|
* زهره كهندل
«تغيير باورها و اعتقادات شايد به زبان آسان باشد، اما زماني كه در شرايط آن قرار بگيري، تحمل و صبر فوق العاده اي مي خواهد كه

تنها خداوند آن را به تو عطا خواهد كرد. ساده ترين شكل آن شايد سر ميز غذا باشد. بايد با سبابه انگشت دست راست، به نام پدر روي پيشاني، پسر روي سينه و روح القدس دو طرف بازو، تصوير صليب را بكشي!...» اين جملات بخشي از گفته هاي مردي است كه فقط 18 سال از تولد جديدش مي گذرد و 23 سال هميشه سر ميز غذا چنين مي كرده است.
دكتر علي الشيخ نويسنده عراقي كتاب «تولدي نو» با موضوع سير تشرف وي از مسيحيت به مذهب تشيع، گفته ها و ناگفته هاي زيادي از اين «تولد» دارد.
دكتر الشيخ در حال حاضر با دكتر عصام العماد و محمد تيجاني (تشرف يافتگان از وهابيت به تشيع) در قم مشغول پژوهش و تبليغ هستند.
با وي در رواق دارالهدايه حرم مطهر رضوي درباره سير تشرف او از مسيحيت به اسلام گفتگو كرده ايم كه در ادامه مي آيد:
* آقاي الشيخ! شما در يك خانواده متدين مسيحي متولد شديد و در كشوري مسلمان زندگي مي كرديد. اما در 24 سالگي مسلمان مي شويد. چطور اين اتفاق افتاد؟
** خداوند دوستان بسيار خوبي در ايران به من داد و آشنايي من با آنان برايم يك اتفاق مبارك بود.
* در مورد سير تشرف خودتان بيشتر توضيح مي دهيد؟
** من در خانواده اي به دنيا آمدم كه برادرم كشيش و پدرم شماس بوده است. آنها به دليل تعصب و تديني كه به مسيحيت داشتند، از اسلام متنفر بودند. اسلام در نظر ما با گفته هاي آنان، دين خشونت بود.
كشيش ها به ما مي گفتند قرآن كتاب آسماني نيست و به مريم مقدس در آن توهين شده است!با وجود اينكه من در جامعه اي اسلامي و با دوستان مسلمان زندگي مي كردم، حتي يك روز هم قرآن نخواندم، زيرا ذهنيت من اين بود كه شنيدن آيات آن كفر است. تصميم گرفتم به اروپا بروم، اما از راه تركيه اين امكان فراهم نشد؛ خواستم از راه ايران به اروپا بروم كه بالاخره در آن ماندگار شدم.
* چه چيزي باعث ماندگاري شما شد. اگر شما به اسلام تشرف يافته بوديد، عراق هم يك كشور مسلمان بود؟!
** من در ايران با دوستان شيعه عراقي آشنا شدم. بحثها و گفتگوهاي بسياري ميان ما رد و بدل شد. به من ياد داده بودند اسلام دين دروغين است. اين را كشيش ها به ما مي گفتند: عيسي در انجيل آورده كه هر پيامبري بيايد، دروغين است. خيلي وقتها مباحث بالا مي گرفت و بسياري از شبهات من از مسيحيت روشن مي شد. آنها عقايد دين من را زير سؤال مي بردند و بعضي وقتها پاسخ منطقي نداشتم. من هم مي گفتم كه شما در قرآن به مريم(س) توهين مي كنيد. آنان سوره مريم در قرآن را برايم قرائت كردند. باور نمي كردم حضرت مريم اين قدر پاك و منزه در قرآن توصيف شود. اين خلاف حرفهاي كشيش ها بود. دوستانم برايم كتاب مي آوردند و من را با دين اسلام آشنا مي كردند. كم كم احساس كردم نفرتم از اسلام دارد به محبت تبديل مي شود. قانع شده بودم كه اسلام دين حق است.
* به همين راحتي كه مي گوييد مسلمان شديد؟!
** نه، به همين راحتي نبود. من با جنگ رواني شديدي روبه رو بودم. شيطان هميشه به فكرم نفوذ مي كرد و مي گفت يك جوان 23 ساله چطور حق را از باطل تشخيص مي دهد، اما هزاران كشيش اين قدرت را ندارند! بعد از جنگ رواني با خودم، خانواده چه برخوردي خواهد داشت. سه روز و سه شب كامل خواب و خوراك نداشتم. يك جنگ رواني به معناي واقعي. به خداوند گفتم تو كه اين محبت را در دل من قرار دادي، در ادامه راه نيز مرا ياري كن. نيرويي درون من قوت گرفت. غسل كردم و نماز خواندم و مسلمان شدم. اما اين جا هنوز هم خط پايان نبود. به من گفتند مي خواهي سني شوي يا شيعه؛ اين اولين باري بود كه نام اين دو مذهب را در اسلام مي شنيدم بعد از تحقيق هم شيعه را انتخاب كردم.
* چرا شيعه شديد؟
** فكر مي كنم لطف خداوند بود كه در ايران مسلمان شوم. البته، بدون تحقيق هم نبود. من كاتوليك بودم. ما معتقد بوديم كه هر پيغمبري جانشين دارد، حتي حضرت عيسي كه در اعتقادات مسيحيت، خدا و فرزند خداست، او هم جانشين دارد، پطروس يا همان شمعون. در ميان شيعيان، حضرت علي(ع) جانشين پيامبر است و از آن به بعد اسم جديدم را «علي» گذاشتم.
* چرا اسم علي را انتخاب كرديد؟
** علي(ع) پرچمدار عدالت است و جانشين پيامبر(ص). من كتابهاي زيادي در توصيف ايشان خواندم. اسم پدر من همنام جانشين حضرت عيسي بود و من هم نام جانشين پيامبر اسلام(ص) را براي خودم انتخاب كردم.
* آقاي الشيخ! شما به تبليغات منفي كشيش هاي مسيحي بر ضد اسلام و مسلمانان اشاره اي داشتيد. دليل اين خصومت و دشمني اعتقادي چيست؟
** اين مورد مي تواند ريشه تاريخي و اعتقادي داشته باشد. به لحاظ تاريخي مسيحيان عراق نسل به جا مانده قديمي از جنگهاي گذشته هستند و به دليل اقليت بودن، هميشه سعي مي كنند خودشان را از اكثريت جامعه جدا كنند تا تحت تأثير آنان قرار نگيرند. كشيش ها و علماي مسيحي براي صيانت از اين اقليت با دروغ پردازي، مسيحيان را از اسلام متنفر مي كردند. در قرآن هم آمده است كه به لحاظ برخوردها و وفاق اجتماعي مسيحيان و مسلمانان روابط خوبي دارند، اما به لحاظ اعتقادي يهوديان به مسلمانان نزديك ترند.
آنان خداوند را قبول دارند، شريعت دارند، تثليث را قبول ندارند و خداوند بودن عيسي را نمي پذيرند.
* اما امروز شاهد گرايش مسيحيان به دين اسلام هستيم. با توجه به اختلافهاي تاريخي و اعتقادي ميان مسلمانان و مسيحيان، دليل اين افزايش آمار مستبصرين با توجه به هشدارهاي مجامع مسيحي چيست؟
** يكي از مهمترين دلايل آن، پيروزي انقلاب اسلامي بود كه جريان بيداري را در جهان راه انداخت.
انقلاب اسلامي بر كشورهاي دنيا تأثير زيادي داشته است. اين را مي توان از رشد آمار گرايش به اسلام پس از پيروزي انقلاب دريافت. نكته مهم ديگر، فضاي باز مذاكره و مناظره در دنياست كه شرايطي را براي انتخاب آگاهانه فراهم كرده است. پاي ميز مذاكره و مناظره حق بودن اسلام جلوه گر مي شود. جو تبليغات منفي عليه اسلام در جهان به دليل هراس از اين نفوذ معنوي و منطقي دين اسلام در دلهاست.
پدرم مي گفت اسلام ديني است كه با شمشير و زور به مردم تحميل مي شود، اما وقتي از سير ترويج اين دين آگاهي يافتم، تمام اين دروغها برايم روشن شد.
* آقاي الشيخ! فرق ميان مسلماني كه مسيحي مي شود با فرد مسيحي كه مسلمان مي شود چيست؟
** كساني كه مسيحي هستند به اسلام گرايش پيدا مي كنند، افرادي دانشمند، محقق، كشيش و تحصيلكرده و متفكرند؛ در حالي كه بر عكس اين موضوع، افرادي كه از اسلام به مسيحيت روي مي آورند، در زندگي خود شكست خورده اند يا تحصيلات بالايي ندارند و تحت تأثير شرايط زماني و زودگذر قرار گرفته اند. از سوي ديگر، تعداد تشرف يافتگان از مسيحيت به اسلام چند برابر آماري است كه از اسلام به مسيحيت گرايش مي يابند.
* به نظر شما، امروز فضاي باز مذاكرات منطقي و عقلاني و گفتگوي اديان فراهم است؟
** استكبار جهاني چنين فضايي را فراهم نمي كند و اجازه آن را هم نمي دهد آنها از مذاكره منطقي مي ترسند، چون مي دانند كه اسلام دين حق است و حرفهاي عقلاني براي پاسخ دارد، اما مسيحيت تحريف شده است. مسيحيت واقعي در قرآن كريم در سوره مريم وجود دارد نه اناجيل آنان. قدرتهاي مسيحي با توهين، دعوا و هياهو به هيچ جا نمي رسند، زيرا مردم آگاه شده اند و به دنبال حرف حق هستند نه باطلهايي كه ظاهر حقيقت و درستي به خود مي گيرند. دنياي امروز، حرف منطقي و عقلاني را مي طلبد، اما برخي به دنبال برهم زدن فضاي گفتگوي بين اديان هستند.
توهين به پيامبر و ساخت فيلمهاي موهون، نشان از ترس مجامع غربي و مسيحي دارد و اين تبليغات منفي، پل گفتگوي منطقي را قطع مي كند. آنها تورات و انجيل را تحريف كرده اند و جايي براي حرف حق نگذاشته اند. يك ضرب المثل عربي مي گويد: كسي كه خانه اش از جنس شيشه است، به خانه ديگران سنگ پرتاب نكند، شايد روزي ديگران به خانه او سنگ بزنند. امروز هم آنان كه خانه هاي شيشه اي دارند و با هر تكاني، فرو مي ريزند، هياهو و توهين و سنگ اندازي به دين اسلام نكنند، حتماً روزي فرا مي رسد كه مسلمانان پاي ميز مذاكره خانه شيشه اي آنان را بشكنند. ما با آنان مشكلي نداريم، ما به دنبال انتشار دين حق هستيم و گفتگوي منطقي را مي پذيريم؛ ولي اگر قرار باشد توهين كنند و تبليغات منفي بر ضد اسلام راه بيندازند، مطمئن باشند مسلمانان ساكت نمي نشينند.
* البته دنياي امروز هم توهين را نمي پذيرد؟
** كاملاً همين طور است. و اين شيوه را نمي پذيرد مردم آگاه شده اند و بازيهاي سياسي را مي فهمند. اسلام به دنبال گفتگوي منطقي و عقلاني است و حرفهاي بسياري براي اثبات حقانيت خود دارد. |