|
*منور ميرشجاعان
بشر دهه هاي متمادي است عادت كرده براي پيشبرد هدفهاي خود و رسيدن به مطلوبهايي كه مد نظرش است، مشكلاتي را به

وجود آورد؛ مشكلاتي كه بعد از گذشت چندين سال، خود به چالشي بزرگ پيش روي آنان مبدل شده و همگان را به فكر برطرف كردن آن مي اندازد.
جلسات ملي، نشستهاي منطقه اي و كنوانسيونهاي بين المللي تشكيل مي دهند تا مشكلي كه خود باعث وقوع آن هستند به نوعي اگر بتوانند، برطرف كنند.
بلايي كه ما زمينيان بر سر آب و هواي اين كره خاكي آورده ايم نيز از همين مقوله است. وقتي با صنعتي شدن هر روز به سمت رفاه زندگي پيش مي رفتيم، شايد تنها چيزي كه فراموش كرده بوديم، هواي پاكي بود كه در اختيار داشتيم. اما اكنون نه تنها خود را از اين هواي پاك محروم كردهايم، بلكه با استفاده نادرست از مواهب خدادادي، باعث بروز تغييرات جبران ناپذيري در آب و هواي كره زمين شده ايم؛ تغييراتي كه براي بازگرداندن آن به شرايط مطلوب، راهي بس طولاني را بايد طي كرد و آن هم شايد ناشدني باشد!
در راستاي اثرات تغييرات آب و هوا، گفتگويي داشتيم با مهندس محمد صادق احدي، معاون طرح ملي تغيير آب و هواي كشور كه از نظر مي گذرد:
*حساسيتها نسبت به تغييرات آب و هوا و اثرات سوء آن در محافل جهاني رو به افزايش است و شعار امسال سازمان بهداشت جهاني(حفاظت سلامت در مقابل تغييرات آب و هوايي) از اين موضوع حكايت دارد. به طور مختصر، عوامل به وجود آورنده اين تغييرات را عنوان كنيد.

**در اين زمينه، 2 نظريه وجود دارد. يك عده از دانشمندان كه با كنوانسيون تغيير آب و هوا و... موافق نيستند، مي گويند تغييرات آب و هوايي يك اتفاق طبيعي است و معمولاً به صورت دوره اي رخ مي دهد.
اما كساني كه فرضيه دوم را(از سال 1978 كه بعد از اولين كنفرانس جهاني هواشناسي به وجود آمد) ارايه كردند، بر اين عقيده هستند كه عمده دليل تغييرات آب و هوايي، افزايش غلظت گازهاي گلخانه اي در جو است، به طوري كه قبل از صنعتي شدن در دنيا، غلظت گازهاي گلخانه اي در اتمسفر زمين چيزي حدود ppm280 بوده، ولي اكنون ppm 360 است و پيش بينيها نشان مي دهد كه اگر به همين وضع انتشار گازهاي گلخانه اي ناشي از مصرف سوختهاي فسيلي و صنعتي صورت بگيرد، تا سال 2050 به ppm 500 خواهد رسيد.
*ايران چقدر تحت تأثير تغييرات آب و هوا قرار گرفته است؟
**اقليم ايران به طور طبيعي، مستعد آسيب پذيري از تغييرات اقليمي است. بنابراين اگر اتفاقي همچون افزايش دما به وجود بيايد، نه تنها اقليم ايران، بلكه اقليم منطقه را تحت تأثير قرار مي دهد و موضوعاتي نظير بيابانزايي، خشكسالي و... را تشديد مي كند.
يكي ديگر از مشخصه هاي تغيير اقليم، تأثير آن بر مؤلفه هاي حدي و جابه جايي ماكزيمم و مينيممها است، در صورتي كه ممكن است متوسط اين مؤلفه ها چندان تغيير نيابد. به طور مثال، ممكن است متوسط دما تغييري نيابد، ولي ماكزيمم دما افزايش يافته و مينيمم آن كاهش يابد و اين اثرات سوئي بر تنوع زيستي و پوشش گياهي منطقه دارد.
مثلاً در طول زمستان روزهايي بود كه هوا به شدت سرد شده بود كه بسياري از درختان در اثر اين سرما از بين رفتند.
كشور ايران جزو مناطق آسيب پذير نسبت به اثرات سوء تغيير اقليم در دنياست. يعني اگر مناطق دنيا را تقسيم بندي ميكنند، ايران داراي اكثر مناطق آسيب پذيري كه در كنوانسيون ذكر شده، همچون قرار گرفتن در مناطق گرم و خشك، وابسته بودن اقتصاد به نفت و كشاورزي، سهم بالاي بخش كشاورزي در اشتغال و دارا بودن نواحي ساحلي مي باشد.
*همان طور كه عنوان كرديد، سهم عمده اي از اقتصاد و اشتغال در كشور ما به بخش كشاورزي وابسته است. توضيح دهيد اين تغييرات اقليم چقدر اين بخش را به مخاطره انداخته است؟
**مخاطراتي كه اين بخش با آن روبرو است، به دو صورت آسيبهاي مستقيم ناشي از تغييرات اقليم و اثرات اقتصادي و اجتماعي ناشي از اين مخاطرات در بهره برداران اين بخش است.
بيش از 25 درصد اشتغال و حدود 24-23 درصد توليد ناخالص كشور وابسته به بخش كشاورزي است. بنابراين با توجه به اين كه بيش از 80 درصد از اراضي كشور در اقليم خشك قرار دارد، هر گونه تغيير در الگو و ميزان بارش پيامدهاي جبران ناپذيري در بخش آب، منابع آب و كشاورزي به جا مي گذارد.
مخاطرات ناشي از تغييرات آب و هوا در بخش كشاورزي عمدتاً از كاهش منابع آبي متأثر است. نتايج مدل سازيهايي كه با همكاري مركز اقليم شناسي سازمان هواشناسي در زمينه بررسي الگوي تغيير اقليم، نحوه بارش، دما و... در ميان مدت انجام داده ايم، نشان مي دهد به غير از 5 استان، در اكثر استانهاي كشور با كاهش بارش به طور متغير بين 5 تا 30 درصد مواجه هستيم.به عبارتي، ميانگين بارش در كل كشور در يك دوره 30 ساله (2010 تا 2040) 9 درصد كاهش پيدا مي كند و با افزايش ماكزيمم دما و تعداد روزهاي داغ، شدت تبخير افزايش يافته و اين موضوع باعث ايجاد مشكلات اساسي در دسترسي بخش كشاورزي به منابع آبي مي شود.افزايش دما باعث افزايش شدت تبخير شده و به تبع آن، باعث كاهش بازدهي بخش آبياري مي شود. اين موضوع موجب مي شود تا محصولات كشاورزي قبل از اين كه فرصت كافي براي باروري داشته باشند، به دليل كم آبي و افزايش دما، زودتر از موعد برداشت شوند و يا در اثر شدت تابش از بين بروند.در ايران، 30 تا 40 درصد از اراضي به صورت ديم كشت مي شوند و بيش از 70 درصد اين اراضي ديم به كشت غلات اختصاص دارد. ديده مي شود هر گونه تغيير در الگوي بارش به شدت بخش ديم و كشت غلات را تحت تأثير قرار مي دهد كه اين به تبع خود، امنيت غذايي را به خطر مي اندازد.
اثرات اقتصادي و اجتماعي ناشي از تغيير اقليم در بخش كشاورزي نيز در اثر كاهش نزولات آسماني و تأثير آن بر اشتغال در اين بخش به وقوع مي پيوندد، به طوري كه منابع درآمدي افرادي كه در اين بخش اشتغال دارند، كاهش مي يابد و به تبع آن، مهاجرت به شهرها و مشكلاتي همچون حاشيه نشيني در شهرها به وجود مي آيد. اين امر در استانهاي مرزي نيز ممكن است پيامدهايي نظير قاچاق كالا از كشورهاي همسايه براي جبران كسري درآمد را درپي داشته باشد.
*به اين مسأله اشاره داشتيد كه يكي از مخاطرات بخش كشاورزي، تأمين آب است. خود منابع آبي كشور چقدر تحت تأثير تغييرات آب و هوايي قرار گرفته اند؟
**اثرات سوء تغيير اقليم بر منابع آبي در سه شكل كاهش بارش(كه دسترسي به منابع آبي اعم از شرب و كشاورزي را كم مي كند)، تغيير در شدت بارش و نيز الگوي بارش خود را نشان مي دهد.
متوسط بارش كشور يك سوم بارش دنياست. در ايران متوسط نزولات جوي حدود 230 ميليمتر در سال است، در حالي كه در دنيا متوسط 750 تا 800 ميليمتر است. نتايج مدل سازي نشان مي دهد، بيش از 9 درصد بارش كشور در دوره 30 ساله(2010 تا 2040) كاهش پيدا مي كند.
اما در خصوص تغيير الگوي بارش، نتايج مدل حاكي از آن است كه در اكثر استانها، الگوي بارش از برف به باران تبديل شده و بارش به صورت باران عمدتاً به شكل آبهاي سطحي و سيلاب است كه نمي تواند در زمين نفوذ كند تا در دوره هاي گرم سال بتوان از آن استفاده كرد. ولي وقتي بارش به صورت برف باشد، به مرور زمان ذوب شده و در زمين نفوذ مي كند و از آن به عنوان منابع آبي پايدارتري در دوران گرم سال مي توان استفاده كرد.
از طرف ديگر، در سالهاي اخير زمان ذوب شدن برفها يك ماه زودتر انجام مي شود، به عبارتي گرما زودتر از موعد اتفاق مي افتد كه اين بر ذوب شدن برفها تأثير مي گذارد. بنابراين ما در فصلهاي گرم سال با كمبود منابع آبي مواجه مي شويم.
موضوع ديگري كه وجود دارد، شدت بارش است. در خيلي از مناطق كشور ممكن است كاهش در ميزان بارش صورت نگيرد و ميزان بارش به ميزان سالهاي قبل باشد، ولي شدت تغيير مي يابد، به طوري كه دوره زماني كه بارش معيني اتفاق مي افتد، كوتاه تر مي شود.
مثلاً در استاني مثل سيستان و بلوچستان، اگر به طور متوسط فرض كنيم ميزان بارش 100 ميليمتر در سال است، قبلاً اين 100 ميليمتر در سال در يك دوره 3- 2 ماهه اتفاق مي افتاد، ولي به تازگي ديده مي شود، اين ميزان بارش در يك دوره يك ماهه اتفاق مي افتد كه اين امر موجب ايجاد سيلاب و طغيان رودخانه ها شده و باعث از بين رفتن اراضي كشاورزي و منابع درآمدي و همچنين منازل مسكوني مردم مي شود.
با تغيير شدت بارش در اثر تغييرات آب و هوايي، الگوي بارش بيشتر به صورت سيلابي بروز پيدا مي كند، به طوري كه نتايج مطالعات حاكي از آن است كه در سالهاي اخير در اكثر بخشهاي كشور، شدت سيلابها افزايش پيدا كرده است. مطالعه اي كه گروه منابع آب طرح ملي تغيير آب و هوا انجام داده، نشان مي دهد در بيش از 53 درصد از ايستگاه هاي آب شناسي، شاخص طغيان افزايش پيدا كرده است.
از ديگر اثرات سوء تغيير آب و هوا در اثر كاهش بارش، مشكلاتي است كه در ديگر بخشها در اثر كمبود دسترسي به منابع آب نظير بخش كشاورزي، تنوع زيستي، درياچه ها، تالابها و... به وجود مي آيد. به عنوان مثال، امسال ورودي رودخانه هيرمند به درياچه هامون دچار مشكل شده و دوباره درياچه در حال خشك شدن است كه به تبع تنوع زيستي، منطقه را تحت تأثير قرار مي دهد.
*اثرات تغيير اقليم بر تنوع زيستي به چه شكلي بروز پيدا مي كند؟
**80 تا 85 درصد از اراضي كشور در اقليم خشك و نيمه خشك قرار دارد. بنابراين ديده مي شود به طور ذاتي اقليم ايران آسيب پذير است و هميشه با مشكلاتي نظير كمبود منابع آبي، كمبود بارش و... مواجه است. حال چنانچه موضوعي مثل تغيير اقليم به آن اضافه شود، سرعت بيابانزايي، سرعت از بين رفتن گونه هاي گياهي و جانوري و... تشديد مي شود. بنابراين اگر بخواهيم اثرات تغيير اقليم بر تنوع زيستي را بررسي كنيم، موضوع از چندين منظر ميتواند مد نظر قرار گيرد.
كمبود منابع آبي باعث مي شود حوزه هاي آبريز ما تحت تأثير قرار بگيرد، روان آبها به شدت كاهش پيدا كند و اين امر موجب مي شود تنوع زيستي كه در اين مناطق مثل درياچه ها، تالابها، بركه ها و... زندگي مي كنند، به دليل خشك شدن زيستگاه شان از بين بروند، به طوري كه در سالهاي اخير درياچه هامون، بختگان و... با اين مشكل مواجه بودند.
علاوه بر اين، به دليل كاهش بارش، ميزان آب ورودي به رودخانه ها كم مي شود و شدت املاح آبها و آبهاي سطحي افزايش پيدا مي كند و اين موضوع باعث تغيير كيفيت منابع آبي شده و بيشتر مواقع سبب مي شود اين تنوع زيستي كه در اين مناطق زندگي مي كنند، تحت تأثير قرار بگيرند و از سوي ديگر، كاهش منابع غذايي را در پي دارد كه باعث مهاجرت بعضي از گونه هاي جانوري شده و وقتي در يك زنجيره غذايي يك گونه نباشد، كل زنجيره دچار مشكل مي شود.در حوزه آبهاي آزاد و اقيانوسها نيز ممكن است در اثر افزايش متوسط دماي دنيا، متوسط دماي آبها نيز افزايش پيدا كند. افزايش دماي آب ممكن است در برخي از مناطق مثل خورها و تالابها به دليل ساختار آنها، حادتر خود را نشان بدهد و باعث جابه جايي تنوع زيستي اين بخشها بشود. به تبع آن وقتي يك گونه جابه جا شود، گونه هايي كه از آن تغذيه مي كردند، دچار مشكل مي شوند كه يا از بين مي روند و يا مجبور به جابه جايي مي شوند كه اين خود، بخشهاي اقتصادي را كه از اين منابع تغذيه مي كردند، مثل صيادها تحت تأثير قرار مي دهد.
*مخاطراتي كه تغييرات اقليم روي سلامت انسانها دارد را عنوان بفرماييد.
** بررسيها نشان مي دهد با اين كه در دوره 1988 تا 1998 در يك دوره 10 ساله، تعداد كاركنان ارايه دهنده خدمات بهداشتي 2 برابر شده و عرضه خدمات بهداشتي در كشور به خصوص در استانهاي جنوبي روند صعودي داشته، در اين دوره روند ابتلا به بيماريهايي كه متأثر از موضوعات تغيير اقليم هستند، روند صعودي به خود گرفته و ميزان ابتلا به آن نسبت به دوره هاي قبلي 2 تا 3 برابر شده بود.
شيوع بيماريهايي نظير مالاريا، كلرو، دنگو و بيماريهاي عفوني با افزايش دما، كاهش منابع آبي و كيفيت آب رشد صعودي پيدا مي كنند.
*در حال حاضر، ايران در چه بخش ديگري با چالش روبروست؟
** اقداماتي در راستاي تغيير اقليم در جهان توسط كشورهاي توسعه يافته صورت مي گيرد كه اين موضوع را به عنوان اثرات ناشي از اقدامات مقابله اي(Impact of Response Measures) مطرح مي كنند.
كشورهايي مثل ايران، عربستان و كشورهاي نفتي علاوه بر آسيب پذيريهاي عنوان شده، از نظر كاهش درآمد نفتي در راستاي اقداماتي كه در عرصه جهاني براي مقابله با تغييرات اقليم صورت مي گيرد نيز آسيب مي بينند.
بيش از 80 درصد انتشار گازهاي گلخانه اي به طور متوسط در دنيا از بخش انرژي صورت مي گيرد و به سبب ضرورت كاهش انتشار گازهاي گلخانه اي، بيشتر بر موضوع استفاده بيشتر از انرژيهاي تجديدپذير و بهينه سازي مصرف انرژي تأكيد مي شود كه هر دو بازار آينده سوختهاي فسيلي را تحت تأثير قرار مي دهد و تقاضا را براي سوختهاي فسيلي در بازار جهاني كاهش مي دهد.
اين امر به تبع آن، درآمد نفتي كشورهاي صادر كننده نفت را در آينده تحت تأثير قرار مي دهد و در يك كلام، كل توليد زيربخشهاي اقتصادي كشور آسيب مي بيند.
* پس چرا در سالهاي اخير علي رغم تأكيد محافل جهاني بر استفاده از انرژيهاي نو و تجديدپذير، شاهد افزايش قيمت جهاني نفت هستيم؟
**اين افزايش كوتاه مدت است، ولي موضوع اثرات اقدامات مقابله اي بر بازار نفت موضوعي بلندمدت است كه ممكن است اثرات آن بعد از 50 سال خود را نشان دهد. اگر كشورهاي توسعه يافته بخواهند در مقابل تعهداتشان نسبت به پروتكل كيوتو در راستاي كاهش گازهاي گلخانه اي اقدامات مؤثري به عمل بياورند، اين اقدامات به بخش انرژي معطوف مي شود.
مطالعات گسترده اي نيز در اين زمينه صورت گرفته است. بعضي مطالعات نشان مي دهد كه درآمد كشورهاي اپك حدود 10 درصد كاهش پيدا مي كند. مطالعه اي كه مؤسسه «چارز ريورز» براي اپك انجام داده بود، در اين زمينه نشان مي دهد كه سطح رفاه در كشورهاي عضو اپك از جمله ايران بين 1/3 تا 3/6 درصد در اثر كاهش درآمدهاي نفتي كاهش مي يابد.
*براي مقابله با مشكلات ناشي از تغييرات آب و هوا چه بايد كرد؟
**فعاليتها در اين زمينه را مي توان به محدوده هاي متفاوتي متشكل از سياستگذاريها، اقدامهاي اجرايي و آگاه سازي عمومي تقسيم بندي كرد.
اولين كاري كه بايد صورت بگيرد، مطالعه جامع و يكپارچه در خصوص اين مسأله است كه الگوي بارش، دما و مؤلفه هاي اقليمي در آينده(ميان مدت و بلند مدت) به چه شكل خواهد بود. چون اگر تصوير دقيقي از تمامي اين مؤلفه ها نداشته باشيم، برنامه هاي ما، يك برنامه سازگار با تغييرات آب و هوا نخواهد بود، بنابراين بايد يك برنامه سازگار با تغييرات آب و هوا در همه زيربخشهاي توسعه ارايه بدهيم و يك بازنگري در برنامه هاي توسعه و اهداف سند چشم انداز با توجه به موضوعات تغيير آب و هوايي صورت گيرد.
به عنوان مثال، آيا مناطقي كه امروز مستعد براي سدسازي هستند در 30- 20 سال آينده، آبي خواهند داشت كه آنجا از اين سد استفاده بكنيم؟ بنابراين موضوع مهمي است كه در تمامي بخشها و برنامه هاي توسعه در زيربخشهاي مختلف ديدگاه سازگاري با تغييرات آب و هوايي را بگنجانيم.
از جمله اين اقدامات، در بخش هواشناسي علاوه بر مدل سازي تغيير اقليم و پيش بينيهاي آينده، گسترش و تقويت شبكه پايش تغييرات اقليم است. شبكه پايش تغييرات اقليمي در كشور كمبودهاي زيادي دارد. گرچه اكنون در زمينه پايش دما، بارش و... در كشور شبكه اي وجود دارد، ولي هنوز اين شبكه به طور كافي مجهز نيست كه بتواند بگويد پوشش گياهي طي ده سال گذشته چه تغييري انجام داده و اثرات تغييرات اقليم بر كاهش پوشش گياهي يا بيابانزايي و... را پايش كند.
بنابراين ضروري است كه شبكه مشاهدات و پايش تغييرات اقليم را گسترش داده و سرعت تبادل اطلاعات و داده با شبكه هاي جهاني و مراكز اقليم شناسي را افزايش دهيم. گرچه اين كارها در حال حاضر انجام مي شود، اما به تقويت بيشتر نياز دارد.
در بخش منابع آبي به نظارت بر شيوه هاي آبياري و استفاده از شيوه هاي آبياري مدرن نياز است، چون با توجه به الگوي تغييرات دمايي در سالهاي آينده، شدت تبخير افزايش و روز به روز دسترسي به منابع آبي كاهش پيدا خواهد كرد. بنابراين ضروري است، الگوي آبياري را از سنتي به لوله كشي و سامانه هاي تحت فشار تغيير داد.
زمان مناسب براي كشت انتخاب كنيم. اگر مي بينيم فصلها يك ماه زودتر شروع شده، زمان كشت را جلوتر بيندازيم، از پس آب در بخش كشاورزي استفاده كنيم و هر چقدر بيشتر مي توانيم آب را دوباره مصرف و از هدررفت آب به شكل فاضلاب جلوگيري كنيم.
همچنين ضروري است از گونه هاي مقاوم به كم آبي در اراضي مستعد به خشكسالي استفاده بكنيم و اگر در كشور چنين گونه هايي نداريم، آنها را شناسايي و وارد كنيم و با برنامه ريزي، زيربخشهاي اقتصادي كشور را به سمتي ببريم كه بتواند در مقابل خشكساليها و كاهش بارش و... خودش را تطبيق بدهد.نواحي ساحلي يكي از بخشهايي است كه متأثر از موضوعات تغييرات اقليمي است. در اثر افزايش سطح آبهاي آزاد نواحي ساحلي، اراضي كشاورزي و صنعتي تحت تأثير قرار مي گيرد و از هم اكنون بايد به اين فكر باشيم كه چطور خودمان را با اين موضوع تطبيق بدهيم.
نفوذ آب شور دريا به بستر رودخانه ها، يكي از مشكلات ديگري است كه مي تواند اثرات سوئي در چندين بخش داشته باشد. به عنوان مثال، در اثر كاهش بارش و افزايش سطح آب درياهاي آزاد، آب شور دريا در بستر رودخانه و آبهاي زيرزميني نفوذ مي كند؛ اتفاقي كه چند سال پيش باعث شوري آب شرب شهرهايي مثل اهواز شده بود.
اگر ما يك سيستم پايش بسيار قوي براي پيش بيني داشته باشيم، خيلي از اثرات سوء تغيير اقليم را مي توانيم پيشبيني كنيم و يك برنامه اجرايي مناسب براي اين داشته باشيم. مي توانيم شرايط خودمان را با تغييرات اقليمي چنان تطبيق بدهيم كه حداقل آسيب پذيري را در قبال اين موضوعات داشته باشيم.
در نهايت، آگاه سازي عمومي يكي از عناصر كليدي در مقابله با اثرات سوء تغيير اقليم است، چون تا وقتي عموم مردم به موضوع آگاهي پيدا نكنند، اجراي برنامه هاي سازگاري هم چندان مؤثر نخواهد بود. |