|
* علي پور مطهر
فلسطين، سرزمين مقاومت و آزاديخواهي براي تحقق آرمانهاي يك ملت، اكنون پس از شش دهه اشغال، آماج حملات ددمنشانه رژيم اشغالگر قدس قرار دارد. رژيم صهيونيستي براي تحقق هدفهاي توسعه طلبانه اش از هيچ جنايتي عليه ملت فلسطين فروگذار نيست. قدرتهاي بزرگ و مجامع بين المللي نيز با سكوت و بعضاً حمايتهاي پنهان و آشكار از اسراييل، در اين جنايتها سهيم شده اند. در اين ميان جهان اسلام، بويژه برخي دولتمردان عرب، به دلايلي از ملت مظلوم فلسطين حمايت شايسته اي نمي كنند و بيشتر در مسير سكوت و يا برگزاري اجلاسهاي ظاهري و غيرعملي قرار گرفته اند.
امروزه تحولات غزه و نسل كشي 1.5ميليون سكنه آن از سوي رژيم صهيونيستي نمونه اي بارز از جنايت عليه بشريت است كه بدون هيچ ترسي از سوي صهيونيستها اجرا مي شود.
قابل توجه آنكه قدرتهاي بزرگ و مدعيان دموكراسي و برابري، به جاي محكوم كردن رژيم صهيونيستي، به انتقاد و مجازات ملت فلسطين بخصوص ساكنان غزه مي پردازند و حتي از واژه تروريست براي فلسطيني ها استفاده كرده و خواستار افزايش مجازاتهاي بين المللي عليه آنها شده اند. با تمام اين تفاسير و در شرايطي كه جنايتها و فجايع انساني غزه را نمي توان ناديده گرفت، نكته ديگري قابل تأمل مي نمايد و آن عملكردهاي پنهان و آشكار صهيونيستها در ساير اراضي اشغالي است. هر چند صهيونيستها با يورشها و اعمال فشار بر غزه وانمود مي سازند كه هدف نهايي آنها دستيابي به اين منطقه و سركوب ساكنانش است، اما در كنار آن به اصولي اساسي تر يعني اشغال كرانه باختري و قدس مي پردازند.
استراتژي كلان صهونيستها، تشكيل كشور يهود با تركيب جمعيتي يكدست و در خطوط مرزي به هم پيوسته براساس اصل تمركزگرايي در مركز است. براساس اين طرح، غزه با 1.5ميليون جمعيت فلسطيني، ديگر شرايط لازم را براي حضور در اصل سناريوي كشور يهود ندارد، بلكه اين سياست در قالب كرانه باختري و قدس اجرايي مي گردد كه ضمن دارا بودن منابع آبي و زير بنايي، سرزميني به هم پيوسته و يكدست را براي صهيونيستها فراهم مي آورد.
اكنون صهيونيستها با ساخت شهركهاي جديد، افزايش ايست هاي بازرسي به عنوان نمادي از اشغالگري، استمرار ساخت ديوار حايل، تغيير بافت جمعيتي با عنوان اخراج اعراب، اسكان يهوديان وارد شده به اراضي اشغالي فلسطين، تغيير بافت ديني مناطق مورد نظر با اخراج غير يهوديان، اجراي طرحهاي زيربنايي در كرانه باختري و قدس و نابود ساختن مناطق فاقد كاركرد، براي اشغال كامل كرانه باختري و بيت المقدس فعاليت مي كنند. آنها در راستاي اجراي سناريوي خود تا بدانجا پيش رفته اند كه حتي دگرگون سازي ساختارهاي اسلامي و مسيحي مسجدالاقصي را نيز عملياتي مي نمايند. اكنون بسياري از زيربناهاي تاريخي مسجدالاقصي كه سوابق اسلامي و مسيحي داشته اند، حذف و نمادهايي از يهوديت جايگزين آنها شده است. صهيونيستها براي اجراي هدفهاي خود حتي به جعل اسناد و آثار تاريخي نيز پرداخته اند تا در آينده مسجدالاقصي به مركزي كاملاً يهودي مبدل گردد.
نكته مهم آنكه محور مذاكرات رژيم صهيونيستي با تشكيلات خودگردان و برخي كشورهاي عربي در قالب روند سازش و نيز فعاليتهاي كشورهاي غربي، براساس اشغالگري صهيونيستها در كرانه باختري و قدس تدوين گرديده است. اعلام پيشنهادهايي براي واگذاري يازده درصد از اراضي كرانه باختري (بخشهاي سوخته و ناپيوسته) به فلسطينيان، طرح تغيير جابجايي بلوكها و ساختمانهاي يهودي نشين و مسلمان نشين در كرانه باختري، احداث ديوار حايل ميان مسلمانان و يهوديان در قدس، تنها بخشهايي از كاركردهاي صهيونيستها براي اشغال دايمي اين مناطق است.
در اين ميان، رژيم صهيونيستي كه توجه افكار عمومي به اين تحركات را با هدفهاي خود مغاير مي داند، تلاش دارد به هر نحو ممكن افكار عمومي جهان را از اين واقعيتها دور سازد و به مسايل حاشيه اي سوق دهد. اسرائيل در حالي كه فرافكني در قبال كشورهاي منطقه و ايجاد تهديدهاي نظامي را از راهكارهاي اساسي خود قرار داده، استراتژي اصلي را در قالب يورشهاي گسترده به غزه و كشتار فلسطينيان تدوين كرده است. آنها با حملات گسترده به غزه، در حالي كه مقاومت را به امور داخلي معطوف و از تحركات آنها در ساير نقاط جلوگيري مي كنند، موجب انحراف افكار عمومي از تحولات جانبي در اراضي اشغالي مي گردند. اكنون در بسياري از محافل سياسي و رسانه اي، صرفاً به تحولات غزه و وضعيت ناگوار ساكنان آن پرداخته مي شود، در حالي كه در سايه آن، جنايتهاي آرام در كرانه باختري و قدس، عليه آرمانهاي فلسطينيان و جهان اسلام در حال شكل گيري است. صهيونيستها در روند سازش با تشكيلات خودگردان نيز استراتژي كنوني را پيگيري كرده و اصولي چون واگذاري اراضي اشغالي و قدس به فلسطينيان و بازگشت آوارگان به اين نقاط را از دستور كار حذف و صرفاً به امور روزمره مي پردازند.
در نهايت مي توان گفت، هم اينك سياستهاي صهيونيستها در قبال فلسطينيان، كشتار در غزه براي كاهش جمعيت و سركوب مقاومت و در نهايت توسعه طلبي و اشغالگري در كرانه باختري و بيت المقدس است. آنها در لواي كشتارهاي خود در غزه، استراتژي خطرناك توسعه اراضي اشغالي را در ابعاد گسترده تري اجرايي مي كنند و در عين حال توجه جهانيان را به غزه معطوف مي سازند.
براين اساس، جا دارد ملتهاي اسلامي در كنار حمايت از مردم غزه، توجهاتي نيز به تحولات كرانه باختري و قدس داشته تا در آينده بخشهاي ديگري از جهان اسلام به اشغال صهيونيستها در نيايد. مسلمانان بايد بدانند كه فلسطين شامل غزه، كرانه باختري و قدس شريف است و آزادي آنها با محوريت تشكيل كشور فلسطين به پايتختي قدس شريف است. لذا به صراحت مي توان گفت كه فلسطين فقط غزه نيست و بايد براي آزادي تمام آن تلاش نمود. |