|
* وحيد عماد
زندگي براي آقا و خانم «استگمان» زيبا و دلپذير شده بود، آنان صاحب فرزند پسري شده بودند كه نام «اريش» را برايش برگزيده بودند.

اريش تا دو سالگي پسري سالم و پر جنب و جوش بود، اما حادثه اي تلخ روند زندگي او را به گونه اي ديگر رقم زد.
ابتلا به فلج اطفال در دو سالگي، توانايي هر دو دست و بازوي او را از بين برد.
اين حادثه تلخ اگر چه نقشي تأثيرگذار در زندگي «اريش استگمان» داشت، اما از نيروي اراده او و والدينش چيزي كم نكرد.
استعداد هنري او به سرعت كشف و از طرف معلمان وي بشدت پشتيباني شد. استگمان توانست تنها با استفاده از دهان، با انواع قلم موها كار كرده و سبكهاي مختلف هنري را تجربه و در آنها مهارت يابد.
او در مدرسه آموزش عالي صنعت كتاب و گرافيك نورمبرگ تحصيل كرد و نقاشي را نزد هنرمنداني چون «اروين فون كورموندي» و «هانس گرستاكر» آموخت و توانست مخارج زندگي خود را با فروش آثار خود در بازارها تأمين كند. چند سال بعد استگمان توانست بنگاه انتشارات خود را به نام «دنوش» تأسيس كند.
او پس از آن، گروهي به نام «مجمع هنرمندان نقاشي با دهان و پا» را به عنوان نوعي انجمن هنري تأسيس كرد. اين گروه از هنرمنداني تشكيل شده بود كه از 8 كشور اروپايي دور هم جمع شده بودند. هدف ابتدايي آنان اين بود كه از طريق تلاشهاي هنرمندانه خود بتوانند زندگي خود را تأمين نمايند و در سايه آن به يك امنيت شغلي دست يابند. از آنجا بود كه انجمن جهاني

هنرمندان نقاشي با دهان و پا شكل گرفت و استگمان به عنوان رئيس مادام العمر آن انتخاب شد.
انجمن جهاني هنرمندان نقاشي با دهان و پا در ليختن اشتاين تأسيس شد اين مؤسسه در واقع مجموعه اي تجاري تركيب شده از چندين مؤسسه انتشاراتي بود كه در آن هنرمنداني استخدام مي شدند كه به دليل بيماري، حادثه يا ناتوانيهاي ژنتيكي قادر به استفاده از دستان خود نبوده يا اصولاً از ناحيه دست معلول بودند و براي خلق آثار هنري خود از دهان يا پا استفاده مي كردند.
از جمله اعضاي مهم و مشهور اين انجمن مي توان به «آليسون لپر»، هنرمند بريتانيايي كه بدون بازو و با پاهايي بسيار كوتاه متولد شد، اشاره كرد . او علاوه بر كار عكاسي و نقاشي با دهان، موضوع آثار هنرمندان ديگر نيز شده است. «سيمونا آتزوري» متولد 1974 در ميلان نيز يكي ديگر از هنرمندان اين مجموعه است. او بدون بازو متولد شد و علاوه بر اينكه با استفاده از پا امور روزمره خود را انجام مي دهد، به نقاشي نيز مي پردازد.
محصول اصلي اين مؤسسه، كارتهاي كريسمس است كه توسط هنرمندان عضو انجمن نقاشي شده است. اين كارتها همه ساله در ماههاي نزديك به كريسمس از طريق پست مستقيم براي مشتريان به 46 كشور در سراسر جهان فرستاده مي شود. محصولات ديگر آنها شامل كارت پستال، تابلوهاي نقاشي و تقويم است. كمپاني مادر در شهر ليختن اشتاين، حقوق نشر هر اثر را خريداري كرده و نسخه هاي تكثير شده آن را در سراسر جهان پخش مي كند. نسخه اصل اين آثار نيز در نمايشگاههايي كه در كشورهاي مختلف برپا مي شوند، به فروش مي رسد.

مؤسسه ياد شده، نماينده بيش از 700 هنرمند نقاشي با دهان و پا در 74 كشور جهان است. اين هنرمندان علاوه بر دريافت كمك هزينه از اين مؤسسه، در صورت پذيرفته شدن به عنوان عضو ثابت، به ازاي مهارتهاي هنري خود از حقوقي معين برخوردار خواهند شد. آثار اين هنرمندان را مي توان در اداره مركزي سازمان ملل در ژنو و در اتحاديه اروپا واقع در استراسبورگ مشاهده كرد.
شايد بتوان خانم «آليسون لپر» را شناخته شده ترين هنرمند بريتانيايي عضو اين انجمن دانست كه نقاشي هاي او از شهرتي جهاني برخوردار شده است.
شهرت او وقتي به اوج خود رسيد كه «مارك كويين» پيكر تراش مشهور، مجسمه او را در ميدان ترافلگار قرار داد!
او كه بدون بازو و با پاهايي بسيار كوتاه متولد شده است، اولين رقابت هنري خود را در 15 سالگي آغاز نمود كه با پيروزي آن رابه پايان برد.
پس از آنكه مطبوعات محلي به اثر او توجه خاصي نمودند آليسون توانست كه در كلاسهاي مقدماتي انجمن هنرمندان نقاشي با دهان و پا شركت نمايد.
پس از اينكه آليسون توانست كلاسهاي آموزشي را با درجات عالي پشت سر بگذارد از سوي انجمن به عنوان يك عضو رسمي شناخته شد.اين عضويت سبب شد كه او از كمك هزينه تحصيلي خوبي برخوردار شود و در 28 سالگي به استخدام شركت نيز در آيد.
او خود در اين زمينه مي گويد: هنگامي كه شما در دوران نوجواني حتي نمي دانيد كه در آينده چكاره خواهيد شد من به عنوان يك دانش آموز خيلي سرم شلوغ بود!
در 19 سالگي او موفق شد گواهينامه رانندگي خود را بگيرد و در لندن صاحب يك آپارتمان شود و از دانشگاه «برايتون» در رشته هنر با درجه عالي دانش آموخته شود!
او قدردان كمكهاي مالي انجمن است، كمكهايي كه سبب شد او بخوبي بتواند فرزند 7 ساله اش را بزرگ نمايد و در كنار آن به عكاسي هم بپردازد!
او زندگينامه خودش را در كتاب «زندگي در دستهاي من» به چاپ رسانيده است. اين كتاب با استقبال بسيار خوبي روبرو شد و به زبانهاي آلماني، ايتاليايي و ژاپني نيز ترجمه شده است. امروزه او به عنوان يكي از استادان نقاشي انجمن ترجيح مي دهد كه به شاگردانش هنر طراحي و نقاشي زندگي را بياموزد. به اعتقاد او خلق يك اثر هنري تازه انسان را به يك مبارزه جديد دعوت مي نمايد. |