تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-04-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 10اردیبهشت ماه 1387

[ هنری ]
 * پيشنهادي براي مقابله هنري با شيطنتهاي سياسي به بهانه روز ملي خليج فارس؛
موضوع : خليج فارس
 * نگاهي به نمايشگاه عكاسي «چشم درون»از زاويه ديد حسن سربخشيان؛
پنجره هاييكه دقيقه نود باز شدند...
 * استاد فرشچيان با تصوير ولايت به بنياد بين المللي غدير رفت
 * مجيد مجيدي:«كشمير» را ارديبهشت 88  در «ايران صغير» كليد مي زنم
 * فروش جهاني فيلم ها؛ «سارا مارشال» پرفروشترين فيلم دنيا شد
 * و در اين نزديكي
 * دومين دوسالانه بين المللي شعر صلح برگزار مي شود
 * چهارمين سالمرگ «گل آقا» بر سر مزارش برگزار مي شود

پيشنهادي براي مقابله هنري با شيطنتهاي سياسي به بهانه روز ملي خليج فارس؛
موضوع : خليج فارس

 

* وحيد ضرابي نسب

تاكنون چند بار شنيده ايد كه: «هيچ زباني مثل زبان هنر برنده و تأثيرگذار نيست و امروزه بايد فقط با ابزار هنر حرف زد.» چند بار در



سخنراني ها، اظهارنظرها و همايشها گفته اند (آن هم با تأكيد فراوان) كه هنر ديگر فقط «هنر» نيست كه به خاطر نوآوري و يا انتزاعي بودن، ايجاد مفاهيم يا انگيزش تفكر و يا حتي سرگرمي و تفريح دنبالش باشيم، بلكه امروز «هنر» سياست ، اقتصاد و فرهنگ است. البته كه در اين شرايط اگر كسي هنرمندتر باشد، مطمئناً راحت تر مي تواند حرفش را به كرسي بشناند و اتفاقاً همه هم باور كنند.
اين جملات شيرين را شايد خودمان و خودتان هم بارها و بارها گفته ايم و گفته ايد، اما تنها در حد حرف و جمله يا حداكثر يك مقاله و گزارش باقي مانده و هيچ گاه عينيت نيافته است. در جهان معاصر كه هنر به ويژه سينما، تلويزيون و موسيقي تك تك افراد را مسحور و مقهور خود كرده و از طريق فريم، ملودي و امواج اينترنت، ماهواره و راديو و تلويزيون، سياستهاي منطقه اي و بين المللي چيده مي شود و صاحبان هنر در جهت تمايلات و سليقه اي خود، فرهنگ و انديشه مردمان دنيا را تغيير مي دهند، آنها كه اين ابزار را ندارند يا نمي دانند چگونه از آن استفاده كنند، محكوم به پذيرش آنچه بقيه برايشان تصميم مي گيرند، هستند.
اين مقدمه شايد طولاني را گفتم تا برسم به بحث فعلي كه جامعه ما را در بر گرفته است. قصه نسبت دادن نامهاي غيرواقعي به «خليج هميشه فارس» خيلي جديد نيست و چند صباحي است كه خيلي ها قصد دارند نام اين خليج استراتژيك را به نفع خود مصادره كنند و علاوه بر اين، قدمت، تاريخ و هويت يك ملت را بشكنند. البته ما ايراني ها هم كه انصافاً حداقل در اين موارد (كه نام و اعتبار ايران به خطر مي افتد) با هم متحد مي شويم، به اندازه كافي و از هر طريقي اعتراضات، نظرات و شواهد خود را در باب اين موضوع اعلام كرده ايم جز از طريق هنر!
واقعاً نبايد پرسيد كه چرا ما هيچ توليد فاخر سينمايي در بحث خليج فارس نداريم؟ آيا نمي شد همان نوآوري پسنديده اي كه در باب «فرش» انجام دادند (ساخت 15 فيلم كوتاه توسط بزرگان سينماي ايران) براي اين «خليج هميشه فارس» كه ضرورتش خيلي بيشتر است، انجام داد؟
چرا تلويزيوني ها كه در هر بحثي سريال مي سازند و روي پروژه هاي عظيم، سرمايه گذاريهاي آن چناني مي كنند حاضر نيستند در موضوع «خليج فارس محبوب» نيز لااقل يك پروژه با بودجه خوب بسازند؟ ميان اين همه توليدات رنگارنگ سينمايي و تلويزيوني، آيا جاي فيلم، سريال يا حتي مجموعه اي تأثيرگذار در اين مورد خالي نيست؟
در عرصه موسيقي هم جز يك تقليد ناجور از ترانه هاي لوس آنجلسي و يكي دو كار نازل هيچ توليد ارزشمند براي خليج فارس ساخته شده و البته در ساير هنرها هم...
به نظر مي رسد وقت آن رسيده كه به جاي دادن بيانيه و اعتراض و سخنراني و حرف و چيزهايي كه ممكن است حتي از مرزهاي ما خارج نشود، با توليدات سينمايي، تلويزيوني، موسيقي يا اين دست ابزارهاي تأثيرگذار حقانيت ايران و خليج فارس را به دنيا ثابت كنيم. همين جا از دوستان خانه سينما و وزارت ارشاد يا هر نهاد متولي ديگري مي خواهيم پروژه اي نظير «فرش ايراني» را براي «خليج فارس» كليد بزنند تا با زبان تصوير به جهانيان ثابت كنيم اين خليج از ابتدا «فارس» بوده و تا انتها «فارس» مي ماند. همين جا از دوستان تلويزيون و مسؤولان صدا و سيما مي خواهيم تا در كنار اين همه پروژه هاي عظيم تاريخي هزينه بر، مجموعه اي درخور شأن هويت و فرهنگ و تاريخ ايران با محوريت خليج فارس توليد كنند.از مديران عرصه موسيقي، نقاشي، تئاتر، هنرهاي تجسمي و همه هنرمندان هم مي خواهيم با زبان تأثيرگذار و ماندگار هنر، شيطنت آنها كه دشمن مليت و هويت بزرگ ايراني ها هستند را نقش برآب كنند.
اين قضيه جدي است و فقط زبان هنر مي تواند حقانيت ما را ثابت كند، اگر خودمان هم بخواهيم...

  


نگاهي به نمايشگاه عكاسي «چشم درون»از زاويه ديد حسن سربخشيان؛
پنجره هاييكه دقيقه نود باز شدند...

 

نمايشگاه «چشم درون» كمي عقب تر از عكاسي امروز است؛ عكاسي ما هر روز يك قدم به جلو حركت و پنجره هايي را باز مي كند.



حالا اگر اين اجازه و اعتماد را به عكاسهاي خودمان ندهيم كه خودشان را ابراز كنند، به عكاسي ظلم كرده ايم.
اين نمايشگاه برآيندي از عكاسي ايران نيست، تا حدي ضعيف است و عكاسي ايران هم با از قلم افتادن اسمهايي معرفي شده است.
يكي از ضعفهاي اين نمايشگاه اين است كه بروشوري براي مراجعه كنندگان به آن وجود ندارد و يكي از قابليتهايي كه اين نمايشگاه دارد اين است كه مي تواند كتاب شود و اگر اجرا شود، كار ارزشمندي خواهد بود.اين نمايشگاه با وجود تمام فوايدي كه داشت، جزو برنامه هاي دقيقه نود بود.
اينها بخشي از گفته هاي حسن سربخشيان - هنرمند عكاس و دبير نخستين جايزه عكس خبري سوره-درباره نمايشگاه «چشم درون» است كه اين روزها گالريهاي موزه هنرهاي معاصر تهران را دربر گرفته است.
او در گفتگو با «ايسنا»، عنوان كرد: تلفيق ديد يك خارجي كه ايران شناس هم هست، نبايد نمايشگاهي را به سمتي ديگر سوق دهد، زيرا وزن 210 عكاس خيلي بيشتر از يك نفر است و اين كه ما يك نفر را در يك طرف و 210 نفر را در سوي ديگر بگذاريم، درست نيست.وي اضافه كرد: «ريكاردو زيپولي» عكاس خوبي است و كارهاي خوبي هم داشت، اما پنجره هاي او چيزي براي ما نداشت و فقط دو فريم عكس او تكرار شده بود؛ «ونيز» خيلي زيباتر از اينهاست.
سربخشيان اذعان كرد: بايد ديد برگزاري اين نمايشگاه ها چه نتيجه اي براي ما خواهد داشت و بعد به اجراي كارهاي هنرمندان خارجي مانند زيپولي فكر كنيم، زيرا اين نمايشگاه به جاي اينكه براي ما چيزي در پي داشته باشد، بيشتر به نفع ريكاردو زيپولي بود. وي ادامه داد: اختصاص گالري اصلي موزه هنرهاي معاصر تهران به عكسهاي ريكاردو زيپولي درست نبود؛ هرچند عكسهاي ديگر او كارهايي قرص و محكم با تركيب بندي قوي و رنگ شناسي درستي هستند، اما دست كم من نتوانستم با عكسهاي پنجره او ارتباط برقرار كنم.




سربخشيان افزود: اگر زيپولي بخواهد اين پنجره ها را در كشورهاي ديگر به نمايش بگذارد، بايد اشعار بيدل دهلوي را كه با عكسهايش همراه كرده بود، به زبان آن كشور تغيير دهد و در اين صورت بايد بگويم من كه متعلق به اين كشورم و با ادبيات آن آشنا هستم، از آن اشعار و پنجره ها چيزي نفهميدم و ارتباط با آنها بسيار سخت بود؛ چه برسد به فردي با زبان و گويشي ديگر.
او با تاكيد بر اينكه چيدمان جديد نمايشگاه خيلي عالي است و از آغاز افتتاح بايد به همين گونه مي بود، گفت: اگر چيدمان نمايشگاه از ابتدا به همين صورت بود، كار بسيار خوبي از آب در مي آمد و جريان آن هم روشن تر بود. شايد اگر جايي مانند تالارهاي مياني موزه را به پنجره هاي ونيز زيپولي اختصاص مي دادند، به صورتي كه تكراري در آنها وجود نداشت و نيمي از كارهاي او ارايه مي شد، خيلي بهتر بود.
سربخشيان باور دارد: «چشم درون» برآيند عكاسي معاصر نيست و اگر هم ضعفي باشد ازسوي عكاسي است نه مركز برگزاركننده؛ اميدوارم استمرار اين حركت بتواند به تثبيت جايگاه واقعي عكاسي ما كمك كند.
او گفت: براي يك نمايشگاه اين چنيني بايد همه چيز از قبل مشخص باشد و زودتر اعلام شود تا مانند موجي نباشد كه متوجه نباشيم چه موقعي آمد، اجرا و تمام شد؛ بلكه مي تواند سر فرصت مانند دوسالانه اي كه قرار است برگزار شود و براي آن شوراي سياستگذاري و داوران مشخص شده اند، انجام شود.وي عنوان كرد: نگراني من از اين است كه نكند اين نمايشگاه به خاطر اين باشد كه برنامه را پر كند، كه اگر اين گونه باشد بي انصافي است، زيرا كارهاي ارزشمندي در اين نمايشگاه وجود دارد.
او اين نمايشگاه را تصوير سال ديگري خواند و گفت: بايد سختگيري بيشتري انجام مي شد تا كارها با دقت بيشتري روي ديوار بروند. اينكه از همه انواع عكس در يك نمايشگاه باشد، جالب نيست. اشاره سربخشيان به عكسهاي فيلم بود.
به تعبير عكاس AP در ايران، در نمايشگاه «چشم درون» آن قدر تنوع زياد است كه باعث درهم ريختگي شده است. اگر عكاسان قبل از اجراي اين نمايشگاه خبر داشتند، شايد مي توانستند انتخاب بهتري در آثارشان داشته باشند.
اين عكاس خبري و مستند اجتماعي عنوان كرد: «چشم درون» در مجموع حركت مثبتي است كه شايد فقط از توان افرادي چون سيف ا... صمديان برآيد، زيرا اگر كسي بتواند نمايشگاهي با اين سازماندهي گسترده و استحكام برپا كند، نمايشگاه مثبتي را اجرا كرده است.
به گمان وي، بهترين بخش نمايشگاه و عالي ترين قسمت آن بخش عكاسان ناشناس بود و با اين كه كسي از عكاس آنها خبر نداشت، آثار آن قدر گيرا و قوي بودند كه «چشم درون» واقعي را مي توان در آنها ديد؛ 20 عكس موجود در اين بخش بسيار عالي بودند كه ارزش فوق العاده اي دارند.
اين هنرمند عكاس ادامه داد: جمع كردن 210 عكاس ايران در يك جا كار مثبتي است و اميدوارم پس از 30 سال برنامه اي تنظيم شود كه اگر قرار شد به عنوان مثال در سال 87 برنامه اي به اين شكل اجرا شود، عكاسان براساس شناسنامه كاري و براساس كيفيت آثارشان، از فيلتري كه شامل كارشناسان است، عبور داده شوند.
حسن سربخشيان اضافه كرد: اگر در سال يك نمايشگاه آبرومندانه به اين شكل داشته باشيم كه بتواند جايي مانند موزه هنرهاي معاصر تهران را مجاب كند كه حتما بايد اجرا شود، خيلي خوب خواهد بود، زيرا عكاسان از قبل مي دانند و بهترين اثر خودشان را براي شركت در نمايشگاه انتخاب مي كنند.به اعتقاد او، خيلي از عكسهاي نشان داده شده در اين نمايشگاه، با سرعت و عجولانه انتخاب شده بود و چاره اي جز اين هم نبود. به دليل پرهيز از تكرار در عكسهايي از جنگ و انقلاب و... عكاسان مي توانند آثارشان را براساس آرشيوي كه در همان زمان در اختيار دارند، انتخاب كنند و كنار بگذارند، زيرا عكسهاي درخشان آن زمان مشخص است و شايد كمتر از يك صد عكس باشد.
اينكه افراد با تجربه و پيشكسوت در كنار افراد كم تجربه و دانشجويي كه در ابتداي راه هستند، اثر ارايه كردند، مزيت مورد اشاره سربخشيان در نمايشگاه چشم درون است.
اين هنرمند عكاس همچنين با اشاره به حضور دانش آموزان در اين نمايشگاه، گفت: دانش آموزاني كه به اين نمايشگاه مي آمدند، در موزه پراكنده مي شدند و متاسفانه كسي نبود براي آنها توضيح دهد و شايد اگر چهار نفر از دانشجوياني كه از عكاسي اطلاعاتي دارند در آن جا حضور داشتند و براي اين دانش آموزان اطلاعاتي را ارايه مي كردند، اين دانش آموزان در سالهاي آينده عكاس مي شدند.
سربخشيان اضافه كرد: همچنين، اگر آموزش و پرورش شرايطي را فراهم مي كرد كه روزانه 200 دانش آموز به نمايشگاه مي آمدند، مي توانستيم شاهد اتفاق مهمي باشيم، زيرا هر كدام از آن دانش آموزان مي توانستند خانواده هايشان را به آن جا بياورند.
او با اشاره به اينكه در يك نمايشگاهي چون «چشم درون» و نمايشگاه سالانه عكس ايران، جاي آموزشهاي كارگاهي خالي است، متذكر شد: براي اين آموزشها هر روز عكاسي مي توانست كارگاهي را به صورت چرخشي در گوشه و كنار موزه برگزار كند كه روزانه 10 يا 20 نفر بتوانند در آن شركت كنند از اين راه كساني به عكاسي علاقه مند مي شدند و بيشتر پيگيري مي كردند.
سربخشيان گفت: ما به اين اقدامها در كنار نمايشگاه نيازمنديم و اگر نتوانيم اين كارها را سازماندهي كنيم، درجا خواهيم زد و با وجود اينكه تعداد عكاسان بيشتر مي شوند، اين كار به متن جامعه باز نمي گردد.
او تصريح كرد: دانش آموخته هاي عكاسي در ايران بسيار زيادند، ولي وقتي عكاسي به جامعه بازنگردد، حتي اگر اكسپوي عكس هم برگزار كنيم، نتيجه اي نخواهد داشت.
او افزود: ضروري است دست كم براي اين كارها بستر مناسب را فراهم كنيم كه هم اكنون هم بهترين امكان را از دست داده ايم كه به راحتي نمي توان جايگزيني براي آن پيدا كرد.
به عقيده وي، اگر در كار عجله نبود، كوريتور نمايشگاه مي توانست برنامه ريزي بهتري كند و اين كار از عهده او بر مي آمد.
سربخشيان گفت: در چنين جاهايي بايد موجي را ايجاد كرد. اينكه مدام بگوييم عكاسي 165 سال پيش وارد ايران شده است، نتيجه اي نخواهد داشت و ما هم هيچ كاري نمي توانيم انجام دهيم، زيرا هميشه گلايه هاي خودمان را بيان مي كنيم، ولي هيچ پيشنهادي براي بهبود وجود ندارد و اساسا هيچ راهي را هم نمي رويم.وي اذعان كرد: كتابي كه موزه ماكت آن را در نمايشگاه گذاشته و اميدوارم به زودي چاپ شود، با وجود اينكه خيلي دير انجام شد، كار فوق العاده اي است، زيرا عكسهايي در آن وجود دارد كه شايد خيلي ها حسرت ديدن نسخه اصلي آنرا داشته باشند.
سربخشيان گفت: اگر بخواهيم جايگاه عكاسي ايراني را مشخص كنيم، بايد عكسهايي را كه از 140 سال پيش در گنجينه موزه قرار دارد شناسايي كنيم و در معرض ديد بگذاريم، زيرا نگهداشتن آنها در گنجينه با اينكه ارزش افزوده مي آورد، فايده اي براي جامعه ما نمي تواند داشته باشد.
اين هنرمند عكاس در رده بندي بخشهاي اجراي نمايشگاه اذعان كرد: از جهت دلبستگي من به عنوان يك عكاس ايراني، بخش قاجار با رتبه اول در همان رديف گنجينه عكسهاي خارجي قرار داشت كه براي افرادي كه دنبال آثار كلاسيك هستند، شانس خوبي بود تا بتوانند آنها را ببينند.
وي اضافه كرد: تاكنون دوبار براي ديدن عكسهاي قاجار و گنجينه عكسهاي خارجي رفته ام و در مجموع چهار بار از نمايشگاه بازديد كردم، زيرا باور دارم ارزش اين نمايشگاه آن قدر زياد است كه هر كس وقت زيادي براي آن بگذارد، بيشتر در جريان اتفاقهاي دور و بر خود قرار مي گيرد.
او گفت: فكر مي كنم گنجينه اي اين چنيني كمتر در كشورهاي ديگر- حداقل همسايگان ايران- وجود داشته باشد و از اين بابت بايد به موزه تبريك گفت و اميدوارم به زودي شاهد جلوه بعدي آن باشيم؛ چنانچه عكسهاي ديگري وجود داشته باشد.
حسن سربخشيان درباره كوريتوري نمايشگاه توضيح داد: كوريتور يك مجموعه، گاهي اوقات تلاش دارد يك جريان را راه بيندازد. به عنوان مثال موزه هنرهاي معاصر تهران تصميم مي گيرد كاري را در وقت محدود انجام و اختيار تام آن را هم به شخص خاصي مي دهد كه اين كار را انجام دهد. من شخصا به عنوان يك عكاس نمي توانم به اين كار خرده بگيرم، زيرا موزه براي خود كارشناساني دارد كه براساس برنامه هايي كار را پيش مي برند و اين قابل احترام است و در نهايت هم به سود جامعه عكاسي ايران خواهد بود؛ اما زماني هم شكل ماجرا فرق مي كند و قرار است عكاسي ايران را معرفي كنيم.
او اضافه كرد: در اين نمايشگاه، عكاسي ايران با از قلم افتادن اسمهايي معرفي شده است و تصور مي كنم عكسهايي كه عكاسان داده اند، اگر وقت بيشتري داشتند تكراري نمي شد، زيرا تكرار باعث مي شود اعتراض كنيم و بگوييم اين چه نمايشگاهي است كه عكاسان، يك اثر توانستند بدهند ولي در نهايت كيفيت مورد انتظار را هم ندارد.
به زعم او، در اين زمان محدود اين نمايشگاه كار قابل قبولي است و شايد كوريتور هم از آن راضي نباشد، اما در نهايت اگر برنامه ريزي درست و منظم و از قبل تعيين شده اي بود، خيلي از كارهاي ضعيف انتخاب نمي شد.
اين هنرمند عكاس عنوان كرد: عكاساني كه در يك نمايشگاه گروهي شركت مي كنند، هيچ نظري نمي توانند بدهند و با اعتماد به فرد مسؤول، عكسشان را ارايه مي كنند تا در نهايت هر دو طرف راضي باشند، ولي زماني هم وجود دارد كه تمام اختيارات به فردي داده مي شود و آن فرد اين كار را انجام مي دهد كه در نهايت عكاس به عنوان صاحب اثر اعتراض مي كند و شركت نمي كند.
حسن سربخشيان در ادامه گفت: وقتي مي خواهيم كار درستي را در حد نمايشگاه هاي استاندارد انجام دهيم، بايد آن قدر سطح كار را بالا ببريم تا هيچ اشتباهي رخ ندهد و اعتراض من به خاطر انتظار زيادي است كه از ماهيت موزه هنرهاي معاصر دارم، نه كارهايي كه براي عكس كرده است.
او افزود: اگر جريان عكاسي معاصر را قبول داشته باشيم، درمي يابيم اين عكاسي، توانايي و خواسته هايش بسيار بالاست و هنوز خواسته هاي خود را ابراز نكرده و در واقع هنوز فرصت بروز پيدا نكرده است.
وي تاكيد كرد: عكاسي در 30 سال گذشته آن قدر تأثيرگذار بوده است كه هنوز شايد به اندازه 10 درصد خواسته هايش نتوانسته حق خود را بگيرد.
اين هنرمند عكاس اذعان كرد: تلويزيون براي برنامه هايي كه مي سازد پول مي پردازد و خيلي ها هم عكس هاي عكاسان را نشان مي دهند ولي به آنها پولي نمي دهند، مگر اين عكسها برنامه هايشان را پر نمي كند؟
سربخشيان گفت: اگر سطح انتظارهاي خود را بالا نبريم و دقت نكنيم، در آخر همين وضعيت را خواهيم داشت و اين شايد تا حدودي تقصير خود عكاسان هم باشد، زيرا اگر آنها كارشان را جدي بگيرند، جامعه هم مجبور مي شود آنها را جدي بگيرد.به زعم وي، نمايشگاه «چشم درون» به شرطي ماندگار مي شود كه كتاب آن چاپ شود، زيرا نمايشگاه به خودي خود پس از مدتي از خاطره ها حذف و با آمدن نمايشگاه بعدي، فراموش مي شود .
سربخشيان اضافه كرد: عكاسان فقط مي توانند گلايه كنند و خواسته هايشان را مطرح نمايند و اميدوارم گوش شنوايي هم باشد كه صداي آنها را بشنود. چنانچه اين خواسته ها را نداشته باشيم، فردي كه اين سرمايه و بودجه و امكانات در دست اوست، به همين بسنده مي كند و اگر اين انتظارها بالا نرود، به همين شكل باقي خواهد ماند. ضروري است اين خواسته ها را به صورت درست براي ديگران بگوييم و دليل منطقي بياوريم تا آنها نتوانند آن را نفي كنند.
وي اضافه كرد: بخش آثار نيكول فريدني خيلي دير برپا شد و آثارش هم كم بود و دست كم مي توانست بيشتر از اين باشد، ولي كار خوبي بود و ارزش اين را داشت كه انجام شود.
او اذعان كرد: كارهاي جوادي و كورنگ بهشتي كارهاي خوبي بودند و فكر مي كنم بهشتي به ديد خوب و خلاقانه اي در كارهايش رسيده است، زيرا از موضوعات بسيار ساده عكسهاي بسيار بديع مي گيرد كه از كمپوزيسيون و تركيب بندي قوي  برخوردار است.
حسن سربخشيان در پايان گفت: به همه اين اتفاقات - نمايشگاه هايي همچون «چشم درون» - نياز داريم كه اگر شكل نگيرند، استخوان بندي هنر در كشور محكم نخواهد شد و ضرورت دارد آن قدر زياد باشند كه به ثبات برسند.

  


استاد فرشچيان با تصوير ولايت به بنياد بين المللي غدير رفت

 

استاد محمود فرشچيان شامگاه يكشنبه در بنياد بين المللي غدير با آية ا... خزعلي ديدار و گفتگو كرد.




به گزارش ايسنا، در اين ديدار نگارگر نامي ايران كه به تازگي از آمريكا بازگشته است، تصويري از تازه ترين اثرش را با موضوع واقعه غدير خم، به آية ا... خزعلي - دبيركل بنياد بين المللي غدير - هديه كرد و خبر داد: اين اثر در حال چاپ در قطعهاي مختلف است و به همين خاطر بايد دقت فراواني در چاپ آن صورت گيرد. استاد فرشچيان تشريح كرد: هنگامي كه تصميم به اجراي اين كار يعني واقعه غدير گرفته يكي از آشنايان خواب اين موضوع را ديده بود و وقتي كه با من در ميان گذاشت، دريافتم علي بن ابي طالب(ع) اين كار را به بنده واگذار كرده است. اين نگارگر نامي گفت: قلب و روح و وجودم ايران است و يكي از بهانه هايم براي سفر به ايران پابوسي امام رضا(ع) است. تابلوي غدير براي آرامش مردم خلق شده است. از خدا خواسته ام كه اين اثر موجب آرامش مردم باشد و بين آنها درگيري به وجود نياورد و به گونه اي باشد كه اهل تسنن هم آن را بپذيرند.
در اين ديدار محمود فرشچيان چند تصوير از كارهاي مذهبي خود با عنوان هاي ضامن آهو، نيايش، ذبح حضرت اسماعيل و مولود كعبه را به آية ا... خزعلي هديه كرد و مجموعه اي از تصاوير دست خط مبارك حضرت امام علي(ع) هم از سوي دبيركل بنياد بين المللي غدير به فرشچيان اهدا شد.

  


مجيد مجيدي:«كشمير» را ارديبهشت 88  در «ايران صغير» كليد مي زنم

 

«مجيد مجيدي» فيلم سينمايي «كشمير» را ارديبهشت سال آينده در سريناكار كشمير كه معروف به«ايران صغير» است، مي سازد.
«مجيد مجيدي» در گفتگو با فارس درباره فيلم «كشمير» گفت: نگارش فيلمنامه در حال انجام است، برنامه ريزي ما براي شروع اين پروژه اوايل سال آينده و در فصل بهار است.
وي ادامه داد: اين فيلم در منطقه «سريناكار» كشمير مي گذرد و بازيگران آن همگي كشميري هستند.
مجيدي درباره دلايل ساخت اين فيلم در كشمير گفت: سريناكار از نظر آداب و سنن شبيه ايران است و به عنوان «ايران صغير» معروف است. مردم كشمير از هر 30 جمله اي كه مي گويند،حدود 10 جمله آن فارسي است.
اين كارگردان صاحب نام سينماي ايران ،كشمير را مهد ادبيات و عرفان خواند و افزود: كشمير عرفاي بزرگي دارد و به لحاظ ادبيات بسيار غني است. بخشي از مردم كشمير شيعه هستند و كاملاً زندگي شبيه به ما دارند.
مجيدي با اشاره به طبيعت بكر منطقه سريناكار و شيوه زندگي مردم آنجا گفت: اين منطقه داراي شرايط خاصي به لحاظ آب و هوايي است. از جزاير كوچكي تشكيل شده كه رنگها و طبيعت آن در بهار و تابستان كاملاً سرسبز و بكر است و در زمستان آن درياچه يخ مي زند و فضاي بسيار خاصي را به وجود مي آورد. وي افزود: طبيعت در فيلم «كشمير» نقش اساسي دارد، به همين خاطر تصميم گرفتيم زماني كه طبيعت زنده است، فيلمبرداري را آغاز كنيم.
براساس اين گزارش، فيلمنامه «كشمير» را مجيدي به همراه «اصغر فرهادي» مي نويسد كه برخلاف آنچه قبلاً در خبرها آمده بود، ارتباطي به سينماي كودك ندارد. اين فيلم را شركت «اسپوت بوي يوتي وي» تهيه مي كند.
مجيدي درباره اكران فيلم «آواز گنجشكها» در عيد فطر گفت: به نظرم اكران اين فيلم در عيد فطر، زمان مناسب تري نسبت به تابستان است، چرا كه دانشجويان و اهالي هنر در اين زمان بهتر مي توانند مخاطب فيلم باشند.

  


فروش جهاني فيلم ها؛ «سارا مارشال» پرفروشترين فيلم دنيا شد

 

فيلم كمدي «از ياد بردن سارا مارشال» ساخته نيكلاس استولر در هفته اي نه چندان پرفروغ در 1000 سينما تقريباً هفت ميليون دلار فروخت و در رده اول جدول فروش جهاني قرار گرفت.
به گزارش مهر، ورايتي اعلام كرد انتظار مي رود از اين هفته با اكران فيلم «آيرون من» با بازي رابرت داوني جونير و گوئينت پالترو كه از آن به عنوان آغازگر تابستان سينمايي امسال ياد مي شود، بازار از ركود چند هفته اخير رها شود. «آيرون من» از اين چهارشنبه در فرانسه، ايتاليا و كره جنوبي و پنجشنبه و جمعه در ديگر بازارهاي مهم دنيا نمايش خود را آغاز مي كند.فيلم درام «21» با حضور كوين اسپيسي و لارنس فيشبرن اين هفته در 1775 سينما 6.2 ميليون دلار فروش داشت و مجموع فروش خود را در سطح بين المللي به 30.7 دلار رساند. انيميشن «هورتن صداي يك هو مي شنود دكتر سوس» نيز در 5100 سينما در 45 كشور به فروشي در حد 6.2 ميليون دلار دست يافت.
«قدم گذاشتن به خيابانها 2» به كارگرداني جان چو در 45 كشور و در 2650 سينما تقريباً 6.1ميليون دلار فروخت و مجموع فروش خود را به 19.9ميليون دلار رساند.
كمدي «طلاي احمقها» با بازي متيو مكاناهي و كيت هادسن در 1600 سينما در 40 كشور تقريباً 5.1 ميليون دلار فروخت و فروش بين المللي آن 69 ميليون دلار شد.

  


و در اين نزديكي

 

پيش از تندر
* تكتم افشنگ
سرزمين مادري ام را به تو خواهم سپرد




به دستهايت
كه آسيمه سر آماج بوسه هايي است كه دوستت نمي دارند
از آمدنت صاعقه برمي زايد
و از نيامدنت
تا به چشمهاي تو معتادم
نگاهت را برتاب
مي خواهم رنج را رنجه كنم!
من به بوسه هاي تو و آنان كه دوستم نمي دارند معتادم
دستهايت را پيش آر!
مي خواهم ريشه كنم
سرزمين مادري ام سلول تا سلول دستهاي تو را مي شناسد
بنفشه ها روزهاي آخر اسفند ريشه كرده اند
دستهايت را پيش آر
دور چشمهايم كبود شده است
* ساعت بعيد
پيوند من با ت
وپيوند غمگنانه روز است با خورشيد
آن ساعت بعيد
كه محبوب در كبود غروب مغضوب مي شود

مي خواهم از ت
و* الهام امين
چشم از تو بر نداشتم آن شب شب غريب
آن شب كه در كنار تو دنيا بهشت بود
در پيچ و تاب جاده و شب زير نور ماه
من بودم و مقابل من سرنوشت بود
من بودم و تو بودي و تو عشق بود و عشق
تنها خدا به خلوت ما راه برده بود
من محو چشمهاي نجيب تو تا سحر
در چشمهاي عاشق من خواب مرده بود
تو غرق خواب ناز و دلم غرق خواستن
مي خواستم كه عشق ببارم به پاي ت
وسر روي شانه ات بگذارم و تا سحر
باشور و شوق گريه كنم در هواي ت
وچشم تو بازشد همه باغها شكفت
خورشيد در نگاه قشنگت به گل نشست
آرام لب به خنده گشودي و صبح ن
ودر چشمهاي آينه رنگت به گل نشست
مي خواهم از تو تا كه بماني براي من
مي خواهم از تو تا كه بمانم براي ت
واي تكيه گاه خستگي ات شانه هاي من
اي تكيه گاه خستگي ام شانه هاي ت
و

  


دومين دوسالانه بين المللي شعر صلح برگزار مي شود

 

دومين دوسالانه بين المللي شعر صلح 26 ارديبهشت سال آينده برگزار مي شود.
به گزارش فارس، دبيرخانه اين جايزه از شاعرانِ صلح در سراسر جهان دعوت كرده است با ارسال حداكثر 3 شعر در ستايش صلح، به زبان مادري همراه با ترجمه انگليسي، در اين جشنواره شركت كنند.
آثار ارسالي حتماً بايد تايپ شده باشد و زندگي نامه كوتاه (4 سطر) همراه عكس، شماره تلفن و آدرس محل سكونت نيز ضميمه آن باشد.
از ميان آثار رسيده چند شعر انتخاب و طي مراسمي از برگزيدگان تجليل و لوح سپاس و تنديس جشنواره اهدا خواهد شد. اين اشعار در كتاب نفيسي به چاپ خواهد رسيد. مهلت ارسال آثار تا 24 مرداد 1387 است.
علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر به پايگاه  اينترنتي ir.ppf. wwwمراجعه كنند.

  


چهارمين سالمرگ «گل آقا» بر سر مزارش برگزار مي شود

 

چهارمين سالمرگ «گل آقا» روز پنجشنبه 12 ارديبهشت بر سر مزارش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار مي شود.
به گزارش فارس، در چهارمين سالروز درگذشت كيومرث صابري فومني (گل آقا)، جمعي از دوستان و اعضاي نشريه گل آقا بر مزار او جمع مي شوند و يادش را گرامي مي دارند.
اين برنامه ساعت 15روز ياد شده در قطعه هنرمندان بهشت زهرا و بر سر مزار صابري فومني برگزار مي شود.
«كيومرث صابري فومني» (گل آقا) اديب و طنزپرداز معاصر، هفتم شهريور 1320، زمان حضور ارتش متفقين در ايران، در صومعه سرا - يكي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران - به دنيا آمد و در روز جمعه يازدهم ارديبهشت ماه 1383 درگذشت.
مؤسسه گل آقا با كوشش و علاقه كيومرث صابري  فومني و با كمك طنزنويسان و همكاران گل آقايي بوجود آمد و در حال حاضر فعاليتهاي مذكور با مديريت و راهنمايي هاي خانم پوپك صابري فومني (دختر صابري) ادامه دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com