|
* محسن اشتياقي
سابق بر اين در باغ ها، بيدهايي تشريف داشتند كه در مقابل انواع بادهاي موافق و مخالفي چون باد شمال و باد صرصر (و سرد سرد!) هم نمي لرزيدند چه برسد به بادهاي بهاري! در روزگار نانوتكنولوژي (و در اينجا ننو تكنولوژي!)، همه چيزها فانتزي شده اند. حساسيت هاي فصلي و موضعي، خصوصا حساسيت به فصل بهار نيز به وفور مشاهده مي شود. حتي تيرآهن هاي سابقا زمخت نيز به محض اينكه تن لخت شان در معرض وزش باد بهاري قرار مي گيرد، از ترس زنگ زدن خودشان را هفت لا پوشانده و از ديده خريداران مشتاق، پنهان مي كنند. گويا نشنيده اند كه:
بيت:
گفت پيغمبر به اصحاب كبار
تن مپوشانيد از باد بهار!
به اين ترتيب اقلام بي مصرفي نظير تيرآهن كه علي رغم استحكام ذاتي، جايگاه محكمي در سبد مصرفي حمايتي خانوار ندارد، با وزيدن اولين باد بهاري و مشاهده رويش گل و نسرين به باغ، سرخود و بدون هماهنگي با مقامات ذي ربط و بي ربط، به حالت ويبره رفته و از خود بيخود مي شود. اين بي خودي در ادامه منجر به نوعي خود كم بزرگ بيني افراطي گرديده و باعث مي شود نام برده، قدر و قيمت خويش را فراموش و براي خود جايگاهي در عرش اعلا تصور نمايد!
بيت اصلاح شده:
بود "قد"(/قدر) تو همچون تيرآهن
تو "قدر" خود نمي داني چه حاصل؟!
از آنجا كه در ساخت پل هاي روگذر عابر پياده مقادير معتنابهي آهن آلات و ساير اقلام ساختماني حساس به فصل بهار(!) به كار مي رود، واضح است كه با آغاز بهار هزينه ي ساخت اين پل هاي مرتفع، سر به فلك مي زند.
به همين دليل محكم و محكمه پسند، وزير محترم راه و ترابري جناب آقاي مهندس رحمتي، در مصاحبه با ايسنا اعلام كردند: " به دليل هزينه هاي سرسام آور نبايد انتظار داشته باشيم تا در آزادراه هاي كشور در مقابل هر روستا، پل زيرگذر يا روگذر عابر پياده احداث كنيم."
بديهي است كه براي ساخت گذرگاه هايي از اين دست، دولت محترم بايستي نسبت به خريد و تصرف زمين مورد نياز اقدام نمايد كه در اين وانفساي بي جايي و گراني زمين (فارغ از هزينه هاي ديگر)، جدا چنين انتظاراتي بيجا هستند!!
آن دسته از خلق ا... كه به غلط گمان مي كنند ارزش جان انسان ها از هزينه هاي مترتب بر ساخت پل هاي عابر پياده آن هم در مقابل روستاها و ده كوره ها، بيشتر است، لابد قيمت دست شان نيست!
مصراع كاربردي:
قدر زر زرگر شناسد، قدر پل را "رحمتي"!
اينجانب ضمن حمايت اصولي از اين گفته نغز و پرمغز، از زحمات شبانه روزي اعضاي دولت خدمتگزار، علي الخصوص ايشان و ساير دست اندركاران ذي ربط در ريشه كني چاله هاي (سابقا) موجود در جاده ها و گذرگاه هاي كشور، قدرداني مي نمايم.
در همين راستا و ساير راستاها(!) پيشنهادهاي سه گانه زير نيز به ايشان تقديم مي گردد:
1-هزينه احداث، نصب و راه اندازي يك گذرگاه عابر پياده در يك آزاد راه ، دست كمي از ساخت يك بيمارستان مجهز ندارد! لذا توصيه مي شود بجاي ساخت گذرگاه، در كنار هر روستاي نزديك به آزاد راه، بيمارستاني احداث گردد كه ورود به آن براي عموم از جان گذشتگان و از جاده گذشتگان، "آزاد باشد. به اين طريق هم شاخص ها و استانداردهاي بهداشتي و سلامتي جامعه افزايش مي يابد و هم خيل كثيري از دانش آموختگان بيكار، سركار گذاشته مي شوند.
2-از آنجايي كه رانندگان فهيم، هنگام نزديك شدن و عبور از باجه هاي اخذ عوارض ، غالبا سرعت خود را كم كرده و بعضا براي استراحتي مختصر در آنجا توقف مي كنند، لذا ساخت عوارضي هاي مجهز در آزادراه ها (و علي القاعده در نزديكي هر روستا) بايد در دستور كار وزارت هاي مرتبط قرار گيرد ! به اين ترتيب، علاوه بر كاهش آسيب هاي ناشي از تصادفات و حوادث ناگوار جاده اي، آزادراه هاي كشور نيز به خودكفايي كامل رسيده و به معناي واقعي، "آزاد"ي در آنها نهادينه مي شود.
3- براي كاهش هزينه هاي انجام پيشنهادهاي فوق، توصيه مي گردد ساكنين دهات پراكنده، كاسه كوزه خود را جمع كنند و در محل هاي نزديك به عوارضي ها و بيمارستان هاي فوق الاشاره، پهن نمايند! از قديم گفته اند: "يك ده آزاد(!) بهتر از صد شهر خراب". اين چنين، ضمن ريشه كن كردن فقر ناشي از كمبود امكانات، كلان ده هاي جديدي ايجاد مي شوند كه در نوع خود در دنيا بي نظير خواهد بود. همچنين در هزينه هاي ديگر از قبيل حمل و نقل، ارتباطات و ... نيز به نحو احسن صرفه جويي مي شود! (احسنت!) |