|
* جواد صبوحي
اشاره:
ركس هارلو (Rex Harlow) روابط عمومي را، نوع ديگري از عملكرد مديريت مي داند كه به ايجاد و حفظ خط مشي هاي متقابل در

زمينه شناخت و پذيرش روابط كمك كرده و موجب همكاري سازمان با مخاطبان آن مي شود. اعضاي مجمع جهاني انجمنهاي روابط عمومي نيز در تعريف ديگري از روابط عمومي مي گويند روابط عمومي دانش اجتماعي و فني است كه گرايش هاي مختلف را تحليل كرده، پيامدهاي آنها را پيش بيني مي كند و رهبران سازمان را در انجام دادن طرح هاي برنامه ريزي شده اي كه بتواند ضمن حفظ منابع سازمان، منافع عمومي را تأمين نمايد، راهنمايي مي كند. نقش و اهميتي كه اين مجموعه به عنوان يك رسانه در فرآيند جهاني شدن دارد، موضوعي است كه نمي توان به سادگي از كنار آن گذشت. اين موضوع را بهانه اي براي گفتگو با دكتر اميد مسعودي يكي از داوران سومين همايش روابط عمومي الكتروني قرار داده ايم.
دكتر اميد مسعودي در سال 1337 در خرم آباد متولد شد. ليسانس جامعه شناسي را از دانشگاه تهران و فوق ليسانس و دكتراي خود را از دانشگاه علامه طباطبايي گرفت.
وي سابقه تدريس در دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، دانشكده و اداره كل آموزش صدا و سيما را دارد و هم اكنون عضو هيأت علمي و رئيس دانشكده علوم ارتباطات سوره مي باشد.
در كارنامه مشاغل مطبوعاتي او خبرنگاري و عضويت در شوراي سردبيري روزنامه ابرار، دبير سرويس ادب و هنر روزنامه كيهان، سردبير فصل نامه حضور، سردبير مجله آزادگان، سردبير روزنامه سلام بهمن، سردبير و مديرمسؤول كتاب سال ايران به چشم مي خورد.
هم چنين از دكتر مسعودي در زمينه ادبيات تاكنون كتابهاي «در حوالي عشق(مجموعه شعر)»، «شيوان (مجموعه داستان)»، «برگزيده ادبيات معاصر (مجموعه قصه)» و «زبان شعر: بديع، عروض، قافيه» منتشر شده است. گفتگوي ما با او را بخوانيد:
***
* آقاي دكتر چرا روابط عمومي ها بيش از گذشته براي ما از اهميت بيشتري برخوردار شده اند؟
** اين مسأله به تحولاتي كه بخصوص در دهه 1980 در جهان اتفاق افتاد و نقشي كه اطلاع رساني و ارتباطات در جامعه جهاني ايفا مي كند و همه جهانيان به آن پي برده اند بر مي گردد. بعد از فروپاشي شوروي سابق ميخائيل گورباچف آخرين رهبر اتحاد جماهير شوروي طي سخناني اظهار داشته بود كه اگر ما مي دانستيم رسانه ها تا اين حد در عرصه تحولات جهاني تاثير داشته اند، به گونه اي ديگر در سياستهاي خود رفتار مي كرديم. در واقع مي توان گفت، نقش رسانه ها در فروپاشي شوروي سابق، فروريختن ديوار برلين و تحولاتي كه پس از سال 1990 به بعد در اروپا و آسياي ميانه و بسياري از كشورهاي دنيا رخ داد و خلاصه وارد شدن ما به جامعه ارتباطاتي، اطلاعاتي و جامعه معرفتي نشان دهنده اين است كه با توجه به حذف مرزها و حضور رسانه هاي بيگانه اهميت اطلاع رساني و وجود روابط عمومي ضرورتي است كه نمي توان آن را ناديده گرفت.
گردش اطلاعات و جهاني شدن اطلاعات باعث شده تا ما بيش از گذشته به اهميت روابط عمومي در رسانه ها پي ببريم.
* برداشته شدن مرزها و جهاني شدن در كيفيت اطلاع رساني چه تأثيري خواهد گذاشت؟
** رسانه ها خود عامل مهمي براي حذف مرزها بوده اند. در تحولاتي كه در حوزه اقتصاد، سياست و بويژه فرهنگ رخ داد رسانه ها نقش زيادي را ايفا كردند؛ يعني علاوه بر اينكه خود بازيگر بودند، از اين مساله نيز تاثير پذيرفتند.روابط عمومي هاي شركتهاي چند مليتي سازمانها در عين حالي كه به تبادل اطلاعات مي پردازند، چون خود نيز اطلاعات را رد و بدل مي كنند، علاوه بر اينكه به وجود آورنده اطلاعات بودند، از اين اطلاعات نيز تاثير مي پذيرند. وقتي تحولي در فناوريهاي نوين ارتباطي رخ مي دهد، پديدار شدن اين فناوريها تأثيري را در جامعه ايجاد خواهد كرد و تكامل و توسعه آنها نيز موجد تغييرات و تحولات بسياري در سطح جوامع خواهد شد. ما در فضايي قرار گرفته ايم كه هر تغييري مي تواند به تغييرات ديگري منجر شود. شما اگر در عرصه سخت افزاري امكانات مناسبي را ايجاد كنيد، قطعاً در نرم افزارها هم دچار تحولات خواهيد شد. من فكر مي كنم اين مقولات با يكديگر ارتباط نزديكي دارند و همين تحولات زمينه ساز تحولات بعدي خواهد بود.
* در عين حال بسياري، از مقوله اي چون جهاني شدن هراس دارند و معتقدند اين مساله ناقض هويت ملي ما محسوب مي شود.
** ما بايد يكسري از واقعيات را بپذيريم مثلا با ورود اينترنت دغدغه هايي كه ما و حتي سازمانهاي بزرگ بين المللي مثل يونسكو در حوزه ارتباطات داشتيم زيادتر از گذشته شد. آن زمان همه هويتها و زبانهاي دنيا نگران در خطر افتادن هويت زباني خود بودند. چون مي دانستند با زباني غير از زبان خودشان بايد ارتباط برقرار كنند. در گزارش يونسكو در آن زمان بر اين مساله تأكيد شده بود كه ظرف يكسال هزاران فرهنگ خواهد مرد، چون هزاران زبان بايد وارد محيط اينترنت شوند و همه افراد بايد به زبان بيگانه صحبت كنند، از سويي تغييرات زباني هم با شتاب بسيار زيادي اتفاق مي افتد. اما اتفاقي كه رخ داد اين بود كه مثلا كره اي ها با زبان بسيار پيچيده خود در اينترنت به تبادل اطلاعات پرداختند.عرب زبانها هم حروف عربي را وارد اين محيط كردند. بنابر اين برخلاف پيش بيني يونسكو تمام زبان ها و فرهنگ ها از بين نرفت.
امكان تحقق «جهاني سازي» بويژه در عرصه اقتصاد وجود دارد، اما در عرصه فرهنگ شاهد يك تعامل فرهنگي بوده ايم. من از رشد فناوري نگران نيستم، بلكه از چگونگي استفاده از اين فناوري نگرانم. ما همواره درايران نسبت به فناوري نگران بوده ايم، براي مثال نخستين رويارويي ما با فناوريها در زمان جنگ چالدران بوده است؛ همان زماني كه شاه سلطان حسين صفوي به مقابله با سلطان سليم اول پرداخت و در منطقه اي در خوي ( چالدران ) نبردي كه در واقع نبرد غيرت وحماسه با سلاح هاي نوين و سلاح هاي سرپر بود را تجربه كرد. و تنها بعد از بازگشت به تبريز و مصاف تن به تن مشخص شد كه سربازان صفوي سربازان كارآمدي هستند.
حضور ميرزا صالح شيرازي در اروپا و وارد كردن فناوري از انگلستان با نوعي شيفتگي همراه بود. او معتقد بود اگر ما روزنامه داشته باشيم مدرن هستيم و پيشرفت مي كنيم و در پي آن روزنامه نگاري تقليدي را ترويج كرد. متأسفانه ما از دو جنبه لطمه خورديم، موقعي كه شيفته مدرنيته و فناوريهاي نوين آن مي شويم و نمي توانيم آن را بومي سازي كنيم و زماني كه از فناوريها مي هراسيم. البته در حافظه تاريخي ما اين نگراني وجود دارد، چون اولين تماسهاي ما با غربي ها و آشنا شدن با فناوريهاي نوين اتفاق خوبي نبوده است؛ از جنگ چالدران به بعد آنچه شاهد آن بوده ايم، كپي برداري از فرهنگ غربي بوده كه به فرهنگ و تمدن ما آسيب رسانده است. اما اگر از جنبه ديگر به اين موضوع نگاه كنيم، مي بينيم كه جهاني شدن و ورود فناوريها يك واقعيت است. ما ديگر در آشپزخانه خود نمي توانيم از سيستم هاي كهنه و قديمي بهره ببريم. استفاده كردن از امكانات پيشرفته اي كه هر يك توسط اينترنت قابل كنترل است يك ضرورت محسوب مي شود. آيا بايد در برابر كوره هايي كه 420 درجه حرارت دارند از نيروي انساني استفاده كرد، يا بايد روباتها را جايگزين آنها نمود. آيا شيوه هاي نظارتي ما در كنترل ترافيك بايد مبتني بر همان شيوه هاي قديم باشد؟ استفاده از فناوري مشكلي را ايجاد نمي كند اما اينكه اين فناوري بر فرهنگ ما مسلط باشد، دچار مشكل مي شويم. جهاني شدن در ارتقاي شيوه هاي ارتباطي و روابط عمومي خيلي مؤثر است، اما در عين حال وقتي فرهنگ غرب را با خود به ارمغان مي آورد، دردسر ساز مي شود.
* در فرآيند جهاني شدن و نقشي كه براي روابط عمومي ها تعريف شده است، هميشه به مقوله توسعه اقتصادي به عنوان مؤلفه مهم پرداخته شده است، چرا اين نقش در اين حوزه بيش از ساير حوزه ها با اهميت تداعي مي شود؟
** ببينيد؛ در همه دنيا مطبوعات به صورت جمعي راه اندازي و عرضه مي شوند.سرمايه گذاري مطبوعات در دست يك گروه نيست.در حوزه روابط عمومي نيز مباحث اقتصادي سياسي و فرهنگي از اهميت زيادي برخوردار است. موفقيت روابط عمومي در كشورهاي غربي بيشتر است.در كشورهاي شرقي مثل چين و ژاپن بخشي از روابط انساني روابط شفاهي و سنتي است، بنابر اين با مشكل مواجه خواهيم شد. من معتقدم اقتصاد اگرچه نقش پر رنگي در اين فرآيند دارد، اما در ارتباطات اجتماعي و يا انساني مسايل فرهنگي مان مهم است. نمي خواهم بگويم اقتصاد بي ربط است، اما اكنون مشكل ما واقعا اقتصادي نيست. براي شركتهاي بزرگ چند مليتي، اقتصاد خيلي مهم است و تبليغات و ارتباطات آنها بر مبناي همين ارتباطات شكل مي گيرد، ولي در ايران كه در كنار تبليغات سياسي تبليغات تجاري حوزه جديدي از تبليغات مردمي را مي گشايد، اقتصاد نقش مهمي ندارد؛ ممكن است اقتصاد آن شركت ارتباطاتي مهم باشد، اما معتقدم در سطح جامعه اگر اقتصاد و فرهنگ به اندازه يكديگر نقش نداشته باشند، فرهنگ كمتر از اقتصاد بي تاثير نيست.
* در چنين فضايي فكر مي كنيد روابط عمومي ها مي توانند به عنوان ابزاري براي اتحاد و انسجام بخشي در عرصه بين الملل مطرح شوند؟
** ما چون در عرصه روابط بين الملل حضور اقتصادي چنداني نداريم و روابط عمومي بخش خصوصي مان چندان قوي نيست، عمدتاً وارد حوزه ديپلماسي مي شويم. رؤساي جمهور آمريكا قبل از اينكه بر مسند رياست جمهوري بنشينند، حتماً بايد يكسري درسهايي را بياموزند؛ يكي از اين دروس روابط بين الملل و ديگري روابط عمومي است. اخيرا نيز جهاني شدن به عنوان يكي از اين سرفصل ها مطرح شده است. يكي از مشكلات عمده ما در عرصه بين الملل همين نداشتن روابط عمومي است. شما اگر روابط عمومي داشته باشيد، روابط بين الملل خوبي هم خواهيد داشت.اين بحثي تخصصي است كه لازم است ديپلماتها در دانشگاهها آن را بياموزند. بخشي از ديپلماسي ما روابط عمومي ماست. اين روابط عمومي مي تواند از تشريفات شروع شده تا صدور بيانيه ها و برقراري ارتباط با رسانه ها و تحقيق و پژوهش و برنامه ريزي بر روي آن ادامه پيدا كند.
* در عرصه جهاني شدن روابط عمومي ها با چه مشكلاتي مواجه خواهند بود؟
جهاني شدن يعني فشرده شدن زمان و مكان، يعني شما در كمترين زمان بيشترين داد و ستد را خواهيد داشت. بويژه در حوزه تبادل اطلاعات.شما در اين حوزه مي توانيد بيشترين حجم اطلاعات را در هر گوشه جهان بدون در نظر داشتن بعد مسافت منتقل كنيد. يكي از مشكلاتي كه امروزه روابط عمومي با آن مواجه است، حجم انبوهي از اطلاعات است ؛ زماني تصور مي كرديم بحث گزينشگري و دروازه باني خبر به پايان رسيده است، اما شما ببينيد با اين حجم اطلاعات گوگل و ياهو چه بايد كرد. من قبول دارم كه مي توان با محدود كردن ميدان جستجو، به متن دست يافت، اما بايد به اين مسأله برسيم كه اگر قرار است در مورد روابط عمومي تحقيق كنيم، بايد به پايگاه اطلاعات تخصصي روابط عمومي مراجعه كنيم، نه آنكه به تمامي پايگاههاي اطلاعاتي سرك بكشيم. بزرگترين مشكل ما حجم وسيع اطلاعاتي است كه هنوز نمي دانيم چگونه بايد از آنها استفاده كنيم. ما چاره اي جز مراجعه به گزينشگري مدرن نداريم تا از ميان انبوه اطلاعات نيازهاي اطلاعاتي خود را به دست بياوريم آن را پردازش كرده و مجددا به دست مخاطب خود برسانيم. البته در كنار اين مسأله موضوع آموزش اهميت زيادي دارد. متأسفانه اغلب مديران روابط عمومي ها افرادي هستند كه با اين حوزه آموزشي آشنايي ندارند، براي همين است كه روابط عمومي به يك صنعت تبديل شده است و در ادارات به كساني كه نياز نداريم مي گوييم به روابط عمومي بروند. اگر افرادي كه در روابط عمومي ها مشغول كار مي شوند، داراي اين تخصص باشند بسياري از مشكلات ما حل مي شود.
* آيا ساختار روابط عمومي ها بعد از تحقق جهاني شدن دچار تحولات بنيادين خواهد شد؟
** تحول بزرگي در حال رخ دادن در روابط عمومي هاست و اين تغييرات تنها منحصر به روابط عمومي ها نيست. ما در جنبه هاي مختلفي از زندگي خود دچار دگرگوني شده ايم. من امروز به دانشجويان روابط عمومي خود مي گويم ديگر كاغذ همراه خود به كلاس نياورند. از اين پس شما بايد بدون كاغذ زندگي كنيد، كارت حافظه با خود همراه داشته باشيد، بايد سواد رسانه اي داشته باشيد. اگر سواد رسانه اي داشته باشيد سواد اطلاعاتي پيدا مي كنيد. ما بتدريج به سوي روابط عمومي الكتروني حركت مي كنيم. در حوزه تلفن همراه، روابط عمومي ها بايد برنامه ريزي خود را به ارسال پيامهاي كوتاه محدود نكنند.در آينده نزديك شاهد تحول MMS خواهيم بود كه دگرگوني شگرفي را در عرصه تبادل اطلاعات ايجاد خواهند كرد. به نظر شما اين دگرگوني ها در روابط عمومي ها جايي ندارد؟ !شهرهاي الكتروني روابط عمومي الكتروني دارند و روابط عمومي الكتروني هم قطعا به تسهيل ارتباطات، شفاف سازي و نظام مند كردن نظارتها منجر خواهد شد، همه اينها گامي در راستاي تحول سعادت بشري است.
* در عرصه جهاني شدن ارتباط دو سويه رسانه ها و روابط عمومي ها چگونه خواهد شد؟
** از آنجا كه در اين عرصه انسانها نقش عمده اي ندارند و همه تحولات به افزايش حجم اطلاعات، الكتروني شدن اطلاعات مربوط خواهد شد، ارتباط روابط عمومي ها و رسانه ها بهتر از قبل خواهد شد، چون در اينجا ديگر واسطه هايي كه كنار در اتاق مدير كل مي نشينند و به شما اجازه ملاقات با وي را نمي دهند حذف مي شوند.
* از حضورتان در اين گفتگو سپاسگزاريم . |