تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-04-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 10اردیبهشت ماه 1387


خودمان هم نمي دانيم چرا خوشحاليم!

 

* زينب حاجي محمدزاده

يادداشت 1
بلاي آسماني امروز نيامد. چرايش را نه مي دانم ونه دوست دارم بدانم. ما كه فضول كارهاي ديگران نيستيم پس اگر به اين دليل داريد مطلب اين ستون را دنبال مي كنيد واقعاً از شما معذرت مي خواهم، فضولي در مرام و شخصيت و كلاس كاري ما نمي گنجد .به هر حال به ما كه دارد خوش مي گذرد .امروز نه شكر پنيري بود كه بخواهد تخته را زودتر از همه براي دبير محترم رياضي با آب و صابون و مايع سفيد كننده و سياه كننده بشويد، نه يك آب نبات چوبي بدون سيخ كه بخواهد به اصطلاح خودش ما را خفه كند تا معاون محترم مدرسه به جلسه اوليا ومربيان برسند. به هر حال براي خودش به نوعي آزادي بود ديگر...

يادداشت 2
مي گويند بلاي آسماني به يك بلاي آسماني مبتلا شده وحالا حالاها قصد تشريف فرمايي ندارد. چرايش را ... نه كه اصلاً اصلاً ندانم ولي ... خوب اين يكي را فقط محض اطلاع شما بود كه يك كمي گوشهايمان را تيز كرديم ...مي گويند كه گلويش عفونت كرده، عفونت درمان نشده بعد به گوشهايش ريخته، پرده گوشش ورم كرده، خود گوشش درد مي كند، در شنيدن مشكل دارد و حسابي تا يه يك هفته اي اگر خدا بخواهد ما هستيم و خودمان و خوشي روزگار .
اگر راستش را بخواهيد دلمان نه اينكه برايش تنگ شده باشد ولي برايش حسابي مي سوزد كه اين همه بلا يك دفعه اي بايد برايش ببارد. البته كه او هم كم يك دفعه اي به سر نحيف ما سوار نشد ولي اگر خدا دارد تقاص سختي هاي ما را از او مي گيرد ما كه گذشتيم ... فقط زود خوب شود و بيايد .....

يادداشت 3
امروز جمعي از تازه بلايان آسماني به ديدن دوست مريضشان (همان بلاي آسماني خودمان ) رفتند. به ما هم پيشنهاد شد ولي خوب ما همين كه از همين راه دور گاهي برايش از خدا طلب بهبود بكنيم بايد كلاهش را به هوا بيندازد... راستش را بخواهيد كسي كه غير از شما نيم نگاهي به اين ستون نمي اندازد خودمانيم و خودتان، دلمان يك كمي مي خواست كه خودمان حضوري به عيادتش مي رفتيم. آخر راستش را بخواهيد ما كم از دستش نكشيده بوديم. به هر حال آدميزادست واين اخلاق كج و معوجش...
بي صبرانه منتظر شنيدن حالاتش از دوستان هستيم!


يادداشت 4
خيلي خوب مي دانيم كه حال و روز دوستمان «بلاي آسماني» رو به بهبود است تا چشم همه دربيايد. ولي اين را هم خوب مي دانيم كه از درسها حسابي عقب مانده، خدا به دادش برسد!
با اين فشار كاري اول ترم و ميان ترم و پايان ترم، خودش مي داند و البته دوستان با وفايش كه تنهايش نمي گذارند. حتماً نبايد جايي براي نگراني من باشد، شايد ولي نمي دانيم به او گفته اند كه سه روز ديگر قرار به يك امتحان سراسري بين همه هم پايه اي هاست كه در صورت كسب رتبه مورد نظر مي توانند در مسابقات ناحيه شركت كنند ...
يا اينكه مي داند براي هفته آينده بايد براي دبير محترم زبان يك متن ترجمه شده كامل درباره زبان و ادبيات فارسي بياورد.
يا حتي به او سپرده اند كه دبير فيزيك پيغام داده كه به او بگوييم ديگر حق غيبت در كلاس را ندارد ...
بي اختيار سرم را از روي نيمكت سبزرنگ كلاس بالا مي گيرم بالاي تخته سياه كلاس نوشته شده:
«بشتابيد براي كار خير، قبل از آنكه كار ديگري برايتان پيش آيد.»
امام صادق (ع)

  


چگونه مي توان با محيط زيست مهربان تر بود؟

 

* سيد علي طباطبايي

به اعتقاد بسياري از مديران آينده نگر، 10 تا 20 سال ديگر مهمترين عامل سرنوشت ساز براي انتخاب دولتها، بروز جنگها و حتي سودآوري شركتها، چگونگي توجه آنها به بحث محيط زيست و عواقب ناشي از بي توجهي به آن خواهد بود. در حال حاضر هم، خشكسالي و گرماي زمين و ذوب شدن يخهاي قطبي و كمبود آب آشاميدني و دهها دغدغه ديگر مربوط به محيط زيست روز به روز در فهرست نگرانيهاي انسان از اولويت بالاتري برخوردار مي شوند. جالب اينجاست كه غلبه بر اين مشكلات هم به چيزي جز آگاهي و پايبندي تك تك مردم نياز ندارد و در نتيجه نبايد كار چندان دشواري باشد، اما خيلي از ما ترجيح مي دهيم كه به اين مباحث فكر نكنيم. به همين دليل هم امروز ما به يك سؤال پاسخ مي دهيم كه شايد دغدغه ذهن شما نباشد ولي با توجه به اينكه مديران آينده، خود شما نوجوانان امروز خواهيد بود، گفتيم بهتر است به اين سؤال فكر كنيد كه:
چگونه مي توان با محيط زيست مهربان تر بود؟
گام اول: در مصرف آب صرفه جويي كنيد. هنگام حمام كردن يا مسواك كردن يا شستن ماشين نيازي به باز گذاشتن آب نيست. از طرف ديگر زماني هم كه شير آب را باز مي كنيد سعي كنيد كه فشار آن را كم نگاه داريد تا از آب جاري بهتر استفاده شود. شيرهايي كه چكه مي كنند را تعمير كنيد و مراقب نشتي آب از لوله هاي ساختمان كه ممكن است از ديد شما پنهان بماند، باشيد.
گام دوم: لامپ اضافي خاموش! عادت كنيد كه هرگاه يك اتاق را ترك مي كنيد لامپ آن را خاموش كنيد. براي محيط هايي هم كه مدام بايد لامپ روشن داشته باشند از لامپهاي كم مصرف استفاده كنيد. در بسياري از كشورها مثل ايران حتي براي توليد برق هم از سوختهاي فسيلي استفاده مي شود. در نتيجه هر چه كمتر برق مصرف شود آلودگي كمتري براي محيط زيست ايجاد خواهد شد.
گام سوم: زباله هاي منزل خود را تفكيك كنيد. حجم خيلي بزرگي از زباله هاي ما در حقيقت قابل بازيافت است. براي خودتان يك ظرف مخصوص بازيافت داشته باشيد و تمام جعبه هاي بسته بندي مقوايي، روزنامه و برگه هاي تبليغاتي، ظروف پلاستيكي، ظروف فلزي و شيشه را در آن قرار دهيد. تمام اين موارد قابل بازيافت مجدد هستند و نيازي نيست كه همراه ساير زباله ها دفن شوند. حتي مي توانيد از خيلي از مواد پلاستيكي دوباره استفاده كنيد.
گام چهارم: كامپوست كنيد! نه تنها شما مي توانيد قسمت عمده زباله هاي خشك خود را بازيافت كنيد بلكه مي توانيد زباله هاي تر خود را نيز كامپوست كنيد. كامپوست عبارت است از تسريع چرخه طبيعي تخريب زباله ها. شما مي توانيد تمام مواد گياهي كه در زباله هاي شما وجود دارد و به سمها يا مواد گوشتي آلوده نشده اند را در يك سطل زباله مخصوص و يا در يك باغچه كامپوست به كود تبديل كنيد. اين شامل تمام زوائد باغچه، پوست ميوه و پسماند سبزيجات شما مي شود.
گام پنجم: از خودروهاي شخصي براي حمل و نقل كمتر استفاده كنيد. يا پياده روي كنيد يا دوچرخه سواري كنيد و يا از وسائل حمل و نقل عمومي استفاده كنيد.
گام ششم: سعي كنيد از محصولات كشاورزي محلي استفاده كنيد. اين كار نه تنها باعث رونق اقتصاد محلي شما مي گردد بلكه باعث مي شود كه فروشندگان ديگر تمايلي به فروش محصولات ساير نقاط نداشته باشند و در مصرف مقدار زيادي انرژي براي انتقال آن محصولات از كيلومترها دورتر به محل سكونت شما صرفه جويي شود.
گام هفتم: سعي كنيد كارهاي خود را بدون كاغذ و به طور الكترونيك انجام دهيد. درمواردي هم كه نياز به مصرف كاغذ داريد از اسراف آن بپرهيزيد. دفاتر نيمه كاره خود را تكميل كنيد و از هر دو روي كاغذ براي نوشتن استفاده كنيد. با اين كار از آسيب به جنگلهاي دنيا پيشگيري مي شود.
گام هشتم: در خريد هاي خود به شعارها و سياستهاي شركت توليد كننده نسبت به محيط زيست توجه كنيد. از شركتهايي خريد كنيد كه براي بسته بندي محصولات خود از مواد بازيافت استفاده مي كنند يا اينكه برنده جوائز همخواني با محيط زيست شده اند. سعي كنيد با اين كار آنها را نيز در تلاششان براي حفظ محيط زيست ياري كنيد.
گام نهم: براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به انجمنهاي حمايت از محيط زيست مراجعه كنيد. شايد آنها ايده هاي بهتري براي كمك به محيط زيست هم داشته باشند.

  


فانوس به دستها !كجا مي رويد؟

 

* يوسف محمدزاده

من واقعاً نمي دانم كه چه اجباري است تا شما آدميزادها وقت و بي وقت،گاه و بي گاه همين جور اين گوشي تلفن را برمي داريد و چهار تا شماره قطار مي كنيد جلوي چشمتان و يكي يكي ازاوضاع و احوال دخترعمه همسايه بابابزرگ مرحومتان تا نمي دانم زن دايي بقال سر كوچه را مو به مو جويا مي شويد (البته اين خصوصيت عمدتاً متعلق به جماعت نسوان است) ولي خوب در بين مردان هم گاهي چنين كارهايي تحت عنوان "خاله زنك بازي " ديده مي شود، باوركنيد من اينها را از روي غرض ورزي و احتمالها نمي گويم، يادم مي آيد از روزي كه متولد شده ام چوب مي زدم به زاغ سياه شما آدمها، حالا جلوتان درآمدم و به عنوان يك ساعت وظيفه شناس از شما مي پرسم كه چرا اين بلا را سر من و آن تلفن بيچاره آورديد؟

كارآگاه وارد ميدان مي شود
جريان ازاين قراراست كه شبي ازشبهاي مهتابي وخواب آلود بهار، يك نفر از نوع شما آدميزادگان به كله اش فكري زده است با اين مضمون كه:
از تاريكي شب استفاده مي كنم و با سرعتي همانا سرعت پلنگ وحشي شيب دار از نوع غوك گانه مي جهم روي تلفن و پس از فشردن يكي پس ازديگري دكمه هاي تلفن، با تمامي دوستان ساعتي را به گفتگوي شبانه خواهم نشست.
اما زهي خيال باطل! چراكه اولاً درتاريكي شب تلفن به خوبي ديده نمي شده است و درست به همين دليل بوده كه فرد خاطي نتوانسته تشخيص دهد كه دوشاخ از پريز برق براي پيشگيري از وقوع حادثه بيرون كشيده شده اما درست وقتي كه اين اتفاقها درحال رخداد بود بنده از اين بالا به عنوان ساعتي ريزبين و نكته سنج ديدم كه چه بلايي سر تلفن زبان بسته! آمد.فرد خاطي كه هنوز از انجام اعمال نابخردانه خود منصرف نشده بود دوشاخ تلفن را به طور ناگهاني وارد پريز برق نمود و پس از اين هم واضح و مبرهن است كه آواي جلز و ولز كردن تلفن همراه با اعزام سريع اين شي طفلكي به سراي باقي درصحنه حادثه رخ مي دهد.
اين بود گزارش لحظه به لحظه اتفاقهاي روي داده درقتل تلفن بيچاره كه همان طوركه مي دانيد به دست آقاي «بل» پا به عرصه گيتي گذاشته بود! اما اين انسان معلوم الحال مجهول الهويه به عنوان متهم رديف اول وي را ازصحنه روزگارمحوكرد!تاكنون ازاين انسان ردپايي پيدا نشده است، بنابراين به سراغ متهم رديف دوم و مخترعش مي رويم.
طبق روال معمول بايد به دنبال شماره تماسش در دفتر تلفنم بگردم:...آهان همين جا اول دفتر تلفن است: الو اديسون- توماس
به شماره تماس 1879كه مي دانيدهمان سال اختراعش-برق-است.
الو ...الوووو...سلام بر جناب اديسون مخترع بزرگ ...بنده ساعتباشي هستم...به جا آورديد قربان؟...اگر خاطرتان باشد شما روزگاري اجداد من را كوك مي كرديد ... متشكرم .لطف داريد...من يك سؤال كوچك از شما در رابطه با مشكلم داشتم...
دقايقي بعد جناب اديسون به دليل كار برروي اختراع جديدشان در آزمايشگاه هاي آن دنيا ازمن خداحافظي كرده و مكالمه من با ايشان تمام شد...اين هم نتيجه گفتگوي ما دو نفر.
راستش را بخواهيد وقتي با سرنوشت اديسون آشنا شدم ديگر هيچ گاه به خودم اجازه ندادم كه به بزرگترين اختراعش اتهام بزنم.
اصلاً متهم رديف اول و آخر همان آدميزادي بوده كه نمونه هاي زيادي هم دارد.غير از اين با خراب شدن يك تلفن كه دنيا به آخر نمي رسيد.اما مطمئنا اگر اختراع اين مرد خود ساخته نبود معلوم نبود كه دانش آدميزاد هنوز اندر خم كداميك از كوچه هاي پيشرفت و ترقي به دام افتاده بود؟
با توجه به صحبتهاي من با اديسون مي شود فهميد كه او پسر با استعداد و البته كنجكاوي بوده است، تا آنجا كه ديگر كاسه صبر معلمش را لبريز مي كند و بعد مادرش در خانه به او درس مي دهد. او بزرگ و بزرگتر مي شود و تلگراف زدن را ياد مي گيرد و در تمام ايالت اوهايو-زادگاهش-و حتي در آمريكا برجسته ترين تلگرافچي مي شود،اما اينها ذوق او را هنوز سيراب نكرده است توماس با پول خودش دستگاه چاپ و وسايلي براي آزمايش هايش مي خرد و شروع مي كند به آزمايش و امتحان و كسب تجربه.
تا اينكه در31سالگي اعلام مي كند كه مي خواهد بحث روشن سازي برقي را به سرانجام برساند.كاري كه ديگران نتوانستند انجامش دهند.
توماس در اولين تلاشهايش سعي برآن داشت تا چراغي با سيم فروزان بسازد، اما براي اين كار سه مشكل اساسي سد راه بود.
1-ايجاد نيرويي براي گرم كردن و سپس نوراني شدن يك ماده
2-تماس نداشتن اين ماده كه به شكل نوارمارپيچي درآمده بود با هوا
3-مقاومت رشته مارپيچ در برابر گرماي بسيار زياد جريان برق
اما اديسون مرد عمل بود و به قول خودش اگر براي يك آزمايش 999بارشكست مي خورد دلسرد نمي شد و به فكرراه هزارم بود.
پس اديسون دست به كار شد، مشكل اول را به وسيله نيروي الكتريسيته كه ازنواري مارپيچ مي گذرد حل كرد و به سراغ مشكل دوم رفت، گذاشتن نوار مارپيچ حبابي شيشه اي علاج كار بود و اما مشكل سوم كه اديسون توانست برخلاف ديگران بر آن نيز چيره شود.
اديسون شروع به امتحان سيمهاي گوناگون ازجنس و اندازه هاي گوناگون كرد تا اينكه فهميد نوعي از رشته سيمهاي كربني براي اين كار مناسب هستند.
و سرانجام در21اكتبر سال 1879 نبوغ و خستگي ناپذيري اديسون اولين چراغ را درشبي از دنياي تاريك آن زمان روشن كرد.
و طولي نكشيد كه نيروي الكتريسيته اي كه اين چراغ راروشن كرده بود باعث بيرون آمدن انسانها از ظلمت و جهل خود در آن روزگار شد.
نمي دانم شايد اگر من جاي آن انساني بودم كه درتاريكي شب دلش هوس تلفن زدن را كرده بود با همين اختراع اديسون جلوي آسيب ديدن آن تلفن نگون بخت را مي گرفتم.
كار، سختي هم نداشت.اديسون اين كار و خيلي از كارهاي ديگر را در ظرف 80 سال زندگي اش براي ما آسان كرده بود.شايد او دلش به حال كساني كه رنج گرفتن يك فانوس را مجبور بودند تحمل كنند سوخته بود!
به نظر شما كاري آسانتر از فشار دادن يك كليد برق وجود دارد؟

  


در جستجوي سينماي كودك و نوجوان؛حق اعتراض براي شما محفوظ است

 

* احسان خزاعي

هر چند در اين چند سال اخير جمعيت سينما، به شدت كاهش يافته است، اما با آمدن فناوري لوح فشرده و دي وي دي، زياد شده اند آدمهايي كه با هزينه كردن دويست تومان ناقابل يكي از همين فيلمهاي سينمايي را تهيه كرده و دور هم به تماشا نشسته اند؛ و لابد شما هم اين تجربه را داشته ايد. از فيلمهاي خارجي دوبله شده كه بگذريم، در مورد فيلمهاي داخلي حداقل اين يكي دو سال اخير به راحتي مي شود حدس زد كه اين فيلمها چه موضوعهايي داشته اند: يا فيلمهاي عاشقانه دم دستي جوان پسند بوده اند و يا كمديهاي بي مزه خانوادگي؛ و البته شايد در اين بين بر حسب اتفاق، يكي دو مورد فيلمهاي خوب و قابل توجه وجود داشته باشد. اما تا به حال اين سؤال برايتان پيش نيامده است كه سهم فيلمهاي كودك و نوجوان در بين خيل عظيم اين دست فيلمهايي كه به آن اشاره شد كجاست ؟ فارغ از كيفيت فيلمها كه در موارد قبلي نيز نمونه هاي بسيار نادري دارد، از لحاظ كمي نيز آنقدر ناچيز است كه به هيچ نزديكتر است.
براي اثبات اين مدعا مي توانيد كمي حافظه خودتان را جستجو كنيد و ببينيد در اين پنج سال گذشته چند فيلم مرتبط با نوجوانان سراغ داريد كه اگر حتي نه در سينما كه با همان سيستم هاي خانگي، در منزل به تماشا نشسته ايد. گواه ديگري هم براي اين مدعا مي توان به جايگاه شهود احضار كرد، كه همين صدا و سيماي خودمان باشد. در اين چند سال اخير رسانه ملي بارها و به عنوانهاي مختلف، فيلمهاي سينمايي براي كودكان و نوجوانان پخش كرده است؛ و اگر در زمره بينندگان پروپا قرص اين رسانه باشيد، به طور قطع مطلعيد كه درصد بسيار بالايي از اين فيلمها محصول كشورهاي خارجي هستند و اگر هم اصراري بر پخش توليدات داخلي بوده است (منهاي سريالهاي توليدي صدا وسيما كه البته مقوله ديگري هستند) از روي اجبار به سراغ فيلمهايي رفته اند كه دست كم توليد 10 سال پيش هستند؛ زيرا در اين سالها همان طور كه اشاره شد حتي توليد نازل و سطح پايين هم در حوزه سينماي كودك و نوجوان وجود نداشته است.
علت اين امر هر چه كه باشد شما متضرر شده ايد، زيرا در عين سهمي كه از رسانه سينما به عنوان مخاطب داريد، مجبور به تماشاي فيلمهايي هستيد كه متعلق به شما نيست و باوجود جذابيتهاي احتمالي بصري و يا داستاني، ارتباطي با دنياي فكري شما و ايده ها و علائق شما ندارد. سينما گران راه خود را مي روند اما مطمئن باشيد حق اعتراض به وضع موجود براي شما همواره محفوظ است .

  


شما به يك جاكليدي نياز داريد

 

* آفرين ميرشاهي

وسايل لازم : دكمه هاي رنگي در سايز ها و شكلهاي مختلف- حلقه و زنجير مخصوص كليد - چسب قطره اي - قيچي
ديروز كه مامان يك كليد از در خانه را به من داد با خودم گفتم ديگه نبايد اون رو همين طوري تو جامدادي رها كنم. تصميم گرفتم كه يك جا كليدي درست كنم تا كليد در كمد و در خانه را داخل آن قرار بدهم .
اول چند تا دكمه رنگي را جلوي خودم گذاشتم و بعد ديدم كه با بازي با آنها چه چيز هاي جالبي مي شود درست كرد. از انواع حيوان تا ماشين، گل و ...
شما هم مي توانيد بعد ازبازي با دكمه ها و رسيدن به طرح دلخواه، آنها را با دقت با چسب قطره اي به هم متصل كنيد. همان طور كه مي بينيد من با چند دكمه هماهنگ لاك پشت و خرس درست كردم. شما هم همين الان شروع كنيد. فقط كافي است كمي حوصله به خرج بدهيد و فكر كنيد. من مي دانم شما مي توانيد طرحهاي جالب تري را هم ارايه بدهيد .

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com