تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-05-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 1خرداد ماه 1387


با دستگيري و محاكمه قاتل ؛ راز قتل در باغهاي دماوند برملا شد

 

گروه حوادث- مصدق: متهم به قتل مقابل پنج قاضي دادگاه كيفري استان تهران در دفاع از خود به تناقض گويي افتاد.




به گزارش خبرنگار ما، 23 مهرماه سال 84 جسد مرد مجهول الهويه اي در حالي كه با ضربه چاقو به قتل رسيده بود در داخل باغي در روستاي تنگه باران از توابع شهرستان دماوند از سوي پليس كشف شد.
در حالي كه تجسسهاي پليسي براي شناسايي هويت مقتول و دستگيري عامل قتل ادامه داشت، جواني كه خود را «ابراهيم» معرفي مي كرد، پس از دو بار تماس تلفني ادعا كرد شاهد قتل يك جوان تبعه افغانستان به نام محمد بوده است.
براين اساس، جسد كشف شده مرد مجهول الهويه به نامبرده نشان داده شد و وي ضمن شناسايي وي، ادعا كرد محمد در درگيري با سرنشينان يك دستگاه خودروي پاترول كه چهار نفر بوده اند مورد اصابت چاقو قرار گرفته است.
از سوي ديگر و پس از چند روز از اين ماجرا، زن جواني با مراجعه به كلانتري «ايوانكي» از مفقود شدن همسرش با نام پرويز خبر داد و گفت: همسرم سوم ماه رمضان با يكي از دوستانش به هويت پرويز به منظور سفر يك هفته اي به يكي از شهرستانهاي اطراف از منزل خارج شد و ديگر بازنگشت.
وي با اشاره به اينكه همسرم در اين مدت هيچ تماسي با من نداشت افزود: وقتي از همسايه ها شنيدم كه موتورسيكلت پرويز دست ابراهيم است، به سراغ وي رفتم اما وي با اين ادعا كه موتورسيكلت را از شوهرم خريده است، ادعا كرد كه اطلاعي از او ندارد.
اين زن جوان ادامه داد: البته ابراهيم وقتي ديد من از حرفهايش قانع نشده ام ادعا كرد كه همسرم پس از قتل يك جوان افغاني متواري شده است.
بدين ترتيب پرونده وارد مرحله تازه اي شد و مأموران به احتمال اينكه جسد كشف شده متعلق به پرويز باشد، لباس و كمربند وي را به همسرش نشان دادند كه وي با شناسايي آنها گفت جسد متعلق به همسرش است.
با اين سرنخ كارآگاهان پليس آگاهي ابراهيم را دستگير كردند و وي 17 روز پس از بازداشت در بازجويي نزد قاضي تحقيق پرونده و دادستان به جرم خود اعتراف و با بازسازي صحنه جنايت نشان داد چگونه در پي اختلاف با پرويز بر سر پنج سكه قديمي، او را از ناحيه پهلوي سمت راست مورد اصابت قرار داده و به قتل رسانده است.
با صدور كيفرخواست عليه اين جوان كه در زمان وقوع جرم 18 سال داشت وي صبح ديروز در برابر 5 قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و از خود دفاع كرد.
در ابتداي اين جلسه كه رياست آن را قاضي عزيز محمدي به عهده داشت، سيفي نماينده دادستان و اولياي دم خواستار قصاص متهم به قتل شدند.
سپس متهم به دفاع از خود پرداخت و گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. من در مرگ دوستم هيچ دخالتي نداشتم.
وي در خصوص آخرين ديدار وي با مقتول گفت: ما با هم جهت اجاره كردن باغ رفته بوديم. وقتي به باغ پدرم رسيديم 4 نفر از دوستانش با يك دستگاه پاترول به آنجا آمدند. پرويز پس از ديدن شان با آنها مشغول خوردن مشروب شد و مرا براي آوردن آب سرد فرستاد. بنابراين وقتي برگشتم ديدم كسي آنجا نيست.
وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه درباره اظهارات برادرت كه شهادت داده تو پيش او اعتراف به قتل پرويز كرده اي، چه مي گويي؟ گفت: هرگز چنين اعترافي نداشتم. برادرم معتاد است و وقتي بازداشت شد براي رهايي از بازداشتگاه چنين ادعايي را مطرح كرد.
متهم همچنين در رابطه با كشف آلت قتاله براساس شهادت برادرش گفت: نمي دانم. من كسي را نكشتم.
وي در خصوص اعترافهايش در تحقيقات مقدماتي گفت: اظهاراتم در پليس آگاهي و دادسراي جنايي تحت فشار بوده است.
ابراهيم در ادامه وقتي از او سؤال شد پس از كجا مي دانستي كه ضربه وارده به پهلوي راست مقتول بوده است گفت: نظريه پزشكي قانوني را خوانده بودم.
اين جوان 21 ساله همچنين در پاسخ به سؤال ديگر قاضي مبني بر اينكه چرا هر بار همسر و پدر مقتول سراغ وي را از تو مي گرفتند ادعا مي كردي به سفر رفته يا متواري است؟ اظهار داشت: چون احساس ترس مي كردم و براي اينكه از آنان مهلت بگيرم تا پرويز را پيدا كنم چنين حرفهايي مي زدم.
وي در خصوص سوگندي كه در دادسرا در خصوص ارتكاب قتل پرويز خورده بود، گفت: سوگندي در اين رابطه نخوردم.
متهم به قتل در خاتمه و به عنوان آخرين دفاع گفت: بي گناه هستم.
گفتني است، متهم تا صدور رأي نهايي اين دادگاه با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

  


جويندگان وصال ؛ در جستجوي فرزند چند روزه پس از 40 سال

 

گروه حوادث -محمدزاده: او مردي 43 ساله است و پيدا كردن خواهر كوچكترش را بزرگترين آرزويش مي داند.
او داستان جدايي خواهرش از خانواده را اين گونه آغاز مي كند: تابستان سال 1346 در شهر چناران، زماني كه هنوز به سن دو سالگي نرسيده بودم، مادرم بر سر زايمان خواهر كوچكترم فوت كرد.
با توجه به مشكلات نگهداري هم زمان دو نوزاد، پدرم خواهرم را پس از چند روز به شيرخوارگاهي در مشهد تحويل داد. او نام معصومه را به ياد مادرم براي او انتخاب كرد.
سالها گذشت و وقتي كمي بزرگتر شدم، ذوق ديدن خواهر، وادارم كرد تا به جستجويش بپردازم اما سرنخي به دست نيامد.
سالها گذشت و زماني كه ما تقريباً نااميد شده بوديم، اتفاقي افتاد كه ما را بيشتر اميدوار به يافتن خواهرم كرد و آن اتفاق اين بود كه مردي به چناران آمده و در جستجوي خانواده دختري مي گشت كه اينك در شهر يزد زندگي مي كند.هر چند نشانه هايي كه اين مرد مي داد با مشخصات خواهرم تطبيق داشت اما متأسفانه فردي كه از وي پرس و جو شده بود اظهار داشته كه چنين خانواده اي را نمي شناسد و آن مرد نااميد به يزد بازمي گردد.
پس از مدتي وقتي ما در جريان اين اتفاق قرار گرفتيم، به شهر يزد رفتيم و چند روزي به جستجو پرداختيم اما نتيجه اي نداشت. به گفته مردي كه از يزد آمده بود گويا خواهرم در يكي از دانشگاههاي يزد شاغل است اما از نام و مشخصات فعلي او اطلاعي نداريم.
پدر 80 ساله اين دختر نيز چشم انتظار ديدن فرزند 40 ساله اش مي باشد كه تنها چند روز بيشتر او را نديده است.
بنابراين از تمام كساني كه اطلاعي از اين دختر دارند، با تلفن 7671176 سرويس حوادث روزنامه قدس تماس گرفته و به انتظار اين پدر و پسر پايان دهند.

  


انهدام باند زورگيري از مسافران مترو در كرج

 


گروه حوادث- ماني قرباني: سه شرور كه با ربودن مسافران متروي كرج اموال آنها را به سرقت مي  بردند در تحقيقات مأموران پليس دستگير شدند.




به گزارش خبرنگار ما، مهرماه سال گذشته با مراجعه مردي به اداره آگاهي استان تهران، راز فعاليت اعضاي اين شبكه فاش شد.
اين مرد در شكايت خود به كارآگاهان گفت: ساعت 8 آن شب از مترو به مقصد فرديس سوار يك دستگاه خودروي پرايد شدم كه سه پسر جوان سرنشين آن بودند.
پس از طي مسافتي آنها با تهديد قمه سر من را به زير صندلي بردند و با كشاندن من به بيابانهاي اطراف، پول و اموال با ارزشي كه همراه داشتم به سرقت بردند.
با مطرح شدن اين شكايت، پرونده اي در اداره آگاهي تشكيل و تحقيقات كارآگاهان براي دستگيري متهمان بي نتيجه ماند. اين در حالي بود كه هر روز بر تعداد شاكيان اعضاي اين شبكه افزوده مي شد.
به دليل اينكه متهمان طعمه هاي خود را به محلهاي خلوت و بياباني مي بردند، مسافران نتوانسته بودند چهره دزدان و يا شماره پلاك خودروي آنها را شناسايي كنند.




فقط چند تن از مالباختگان موفق شده بودند چند شماره از پلاك خودروي دزدان را به خاطر بسپارند كه اين چند شماره سرنخ كارآگاهان براي كشف راز اين سرقتها شد.
مأموران در بررسي خودروهايي كه شماره پلاك آنها شبيه خودروي دزدان بود متوجه شدند پسر يكي از مالكان به اسم ميثم از اشرار معروف منطقه است.
با به دست آمدن اين سرنخ و احتمال ارتكاب سرقتهاي سريالي از سوي ميثم، تحقيقات براي دستگيري او آغاز شد.
كارآگاهان در بررسيهاي خود عصر روز 25 ارديبهشت امسال موفق شدند ميثم را همراه يكي از همدستانش به نام محسن در حين ارتكاب جرم دستگير كنند.
متهمان پس از انتقال به اداره آگاهي به 15 فقره سرقت به اين شيوه با همدستي يك نفر ديگر به نام احمد كه از دو هفته قبل به خاطر سرقت در زندان به سر مي برد اعتراف كردند.




با توجه به اينكه احتمال مي  رود متهمان مرتكب سرقتهاي ديگري شده باشند، بازپرس شعبه دوم دادسراي جنايي كرج با درخواست چاپ عكس متهمان بدون چشم بند از افرادي كه اموالشان از سوي متهمان به سرقت رفته است خواست با مراجعه به اداره آگاهي استان تهران، شكايت خود را مطرح كنند.

  


قاتل منشي اصفهاني اعدام شد

 

گروه حوادث: عامل قتل منشي يك پزشك در اصفهان صبح ديروز اعدام شد.به گزارش خبرنگار ما، ساعت  16  روز  27  ارديبهشت



سال 85 اهالي مجتمعي در خيابان آمادگاه اصفهان با شنيدن صداي منشي يك مطب راديولوژي كه تقاضاي كمك مي كرد خود را به  آنجا رساندند. اما پس از دقايقي صداي زن 50 ساله قطع شد. ساكنان مجتمع كه به موضوع مشكوك شده بودند حصار فلزي در مطب را قفل كرده و موضوع را به پليس اطلاع دادند كه بلافاصله گروهي از مأموران منطقه 14 اصفهان با حضور در محل و شكستن قفل در وارد مطب شدند و در آنجا با مردي حدود 40 ساله در حالي كه چاقوي خون آلود در دست داشت روبرو شدند. مرد ناشناس وقتي خود را در محاصره مأموران ديد با كاردي كه همراه داشت اقدام به خودزني كرد كه بلافاصله به بيمارستان منتقل شد.مأموران پس از انتقال متهم به بيمارستان، به بازرسي مطب پرداخته و با جسد غرق در خون منشي 50 ساله به نام منيژه روبرو شدند كه با 47 ضربه چاقو از پاي در آمده بود.
متهم به قتل كه از اتباع افغانستان است، پس از بهبودي حالش در جريان بازجويي ها گفت: از چند سال قبل به عنوان كارگر براي اين زن كار مي كردم. روز حادثه به قصد آزار و اذيت منيژه در راهروي مجتمع كمين كرده و زماني كه او وارد مطب شد با تهديد كارد قصد عملي كردن نقشه ام را داشتم كه او شروع به داد و فرياد كرد كه من نيز مجبور شدم او را با ضربه هاي كارد از پاي در بياورم.با صدور كيفرخواست براي متهم، پرونده براي رسيدگي به شعبه 17 دادگاه تجديدنظر و كيفري استان اصفهان فرستاده شد كه 4 قاضي مستشار پس از محاكمه مرد افغاني، او را به اعدام محكوم كردند.در ادامه با تأييد حكم اعدام رضا 35 ساله از سوي قضات ديوان عالي كشور، صبح ديروز حكم مجازات او در زندان مركزي اصفهان اجرا شد.

  


ديوان عالي كشور حكم قصاص داماد قاتل را تأييد كرد

 

گروه حوادث - زنجاني: حكم قصاص مردي كه پدر همسرش را به قتل رسانده بود، توسط ديوان عالي كشور تأييد شد.




به گزارش خبرنگار ما، طي حادثه اي كه 21 ارديبهشت ماه سال 85 در باخرز تايباد رخ داد، م - ي 42 ساله در جريان درگيري پدر همسرش را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند.
بر پايه اين خبر، متهم پس از دستگيري انگيزه ارتكاب قتل را اختلاف با همسرش عنوان كرد و گفت: همسرم در پي بروز اختلاف به منزل پدرش رفته بود و قصد داشت از من طلاق بگيرد كه بر سر همين مسأله با پدرش درگير شدم.
وي در اعترافهاي خود گفت: در جريان درگيري وارد آمدن يك ضربه چاقو به شكم مقتول را به ياد دارم.
ادامه اين خبر حاكي است، پرونده اين جنايت براي رسيدگي به شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي ارجاع شد و قضات دادگاه پس از برگزاري چند جلسه رسيدگي به اين پرونده با توجه به اعترافهاي متهم، گزارش پزشكي قانوني و خواسته اولياي دم مبني بر قصاص قاتل، متهم را مجرم دانسته و به قصاص نفس (اعدام) محكوم كردند.
اين گزارش مي افزايد: با اعتراض متهم به رأي دادگاه، پرونده براي اعلام نظر به شعبه 28 ديوان عالي كشور ارجاع شد و قضات ديوان عالي كشور پس از بررسي مجدد پرونده رأي شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي را مورد تأييد قرار دادند.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان ؛ دلقك قاتل

 

نويسنده: ديويد لور مترجم: ز. رضايي
قسمت چهارم





نوجواني به نام «رابرت پيست» كه در يك داروخانه كار مي كرد، به طور ناگهاني ناپديد شد و «جان وين» آخرين كسي بود كه او را پيش از ناپديد شدنش ديده بود.
با سابقه اي كه پليس از «جان وين گيسي» در رابطه با آزار پسران داشت، با حكم بازرسي، وارد خانه او شدند و بوي نامطبوعي بلافاصله توجهشان را جلب كرد، اما پس از آن كه نتوانستند هيچ مدركي عليه او بيابند از آن جا خارج شدند. اما آنها تعدادي از اشيايي را كه از خانه جان وين با خود آورده بودند، مورد آزمايش قرار دادند و متوجه شدند كه با سر نخهايي از يك جنايت روبه رو هستند.
انگشتري را كه پليس در خانه جان وين پيدا كرده بود به نوجواني تعلق داشت كه مدتي قبل نا پديد شده بود. همچنين مشخص شد كه يك حلقه فيلم يافت شده در آن خانه نيز متعلق به «رابرت پيست» بوده است.
پليس با به دست آوردن اين مدارك به اين نتيجه رسيد كه با جنايتي هولناك روبه روست.آنها مجدداً براي بازرسي به خانه جان وين رفتند.
در 22 دسامبر 1978، گيسي كه احساس مي كرد بزودي پرده از جناياتش برداشته خواهد شد، به اداره پليس رفت و اعتراف كرد.
او به پليس گفت: چهار جان در وجود من است، يكي جان پيمانكار است، دومي جان دلقك، سومي جان سياستمدار و چهارمين جان كه «جك هانلي» نام دارد، كسي است كه مرتكب اين جنايات شده است.او اعتراف كرد كه اولين قتل را در سال 1972 مرتكب شده است. و دو سال پس از آن در ژانويه 1974 براي دومين بار دست به جنايت زده.
او بعدها اعتراف كرد كه قربانيان نوجوان خود را با وعده نشان دادن يك چشم بندي دستبند مي زد و پس از اذيت و آزارشان با طنابي آنها را به قتل مي رساند.
او همچنين اعتراف كرد كه گاهي اجساد قربانيانش را ساعتها زير تخت خوابش و يا در اتاق زير شيرواني نگه مي داشته و سپس آنها را دفن مي كرده است.
جان وين گيسي به قتل 30 پسر اعتراف كرد. با اين حال او بيشتر سؤالهاي پليس را با جمله «از جك بپرسيد» پاسخ مي داد.او محل دفن 28 قرباني خود را در زير زمين خانه اش به پليس نشان داد و همچنين اعتراف كرد كه پنج پسر را پس از خفه كردن در رودخانه دس پلينز انداخته است.

  


جوان ميلياردر با قرار وثيقه آزاد مي شود

 

گروه حوادث: در پي اعلام گذشت اولياي دم مقتول، قاتل آزاد مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، آبان ماه سال گذشته زني با مراجعه به شعبه ششم دادياري دادسراي جنايي از مفقودشدن دختر 21 ساله اش به نام «الناز» خبر داد.
با ارجاع پرونده به پليس آگاهي وقتي تلاش 2 ماهه مأموران براي پيداكردن ردي از نامبرده بي نتيجه ماند فرضيه قتل وي مطرح شد.
بدين ترتيب پرونده براي ادامه رسيدگي در اختيار اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي جنايي قرار گرفت.
در بررسيهاي اوليه روشن شد «الناز» از مدتي قبل با پسر متمولي به نام «آرش» آشنا شده و با وي در ارتباط است.
بر اين اساس يك ماه بعد اين جوان 31 ساله كه مدارك تحصيلات عاليه خود را از كشور كانادا گرفته است شناسايي و دستگير شد.
«آرش» ابتدا نسبت به ناپديدشدن دختر مورد علاقه اش اظهار بي اطلاعي كرد، اما سرانجام پس از گذشت يك ماه از تحقيقات فني لب به اعتراف گشود و قتل «الناز» را به گردن گرفت.
وي در بازجويي اوليه پليسي اعتراف كرد پس از پي بردن به ارتباط «الناز» با چند جوان او را به خانه مجردي خود در الهيه كشانده و با بستن دستها و پاهايش با طناب او را در سينك پر از آب ظرفشويي خفه كرده است، اما در ادامه تحقيقات در برابر بازپرس تحقيق انگيزه واقعي خود را چيزي ديگر اعلام، اما از بيان آن خودداري كرد.
وي مدعي شد جسد «الناز» را به داخل رودخانه انداخته است. گفتني است، با گذشت اولياي الناز عامل قتل وي به زودي آزاد مي شود.

  


حوادث جهان

 

پاسخ كشورهاي خارجي به درخواست چين براي اعزام پزشك




آسوشيتدپرس: كشورهاي خارجي با اعزام گروههاي پزشكي و بيمارستانهاي صحرايي به درخواست كمك چين براي مناطق زلزله زده پاسخ مثبت دادند.
چين اعلام كرده بود كه كمكهاي پزشكي كشورهاي ديگر را براي رسيدگي به وضعيت زلزله زدگان مي پذيرد. در حال حاضر تلاش امدادگران از جستجو براي يافتن افراد زنده، به رسيدگي به اوضاع بازماندگان و بي خانمانهاي حاصل از زلزله متمركز شده است.يك تيم پزشكي از كشور روسيه به همراه تجهيزات يك بيمارستان صحرايي وارد اين منطقه شد. يك تيم 37 نفره از پزشكان صليب سرخ تايوان نيز به اين منطقه اعزام شده اند.
وزير امور خارجه ژاپن نيز اعلام كرد كه يك تيم 23 نفره پزشكي عازم چين خواهد شد.
همچنين پزشكاني از آلمان و ايتاليا نيز براي كمك به زلزله زدگان به چين رفته اند.
سخنگوي وزارت امور خارجه چين گفت: ما همكاري لازم را با پزشكان خارجي خواهيم داشت.
كشورهاي ديگر نيز براي اعزام پزشك و تجهيزات پزشكي اعلام آمادگي كرده اند كه دولت چين تاكنون اجازه ورود به همه آنها را نداده است.
«كين گانگ» در اين باره گفت: مشكلات موجود در منطقه از قبيل مشكل حمل و نقل و ارتباطات به ما اين امكان را نمي دهد كه به تمام تيمهاي پزشكي اجازه ورود به آن جا را بدهيم.
در همين حال امدادگران، مرد 31 ساله اي را پس از يك هفته از زير آوار زنده يافتند. اين دومين فردي است كه پس از يك هفته زنده از زير آوار خارج مي شود.
همچنين به دليل تلاش براي دفن هر چه سريعتر اجساد، دولت چين نمونه دي ان اي هر جسد را براي شناسايي هاي بعدي گرفته است.

اصابت نيزه به پاي يك عكاس




آسوشيتدپرس: عكاس يكي از روزنامه هاي ايالت «اوتا» در مسابقات قهرماني دبيرستانهاي آن ايالت به دليل نزديك شدن بيش از حد به ميدان مسابقه مورد اصابت يك نيزه قرار گرفت.
«رايان مك گيني» از روزنامه «استاندارد اگزمينر» پس از اين حادثه با وجود جراحت وسيعش توانست از نيزه فرو رفته در پايش عكس بگيرد و اين در حالي بود كه ديگران سعي در كمك كردن به وي را داشتند.
اين عكاس 33 ساله كه در گذشته 6 ماه را در افغانستان گذرانده بود، گفت: براي گرفتن عكس از پرتاب نيزه ها به آن جا رفته بودم.اين نيزه به ناحيه زير زانوي وي اصابت كرده و از پشت پايش خارج شده است.«مك گيني» گفت: خيلي درد ندارم. من خوش شانس بودم كه اين نيزه به رگهاي اصلي و اعصابم آسيبي نرسانده است.

پرداخت بهاي غذا با ماري جوانا
آسوشيتدپرس: يك مرد نيوزيلندي كه پس از خريدن مقداري غذا به فروشنده پيشنهاد داد تا بهاي آن را با ماري جوانا بپردازد، توسط افسر پليسي كه مكالمه اش را شنيده بود، بازداشت شد.
«ويد چرچوارد» 28 ساله پس از مصرف مشروبات الكلي در صف خريد يك بوفه ايستاده بود، اما متوجه شد پولي به همراه ندارد، به همين دليل به فروشنده پيشنهاد دادن ماري جوانا، كه مقداري از آن را در جيبش داشت، داد.
او متوجه حضور خودروي گشتي پليس كه دقيقاً پشت سرش توقف كرده بود، نشد و پليس نيز وي را به اتهام به همراه داشتن مواد مخدر دستگير و روانه زندان كرد.

ميمون مكزيكي زنداني شد
آسوشيتدپرس: يك ميمون مكزيكي به دليل حمله به دو مرد و گاز گرفتن آنها زنداني شده است.
اين حيوان در زنداني بسر مي برد كه افرادي به جرمهاي شرب خمر در اماكن عمومي و مزاحمت زنداني هستند.
«سينار گومز» يكي از افسران پليس در اين رابطه گفت: اين ميمون پشت ميله هاي زندان خواهد ماند تا زماني كه صاحبش پرداخت غرامت به دو مرد آسيب ديده را تقبل كند.
وي افزود: اين جا هر كس مرتكب خطايي بشود زنداني مي شود و مهم نيست كه آن فرد، چه كسي است.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران  578  پنجشنبه  4 رجب 1281 ه- ق برابر 1244 ه- ش
از كسان قنسول روس كه در انزلي توقف دارد به جهت گردش بيرون آمده بودند نيم سوخته توتون خود را بر سر دكاني كه در سر محله واقع شده بود انداخته و رفته بودند آتش به ني دكان گرفت به اندك زماني شدت يافته بود پنج دكان و درب خانه ديگر آتش به آنها رسيده و مي سوخت. حسينقلي خان سر كرده تفنگچي طالش سعي كرده بود آتش را خاموش كند نتوانسته بود جعفرقليخان و محمدرضا بيگ جمعيتي را برداشته و با زحمتي زياد چند باب مغازه را خراب و ميان دكانها و آتش فاصله انداخته و آتش را خاموش كرده بودند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com