|
*فاضل تركمن
آه ... برادر عزيزم، ديه گو جان ! سلامي چو بوي خوش آشنايي ... حالت چه طور است برادر ديه گو؟ اميدوارم توي خماري نباشي و از آن مواتهايي كه نجف زاده توي اخبار 30:20 مي گفت مصرف مي كني؛ بهت رسيده باشد و حالش را برده باشي! اميدوارم دماغت هم مثل شكمت چاق باشد ! حتماً مي پرسي يعني چي، هان ؟ ! خب ... حق داري، چون اين يك اصطلاح كاملاً ايراني است . اصلاً نگران نباش، چون قول مي دهم كه هر وقت آمدي ايران خودم تمام اين اصطلاحات را سه سوته بهت ياد بدهم، اما تا رسيدن آن روز موعود بايد بداني كه ما ايراني ها عادت داريم پس از ملاقات يكديگر از هم سؤال كنيم كه دماغت چاق است؟ چاق بودن دماغ استعاره از همان حال خوش داشتن طرف است . واقعاً كه چه قدر جوگير تدريس زبان فارسي شده ام! البته ديه گو جان! چند سالي مي شود كه ديگر توي كشور ما، دماغ چاق به ندرت پيدا مي شود يا اصلاً پيدا نمي شود، چون همه ايراني ها دماغشان را برده اند زير تيغ جراحي و تبديل به بيني اش كردند، آن هم بيني سر بالا ! دماغي هم كه دچار اصلاحات بشود، ديگر دماغ نيست كه ... عينهو ابر بهار دم به دقيقه ريزش دارد.
آه ....ديه گو جان! ما با هيچ جاي قاره آمريكا مشكلي نداريم به غير از آمريكايي كه توش، بوش دارد! مي دانم كه تو هم مثل ما با اين بوزينه تروريست مشكل داري. باشد كه به زودي زود شرش از روي زمين كنده شود، ان شاءا... تعالي!
آه ... برادر ديه گو! كاش بودي و خودم را در آغوش گنده ات مي انداختم . آه .... آه ...برادر ديه گو!حالا مي فهمم وقتي صادق هدايت بيچاره مي گفت؛ در زندگي چيزهايي است كه مثل خوره روح را مي جود، منظورش چه بود؟! منظورش دوري از دوست عزيزي چون تو بود . آه ....ديه گو! به ايران بيا ....آه ....تو هم مث من نمي توني دووم بياري ....آه ....دنيا ديگه مث تو نداره ....آه ...تو خودت نمره بيستي ...آه ...اي ديه گوي ناز! با دل من بساز ...آه ....
ديه گو جان! اگر تصميم گرفتي به ايران بيايي اصلاً نگران شغلت نباش . خدا را چه ديدي شايد علي دايي بركنار شد و تو سر مربي تيم ملي كشورمان شدي!
اگر هم نشدي نگران نباش، توي ايران براي آدمهاي تپل مپل مثل تو به اندازه تعداد مخلوقات خدا راه براي پول در آوردن هست. مثلاً كارگردانهاي سريالها و فيلمهاي كمدي ما دايماً از آدم هاي چاقي مثل تو در آثارشان استفاده مي كنند، بدون اينكه فرد چاق مورد نظر استعداد بازيگري خاصي داشته باشد! چون ما ايراني ها خيلي به چاقها مي خنديم! جسارت است به خدا ديه گو جان! از قديم اين طوري بوديم، چه مي شود كرد ؟!
ديه گو جان! تو مي تواني از طريق بازي در پيامهاي بازرگاني كالاهاي ايراني هم پول در بياوري. كافي است يك شكلات يا يك پودر رختشويي را بگيري دستت، آن وقت است كه آن شركت سعادتمند مي شود، چون تمام مردم به خاطر تو مي روند و از آن جنس كلي خريداري مي كنند . تازه مي توانم با چند پيشكسوت هنر و ورزش هم آشنايت كنم كه اگر خواستي بروي تبليغ آيس پك يا املاك رابينسون در دبي را بكني! فكر مي كنم خوب پولي هم بدهند !
آه.... برادر ديه گو! ديگر هيچ ملالي نيست جز دوري تو. مرا ببخش كه آنقدر وراجي كردم و هرچي زده بودي از سرت پراندم! منتظرت هستم . زودتر به ايران پهناور بيا، زودتر بوينس آيرس را به مقصد تهران بزرگ ترك كن تا بفهمي با چه انسانهاي متمدني طرف هستي، داداش؟!
مي ماچمت از راه دور
يكي از شهروندان اصيل ارادتمند
اصغر سياست زدگان |