|
«شكر خدا گودرزي» كارگردان، بازيگر، مدرس و منتقد تئاتر، متولد 1339 بروجرد است.

او مدرك كارشناسي ارشد بازيگري/ كارگرداني اش را از دانشگاه تربيت مدرس گرفته و علاوه بر تدريس در بيشتر دانشگاههاي كشور و داوري در بسياري از جشنواره هاي تئاتري، نمايشهايي چون «پرواز را به خاطر بسپار»، «تو ره هيزم»، «سرود پاي سروش، «كيست اين پنهان مرا»، «غول زنگي قلعه سنگباران» و «سوگمهر» و ... را نيز كارگرداني كرده است. گودرزي همچنين چند سالي است كه به عنوان يكي از مديران تئاتري، در سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران مشغول به فعاليت است. به بهانه هفته بزرگداشت تئاتر با وي گفتگويي انجام داده ايم.
* آيا مي توان تئاتر را به عنوان يك ضرورت مهم اجتماعي در جامعه نهادينه كرد؟ آيا نيازي به اين رويكرد فرهنگي در جامعه مشاهده مي شود؟
** مسلماً اين رويكرد، يك نياز ضروري در حوزه برنامه هاي هفتگي و اجتماعي محسوب مي شود. تئاتر براي تبديل شدن به يك فرايند تأثيرگذار اجتماعي، بايد به عنوان يك نياز ضروري در جامعه نهادينه شود. براي نهادينه شدن آن هم مسؤولان بايد چشم انداز بلند مدتي را در برنامه هاي مديريتي شان قرار دهند. يك چشم انداز 5 ساله يا 10 ساله كه از نقطه اي شروع شده و به نقطه اي معين و هدفمند برسد. دستاوردها و اهداف در اين دوره، بايد به همين دوره اختصاص داشته باشند. بنابراين مي توان گفت كه تئاترها پيش از هر چيز، يك برنامه ريزي مي خواهد كه بدون حضور متخصصين امر و مشورت گرفتن از آنها امكان پذير نيست. اين نكته هم يك امر مسلم بي چون و چراست كه برنامه ريزان تئاتر بايد تخصص تئاتري داشته باشند و ويژگي ها، قابليت ها، ضرورتها و نيازهاي تئاتري را بشناسند.

* به نظر شما چه امكانات و نيازهايي در اين برنامه ريزي بلند مدت بايد مورد توجه قرار گيرد؟
** مديراني كه به برنامه ريزي براي حركت طولاني مدت تئاتر مي پردازند بايد امكانات، ملزومات و ضرورتهاي اين عرصه را بشناسند. نهادينه كردن تئاتر در جامعه، با قرص و كپسول امكان پذير نيست و نمي توان نسخه فوري براي آن تجويز كرد. اين حوزه، مثل هر حوزه ديگري به برنامه ريزي نياز دارد و اين برنامه ريزي صبر، حوصله، بودجه، توانايي و آشنايي به مسايل فرهنگي مي خواهد. چنين امري مثل امور محسوس و مشهود نيست و به شكل نامحسوس، بطني و آرام- مثل يك رودخانه زير يخ - حركت مي كند. كار فرهنگي در نتيجه توجه و اهميت مديريتي مطمئناً به ثمر خواهد نشست و نتايج مثبت و مؤثري در پي خواهد داشت. متخصصين بايد نظر بدهند و براي هر بخش و گرايش؛ عروسكي، صحنه اي، كودك و نوجوان، آماتور، تجربي، حرفه اي و ... بطور جداگانه عمل كنند. حتي تقسيم بندي ها بايد در حوزه مديريتي هم صورت پذيرد؛ مديران تئاتري جدا، مديران دانشگاه جدا و ...
تمام اينها بايد طي برنامه ريزيهاي جداگانه اي مورد توجه قرار گيرند. با توجه به اين مباحث مي توان نتيجه گرفت كه تئاتر ما بيش از هر چيز نيازمند يك طرح جامع كاربردي با چشم اندازي چند ساله است.
* تئاترچه نقش و تأثيري مي توانددرسايرحوزه هاي فرهنگي و هنري داشته باشد؟آيا رشد اين هنرمي تواند باعث رونقگرفتن ساير هنرها مثل تلويزيون و سينما شود؟
** بله، تئاتر، مادر سينما و تلويزيون است. بنابراين ما اگر تئاتر خوبي نداشته باشيم، بازيگران، نويسندگان و عوامل خوبي در سينما و تلويزيون نخواهيم داشت. اگر تئاتر نتواند نيروها و عوامل سينما و تلويزيون را پرورش دهد و تأمين كند، ارتباط مهمترين و تأثيرگذارترين ابزارهاي فرهنگ ساز مرتبط با عامه مردم قطع مي شود.
* بنابراين بي توجهي به تئاتر بطور غيرمستقيم هم مي تواند در حوزه فرهنگي تأثير داشته باشد؟
** بله، تئاتر در هيچ جاي دنيا، فقط تئاتر نيست، بلكه به طور كاملاً محسوسي بر ساير هنرها و به ويژه سينما و تلويزيون -كه با اهميت ترين ابزارهاي فرهنگي هستند - نيز تأثير مي گذارد.
تئاتر قوي، سينما و تلويزيون را هم قوي تر مي كند و اين امر نيز به قوي شدن مهمترين هنرهاي فرهنگ ساز منجر مي شود. از سوي ديگر ساير هنرها نيز در يك جامعه سالم و استاندارد هنري بر تئاتر تأثير خواهند گذاشت.
* نقش سازمانها و نهادهاي غيرتئاتري را در رشد و حمايت از اين هنر مردمي چقدر مؤثر مي دانيد؟
** علاوه بر عوامل و راهكارهايي كه به آنها اشاره شد، نهادها و سازمانهاي غيرتئاتري نيز مي توانند در جامعه ما وارد عمل شده و با حمايت از تئاتر، تأثيرات زيادي بر رشد كيفي و اعتلاي فرهنگي اين هنر جذاب داشته باشند. سازمانهاي غيرتئاتري بخشي به عنوان بودجه فرهنگي دارند.
بخشي از اين بودجه و اعتبار فرهنگي مي تواند براي تئاتر و بسترسازي فرهنگي از طريق هنر تئاتر هزينه شود.
* چه انگيزه اي مي تواند سازمانهاي غيرتئاتري را براي هزينه كردن در اين حوزه ترغيب كند؟
** صرف هزينه براي تئاتر نه تنها تأثير كلي و اجتماعي دارد و به اعتلاي هنر تئاتر منجر مي شود، بلكه مي تواند بخشي از اهداف سازمانهاي حمايت كننده را نيز در بر بگيرد.
خريد بليت تئاتر و ترغيب كارمندان و كاركنان شاغل در اداره ها و سازمانها، ساده ترين كاري است كه نهادهاي غيرتئاتري مي توانند بواسطه آن در سرمايه گذاري فرهنگي سهيم باشند. حتي سازمانها مي توانند تأثيرهايي را انتخاب كنند كه با اهداف و برنامه هاي خودشان نيز مرتبط باشد.
در اين صورت جامعه به طور جدي تري با تئاتر مواجه خواهد شد؛ مطالبه خواهد كرد و تئاتر هم خود را در برآورده ساختن انتظارات جامعه موظف خواهد دانست.من معتقدم كه دخيل شدن سازمانها و ادارات غيردولتي مي تواند به يك راهكار مهم و اساسي در نهادينه سازي تئاتر در جامعه منجر شود و مطمئناً وارد شدن يك يا چند سازمان، سازمانهاي ديگر را نيز به انجام اين كار ترغيب مي كند و در مقطع زماني كمتري، تئاتر به عنوان يك نياز وارد برنامه ريزي و زندگي بخش وسيعي از جامعه مي شود.
* آي سان نوروزي |