|
* وحيد ضرابي نسب
تاكنون چند بار شنيده ايد كه: «هيچ زباني مثل زبان هنر برنده و تأثيرگذار نيست و امروزه بايد فقط با ابزار هنر حرف زد.» چند بار در

سخنراني ها، اظهارنظرها و همايشها گفته اند (آن هم با تأكيد فراوان) كه هنر ديگر فقط «هنر» نيست كه به خاطر نوآوري و يا انتزاعي بودن، ايجاد مفاهيم يا انگيزش تفكر و يا حتي سرگرمي و تفريح دنبالش باشيم، بلكه امروز «هنر» سياست ، اقتصاد و فرهنگ است. البته كه در اين شرايط اگر كسي هنرمندتر باشد، مطمئناً راحت تر مي تواند حرفش را به كرسي بشناند و اتفاقاً همه هم باور كنند.
اين جملات شيرين را شايد خودمان و خودتان هم بارها و بارها گفته ايم و گفته ايد، اما تنها در حد حرف و جمله يا حداكثر يك مقاله و گزارش باقي مانده و هيچ گاه عينيت نيافته است. در جهان معاصر كه هنر به ويژه سينما، تلويزيون و موسيقي تك تك افراد را مسحور و مقهور خود كرده و از طريق فريم، ملودي و امواج اينترنت، ماهواره و راديو و تلويزيون، سياستهاي منطقه اي و بين المللي چيده مي شود و صاحبان هنر در جهت تمايلات و سليقه اي خود، فرهنگ و انديشه مردمان دنيا را تغيير مي دهند، آنها كه اين ابزار را ندارند يا نمي دانند چگونه از آن استفاده كنند، محكوم به پذيرش آنچه بقيه برايشان تصميم مي گيرند، هستند.
اين مقدمه شايد طولاني را گفتم تا برسم به بحث فعلي كه جامعه ما را در بر گرفته است. قصه نسبت دادن نامهاي غيرواقعي به «خليج هميشه فارس» خيلي جديد نيست و چند صباحي است كه خيلي ها قصد دارند نام اين خليج استراتژيك را به نفع خود مصادره كنند و علاوه بر اين، قدمت، تاريخ و هويت يك ملت را بشكنند. البته ما ايراني ها هم كه انصافاً حداقل در اين موارد (كه نام و اعتبار ايران به خطر مي افتد) با هم متحد مي شويم، به اندازه كافي و از هر طريقي اعتراضات، نظرات و شواهد خود را در باب اين موضوع اعلام كرده ايم جز از طريق هنر!
واقعاً نبايد پرسيد كه چرا ما هيچ توليد فاخر سينمايي در بحث خليج فارس نداريم؟ آيا نمي شد همان نوآوري پسنديده اي كه در باب «فرش» انجام دادند (ساخت 15 فيلم كوتاه توسط بزرگان سينماي ايران) براي اين «خليج هميشه فارس» كه ضرورتش خيلي بيشتر است، انجام داد؟
چرا تلويزيوني ها كه در هر بحثي سريال مي سازند و روي پروژه هاي عظيم، سرمايه گذاريهاي آن چناني مي كنند حاضر نيستند در موضوع «خليج فارس محبوب» نيز لااقل يك پروژه با بودجه خوب بسازند؟ ميان اين همه توليدات رنگارنگ سينمايي و تلويزيوني، آيا جاي فيلم، سريال يا حتي مجموعه اي تأثيرگذار در اين مورد خالي نيست؟
در عرصه موسيقي هم جز يك تقليد ناجور از ترانه هاي لوس آنجلسي و يكي دو كار نازل هيچ توليد ارزشمند براي خليج فارس ساخته شده و البته در ساير هنرها هم...
به نظر مي رسد وقت آن رسيده كه به جاي دادن بيانيه و اعتراض و سخنراني و حرف و چيزهايي كه ممكن است حتي از مرزهاي ما خارج نشود، با توليدات سينمايي، تلويزيوني، موسيقي يا اين دست ابزارهاي تأثيرگذار حقانيت ايران و خليج فارس را به دنيا ثابت كنيم. همين جا از دوستان خانه سينما و وزارت ارشاد يا هر نهاد متولي ديگري مي خواهيم پروژه اي نظير «فرش ايراني» را براي «خليج فارس» كليد بزنند تا با زبان تصوير به جهانيان ثابت كنيم اين خليج از ابتدا «فارس» بوده و تا انتها «فارس» مي ماند. همين جا از دوستان تلويزيون و مسؤولان صدا و سيما مي خواهيم تا در كنار اين همه پروژه هاي عظيم تاريخي هزينه بر، مجموعه اي درخور شأن هويت و فرهنگ و تاريخ ايران با محوريت خليج فارس توليد كنند.از مديران عرصه موسيقي، نقاشي، تئاتر، هنرهاي تجسمي و همه هنرمندان هم مي خواهيم با زبان تأثيرگذار و ماندگار هنر، شيطنت آنها كه دشمن مليت و هويت بزرگ ايراني ها هستند را نقش برآب كنند.
اين قضيه جدي است و فقط زبان هنر مي تواند حقانيت ما را ثابت كند، اگر خودمان هم بخواهيم... |