يا اصل سند ديجيتالي (داراي قابليت چاپ براي كتاب) مي بايد در نزد عكاس باشد تا در صورت انتخاب اثر، نسخه مطلوب براي انتشار كتاب از آن تهيه نمود.
7- فايلهاي ديجيتالي به همراه يك فايل متني تايپ شده از مشخصات آثار و مطابق با ليبلهاي فراخوان بر روي لوح فشرده براي دبيرخانه ارسال گردد. در صورت نياز آثار ارسالي ديجيتالي به زيرنويس، لطفاً آن را در كنار فايل متني شناسنامه آثار تايپ نماييد.
8- عكسهاي ارسالي بايد مستند بوده و در آنها از هرگونه دستكاري و يا حك و اصلاح كه جنبه اسنادي عكس را مخدوش نمايد، پرهيز گردد.
9- برگزار كننده بابت هر فريم عكس انتخاب شده مبلغ500/000 ريال به صاحب اثر به عنوان حق التأليف پرداخت مي نمايد.
10- كليه آثار مي توانند تا پايان 20 تيرماه 1387 توليد شده باشند و هيچ گونه محدوديت زماني ندارند.
آخرين مهلت دريافت آثار 20 تيرماه و نشاني دبيرخانه خيابان سهروردي شمالي خيابان هويزه شماره 122 يا صندوق پستي 1143191551 مي باشد.
علاقه مندان براي دريافت اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره هاي 40-88530039-021 تماس حاصل نمايند.

  


يادي از سپهبد شهيد علي صياد شيرازي در گفتگو با اميرمحمد فهميده؛
نبوغ نظامي در پرتو شخصيتي انساني

 

گروه هنر- صداقت: در يك روز بهاري به پادگان ثامن الائمه(ع) رفتم. پادگان پر از بوي بهار بود.




در اتاقي نزديك به جايگاه صبحگاهي، با «امير محمد فهميده» جانشين قرارگاه عملياتي شمال شرق كشور ملاقات كرديم. اين مصاحبه در فضايي غرور آميز كه صداي رژه صبحگاهي و مارش نظامي دل هر شنونده اي را آكنده از افتخار و اطمينان مي كرد، انجام شد و امير با صحبتهايي درباره قهرمان ملي «سپهبد شهيد علي صياد شيرازي» به غرور ملي جاودانگي بخشيد.
جانشين قرارگاه عملياتي شمال شرق كشور به نقش ارزنده شهيد صياد شيرازي در ارتش اشاره مي كند و مي گويد: شهيد بزرگوار صياد شيرازي ويژگيهاي زيادي داشت كه من به سه ويژگي اشاره مي كنم. ايشان چهره اي بسيار مصمم و جدي داشت. در عين حال از يك اطمينان قلبي خاصي برخوردار بود و اين خصوصيت هاي ايشان در صحنه هاي عمليات بسيار ارزشمند بود.
امير فهميده ادامه مي دهد: شهيد از هوش، ذكاوت و نبوغ نظامي خاصي برخوردار بود. ايشان دوره هاي مختلفي را قبل و بعد از انقلاب گذرانده بود كه در هر دوره چه در دانشكده و چه در خارج از كشور هميشه نمونه و ممتاز بود. در همان زمان به عنوان استاد در مركز فرهنگي توپخانه، انجام وظيفه مي كرد. همچنين با درجه ستواني به منطقه كردستان اعزام شده بودند و همه مي دانند كه تنها افسران هوشمند براي كارهاي سخت انتخاب مي شدند. با شروع جنگ تحميلي شهيد صياد از نبوغ خود در بحث مهار غائله



كردستان استفاده كرد و با حركت بسيار ارزشمند خود كه مسؤوليت فرماندهي منطقه نظامي را داشت بعد از عزل بني صدر با شناختي كه از ايشان پيدا شد طي حكمي از طرف حضرت امام(ره) به عنوان فرمانده نيروي زميني ارتش منصوب شد.
امير به ارتباط شهيد صياد با مردم اشاره مي كند و مي گويد: ايشان قبل و بعد از انقلاب با مردم، روحانيون و اقشار مختلف ارتباط عميقي داشت و اين ارتباط پيوند ارزشمندي شد كه در ارتش موجبات خير و بركت زيادي را فراهم آورد.
امير فهميده با تأكيد به نبوغ و علاقه خاص شهيد صياد شيرازي در بعد نظامي و تخصصي مي افزايد: ايشان در دوران دفاع مقدس از طراحان بزرگ و مجري عملياتهاي ثامن الائمه(ع)، بيت المقدس و فتح المبين بود. اينها عملياتهايي بود كه به دنبال خود عملياتهاي پيروزمندانه اي را به وجود آوردند.
وي ادامه مي دهد: طراحي در مجموعه ارتش خاص يك نفر نيست. طرحها و پيشنهادهايي از طرف اعضاي ستاد و افسران تخصصي داده مي شود و در نهايت اين هوشمندي و ذكاوت فرماندهي است كه هدايت خوب ستاد را به دست گيرد، طراحي ها را اصلاح كرده و با تصميم و تدبير همه جوانب را در نظر گرفته و به اجراي آن بپردازد.
امير فهميده اضافه مي كند: مهمترين كار شهيد صياد شيرازي علاوه بر تصميم گيري نهايي و اصلاح طرح و تصويب و اجراي آن، حضور دايمي وي در صحنه هاي نبرد بود.
استفاده از راهبردهاي حضرت امام(ره) و تمامي نيروهاي مردمي از دوران جواني تا زمان شهادت از ويژگي هاي خاص شهيد بود كه از نبوغ نظامي خاص او نشأت ميگرفت.
امير فهميده به ويژگي سوم فرمانده شهيد نيروي زميني اشاره مي كند و مي گويد: از ديگر ويژگيهاي مهم سپهبد صياد شيرازي، چهره مطمئن و آرام، تدين و «ولايي» بودن وي بود. ايشان يك زمينه دروني در بحث ايمان و اعتقاد به اسلام داشت، بويژه به ولايت حضرت ولي عصر «عج» كه در شروع هر سخنراني بدون استثنا دعاي فرج امام زمان(عج) را قرائت مي كرد. شايد همين ديانت به ولايت موجب شد كه ايشان حياتش موجب اقتدار و عزت و پيروزي در صحنه هاي عمليات باشد و شهادتش به دست بدترين دشمنان انقلاب يعني منافقين كور دل!
امير فهميده اضافه مي كند: آخرين كار بزرگي كه فرمانده شهيد انجام داد جمع آوري تجارب نظامي 8 سال دفاع مقدس بود كه به عنوان تاريخ يا برگ زريني براي آيندگان به ثبت رسيد.
سرتيپ دوم ستاد محمد فهميده با تأكيد بر اينكه راه صياد شيرازي در ارتش ادامه دارد، مي افزايد: ما به مردم اطمينان مي دهيم تفكر و منش شهيد سپهبد صياد شيرازي در طول زندگي اش ثبت و ضبط شده است.
ايشان شاگرداني تربيت كرد كه راهش را ادامه مي دهند و اين حركت در نظام جمهوري اسلامي هميشه پايدار خواهد بود، زيرا ارتش ايران از درون مردم ايران است.
وي در پايان مي افزايد: همه ما جايگاه شهيد صياد شيرازي را ارج مي نهيم و ادامه دهنده راه آن شهيد خواهيم بود.
يعني حقيقتاً چهره مصمم، جدي و مطمئن ايشان، نبوغ نظامي، تدين، ايمان و اعتقاد، عشق و علاقه وي به ولايت، برخورد جدي و منطقي و در عين حال ساده زندگي كردن آن شهيد بزرگوار پيامهاي ارزشمندي است كه هيچگاه آن را از ياد نخواهيم برد.

  


يادي از «اصحاب الشهداء» در چهلمين روز پروازشان؛ رفيقان اين چه سودا بود با من؟

 

* سيدمصطفي حسيني راد




چه سبك پرواز كردند كبوترهاي عاشقي كه تازه از زيارت مشهد ياران شهيدشان بازگشته بودند. كبوترهايي كه مي خواستند آن خاك آسماني را كه نردبان عروج ياران بود، توتياي چشم هاي مشتاق خويش كنند.
چه بي تاب بودند و مشتاق پرواز. نجواهاي صميمانه با ياران شهيد، بي تابشان كرده بود. آنها هم رفتند و ما را تنها گذاشتند. تنهايمان گذاشتند با مسؤوليتهايي كه بيشتر شده است. تنهايمان گذاشتند با وجدانهاي دردمندمان !وجداني كه به ما لحظه به لحظه نهيب مي زند كه اگر آنها بودند، خيلي كارها مي توانستند بكنند. مي توانستند راويان خوبي باشند براي روايت «حديث پرواز». مي توانستند براي ما و همه دوستان جوانشان، همكلاسي هايشان، همنسلانشان، خانواده هايشان، مردم كوچه و محله شان و همه مردماني كه دچار فراموشي شده اند، قصه گوي روزهاي حماسه باشند. مي توانستند رازهايي را از سينه ياران شهيدشان بگويند كه هيچ كس غير از آنها نشنيده بود.
كبوترها رفتند و به ياران شهيدشان پيوستند. رفتند و شدند «اصحاب الشهداء» و حالا دارند از آن بالا به ما «پاييني ها» نگاه مي كنند. مي خواهند ببينند ما كه مانده ايم چه خواهيم كرد!
سبكبالان خراميدند و رفتند
مرا بيچاره ناميدند و رفتند...
اسير و زخمي و بي دست و پا من
رفيقان اين چه سودا بود با من؟
«اصحاب الشهداء» به شهدا پيوستند و امروز چهلمين روز پرواز عاشقانه آنهاست. امروز بايد به اين سؤال بزرگ پاسخ دهيم كه چرا بايد بهترين گلهاي اين سرزمين در يك سفر معنوي در حالي كه به سفير معنويت براي نسل امروز و آينده اين مرز و بوم تبديل شده اند، در آتش بي احتياطي و بي مسؤوليتي ما بسوزند و تجربه اي كه بارها و بارها در سالهاي پيش تكرار شده، دوباره كام مردم و بخصوص خانواده هاي اين عزيزان را تلخ كند؟
مي گويند «جاده»، جاده بدي است، مي گويند بي احتياطي از راننده مقابل بوده، مي گويند و مي گويند و مي گويند و باز هم همه چيز فقط توجيه مي شود و هيچ كس در اين ميانه، مسؤوليتي را بعهده نمي گيرد.
آقا اگر جاده خراب است درستش كنيد !اگر راننده مقابل، بي احتياط و خواب آلود است، اجازه تردد به او ندهيد و بسياري اگر و اگرهاي ديگر...
امروز همه مي دانند كه محور انديمشك- اهواز يكي از پرخطرترين و پرترددترين محورهاي ارتباطي كشور است كه رفت و آمد وسايط نقليه سنگين كه معمولاً هم در حال حمل سوخت هستند، اين مسير را به يك مسير «ويژه» و بسيار خطرناك تبديل كرده است. چرا نبايد بعد از اين همه سال و با توجه به رفت و آمد كاروانهاي راهيان نور كه هزاران زائر را از مسير انديمشك- اهواز، عبور مي دهند، فكري براي امنيت اين مسير بشود؟
اگر در كوتاه مدت اين امكان فراهم نيست، چرا از گزينه هاي ديگر مثل خطوط حمل و نقل ريلي استفاده نمي شود كه امنيت بيشتري دارند؟
به هر حال بعد از تكرار چندين و چند باره حوادث تلخ جاده اي در مسير جنوب كشور به نظر مي رسد وقت آن فرا رسيده است كه نهادي، وزارتخانه اي، سازماني يا مسؤولي، «مسؤوليت» اين حوادث را برعهده بگيرد و اگر كسي مسؤوليت را بعهده نگرفت، نهادهاي قانوني وارد ميدان شوند و مسؤول يا مسؤولان حادثه را معرفي كنند.
همه ما بخوبي مي دانيم كه در بسياري از كشورهاي دنيا چنين اتفاقاتي آن هم با تكرار كه نه، فقط اتفاق افتادن آن مي تواند وزير و وكيل را به استعفا، پاسخگويي و استيضاح بكشاند. چرا در كشور ما هيچ كس مسؤوليت كوتاهي در انجام وظيفه اش را نمي پذيرد؟

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com