|
گروه حوادث- مصدق: متهم به قتل مقابل پنج قاضي دادگاه كيفري استان تهران در دفاع از خود به تناقض گويي افتاد.

به گزارش خبرنگار ما، 23 مهرماه سال 84 جسد مرد مجهول الهويه اي در حالي كه با ضربه چاقو به قتل رسيده بود در داخل باغي در روستاي تنگه باران از توابع شهرستان دماوند از سوي پليس كشف شد.
در حالي كه تجسسهاي پليسي براي شناسايي هويت مقتول و دستگيري عامل قتل ادامه داشت، جواني كه خود را «ابراهيم» معرفي مي كرد، پس از دو بار تماس تلفني ادعا كرد شاهد قتل يك جوان تبعه افغانستان به نام محمد بوده است.
براين اساس، جسد كشف شده مرد مجهول الهويه به نامبرده نشان داده شد و وي ضمن شناسايي وي، ادعا كرد محمد در درگيري با سرنشينان يك دستگاه خودروي پاترول كه چهار نفر بوده اند مورد اصابت چاقو قرار گرفته است.
از سوي ديگر و پس از چند روز از اين ماجرا، زن جواني با مراجعه به كلانتري «ايوانكي» از مفقود شدن همسرش با نام پرويز خبر داد و گفت: همسرم سوم ماه رمضان با يكي از دوستانش به هويت پرويز به منظور سفر يك هفته اي به يكي از شهرستانهاي اطراف از منزل خارج شد و ديگر بازنگشت.
وي با اشاره به اينكه همسرم در اين مدت هيچ تماسي با من نداشت افزود: وقتي از همسايه ها شنيدم كه موتورسيكلت پرويز دست ابراهيم است، به سراغ وي رفتم اما وي با اين ادعا كه موتورسيكلت را از شوهرم خريده است، ادعا كرد كه اطلاعي از او ندارد.
اين زن جوان ادامه داد: البته ابراهيم وقتي ديد من از حرفهايش قانع نشده ام ادعا كرد كه همسرم پس از قتل يك جوان افغاني متواري شده است.
بدين ترتيب پرونده وارد مرحله تازه اي شد و مأموران به احتمال اينكه جسد كشف شده متعلق به پرويز باشد، لباس و كمربند وي را به همسرش نشان دادند كه وي با شناسايي آنها گفت جسد متعلق به همسرش است.
با اين سرنخ كارآگاهان پليس آگاهي ابراهيم را دستگير كردند و وي 17 روز پس از بازداشت در بازجويي نزد قاضي تحقيق پرونده و دادستان به جرم خود اعتراف و با بازسازي صحنه جنايت نشان داد چگونه در پي اختلاف با پرويز بر سر پنج سكه قديمي، او را از ناحيه پهلوي سمت راست مورد اصابت قرار داده و به قتل رسانده است.
با صدور كيفرخواست عليه اين جوان كه در زمان وقوع جرم 18 سال داشت وي صبح ديروز در برابر 5 قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و از خود دفاع كرد.
در ابتداي اين جلسه كه رياست آن را قاضي عزيز محمدي به عهده داشت، سيفي نماينده دادستان و اولياي دم خواستار قصاص متهم به قتل شدند.
سپس متهم به دفاع از خود پرداخت و گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. من در مرگ دوستم هيچ دخالتي نداشتم.
وي در خصوص آخرين ديدار وي با مقتول گفت: ما با هم جهت اجاره كردن باغ رفته بوديم. وقتي به باغ پدرم رسيديم 4 نفر از دوستانش با يك دستگاه پاترول به آنجا آمدند. پرويز پس از ديدن شان با آنها مشغول خوردن مشروب شد و مرا براي آوردن آب سرد فرستاد. بنابراين وقتي برگشتم ديدم كسي آنجا نيست.
وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه درباره اظهارات برادرت كه شهادت داده تو پيش او اعتراف به قتل پرويز كرده اي، چه مي گويي؟ گفت: هرگز چنين اعترافي نداشتم. برادرم معتاد است و وقتي بازداشت شد براي رهايي از بازداشتگاه چنين ادعايي را مطرح كرد.
متهم همچنين در رابطه با كشف آلت قتاله براساس شهادت برادرش گفت: نمي دانم. من كسي را نكشتم.
وي در خصوص اعترافهايش در تحقيقات مقدماتي گفت: اظهاراتم در پليس آگاهي و دادسراي جنايي تحت فشار بوده است.
ابراهيم در ادامه وقتي از او سؤال شد پس از كجا مي دانستي كه ضربه وارده به پهلوي راست مقتول بوده است گفت: نظريه پزشكي قانوني را خوانده بودم.
اين جوان 21 ساله همچنين در پاسخ به سؤال ديگر قاضي مبني بر اينكه چرا هر بار همسر و پدر مقتول سراغ وي را از تو مي گرفتند ادعا مي كردي به سفر رفته يا متواري است؟ اظهار داشت: چون احساس ترس مي كردم و براي اينكه از آنان مهلت بگيرم تا پرويز را پيدا كنم چنين حرفهايي مي زدم.
وي در خصوص سوگندي كه در دادسرا در خصوص ارتكاب قتل پرويز خورده بود، گفت: سوگندي در اين رابطه نخوردم.
متهم به قتل در خاتمه و به عنوان آخرين دفاع گفت: بي گناه هستم.
گفتني است، متهم تا صدور رأي نهايي اين دادگاه با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. |