تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-05-15
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 26اردیبهشت ماه 1387


بيانات حضرت آيةا... خامنه اي به مناسبت نكوداشت حاج شيخ هاشم قزويني؛
هيچ كس را به خوش بياني استاد نديدم

 

رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي ستاد مركزي بزرگداشت  آيةا... حاج شيخ هاشم قزويني  به بيان برخي از ويژگي هاي استاد



خود پرداختند. گزيده اي از بيانات ايشان در زمان برگزاري مراسم افتتاحيه نكوداشت مرحوم قزويني در مطبوعات درج شد، اما به پاس خدمات استاد بزرگ حوزه علميه مشهد و به بهانه اختتاميه همايش در زادگاه وي در قزوين متن كامل سخنان مقام معظم رهبري تقديم حضورتان مي شود.
****
تجليل و تكريم از مرحوم آقاي حاج شيخ هاشم(رضوان ا... عليه) كار بسيار بجايي است. با اينكه ايشان از شخصيتهاي بارز و برجسته در حوزه خراسان بودند و در طول سالهاي متمادي محور تدريس در مشهد محسوب مي شدند، ياد ايشان آن چنان كه شايسته آن مقام بالاست، مطرح نيست؛ لذا تجليل و تجديد ياد ايشان خيلي شايسته است.
مرحوم آقا حاج شيخ هاشم(رضوان ا... عليه) در واقع نمونه اي از تربيت حوزه علميه مشهد در آن نسل و دوران شكوفايي اين حوزه بود در دوره قبل از ما، به اين جامعيت ايشان كم پيدا مي شد. هم ايشان، هم مرحوم حاج شيخ مجتبي، ما سالها شاگرد مرحوم حاج شيخ هاشم بوديم و به درس مكاسب و رسائل بعد هم كفايه مي رفتيم. در اواخر اقامت ما در مشهد، قبل از قم ايشان درس خارج شروع كردند چند صباحي هم درس خارج ايشان رفتم. ايشان بسيار ملا و فقيه مبرزي بود و جزو شاگردهاي برجسته مرحوم آقازاده فرزند آخوند. يعني در رديف كساني مثل شيخ آقا بزرگ شاهرودي و مرحوم آقا ميرزا حسن بجنوردي و اين بزرگاني كه از مشهد رفته بودند، بعدها نجف نام آور شدند؛ حاج شيخ هاشم در رديف اينها محسوب مي شد؛ منتهي ايشان را در مشهد نگه داشتند.
قبل از آمدن مرحوم ميرزاي اصفهاني به مشهد، فضاي علمي مشهد فضاي آخوند خراساني بود. بعد كه مرحوم آقا ميرزا مهدي اصفهاني از نجف به مشهد مي آيند، حرفهاي مرحوم نائيني را وارد ميدان مي كند كه خوب آن مباني گسترده و ابتكاري و آن حرفهاي جديد مرحوم آقاي نائيني در اصول كه اغلب هم ناظر به فرمايشات مرحوم آقاي آخوند است در مشهد مطرح مي شود و فضلا بتدريج دور ايشان جمع مي شوند و درس اصول ايشان رونق مي گيرد. مرحوم حاج شيخ هاشم علاوه بر اينكه دلبسته علمي مرحوم آقاي ميرزا مهدي شد، مروج ايشان هم شدند و به نظرم جاذبه مرحوم ميرزا ايشان را در مشهد نگه داشت.
يكي از خصوصيات ايشان بيان فوق العاده بود. بنده سال 36 مشرف شدم نجف، تمام درسهاي معروف نجف را رفتم، بعد هم آمديم قم، سال 37 درسهاي قم را هم رفتم. هيچ كس را به خوش بياني حاج شيخ هاشم نديدم. يك بيان شيوا، يك صداي مناسب و گرم براي تدريس. خصوصيت ديگر ايشان تسلط به مباني كتابهاي درسي بود. ايشان وقتي مكاسب را از آن كتابهاي قديم، نصف صفحه يا بيشتر هر روز تدريس مي كردند، يك چند جمله اي از عبارت مي خواندند، بعد كتاب را مي بستند، تمام آن مطلب را بيان مي كردند. تمام مطالب در ذهن ايشان حاضر بود و مسلط بر مكاسب و رسائل و همين جور كفايه. نكته ديگري كه در ايشان وجود داشت، جنبه اخلاقي اين مرد بود؛ اين مرد از لحاظ معنوي و اخلاقي خوب، شاگرد آقا ميرزا مهدي بود، يعني واقعاً آراسته و پيراسته بود. گاهي زبان نصيحتش باز مي شد در درس، طلبه ها را نصيحت مي كرد. طلبه ها، هاي هاي گريه مي كردند. در عين حال در درس شوخي هايي هم مي كردند كه صداي خنده شان قاه قاه بلند مي شد، يك وقتي خود ايشان گفتند كه بعضي به من مي گويند كه تو چرا در درس شوخي مي كني. مي گفت: من مي بينم شما طلبه ها سينما كه نداريد، نمايش خانه كه نداريد، تفريح كه نداريد مي خواهم يك تفريحي كرده باشيد. اينجوري بود كه ايشان همه چيز را به ميزان مراقب بود.
خصوصيت ديگر ايشان روشنفكر بودن او بود. اين را ما در مرحوم حاج شيخ مجتبي قزويني هم ديديم. آن وقت خواندن روزنامه و مجله و اينها بين طلاب و بين علما هيچ معمول نبود، مطلقاً اصلاً به فكر نمي افتادند. يك مقدار هم عيب محسوب مي شد. يعني واقعاً اگر طلبه اي روزنامه به دست مي آمد در مدرسه، بخصوص اگر مجله اي بود كه پشت مجله ها هم معمولاً عكس هاي زن سربرهنه بود، اين واقعاً يك قبح بزرگي محسوب مي شد. در اين فضا مرحوم آقا شيخ هاشم از حرم برمي گشتند يك مجله مي خريدند. مرد باهيبتي بود. انسان جرأت نمي كرد با او احوالپرسي كند؛ از بس كه ايشان وقار و هيبت داشت. در عين حال آن چنان با طلبه ها متواضع بود. سؤالي كه انسان مي كرد با كمال مهرباني جواب مي داد. مرد بسيار غيوري بود؛ اين مرد شجاع و غيور در مقابل طلاب ضعيف با كمال مهرباني برخورد مي كرد. وقتي ايشان فوت كردند ما قم بوديم، مرحوم آيةا... بروجردي يك فاتحه مفصلي براي ايشان در مدرسه فيضيه گرفت و علما و بزرگان شركت كردند.
به هر حال اميدواريم خداوند به شما كمك كند اگر بشود از ايشان آثار و بركات علمي به دست بياوريد كه طبع كنيد خوب است اگر هم نشود همين سيره و خصوصيات اخلاقي و منش شخصيتي ايشان در بين طلاب پخش شود اين خيلي به جا و به موقع است.
ان شاءا... موفق باشيد.

  


بررسي جايگاه پژوهش در حوزه هاي علميه در گفتگو با حجة الاسلام والمسلمين عليرضا اعرافي :
توليدات فكري رقيبان جهاني را جدي بگيريم

 

* طيبه مروت

رشد و توسعه دانش در هر نهاد علمي مستلزم برنامه ريزي و مديريت صحيح واهتمام به امر پژوهش در آن است.




حوزه علميه كه به عنوان ديرپاترين نهاد علمي در دنياي اسلام شناخته شده است نيز از اين اصل مبري نيست. توجه به پژوهش وپژوهشگران وبررسي جايگاه آن در حوزه از آن جهت حايز اهميت است كه بناي تفكر ديني مردم درآن گذاشته مي شود.
ارزيابي و تحليل وضعيت پژوهش در حوزه هاي علميه موضوعي بود كه در گفتگو با حجة الاسلام والمسلمين عليرضا اعرافي، رئيس جامعة المصطفي العالميه وپژوهشگاه حوزه ودانشگاه بدان پرداخته ايم.

*براي آغاز بحث، درباره جايگاه پژوهش در حوزه هاي علميه بفرماييد.
** ما شاهد تحولات خوبي در حوزه پژوهش بعد از انقلاب اسلامي بوده ايم، من براي بررسي موضوع به چند نقطه قوت و اميدوار كننده وسپس به بعضي از نقاط و مشكلات در حوزه پژوهش در فضاي حوزه اشاره مي كنم.
اما در خصوص نقاط اميدوار كننده مي توان به اين نكات اشاره كرد:
اولين نكته در اينجا اين است كه حوزه پژوهش در فضاي قم و بعضي از حوزه هاي ديگر از نظر قلمرو گسترش پيدا كرده است. در حقيقت هم در نظام آموزشي و هم در نظام پژوهشي در حوزه پژوهش به سمت قلمروهاي نو و جديد حركت كرده ايم، مطرح شدن علوم انساني و اجتماعي با نگاه اسلامي، مطرح شدن حوزه هاي مختلف فلسفي جديد، كلام جديد و... نقاط خوب و اميدواركننده است كه ما شاهد هستيم. بنابراين گسترش قلمرو پژوهشهاي ديني، به سمت محورها و قلمروهاي نو در حوزه فلسفه، كلام، علوم انساني اجتماعي، اولين نقطه قوت است.
روشهاي نو و روش هاي تحقيقي جديد در حوزه هاي علوم انساني و اجتماعي در حوزه مطرح شده بنابراين يك نوع گسترش از حيث روش تحقيق و متالوژي هاي پژوهش هم شاهد هستيم.
به لحاظ ابزارها از نظر نرم افزاري و سخت افزاري شاهد تحول و پيشرفت مناسبي هستيم.
پژوهش هاي حوزه به سمت نيازها و پرسش هاي نو حركت كرده چه نيازهايي كه در سطح جهان مطرح است و چه نيازهايي كه در سطح نظام مورد توجه بوده است، براي سامان دادن به اين پژوهشها و حوزه هاي آموزشي جديد، شاهد شكل گيري مراكز جديد پژوهشي در كنار مراكز آموزشي بوديم.




همچنين تحولاتي كه در حوزه هاي آموزشي رخ داده است و گسترشي كه رشته هاي تخصصي در حوزه پيدا شده است، زيرساختي شده است براي اين كه بتوانيم پژوهشگران جديد تربيت بكنيم.
شكل گيري نظام پايان نامه نويسي نكته ديگري است كه قابل تأمل است. پايان نامه مي تواند يكي از نمادهاي مهم پژوهش و كارورزي براي پرورش محققان در اين زمينه باشد.
شكل گيري معاونت پژوهشي در حوزه - با وجود اين كه به دلايل مختلف روند سريع و مناسب نداشته - يكي از اتفاقات مبارك در حوزه پژوهش است.
با تحولات گوناگوني كه در حوزه رخ داد و ارتباطي كه مجموعه فضلاي جديد با دانشگاه ها و رشته هاي نو پيدا كردند، نسلهاي جديدي در حوزه از پژوهشگران آشناي به دانشگاه پرورش يافته اند كه اين موضوع برخي از نقاط اميدوار كننده و قوت حوزه در بخش پژوهش است. همچنين نشرياتي كه منعكس كننده دستاوردهاي پژوهشي حوزه است، به مراتب افزايش يافته است. امروز حوزه علميه ده ها نشريه فصلنامه و حتي هفته نامه و ماهنامه منتشر مي كند كه ظرفيت بسيار خوبي است واگر نقصانها رفع شود مي توان به ايجاد يك جبهه بزرگ علمي از اين طريق اميدوار بود.
* يقيناً نمي توان از خلاءهاي موجود در عرصه پژوهش حوزه چشم پوشي كرد...
** بله. يقيناً همين طور است. در حوزه پژوهش شاهد يك نقشه جامع نيستيم و مقام معظم رهبري نيز در بيانات خود در جمع فضلاي حوزه به آن اشاره فرمودند، البته در كل مسايل حوزه، اين نقص يعني فقدان نقشه جامع پژوهش هاي ديني احساس مي شود.
نكته دوم، فقدان يك هماهنگي و انسجام ميان مجموعه مراكز است.
نكته سوم اين است كه ما يك نظام اطلاع رساني و يك بانك اطلاعات جامع نداريم. اگر چه قدم هايي برداشته شده است. ولي به سهولت اين هنوز در اختيار همه نيست.
نكته چهارم اين است كه اين نگراني وجود دارد كه در تحقيقات جديد و نوسازيهايي كه در حال تحقق است آن اصالت بنايي كه بر معارف عميق حوزوي و توجه به علم اصول فقه و آن دانشهاي اصيل حوزه استوار بوده و هست، كاهش پيدا كند. ما بايد بين علم اصول، فلسفه و تفسير و دانش هاي بنيادين حوزه با قلمروهاي نو تحقيق پيوند ايجاد كنيم، ولي در حال حاضر اين پيوند كامل نشده و به تحقيقات بيشتري نياز دارد. گاهي موازي كاري هايي ديده مي شود كه يكي از نقاط ضعف محسوب مي شود، اين هم نكته اي است كه نبايد از نظر دورباشد.
محصولاتي كه در حوزه توليد مي شود، معمولا به زبان فارسي است و درون كشور ما حبس مي شود، ما كم كم تلاش كرديم در عرصه هاي بين المللي و در كرسي ها و تريبون هاي جهاني حضور پيدا بكنيم. اين به خاطر ضعف در ندانستن زبان بيگانه است. ما بايد يك نهضت ترجمه آثار و توليدات حوزه را به زبانهاي ديگر و مناسب سازي اين تحقيقات با فضاهاي بيروني و جهاني پايه ريزي كنيم.
گرچه حوزه به سمت نيازهاي روز قدمهايي برداشته، اما باز هم كاستي هايي در اين زمينه احساس مي شود.
*آيا پژوهش هاي موجود حركت علمي حوزه را در مسير رسيدن به آرمانهاي علمي تسريع مي كند؟
**من فكر مي كنم آرماني كه حوزه تبيين مي كند، گسترش مرزهاي دانش ديني، تبيين معارف دين در قلمروهاي جديد و دفاع از دين و نظامات ديني در برابر انديشه هاي رقيب است.
در اين زمينه نبايد خيلي بدبين بود و نمي شود هم خيلي خوش بين بود. حوزه در يك وضع متوسط نسبتا مناسبي حركت مي كند و محصولات حوزه هم محصولات خوبي است، اما نمي شود گفت خيلي هم كامل است، بنابراين مي توان گفت، حركت علمي حوزه نسبتا حركت پويايي بوده است.
* در بحث گذشته شايد مقصود شما به دوره محدودي قبل از انقلاب برسد، اما اجازه بدهيد كمي نگاهمان را به دور تر بيفكنيم، جنابعالي وضعيت پژوهشهاي حوزوي را در دوره حاضر با دوره اي كه ما بزرگاني مثل خواجه نصير را داشتيم، در يك نظام ارزيابي به چه شكل مي بينيد؟
** ببينيد شرايط خيلي متفاوت است. اين بحث از دو حيث كار فردي وجمعي قابل بررسي است. به لحاظ فردي اگر بخواهيم ارزيابي كنيم، ما افرادي مثل مرحوم علامه طباطبايي و صاحب جواهر و ملاصدرا را در حوزه داريم كه يك نفره به اندازه چند تيم تحقيقاتي كار مي كردند و توليداتشان هم به لحاظ كمي و هم كيفي بسيار قوي بوده است.
گاهي احساس مي شود به لحاظ توليد نظريات عميق و جامع يك مقدار كاستي داريم، يعني توقع بيش از اين است اما در مجموع فكر مي كنم، با اين امكانات و فضايي كه وجود دارد و نيازهاي گسترده كه امروز وجود دارد، بايد مثبت ارزيابي بكنيم، ما مقابل نيازهاي بسيار گسترده و فوق العاده متنوع قرار داريم آن جور سرمايه گذاري هاي كلان هم در حوزه نمي شود، بنابراين در مجموع بايد خوب ارزيابي بكنيم، اما به لحاظ افراد نه، اما در حيطه كار جمعي من وضعيت موجود را نسبت به گذشته بهتر ارزيابي مي كنم.
* همانگونه كه حضرتعالي فرموديد مجموعه هايي به عنوان موسسات پژوهشي در بدنه حوزه فعاليت مي كنند و افرادي هم در حال تربيت هستند، در حالي كه مدت زيادي هم از فعاليت آنها نمي گذرد اما به هر حال يك سري توقعاتي از بدنه پژوهشي حوزه براي افراد متصور است، شما چه راهكاري ارائه مي كنيد كه حوزه به سمت تربيت نيروهاي انساني پيش برود كه در يك آينده نه چندان دور شاهد ظهور و بروز افرادي باشيم كه يك بار ديگر خاطره بزرگان حوزه را زنده كنند؟
** ما بايد در نظام آموزشي تحول ايجاد كنيم، نظام آموزشي كارآمد و قوي و عميق و پژوهش محور مي تواند محققان بزرگي را تربيت بكند و در نتيجه توليد علمي بالا برود. اين تحولاتي كه در حوزه نظام آموزشي رخ داده تحولات تام و كاملي نيست و نياز به اقدامات اصولي تر و اساسي تر در نظام آموزشي هست، نكته بعدي تأكيد بر پژوهش محوري و توجه به نخبگان در حوزه است.
اگر به نخبگان حوزه توجه شود حتما موضع ما تغيير پيدا مي كند، توجه به نخبگان نكته ديگري هست كه من به آن توصيه مي كنم.
نكته بعد ساختارهاي مديريتي مجموعه حوزه به معناي عام است كه به يك بازنگري نياز دارد تا بتواند پاسخگوي اين تحول پژوهشي باشد.
تقويت بنيانهاي اخلاقي و معنوي و تعهد در خود پژوهشگران و محققان است كه مي تواند باعث تقويت انگيزه ها و سوق دادن افراد به سمت نظريه پردازي و توليدات قوي ترعلمي شود. عشق و ايمان به كار، موتور محرك است كه مي تواند خيلي از مسايل را حل كند.
* بحث پژوهشگران حوزه و نخبگان پژوهشگر حوزه مطرح است. جنابعالي وضعيت و جايگاه پژوهشگران و نخبگان حوزه را در حال حاضر در خود بدنه حوزه علميه چگونه ارزيابي مي كنيد آيا ايشان توانسته اند از عهده وظايفي كه بر عهده نخبگان هر حوزه و هر جامعه اي هست برآيند؟
** از نخبگان حمايت ويژه اي نمي شود، آنچه هم انجام شده با يك نوع خودجوشي و علاقه مندي است. من گمانم اين است كه اگر طرح جامعي براي حمايت نخبگان وجود داشته باشد، زمينه رشد آنها بيشتر فراهم خواهد شد.
* سؤالي در خصوص وضعيت پژوهش هاي علمي حوزوي نسبت به ساير مراكز علمي ديني دنيا مطرح است، ما نسبت به آنها در چه جايگاهي ايستاده ايم؟
** بله ما قطعا بايد متوجه رقيبمان باشيم.آنها دايم در حال پيشرفت هستند و كار مي كنند, بخش عمده اي از رقباي ما رقباي مسيحي با نام و شاخه هاي گوناگونشان هستند، بخشي از رقباي ما برادران اهل سنت مثل دانشگاه هايي مثل الازهر، المدينه، ام الغراء و... هستند. بخش ديگري از رقيبان دنياي امروز مكاتب بشري و لائيكها هستند كه مدام در حال توليد فكرند.
اگر حواسمان نباشد و به داشته هايمان بسنده بكنيم، حتما در اين سه چهار ميدان كه عرض كردم عقب مي مانيم بايد مطمئن بود كه در همه مواردي كه اشاره كردم، ميدان رقابت با بي دينان و سكولارها و كساني كه اصولا اعتقادي به اصل دين يا گستره دين ندارند و هم ميدان رقابتي كه ما با اديان و مذاهب ديگر داريم عقب مي مانيم. بحثهايي كه علم كلام جديد، فلسفه هاي جديد، نظامات اجتماعي و فلسفه هاي مضاف رخ مي دهد، در مصاف رقابت با دين و انديشه هاي ديني با نوع تفكر ما در حوزه دارد.
ما اگر خودمان را مقابل اين رقابتها بسنجيم، اين سرمايه گذاري و توليداتي كه داريم كافي نيست.
* شايد بشود گفت، دغدغه هاي رهبري در خصوص رشد علمي و پژوهشي حوزه به نوعي به اين قضيه برمي گردد كه در دنياي رقابت امروز از حوزه هاي علميه دنيا عقب نمانيم.
** بله، قطعاً يكي از مسايل جدي همين است، ما به دليل تماسي كه دائم با رقيبان خودمان در سراسر دنيا داريم، رشد علمي شان را مي بينيم. به هر حال آنها به لحاظ توليد علم و پرورش نيرو و كارهاي تبليغي و رسانه هايي كه در اختيار دارند و پول هاي زيادي كه در دنيا در اين زمينه مصرف مي شود خوب پيش رفته اند. اما نكته مهم اين است كه نبايد احساس آرامش كرد.
* رهبري در ديدار خود با فضلاي حوزه به برخي از بايدها اشاره داشتند كه به نوعي ترسيم كننده چشم انداز توسعه علمي حوزه است....
** قبل از اين اشاره كنم كه مجموعه اي از انديشه ها و ديدگاه هاي رهبري كه در يك دهه اخير مطرح شده, يك منظومه خيلي منسجم است كه به صورت نظام وار منعطف به هدف والايي است.
من به بعضي از آنها اشاره مي كنم؛ ايشان در بحث تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي،ناتوي فرهنگي نظراتي را ارايه كردند، همچنين به نهضت نرم افزاري، اسلامي شدن دانشگاه ها، مديريت تحول در حوزه تاكيد داشتند نسبت به چشم اندازتوسعه كشور, نقشه جامع علمي بياناتي مبسوط مطرح نمودند و نيز مباحثي درباره حركت به سمت تمدن سازي اسلامي و احياي تمدن اسلامي بيان كردند.
اين حدود ده مفهومي كه در سخنراني هاي گوناگونشان مطرح شده است، اجزاء يك نظريه منسجم و واحد و يگانه اي است و اين ها يك منظومه اي را تشكيل مي دهد، يك ديدگاه كلان كه به آرمان بزرگ انقلاب اسلامي منعطف است كه احياي تمدن اسلامي و بازسازي تمدن اسلامي در دنياي امروز است. بحثهاي مربوط به حوزه، دانشگاه، جامعه و مسايل گوناگوني كه به آن اشاره كردم همه در يك راستا و جهت قرار مي گيرد. اگر ما اين نگاه كلان و تفسير و تحليل جامع از سخنان ايشان در يك دهه اخير داشته باشيم، آن وقت بحث حوزه ها و مديريت تحول در آن و پيشنهادهايي كه شايد حدود 20 نكته اساسي در اين سخنراني ايشان باشد، به اضافه سخنرانيهاي ديگر اين ها را بايد در اين منظومه تفسير كرد و همه را در جهت احياي تمدن اسلامي و رسالت بسيار بزرگي كه بر دوش حوزه هست، قلمداد كرد به اين شكل اگر ما تفسير كنيم، آن وقت همه نگاهشان به سمت آرمان بلندي كه همان احياي تمدن اسلامي و بازگشت به تمدن اسلامي با نگاه و رويكردي نو و معاصر است، مي رود.
مجموعه سخنراني هاي ايشان در حوزه و مقاطع مختلف، منظومه مغتنمي است، زيرا ايشان از يك نگاه بيروني به حوزه مي نگرند و از طرف ديگر با مسايل درون حوزه نيزآشناهستند.
*بحث ديگري كه مطرح مي شود توجه يك بعدي به برخي از پژوهش هاي حوزوي هست آيا اين نوع نگرش به پژوهش باعث نمي شود نوعي رشد نامناسب در بدنه پژوهشي حوزه به وجود بيايد ؟ حضرتعالي چه راهكاري را پيشنهاد مي دهيد كه رشد همگون و يك دستي در بدنه پژوهشي حوزه و پژوهش هاي حوزوي داشته باشيم؟
** البته آن قدر نياز گسترده و وسيع هست كه من بخشي كه بتوانم بگويم زيادي رشد كرده است، سراغ ندارم، يعني بسيار محدود است و هنوز در گام هاي اوليه در توليد هستيم. ولي اين اولويت گذاري و سياست گذاري در كار را نفي نمي كند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com