|
گروه حوادث- مصدق: شرب خمر علت نزاع دسته جمعي منجر به قتل در جنت آباد بود.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك بامداد بيست و پنجم ارديبهشت ماه سال 85 و در پي نزاع دسته جمعي در جنت آباد، دو جوان 20و 25 ساله اي به نامهاي امير و قدير مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفتند.
با مرگ «امير» در بيمارستان ايليا به علت شدت جراحت وارده با چاقو به ناحيه سينه چپ، به دستور قاضي كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي مركز، شناسايي و دستگيري ضارب در دستور كار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.
در بررسيهاي اوليه مأموران روشن شد كه مرحوم و دوستش در درگيري با جوان 23 ساله اي به نام «عقيل» معروف به قلك مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفتند.
ساعاتي بعد و در حالي كه مأموران آگاهي براي يافتن متهم در حال جستجو در خانه پدر وي بودند، عقيل كه پس از فرار از صحنه جرم به خانه خواهرش پناه برده بود، دچار عذاب وجدان شد و خود را تسليم كارآگاهان كرد.
متهم اگرچه در ابتدا ضمن اقرار به اصل درگيري با امير و دوستش اتهام قتل را نپذيرفته بود، اما در ادامه تحقيقات به جرم خود اعتراف و انگيزه اش را شرب خمر مرحوم و دوستانش مقابل خانه اش اعلام كرد.
با صدور قرار مجرميت عليه متهم پرونده وي صبح ديروز در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران تحت محاكمه قضايي قرار گرفت.
در ابتداي اين جلسه كه به رياست قاضي تردست برگزار مي شد، ابتدا علي دلداري نماينده دادستان و اولياي دم از هيأت قضايي خواستار قصاص نفس متهم شدند.
سپس «عقيل» به دفاع از خود پرداخت و با قبول اتهام وارده گفت: تازه از سفر شمال كشور آمده بودم. مي خواستم خودرويم را به داخل پاركينگ خانه ببرم كه متوجه يك دستگاه خودروي پيكان شدم كه مقابل منزلمان پارك بود. وقتي جلو رفتم مرحوم و محسن، پيمان، قدير و علي را ديدم كه مشغول شرب خمر بودند.
از آنجا كه با محسن آشنايي بيشتر داشتم او را مورد خطاب قرار دادم و گفتم چرا با دوستانت در كوچه خودتان مشروب نمي خوري؟ به جاي نامبرده، امير در جوابم گفت:« آمديم اينجا حال بكنيم.»
متهم به قتل افزود: مشاجره سختي بين ما در گرفت و با اينكه امير و پيمان چاقو كشيدند، اما چون تازه از زندان آزاد شده و به پدرم قول داده بودم كه ديگر با كسي دعوا نكنم، كوتاه آمدم و با گفتن اين جمله كه چاقوكشي عواقب بدي دارد، از آنجا رفتم. اما بعد از 20 دقيقه وقتي به سوپر ماركت سر محل رفتم، آنها با ديدن من به آنجا آمدند. بار ديگر مرحوم و دوستانش مي خواستند مرا مورد ضرب و شتم قرار دهند كه مرحوم نگذاشتند.
اين جوان 23 ساله كه سه فقره نزاع را در پرونده اش دارد، در ادامه شرح ماجرا گفت: به هر حال بار ديگر كوتاه آمدم و از محدوده سوپر ماركت دور شدم، اما چند دقيقه بعد وقتي با يكي از دوستانم مشغول درد دل بودم، نمي دانم چه كسي به آنها زنگ زد و ماجرا را برايشان شرح داد. در نتيجه براي سومين بار دورم را حلقه زدند. در حالي كه به آنان مي گفتم از اينجا برويد، «امير» و برادرش «علي» كه تازه به جمع آنان ملحق شده بودند، با چوب به طرفم حمله كردند و دو ضربه به كتف و سرم زدند. ديگر نمي دانستم چه كار كنم، بنابراين چاقوي كوچكي را كه تازه از رامسر خريده بودم، از جيبم بيرون آوردم، مي خواستم با آن ضربه اي به دست امير بزنم و چاقوي او را بردارم تا برادر و دوستانش جرأت حمله به سويم را نداشته باشند كه در همين لحظه مرحوم ضربه اي را به دستم زد و چاقويم به سينه اش فرو رفت.
متهم سپس در مورد مجروح نمودن قدير، يكي ديگر از شركت كنندگان در نزاع گفت: پس از افتادن امير روي زمين به طرف «قدير» رفتم، اما نمي دانم او را با چاقو زده ام يا خير.
عقيل به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: از مرگ امير متأسفم، قصاص را حق مسلم اولياي دم مي دانم. از آنان رضايت هم نمي خواهم ديگر دوست ندارم زنده باشم و زندگي كنم. طناب دارم را مي بوسم و به گردنم مي اندازم، اما قسم مي خورم كه حقيقت ماجرا را گفتم، امير و دوستانش به علت مصرف مشروبات الكلي در حالت طبيعي نبودند.
سپس محسن و پيمان كه در نزاع منجر به قتل شركت داشتند، به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شده و با اشاره به اينكه امير، قدير و متهم چاقو در دست داشتند و همديگر را مي زدند، گفتند: صحنه اصابت ضربات چاقو به مرحوم را نديده اند.
گفتني است، با اتمام جلسه متهم تا صدور رأي نهايي هيأت قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. |