|
خورشيد من! بتاب شبي ناگهان به من
تا وا كنند پنجره آسمان به من
با دامهاي ترد بهشتي، عطا كنيد
با يك نگاه زندگي جاودان به من
بين من و تو فاصله، ديوار شيشه اي است
يك ثانيه نگاه كن از پشت آن به من
گفتند بار عشق به مقصد نمي رسد
بسيار بود عاطفه دوستان به من
زخم زبان هيچكسي كارگر نشد
چون نيش سخت عقربه هاي زمان به من
حالا رسيده ام به بهاري كه دست توست
مي بارد آبشار گل ارغوان به من
«مهدي چناري» |