تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-05-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 2خرداد ماه 1387


علوم جديد نشانه هاي علمي قرآن را تاييد مي كند

 

ترجمه: مرجان مصطفي پور

* قرآن و خاستگاه جهان




علم كيهان شناسي، چه تجربي و چه نظري، بر اين امر اشاره دارد كه در يك مقطع از زمان، هيچ چيز به جز توده اي ابر مانند و دودي شكل (تركيب گازي داغ و فشرده غيرشفاف) وجود نداشته است. اين مسأله، يكي از اصول مسلم و پذيرفته شده علم كيهان شناسي نوين است.
دانشمندان اكنون مي توانند ستارگان جديدي را كه از بقاياي آن توده هاي دودي، شكل گرفته اند، مشاهده كنند. ستارگان درخشاني كه در آسمان مي بينيم، در آغاز در آن ماده واقع بوده اند.
در قرآن مي خوانيم: «سپس آهنگ آفرينش آسمان كرد و آن دودي/ بخاري بود.»(11:41)
از آنجا كه زمين و فلك (خورشيد، ماه، ستارگان، سيارات، كهكشانها و ...) از همين توده ابر مانند شكل گرفته اند، نتيجه مي گيريم زمين و فلك هر دو يك ماهيت متصل به هم داشته اند.
پس آنها از اين توده به هم پيوسته شكل گرفتند و سپس از يكديگر جدا گشتند. خداوند در قرآن مي گويد: «آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم؟»(30:21)
پروفسور آلفرد كرونر، يكي از زمين شناسان نامي و استاد بخش زمين شناسي دانشگاه «ماينز» آسمان، مي گويد: وقتي به اين موضوع كه محمد(ص) از كجا آمده است مي انديشيم، نتيجه مي گيريم تقريباً محال است او خود توانسته باشد در ارتباط با پديده هايي همچون خاستگاه مشترك جهان، چيزي بداند؛ زيرا دانشمندان تنها در چند سال اخير، با كمك پيشرفته ترين روشهاي تكنولوژيكي توانسته اند حقيقت را دريابند. «كرونر» مي گويد: «من فكر مي كنم كسي كه چيزي در مورد فيزيك هسته اي در 1400 سال پيش نمي دانسته، در شرايطي نبوده كه بتواند بوسيله ذهن خودش خاستگاه مشترك و يكسان زمين و آسمانها را درك كند.»1

- قرآن و ابرها
مطابق نظريات دانشمندان امروزي «آب از رودخانه ها و اقيانوسها تبخير مي شود و ابرهاي كوچك را مي سازد. ابرهاي كوچك به يكديگر ملحق مي شوند و ابرهاي بزرگ را شكل مي دهند.
رشد و حركت در ابر بزرگتر افزايش مي يابد، در حالي كه اين حركت در نقطه نزديك تر به مركز، قوي تر است. اين رشد رو به بالا، باعث مي شود توده ابر به بالا رشد كرده، به سمت ناحيه سردتر، جايي كه قطرات آب و تگرگ شكل مي گيرند و بزرگتر مي شوند، حركت كند. زماني كه اين قطره هاي آب و تگرگ بسيار سنگين مي شوند، شروع به فرود آمدن از ابر مي كنند.»2 
وحي قرآن در 1400 سال پيش در اين رابطه مي گويد: «آيا ندانسته اي كه خداوند ابرها را مي راند، سپس بين آنها را پيوند مي دهد، سپس در هم فشرده اش مي كند، آنگاه باران درشت را مي بيني كه از لابلاي آن بيرون مي آيد...» (43:24)
هواشناسان به تازگي در دهه هاي اخير، جزئيات مربوط به شكل گيري، ساختمان و عملكرد ابرها را يافته اند. آنان با كمك پيشرفته ترين تجهيزات مانند هواپيما، ماهواره، رايانه، بالن و ... به مطالعه باد و جهت آن، اندازه گيري رطوبت و نوسانهاي آن و تعيين سطح فشار جوي پرداخته اند. آيه فوق پس از بيان چگونگي ابرها و باران، از تگرگ و برق سخن مي گويد: «... و سپس از آسمان، از ابري كه به كوه مي ماند، تگرگ فرو مي فرستد و به هر كس كه بخواهد آن را مي زند و از هر كس كه بخواهد بر مي گرداند، نزديك است كه درخشش برق آن، ديدگان را از بين ببرد.» (همان)
هواشناسان دريافته اند ابرهاي كومولو نيمبوس كه حامل تگرگ هستند و تا ارتفاع 25000 پا مي رسند، شبيه كوههايي است كه در قرآن توصيف شده است: ما تگرگ را از كوهها (ابرها) در آسمان فرستاديم.
حال ممكن است اين پرسش مطرح شود: چرا در اين آيه گفته مي شود «درخشش نورش» در حالي كه به تگرگ اشاره دارد. به نظر مي رسد اين آيه بر اينكه تگرگ عامل اصلي ايجاد برق است ، اشاره دارد.
در كتابي با عنوان «هواشناسي امروز» چنين آمده است: «زماني كه تگرگ از قسمت سرد ابر و منطقه بلورهاي يخي فرود مي آيد، ابرها باردار شده، قطره هاي آب با تگرگ برخورد كرده، يخ مي زنند و در نتيجه گرماي خود را از دست مي دهند. سطح تگرگ گرمتر از محيط بلورهاي يخي است.
وقتي تگرگ در تماس با بلورهاي يخي قرار مي گيرد، پديده مهمي رخ مي دهد: الكترونها همواره از منطقه سردتر به منطقه گرمتر جريان پيدا مي كنند. وقتي قطره هاي سرد در تماس با يك دانه تگرگ قرار مي گيرند، همين پديده رخ مي دهد. تگرگها بار منفي گرفته اند، در حالي كه قطرات سرد يخ، بار مثبت مي گيرند و در برخورد با تگرگ خرد مي شوند. سپس ذرات خرد شده يخ سبك تر شده، به بخش بالاتر ابر كشيده مي شوند و تگرگ با بار منفي به طرف انتهاي ابر، پايين مي آيند. بنابراين، بخش پاييني ابر داراي بار منفي شده، اين بار منفي به صورت برق به طرف زمين تخليه مي گردد.» 3
اطلاعات فوق، كشفيات نوين علم هواشناسي است. تا سال 1600 پس از ميلاد، عقايد ارسطو در ارتباط با هواشناسي، در كشورهاي غير مسلمان حاكم بود. به طور مثال، ارسطو معقتد بود «جو، شامل دو نوع هواست: هواي مرطوب و هواي خشك. او رعد را صداي حاصل از برخورد هواي خشك با ابرهاي مجاور و برق را ناشي از برافروختن و سوختن هواي خشك با شعله ضعيف و كم نور مي دانست.»4 
نظريات او بخشي از دانش هواشناسي در زمان نزول وحي (1400 سال پيش) بوده است.
حال نگاهي دقيق تر به زمين بيندازيم. كوهها و عظمت آنان را در نظر بگيريم. آيا چيزي در ارتباط با اين ساختمان عظيم هست كه بتواند كليدي براي راهنمايي ما در جهت درك خاستگاه جهان باشد؟

- قرآن و كوهها
كتابي با عنوان «زمين» منبع اصلي مطالعه در بسياري از دانشگاه هاي سراسر جهان است. يكي از نويسندگان اين كتاب فرانك پرس است. او در حال حاضر رئيس آكادمي علوم در آمريكاست. «پرس» در كتاب خود، «كوهها را پايه هاي اصلي مي داند كه در زمين جاسازي شده اند. در نتيجه، كوهها شكلي مانند ميخ دارند و بسته به عمق كوهها، شكل ميخها نيز متفاوت است.» 5 
قرآن كوهها را چنين توصيف مي كند: «آيا ما زمين را بستري نساختيم و كوهها را ميخهايي؟» (7-6:78)
علم زمين شناسي نوين ثابت كرده است كوهها پايه هاي عميقي زير سطح زمين دارند و اين پايه ها مي توانند در ارتفاعات و در بالاي سطح زمين به يكديگر برسند. بنابراين، واژه مناسب براي توصيف كوهها بر اطلاعات، همان واژه «ميخ» است.
تاريخ علوم به ما نشان مي دهد «نظريه پايه هاي عميق كوهها، تنها در نيمه دوم قرن نوزده مطرح شده است.
كوهها همين طور، نقش اساسي در ثابت نگه داشتن پوسته زمين دارند. آنها مانع لرزش زمين مي شوند.»6 
خداوند در قرآن مي فرمايد: « و بر زمين كوههاي بزرگ افكند تا شما را نلرزاند...» (15:16)
نظريه جديد ساختمان طبقات زمين شناسي مي گويد كوهها به مثابه تثبيت كننده زمين عمل مي كنند. شناخت نقش كوهها به عنوان ثابت نگهدارنده زمين، تنها از اواخر دهه 1960 در چارچوب مطالعات طبقات زمين شناسي قرار گرفت.
آيا كسي مي توانسته در زمان حضرت محمد(ص) شكل حقيقي كوهها را بداند؟ آيا كسي مي توانسته تصور كند كوههاي بزرگ و سختي، در اعماق زمين گسترده شده، ريشه دوانيده باشند؟ (همانطوري كه دانشمندان ادعا مي كنند)
كتابهاي زمين شناسي تاكنون تنها بخشي از كوهها را كه خارج از سطح زمين و قابل مشاهده است، توصيف كرده اند. اما اكنون زمين شناسي نوين، حقيقت آيات قرآن را اثبات كرده است.
آبهايي كه سطح زمين را پوشانده اند، چطور؟ آيا حقايقي نهفته در زير درياها وجود ندارد؟
- قرآن، عمق درياها و امواج دروني
خداوند در قرآن مي فرمايد: «تاريكي هايي است در دريايي ژرف كه موجش فرو پوشد و بر فراز آن موجي ديگر و بر فرازش ابري است تيره، تاريكي هايي بر فراز يكديگر، آن سان كه اگر دست خود بيرون آرد، آن را نتواند ديد.» (40:24)
اين آيه به تاريكي موجود در اعماق درياها و اقيانوسها اشاره دارد؛ جايي كه اگر انسان دستش را دراز كند، قادر نيست آن را ببيند. «اين تاريكي در اعماق 200 متر و زير آن يافت مي شود. در اين عمق، تقريباً هيچ نوري وجود ندارد و زير هزار متر مطلقاً نور يافت نمي شود.»7 
انسانها نمي توانند بدون كمك تجهيزات خاص، بيش از چهل متر فرو روند و در قسمت تاريك و عميق اقيانوسها، زنده بمانند.
دانشمندان اخيراً اين تاريكي را به وسيله روشهاي پيشرفته و زيردريايي ها كه آنها را قادر ساخته است در اعماق اقيانوسها تفحص كنند، كشف كرده اند.
در قرآن مي خوانيم درياهاي عميق، با امواج پوشانده شده اند.
در بالاي اين امواج، امواج ديگري قرار دارد و در بالاي آنها ابرها هستند. كاملاً روشن است اين مجموعه دوم امواج، امواج سطح آبها هستند كه مي توانيم آنها را مشاهده كنيم، زيرا بالاي اين امواج، ابرها قرار دارند. اما امواج اولي چطور؟
«دانشمندان اخيراً موفق به كشف امواج دروني شده اند. امواجي كه از برخورد لايه هايي با تراكمهاي مختلف، ايجاد مي شوند.
دليل اصلي ايجاد امواج دروني اين است كه آبهاي عميق داراي تراكم بيشتري نسبت به آبهاي سطحي هستند. اين امواج مانند امواج سطحي عمل مي كنند و حتي همانند آنها مي شكنند. امواج دروني با چشم بشر قابل مشاهده نيستند، بلكه تنها به وسيله مطالعه تغييرات دما يا شوري آب در محلهاي معين، قابل بررسي است.»8 
آبها قسمتهاي زيادي از سطح زمين را پوشانده اند و حتي با خاك در رودخانه ها و نهرها تركيب مي شوند. چه چيزي باعث مي شود آب با خودش تركيب نگردد؟

- قرآن، درياها و رودخانه ها
علم جديد دريافته است در نقاطي كه دو درياي مختلف با يكديگر برخورد مي كنند، مانعي بين آنها به وجود مي آيد. اين مانع دو دريا را چنان از يكديگر جدا مي سازد كه هر دريا دما، شوري و تراكم خود را دارد. به عنوان مثال، آب درياي مديترانه گرمتر، شورتر و كم تراكم تر نسبت به اقيانوس اطلس است.
زماني كه آب درياي مديترانه در جبل الطارق به آب اقيانوس اطلس وارد مي شود، چند صد كيلومتر در اين آب با عمق حدود هزار متر وارد مي شود، در حالي كه ويژگيهاي گرمي، شوري و كم تراكمي خود را حفظ مي كند. آب درياي مديترانه در اين عمق بدون تغيير مي ماند. علت اين امر، وجود مانع بين آنهاست، به طوري كه حتي در اعماق 1400 متر و در مسافتي حدود 100 - تا 2500+ متر، ما هر دو نوع ساختمان آب را در شرايطي كه شوري و دماي خود را حفظ كرده اند، مي يابيم.
اگر چه در اين آبها، امواج بزرگ، جريانها و جزر و مد قوي وجود دارد، اما هرگز با يكديگر تركيب نمي شوند و اين مانع را نمي شكنند.
خداوند در قرآن بيان مي كند بين دو دريا كه به يكديگر برخورد مي كنند حد فاصلي است و آنها از آن تجاوز نمي كند. (20-19: 55)
اما زماني كه قرآن از جدا كننده آب شور و شيرين سخن مي گويد، وجود «حايل» را ذكر مي كند. خداوند مي فرمايد: «و اوست كسي كه دو دريا را به سوي هم روان كرد؛ يكي شيرين و ديگري شور و ميان آن دو، حايلي استوار قرار داد.» (53:25)
ممكن است اين سؤال پيش آيد: چرا قرآن زماني كه از جدا كننده آب شيرين و شور سخن مي گويد، واژه «حايل» را به كار مي برد، اما وقتي از جدا كننده دو دريا سخن مي گويد، اين واژه را به كار نمي برد؟
علم جديد دريافته است در دهانه رودخانه ها جايي كه آب شيرين و شور به يكديگر برخورد مي كنند، شرايط تا حدي با نقطه اي كه دو دريا با هم تلاقي دارند، متفاوت است. آنها كشف كرده اند آنچه آب شيرين را از آب شور در دهانه رودخانه ها جدا مي سازد، ديواره اي (منطقه جدايي) است كه خود ميزان نمك متفاوتي از آب شيرين و شور دارد.
اين اطلاعات اخيراً با كمك تجهيزات پيشرفته اندازه گيري دما، شوري، تراكم و ... به دست آمده است.
چشم انسان قادر نيست تفاوت بين آب دو دريا را تشخيص دهد و دو درياي مختلف، يك درياي مشابه و همجنس به نظر مي رسند. همان طور كه توانايي تشخيص تقسيم آب در دهانه رودخانه ها را به سه نوع شيرين، شور و حايل(منطقه جدا سازي) ندارد.

منابع
moc.hturt si tI )1
.141P.ygoloretem fo stnemelE )2
734P .yadot ygoloreteM )3
.963p.eltotsirA fo skroW )4
851P .htraE )5
.5.P .sniatnuom fo tpecnoc lacigoloeG)6
.72.P.attemeP dna redlE snaecO )7
39-2.0p .yhpargonaeco fo selpicnirP )8

  


گزارش خبرنگار قدس از سفر به سرزمين آفتاب (2)؛ اين گروه هشت نفره

 

* آرش خليل خانه

گروه همسفر در همان جلسه توجيهي وزارت امور خارجه با هم آشنا مي شويم. راستش اولين دغدغه هم در چنين سفرهايي، همراهان هستند. در جلسه، اعضاي همه گروه ها هستند و در بين آنها به غير از اميرمحبيان و دكتر حسن لاسجردي، بقيه را يا نمي شناختم و يا ارتباط و تماسي با هم نداشته ايم و به نظر مي رسيد در گروهي ناآشنا قرار گيرم، بويژه بعد از آنكه معلوم شد آقاي محبيان در گروه چين و دكتر لاسجردي در تيم اعزامي به اسپانيا هستند.
در همين افكار بودم كه در سالن جلسه (همان اتاق آشنايي كه سخنگوي وزارت خارجه سالهاست روزهاي يكشنبه با مطبوعات مصاحبه مي كند) باز و چهره اي آشنا وارد شد.
تازه وارد مصيب نعيمي سردبير روزنامه الوفاق و از دوستان من است. آقاي قاسمي رئيس اداره اخبار وزارت خارجه كه اداره جلسه را بر عهده داشت، گفت: «جناب نعيمي به موقع رسيدند» و گروه ژاپن را معرفي كرد: آقايان نعيمي، سيف ا... يزداني مدير مسؤول روزنامه عصر اقتصاد، سعيد تقي پور (كه در قسمت اول معرفي شدند) پرويز قاسمي مدير گروه وب سايت انگليسي خبرگزاري موج، حسين يحيائي صاحب امتياز روزنامه تفاهم، مسعود ابراهيمي مشاور مدير عامل مؤسسه ايران و بالاخره من.
خدا را شكر مي كنم كه حداقل يكي از دوستان من (آقاي نعيمي) در گروه ما هست.
آشنايي ام با او داستان جالبي دارد، او را به واسطه اينكه از كارشناسان خبره در امور فلسطين و لبنان است مي شناختم و با او تماس داشتم. تسلط او به دليل آنست كه بيش از يك دهه (گمان كنم 11 سال) رئيس دفتر خبرگزاري ايران در بيروت بوده است. اهل استان فارس است، اما خوي و خصلت گرم و دوستانه عربها را دارد، احتمالاً به دليل معاشرت طولاني با آنها و با او احساس راحتي مي كني. مي گويد با سيد حسن نصرا... رفاقت قديمي و نزديك دارد و عكسي در كنار او دارد كه بر صفحه تلفن همراهش قرار گرفته، مي گويد در سفر سال قبل با او گرفته.
رابطه ام با او پس از يك اتفاق گرمتر شد، اتفاقي كه هم تلخ بود و هم شيرين.
سال 83 به دعوت وزارت امور خارجه و بنابر پيشنهاد حميدرضا آصفي سخنگو و دستيار ويژه وزير وقت (خرازي) كه اكنون سفير ايران در امارات است، جمعي از روزنامه نگاران ايران براي يكسري بازديد و ملاقات با مقامهاي دولت موقت عراق به اين كشور رفتند كه من هم يكي از اعضاي آنها بودم.
سفر سخت و پر مخاطره اي در آن ايام درگيري و آشوب داخلي عراق بود كه شوق زيارت عتبات عاليات آن را ساده مي نمود. ميزبان ما در اين سفر سفارت جمهوري اسلامي ايران و آقاي كاظمي قمي سفير ما بود و دبير اول و رايزن مطبوعاتي سفارت آقاي خليل نعيمي ما را در سفر به نقاط مختلف عراق همراهي مي كردند.
ديپلماتي با تجربه و مسلط بويژه به زبان عربي كه كمتر عرب و عراقي مي توانست تشخيص دهد او يك ايراني است و در عين حال مردي با چهره نوراني و متدين. با او به زيارت كربلاي معلا و نجف اشرف مشرف شديم. شب بود كه به كربلا رسيديم و بلافاصله بعد از استقرار و تجديد وضو، شبانه من و يكي ديگر از همراهان را كه گوش به زنگ بوديم به حرم حسيني برد. با صوت او كه براي ما زيارتنامه مي خواند، ساعتها در سوگ و ماتم مولايمان گريستيم. خاطرات زياد ديگري كه در حوصله اين نوشتار نيست.
آن سفر دو هفته اي زود به پايان رسيد، بيست و نهم اسفند يك ماه بعد هنوز در خلسه و نشئه وصال بوديم كه خبر آمد بعثي ها و وهابيون دبير اول سفارت ايران را ترور كرده اند. تصوير بدن بي جان نعيمي را پشت فرمان خودرويش از ياد نمي برم. مي گفت چند سال پيش در پاكستان هم وهابي ها قصد ترور او را داشته اند كه از آن مطلع مي شود، اما پس از استخاره راضي مي شود محل مأموريت خود را ترك كند.
آخرين تصاوير را در مدائن من از او گرفته بودم و پس از دو سال در فكر افتاده بودم آن را به خانواده اش برسانم، اما كجا و چطور؟ و با اين نگراني كه داغي را تازه كنم. در فكر اقدام از طريق همكارانش بودم كه يكي از دوستان گفت مصيب نعيمي پسر عموي شهيد است.
به وجد آمدم و موضوع را به او گفتم. او هم خوشحال شد و به وجد آمد و فرداي همان روز همسر شهيد با من تماس گرفت و بالاخره آخرين تصاوير خليل نعيمي را توسط پسر عمويش به خانواده اش رساندم و باقي ماجرا بماند كه از موضوع اصلي دور شده ايم.
حالا بعد از يك سال از آن ماجرا قرار بود با او (نعيمي) همسفر شوم و قطعاً اين سفر دوستي با او را محكمتر مي كرد.
از اين موضوع كه بگذريم، مكدر بودم از اينكه بقيه همسفرانم عمدتاً در رده مديران مسؤول و از نشريات اقتصادي بودند كه به قاعده، نزديكي فكري چنداني در اهداف اين سفر با هم نداشتيم.
تركيب ديگر گروه ها عمدتا از جمع تحريريه اي هاي رسانه ها و بيشترين تراكم مديران اجرايي در گروه ما، و من جوانترين بين آنها.
آقاي حسين يوسفي از كارمندان اداره مطبوعات وزارت خارجه هم به عنوان سر تيم ما معرفي شد كه در نظر اول با چهره اي سبز و عبوس، دل شوره در وجود آدم مي انداخت.
شماره تلفنها را رد و بدل كرديم و قرار شد روز سفر يكديگر را در فرودگاه ببينيم.
پرواز ما با هواپيماي بوئينگ 747 هما به شماره 800 و از فرودگاه امام خميني(ره) بود و من به عادت هميشه اولين نفر و پيش از زمان قرار در فرودگاه بودم. شايد هم از آن رو كه كنجكاو بودم اين فرودگاه را با حوصله و بيشتر ببينم و وارسي كنم تا ردي از داستانهاي عجيب و متعددي كه درباره معضلات و مشكلات آن و بعضاً برخوردهاي نامتعارفي كه در سايتها و رسانه ها از آنجا نقل مي شد، بيابم.
اگر چه فرودگاه بزرگي است و در زمان طراحي (سال 1353) بزرگترين فرودگاه منطقه بوده، اما اكنون و در قياس با همين كشورهاي دور و بر ديگر، نمي توان آن را بزرگ ناميد.
طراحي و سازه هم رنگ و بوي تازگي ندارد و در مجموع اگر اين فرودگاه را قبلا نديده باشي، انتظار و تصور ذهني ات خيلي بيشتر از واقعيت موجود است.
سرتاسر راهرو ورودي را طي و پيرامون را ورانداز مي كنم. نماي شيشه اي ساختمان چشم انداز خوبي دارد كه البته چند ده متر آن طرف تر با اتمام چمن كاريها و امتداد ناخوشايند بيابان جنوب تهران يا چند ساختمان در دست ساخت، ناگهان منقلب مي شود.
نگاهم به فروشگاه هاي فرودگاه اصلي كشور و مركز پروازهاي خارجي مي افتد، بيشتر شبيه دكه هاي سالن راه آهن تهران هستند، با چند قلم كالاي مختصر كه رغبتي حتي براي نظاره در تو به وجود نمي آورند.
فضاي انتظار هم كوچك و محدود است و تو را ترغيب مي كند كه زودتر از بدرقه كنندگان خود جدا شوي و راهي شان كني، من هم كمي بعد و با رسيدن دو سه نفر ديگر گروه از جمله آقاي تقي پور، يزداني و يحيائي همين كار را مي كنم و با آنها به سمت گيت پرواز مي رويم. آقاي ابراهيمي و نعيمي كه به نوعي همكار هستند (كارمند مؤسسه ايران) در ترافيك مانده و قدري ديرتر مي رسند و ايضا جناب قاسمي.
اول اعضاي سيگاري گروه، هم را شناسايي كرده و تيم تشكيل مي دهند «چهار نفر و در گام اول قدرت آرا و چانه زني برابر است، اعضا شامل آقايان يوسفي، سرتيم، نعيمي، يزداني با ركورد نيم پاكت در روز و من كه گه گاه از اين دست تخلفات را به صورت مخفيانه انجام داده و ارادت خود را به اين گروه اعلام مي كنم و اولين خصيصه هاي ايراني ما هم همانجا بروز مي كند. تيم به دنبال جايي است تا در محوطه ممنوع التدخين فرودگاه و قبل از پرواز طولاني قانون را زير پا گذاشته و سيگاري دود كنند و البته با راهنمايي يكي از كاركنان فرودگاه محل را مي يابيم و تازه مي فهميم از ما جلوتر زياد است و ته سيگارها را در جرزها و سوراخها و محلهاي مختلفي مي توان يافت.
خيال گروه كه راحت مي شود ساكها (البته خالي شان را) مي دهيم و وارد گيت مي شويم و آنجا كمي محيط متفاوت مي شود فروشگاه ها كمي لوكس و البته كمتر از شمار انگشتان يك دست و يك كافي شاپ به سبك اروپايي.
برخي دوستان گلويي تازه مي كنند و پس از آنكه تقريبا هر آنچه بر تن داري جز شلوار و پيراهن از تنت بيرون مي آورند تا چك شوي، به سالن پرواز مي رويم و تازه آنجاست كه بايد ساعتي ديگر منتظر شويم تا هواپيماي ايران اير بنابر يك قانون نانوشته اما محكم، با نيم ساعت تأخير استارت حركت را بزند. حركت ما نزديك غروب بود و همه در اين انديشه كه حتي المقدور نماز را قبل از پرواز بخوانند كه البته ممكن نشد و لاجرم در همان سالن وضو گرفته و داخل هواپيما شديم.
متأسفانه صندلي ما در رديف روي بال بود و فشردگي صندلي ها براي يك سفر طولاني دلهره آور همان اول كار گفتيم «واويلا».
اما انصافاً اين سفر مجاني، با اتوبوس هم مي ارزيد لذا ته دل گفتم: «تو چقدر پر رويي پسر!».

  


آيةا... نوري همداني:قطع رابطه با هتاكان به ساحت پيامبر(ص) جهاد است

 

آيةا... نوري همداني قطع رابطه با كشورهاي هتاك به ساحت قرآن كريم و پيامبر(ص) را نوعي جهاد دانست.
به گزارش مهر، آيةا... حسين نوري همداني در ديدار جمعي از بانوان طلبه استان خراسان با اشاره به مظلوميت زن در طول تاريخ گفت: مظلوميت زن به درازاي تاريخ و پهناي گيتي است.
وي افزود: در طول تاريخ دو نوع نگاه منفي به زن شده است، يكي نگاه منفي در عصر جاهليت كه زن را انساني درجه دوم به شمار مي آوردند و حتي تصميم به زنده  به گور كردن او مي گرفتند و ديگري نيز نگاه دنيايي به ظاهر متمدن غرب است كه با هويت كاذبي كه به زن داده است، باعث سقوط جايگاه و منزلت زن شده است.
اين مرجع تقليد در ادامه به جايگاه زن در اسلام اشاره كرد و گفت: اسلام هيچ يك از اين نگاه ها را قبول ندارد و هر كس چه زن و چه مرد تقواي بيشتري داشته باشد، در درجه بالاتري قرار دارد.وي در ادامه، نقش اساسي زنان در پيروزي انقلاب و جنگ تحميلي را يادآور شد و گفت: بانوان نقش پررنگي در پيروزي انقلاب داشتند، همچنين در دفاع مقدس نيز با ترغيب و تشويق همسران و فرزندان خود به حضور در جبهه ها نقش اساسي در پيروزي حق عليه باطل داشتند.
وي در بخش ديگري از سخنانش ضمن تسليت دهه فاطميه، حضرت فاطمه(س) را الگوي بانوان مسلمانان دانست و گفت: خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) نوعي جهاد فرهنگي است و لازم است در ترويج و تبيين اين خطبه گرانسنگ، كارهاي بيشتري صورت گيرد.
اين مرجع تقليد گريه هاي حضرت فاطمه زهرا(س) را نيز نوعي جهاد عاطفي دانست و گفت: در زندگي عواطف نقش مهمي در تحريك احساسات عليه جباران و همچنين ميل به حمايت از مظلوم دارد.وي وجود شور در مذهب شيعه را از ويژگيهاي بارز شيعه در مقابل اهل تسنن دانست و گفت: شيعه با داشتن عاشورا، فاطميه و... شور گرفته است و در مقابل ظلم و ستم مي ايستد.

  


همايش 15خرداد 1342؛ زمينه ها و بسترها

 

گروه فرهنگي: به مناسبت چهل و پنجمين سالروز قيام 15خرداد سال 1342 همايش 15خرداد 1342؛ زمينه ها و بسترها به همت دفتر ادبيات انقلاب اسلامي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي برگزار مي گردد. در اين همايش كه 12خرداد ماه در تالار انديشه حوزه هنري برگزار مي شود، مقاله هاي دانشجويان، استادان دانشگاهي و پژوهشگران درباره بررسي عوامل و ريشه هاي قيام 15خرداد سال 1342 ارايه مي گردد.

  


بزرگداشت ديگري براي سيدجعفر شهيدي برپا مي شود

 

مراسم بزرگداشت استاد سيدجعفر شهيدي برگزار مي شود.به گزارش ايسنا، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي اين مراسم را به مناسبت خدمات علمي و فرهنگي 56 ساله  اين استاد فقيد، اديب، دين پژوه، مورخ، استاد دانشگاه تهران، رئيس مؤسسه   لغت نامه  دهخدا و عضو هيأت امناي انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برگزار مي كند.
بزرگداشت شهيدي، روز دوشنبه 13خرداد ماه، از ساعت 17/30 تا 19/30 در تالار اجتماعات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، واقع در خيابان حضرت ولي عصر(عج)، پل اميربهادر، خيابان شهيد سرگرد بشيري، شماره  100 برگزار خواهد شد.

  


«رهنورد» به عنوان اولين زن كشور به مقام استادي دانشگاه تهران دست يافت

 

دكتر زهرا رهنورد، نخستين زن در كل دانشگاههاي كشور است كه در دانشكده هنرهاي زيباي دانشكده تهران به مرتبه استادي (فول پروفسوري) رسيده است.
به گزارش مهر، تاكنون بيش از 30 جلد كتاب و دهها مقاله در مباحث تئوري هنر، زنان و علمي سياسي از زهرا رهنورد به چاپ رسيده و دهها پرده نقاشي و مجسمه از آثار او است.زهرا رهنورد هم اكنون عضو هيأت علمي دانشكده هنرهاي زيبا و عضو فرهنگستان هنر است.

  


دوره آموزشي «راههاي تدريس تربيت اسلامي» برگزار مي شود

 

سازمان تربيت، علوم و فرهنگ اسلامي (آيسيسكو) دوره آموزشي «راههاي تدريس تربيت اسلامي» را از 26 تا 29 مي (6 تا 9 خرداد) در گامبيا برگزار مي كند.
به گزارش مهر به نقل از پايگاه اينترنتي آيسيسكو، سازمان تربيت، علوم و فرهنگ اسلامي (آيسيسكو) و سازمان دعوي اسلامي دوره آموزشي «راههاي تدريس تربيت اسلامي» را در بانجول پايتخت گامبيا برگزار مي كند.30 معلم مؤسسات آموزشي گامبيا در زمينه تربيت اسلامي در اين دوره شركت مي كنند. هدف از برگزاري اين دوره آموزشي ساماندهي معلمان در زمينه تربيت اسلامي، كسب مهارت، آگاهي و اطلاعات ضروري در زمينه توسعه تربيت اسلامي، بررسي راههاي تدريس تربيت اسلامي عنوان شده است. بررسي موانع توسعه تدريس اين ماده در عصر معاصر، مبارزه با افراط، تأكيد بر ارزشها و فرهنگ اسلامي و ويژگيهاي آن از ديگر اهداف اين دوره آموزشي عنوان شده اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com