|
محمد هرمزي
گروه اقتصادي: رئيس كل بانك مركزي در ادامه تصميم سازيهاي جديد در حوزه بانكداري، اين بار وعده حذف سپرده گذاري مشروط را

داده است كه در صورت تحقق آن، متقاضيان براي دريافت وام ديگر مجبور نيستند سپرده گذاري كنند.
شيوه سپرده گذاري مشروط تقريباً از زمان كاهش نرخ سود بانكي در بين مؤسسه ها، صندوقها و برخي بانكها مرسوم گشت تا براي جبران بخشي از نرخ سود و همچنين تأمين منابع با توجه به تشديد تقاضاي وام كه متأثر از عميق تر شدن شكاف نرخ سود تعيين شده با نرخ بازار غير رسمي است اين رويكرد را در دستور كار قرار دهند.
بنابراين با گذشت چند سال از اين شيوه ابداعي مؤسسه هاي پولي و مالي فارغ از مسائل شرعي اين شيوه به باور كارشناسان تأمين مالي، پوشش و جبران سود و همچنين اولويت بندي مشتريان از هدفهاي اين رويه بوده است.
دكتر مظاهري اگر چه در گذشته و به طور تلويحي از ارائه وام براساس جدول زمانبندي از سوي متوليان ارائه وام گلايه مند و آن را شيوه نادرستي عنوان كرده بود، طي چند روز اخير به استناد استفتائي حذف پرداخت وام مشروط به سپرده گذاري را در دستور كار قرار داده است.
در عين اينكه بايد بين ارائه تسهيلات (در قبال دريافت سود) و وام (در قبال دريافت كارمزد) تفاوت قائل شد- اما عمدتاً اين دو مترادف همديگر عنوان مي شود- كارشناسان هر كدام از منظري به اين رويكرد بانك مركزي پرداخته اند.
تصميم درست
دكتر پژويان، كارشناس ارشد اقتصادي در گفتگوي كوتاهي با خبرنگار ما اظهار مي دارد: تحقق وعده رئيس كل بانك مركزي مبني بر حذف شرط سپرده گذاري در پرداخت وام امكان پذير است.
اين استاد دانشگاه مي افزايد: اصولاً شرط پرداخت وام در قبال سپرده يك نوع شيوه محدود كننده كسب اعتبار است، يعني بايد توجه داشت كه فردي كه اعتباري دريافت مي كند حتماً بايد سرمايه گذاري كند.
وي ادامه مي دهد: سرمايه گذاران معمولاً به تمام منابع خود براي سرمايه گذاري نياز دارند، بنابراين متولي پرداخت اعتبارات به جاي درخواست سپرده بايد براساس كارايي و سرمايه گذاري، وام را در اختيار متقاضي قرار دهد.وي خاطر نشان مي كند: چنانچه بانك اين مانع (شرط سپرده گذاري) را بردارد، به شرط اينكه بقيه كارهايش را درست انجام دهد به نظر مي رسد رويكرد رئيس كل بانك مركزي در حذف شرط سپرده گذاري تصميم درستي است.
آينده مبهم
در عين اينكه برخي كارشناسان از تصميم بانك مركزي استقبال كرده، اما اين رويكرد واكنش منتقدان را نيز در پي داشته است.
دكتر بهنام ملكي به خبرنگار ما مي گويد: اگر مباحث شرعي را وارد اين موضوع نكنيم چند پرسش مطرح مي شود نخست اينكه آيا رويكرد بانك مركزي عمليات بانكداري را روان تر خواهد كرد با عوارضي نظير تبعيض، رانت خواري و ... را در پي دارد.
وي با طرح اين سؤال كه با حذف شرط سپرده گذاري، منابع بانكي از چه محلي بايد تأمين شود، اضافه مي كند: بانك مركزي مشخص كند كه بانكها، منابع خودشان را از كجا تأمين مي كنند.
وي با بيان اينكه دولت بايد به افراد ورشكسته، معلولان و ... يارانه اختصاص دهد، اضافه مي كند: به استثناي اين گروه بايد ضوابطي براي ارائه تسهيلات وجود داشته باشد، در غير اين صورت از كدام محل سپرده گذاري بايد وام ارائه شود و به چه اشخاصي.
وي ادامه مي دهد: افراد زيادي با اين اميد سپرده گذاري كرده اند كه وامي دريافت كنند و گشايشي در كارهايشان ايجاد شود، بنابراين اگر بخواهيم صورت مسأله را پاك كنيم يا به متقاضيان وام نمي دهند و يا اينكه با خلق پول كه به تورم دامن مي زند مجبورند به همه آنها وام بپردازند.
به گفته وي افرادي كه در مؤسسات، بانكها و صندوقها موجودي دارند ارائه وام حق آنهاست، بنابراين اگر ضوابطي وجود نداشته باشد اين وامها با شيوه هاي تبعيض آميز و پارتي بازي به افراد مشخصي پرداخت مي شود و در عوض صف هاي متقاضيان نيازمند طولاني تر مي شود.
وي با اشاره به اين نكته كه معمولاً كساني كه در بانكها موجودي دارند متقاضي وام هستند، ادامه داد: اگر شرط سپرده حذف شود معمولاً اين وامها به افراد با نفوذ پرداخت مي شود آن هم از محل سپرده هاي همين سپرده گذاراني كه نمي توانند به دلايل مختلفي وام دريافت كنند.
وي تأكيد مي كند: با حذف شرط سپرده گذاري، وامها معمولاً به دلايل مختلفي به برخي افراد داده مي شود در حالي كه افرادي كه سالها حساب و موجودي داشتند نمي توانند وام دريافت كنند. اين وضعيت سبب مي شود آنها به اين شيوه پرداخت وام از موجودي آنها به افراد ديگر رضايت ندهند.
ملكي تصريح مي كند: وام بايد طبق شرايط مشخص و با ضابطه به افراد متقاضي پرداخت شود، اما اگر با حذف شرط سپرده گذاري فضاي كدري ايجاد كنيم كه هر كسي با نفوذ خود و پارتي وام بگيرد و ديگران محروم شوند رويكرد نادرستي است.
وي خاطر نشان مي كند: اگر در بهترين حالت متوليان وام بتوانند به همه متقاضيان وام بدهند به تورم دامن زده مي شود، يعني همان منافع پيش بيني شده را از بين مي برد.
وي با بيان اينكه با توجه به نظارت هاي بانك مركزي اگر مؤسسات سود نامعقولي به دست نياورند نبايد از شرط سپرده گذاري اين قدر نگران بود.
وي پيشنهاد مي دهد: اگر افراد سپرده گذار موجودي و سپرده خود در بانكها و مؤسسات را افزايش دهند و هيچ چشمداشتي به سود نداشته باشند در عوض اين مؤسسات ما به ازاي همين مقدار سپرده را به صورت قرض الحسنه به متقاضيان پرداخت كنند هم جامعه از حال ربوي خارج مي شود و هم شيوه جايزه اي ولاتاري حذف خواهد شد.
وي در پايان تأكيد مي كند: اگر بانك و مؤسسه يا متقاضي به يكديگر قرض بدهند هم با مباني ديني سازگار است و هم اقتصاد كشور، بنابراين نبايد صورت مسأله بانكداري را پيچيده كرد.
نكته
تعداد زيادي از سپرده گذاران با اين هدف سپرده گذاري كرده اند كه در آينده و طبق برنامه زمانبندي وام دريافت كنند، بنابراين در صورت حذف شرط سپرده گذاري مؤسسات بايد سود سپرده آنان را بپردازند و يا اينكه اين مؤسسات به اندازه همان ميزان سپرده به متقاضي وام دهد كه به نظر مي رسد اين رويكرد مورد توجه مؤسسات مالي و اعتباري با توجه به اهداف تأسيس آنها قرار نگيرد.
بايد ديد كه بانك مركزي براي عملياتي كردن اين تصميم (حذف شرط سپرده گذاري) چگونه سپرده گذاران را راضي خواهد كرد؟ و همچنين با خروج سپرده ها اين موضوع همچنان مطرح است كه اين مؤسسات منابع خود را از چه محلي تأمين خواهند كرد، آيا براي تأمين منابع مالي خود سود سپرده ها را افزايش خواهند داد بعيد به نظر مي رسد. |