|
بوي سيب مي آيد از كرانه كويت
اي اميد نوميدان در شكنج گيسويت
اي شفاي هر دردي، در حريم امن تو
اي دل همه مانده محو خال هندويت
گنبد طلاي تو قبله گاه پاكان است
گشته است هر قلبي بي اراده جادويت
اي غريب مظلوم كوچه هاي مشتاقي
هستي آشناي هر دل كه پا نهد سويت
دل شكستگان از توجان تازه مي گيرند
چشم زائر خسته بسته بر سر مويت
اي تو ضامن آهو را كريم راه حق
هر كه آرزو دارد تا شود چو آهويت
وادي خراسان را عطر تازه بخشيدي
اين ديار بي پايان سجده گاه ابرويت
اي رضايت دلها در رضاي تو مولا
دل فداي درگاهت جان نثار با رويت
مريم ميري |