|
منور ميرشجاعان
باور كنيد، درست است كه بيشتر سطح كره زمين را آب پوشانده، اما 97 درصد آن شور است.

باور كنيد، از اين 71 درصد آب جاري بر روي كره زمين تنها 3 درصد شيرين است كه بيشتر آن نيز يخهاي قطبي و آبهاي زيرزميني خيلي عميق است.
باور كنيد، سهم ما آدمها از كل آبهاي اقيانوسها، درياها، رودها نمي تواند بيشتر از يك درصد؛ يعني 4 هزار مترمكعب باشد.
باور كنيد، 1/1 ميليارد نفر در دنيا آب آشاميدني سالم ندارند و سالانه ميليونها كودك و زن و مرد بر اثر بيماريهاي ناشي از كمبود آب سالم مي ميرند.
باور كنيد، با وجود اينكه 2 درصد جمعيت دنيا در كشورهاي آفريقايي و آسيايي متمركزند، سهم اين دو قاره از منابع تجديد شونده آب تنها 47 درصد است.
باور كنيد، در40 سال گذشته، مصارف آب در سطح دنيا سه برابر شده است.
باور نمي كنيد! شايد با خود مي گوييد كه اين عدد و رقمها چه ربطي به ما دارد، اما؛
باور كنيد، شاخص هاي بحران آب در كشور ما به مراتب نامطلوب تر از متوسط دنياست.
باور كنيد، يك درصد جمعيت دنيا در ايران ساكن هستند، اما سهم كشور ما از منابع آب تجديد شونده تنها 0.26درصد است.
باور كنيد، ميزان آب شيرين در اختيار ايران 0.36 درصد؛ يعني حدود يك سوم سرانه جهاني است.
باور كنيد، برداشت اضافي از ذخيره ثابت آبخوانهاي آب زيرزميني در كشور ما حدود 5 ميليارد مترمكعب در سال است.
باور كنيد، متوسط بارندگي سالانه در كشور ما حدود 250ميلي متر؛ يعني يك سوم متوسط جهاني است.
باور كنيد، در دنيا 60 تا 70 درصد منابع آبي صرف كشاورزي مي شود و در كشور ما 85 تا 93 درصد است.
باور كنيد، امسال ميزان بارندگي در ايران، 40 درصد در مقايسه با متوسط 39 سال گذشته كشور كاهش داشته است.
باور كنيد، سرانه مصرف آب در شهرهاي اروپايي 140 ليتر در شبانه روز است ولي در بسياري از شهرهاي ايران حدود 300 ليتر است.
و باور كنيد، كه ما قدر اين «طلاي آبي» را نمي دانيم!
طلاي آبي كه به رايگان هدر مي دهيم
شايد هنوز هم باور نكرده ايد كه ما چقدر به اين نعمت الهي بي توجهيم، نعمتي كه خداوند در 33 آيه قرآن كريم به آن اشاره مي كند كه بعد از خلقت آسمانها و زمين، آب را فرو فرستاديم تا زمين مرده را زنده نمايد و آب را مايه حيات و منشأ تمامي گياهان و حيوانات و مايه هستي قرار داديم.
نعمتي كه خداوند درباره آن در آيه 10 و 11 سوره نحل مي فرمايند: «او كسي است كه از آسمان، آبي فرود آورد كه ]آب [آشاميدني شما از آن است و روييدني]هايي [كه ]رمه هاي خود را[ در آن مي چرانيد ]نيز[ از آن است. به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات ]ديگر[ براي شما مي روياند، قطعاً در اينها براي مردمي كه انديشه مي كنند، نشانه اي است.»
اگر هنوز هم باور نداريد كه به آب بي توجهيم، بد نيست با هم سري به گوشه و كنار شهر بزنيم تا به اين باور برسيد كه ما در اسراف كردن و بي توجهي به آب همت بالايي داريم!
صبح باران آمده است، باران زيبايي كه تن درختان و خيابانها را شسته و هنوز عطر خاك به مشام مي رسد، در يكي از كوچه هاي شهر، مردي ميانسال شيلنگ آب را در دست گرفته و با شدت آب در حال شستن پياده روي جلوي خانه اش هست. پياده رويي كه هنوز از باران صبحگاهي نمناك است.
هرچند كه سابقه خوبي از تذكر دادن به اين گونه افراد ندارم، ولي باز هم با ترديد جلو مي روم و بعد از عرض ادبي به او يادآور مي شوم كه ما امسال با كم آبي رو به رو هستيم و...
و مرد با نگاهي موشكافانه به من نگاه مي كند و مي گويد: مأمور آبي!
و وقتي پاسخ منفي ام را مي شنود، باز مي گويد: اي بابا، بيكاري سر ظهري تو كوچه و پس كوچه ها راه افتادي اداي آدمهاي دلسوز را دربياوري، برو عقب خيس نشي!
مي گويم چه كاره هستم و او اين بار با لحني نرم تر، ولي حق به جانب مي افزايد: كي گفته كم آبيه! مگه نديدي توي اين هفته شكر خدا چه باراني باريد!
در روزي ديگر و در كوچه اي ديگر چند جوان مشغول شستن ماشينشان هستند، آن هم با يك سطل كف و يك شيلنگ پرفشار آب. با خود فكر مي كنم اينها جوان هستند و شايد باور كنند كه مشكل كم آبي پيش روي ما، جدي است. آنچه شرط بلاغ است به آنان مي گويم.
يكي از آنان مي گويد: حق با شماست. چشم، چشم. سهراب بپر شير آب را ببند.هنوز به سر كوچه نرسيده ام كه صداي خنده آنان و شرشر آب به گوش مي رسد!
پس از يك روز پركار و پرمشغله به خانه مي رسم، در را كه باز مي كنم، با آبشاري از آب رو به رو مي شوم كه از طبقه بالا روي پله ها جاري است و صداي خانم صاحبخانه و دخترانش را مي شنوم كه با شيلنگ آب و جارو در حال شستن راه پله ها از طبقه چهارم هستند.
مجبورم ناراحتيم را پشت لبخندي تصنعي پنهان كنم و با لحني بسيار مؤدبانه مي گويم: اين طوري كه خيلي آب اسراف مي شود، امروز فرداست كه باز آب را نوبت بندي كنند. با يك سطل آب و طي، خيلي بهتر تميز مي شود و به ساختمان هم آسيبي نمي رسد.
و در پاسخ مي شنوم: شما نمي خواهد دلت براي خانه ما بسوزد، چيزي كه زياده آبه، خودتان كه به همين بهانه ها انجام نمي ديد، پس به كار ما كار نداشته باشيد.
وقتي با مردم صحبت مي كنيم كه چگونه آب را مصرف مي كنند، همه به نظر خودشان بهترين استفاده را دارند. نمي شود به خانه هاي مردم رفت و سرك كشيد و از مهربانيها و نامهربانيهاي آنان با آب با خبر شد. اما نگاهي به اطرافيان و نحوه استفاده آنان از آب لوله كشي همه نشان از بي مهري نسبت به اين نعمت الهي دارد؛ آب و آبكشي هاي افراطي، استحمامهاي طولاني با دوش آبي كه پيوسته باز است، آب بازيهاي كودكانه در ظهرهاي دم كرده و شستن حياط و راه پله و...
آب را هدر مي دهيم، اسراف مي كنيم تا وقتي هست به بدترين نحو و هرگونه كه دلمان بخواهد و راحت باشيم آن را مصرف مي كنيم و هميشه حق به جانب هستيم و مي گوييم به كسي مربوط نيست كه ما چگونه آب را مصرف مي كنيم نه به رهگذر، نه مأمور نه مسؤول، هرچقدر مصرف كنيم پولش را مي دهيم. اما وقتي كه آب براي دسترسي عموم كم شده و نوبت بندي مي شود آن وقت همه بايد پاسخگو باشند از مأموران و مسؤولان گرفته تا آن رهگذر تشنه اي كه از ما مطالبه يك پياله آب مي كند.
پنجمين كشور جهان در كشت آبي
و بدتر از مصارف خانگي ما، مصرف آب در بخش كشاورزي است. بيش از 85 درصد آب استحصالي كشور در بخش كشاورزي صرف مي شود و به دليل استفاده از روشهاي سنتي در آبياري مزارع، بيش از 60 درصد آب مصرف شده، هدر مي رود.
و اين در حالي است كه اگر به مزارع گوشه و كنار كشور سري بزنيم متأسفانه شاهديم با وجود اينكه خود كشاورزان بهتر از هر كسي مشكل كم آبي را باور دارند، اما باز هم شاهد نهرهاي سنتي خاكي براي انتقال آب هستيم.
از كل 37 ميليون هكتار اراضي كشور كه استعداد كشت دارند فقط 7.8ميليون هكتار زير كشت آبي قرار دارد كه پنجمين كشور جهان در خصوص كشت آبي است و از اين ميزان تنها 680 هزار هكتار تحت پوشش سيستم آبياري تحت فشار قرار دارد و اين در حالي است كه افزايش يك درصد بازده در مصرف آب در بخش كشاورزي مانند احداث دو يا سه سد مثل سد كرج است.
اما بحث هدر رفتن آب در بخش كشاورزي فقط به سنتي بودن روشهاي آبياري و نبود سيستم نوين آبياري مربوط نمي شود، بلكه بازده توليد در كشور ما هم در مقايسه با بسياري از كشورها پايين است. به طوري كه متوسط محصول برداشت شده از اراضي ديم در كشورهاي توسعه يافته 3.2 تن در هكتار است كه تا سال 2025 به چهار تن در هكتار مي رسد و در ايران اين رقم 832 كيلوگرم در هكتار است.
اين همه در شرايطي است كه تأمين آب شرب شهرها با دشواري رو به روست و فقط 5 درصد بهينه سازي در مصرف آب كشاورزي، آبي برابر با كل مصرف آب شهرها ايجاد خواهد كرد.
مردم بايد بخواهند
اما واقعاً چه بايد كرد؟ آيا تا زماني كه مردم نخواهند، مي شود و يا سهواً فراموش كنند، مي شود مصرف آب را مديريت كرد؟ تا كي مي شود به مردم ديكته كرد كه براي مصرف بهينه آب چه بكنند، چه نكنند. آيا طي اين سالها بارها در رسانه هاي جمعي به روشهاي صرفه جويي آب و استفاده بهينه از آن اشاره نكرده اند؟
اما تا زماني كه مردم به اين باور نرسند آب اين مايه حيات، رو به كاهش است و براي آب قيمتي متصور نيست، اما باور كنيد كه اين «طلاي آبي» قدر و قيمت «طلاي سياه» و «طلاي زرد» را خواهد يافت، آن زمان هيچ كاري از پيش نخواهد رفت.
اما حالا چه باور كنيد و چه نكنيد بايد بگوييم كه تمامي استانهاي كشور امسال با كم آبي مواجهند و تقريباً هيچ استاني در وضعيت مطلوبي قرار ندارد و حتي استانهاي پر آبي مثل مازندران هم با كاهش 37 درصدي بارندگي رو به رو است.
و باور كنيد كه استانهاي فارس، خراسان رضوي، خوزستان، كرمان، اصفهان، كرمانشاه، سيستان و بلوچستان، هرمزگان، يزد، خراسان جنوبي، بوشهر، كهكيلويه و بوير احمد، چهارمحال و بختياري و ايلام در اولويت خشكسالي قرار دارند؛ يعني اينكه بعيد نيست مردم اين استانها تا چندي ديگر شاهد نوبت بندي آب باشند.
و براي يادآوري و تذكرهاي روزانه و دايمي شايد لازم است در هر خانه اي پليسي گماشت تا بر نحوه مصرف آب نظارت كند. مگر نه اينكه امسال بيش از 8 ميليون هميار پليس با ناجا همكاري مي كردند، بد نيست يك بند به وظايف آنان اضافه شود «حفاظت از منابع آب» كه اگر اين اتفاق بيفتد و هر كدام از آنان بتوانند از هدر رفت يك ليتر آب جلوگيري كنند، رقمي بيش از 8 ميليون ليتر آب خواهد شد! |