|
* سيد حبيب قاآني
قرار و مدارمان براي حضور در پشت صحنه فيلم «تاكسي نارنجي» از يك برخورد اتفاقي با ابراهيم وحيدزاده، كارگردان فيلم، حين خريد در يكي از بازارهاي جزيره زيباي كيش گذاشته شد.

وحيدزاده و گروهش حدود يك ماه است در گرماي ارديبهشت ماه، مشغول فيلمبرداري فيلمي هستند كه در آن بازيگراني همچون؛ ماهايا پطروسيان، علي دهكردي، آزيتا حاجيان، سيروس ابراهيم زاده و حسن پورشيرازي ايفاي نقش مي كنند.
زماني كه به سر صحنه فيلمبرداري مي رسم قرار است دو سكانس از آزيتا حاجيان و يك سكانس از علي دهكردي فيلمبرداري شود و تستهاي اوليه حركت دوربين و تعيين جاي بازيگران در حال انجام است.
حضور داريوش عياري از فيلمبرداران با سابقه سينماي كشورمان كه مديريت فيلمبرداري بيش از سي اثر سينمايي را در پرونده كاري خود دارد خيال كارگردان و تهيه كننده را از بابت كيفيت فيلمبرداري راحت كرده است. از عياري در خصوص ويژگي هاي فيلمبرداري فيلم «تاكسي نارنجي» مي پرسم.
او در پاسخ مي گويد: اين سومين باري است كه من با ابراهيم وحيدزاده بعد از دو فيلم «معادله» و «شام عروسي» همكاري دارم و سعي كرده ام كارم را به سليقه و خواسته او نزديك كنم.
عياري در حالي كه زير چشمي به فضاي مقابل دوربين مي نگرد، ادامه مي دهد: فيلمهاي وحيدزاده آثار كمدي هستند و به همين خاطر سعي كرديم فضاي باز و شادتري در كار به وجود بياوريم و به همين خاطر فيلم «تاكسي نارنجي» از لحاظ رنگ و نور با آثار اجتماعي جدي، تفاوت دارد.
عياري درباره تاثير گرما بر روند كار گروه نيز مي گويد: به شخصه به دليل آنكه اهل آبادان هستم گرماي هوا چندان برايم مهم نيست، اما به هرحال به دليل دو گريم سنگين براي خانمها پطروسيان و حاجيان در سكانسهاي خارجي، بي شك گرما بر كيفيت كار تأثير گذار است.
بحث گريم كه مي شود به سراغ امير ترابي، طراح گريم فيلم مي روم كه براساس آنچه در خبرها خوانده ام، او در فيلم طراحي گريم پطروسيان را بر اساس يك پيرزن هفتاد ساله انجام داده.
او درباره اين كار و تأثير گرماي هوا بر گريم بازيگران مي گويد: آب و هواي مرطوب، طبيعتاً تأثير نامطلوبي بر روي گريم مي گذارد، ولي به هر حال ما مجبوريم با چنين شرايطي كنار بياييم و از امكانات ويژه اي استفاده كنيم تا گريم بازيگران، بويژه خانمها حفظ شود.
ترابي در خصوص كارهايي كه براي رسيدن به اين نتيجه انجام داده، مي گويد: ما از پودرهاي فشرده و خشك بسيار استفاده كرديم تا چربي صورت را بگيريم كه مانع از پاك شدن گريم از روي صورت شود. البته اين كار بسيار سخت و مشكل بود كه به هر حال انجام شد.
وي درباره كارهاي جديد خودش هم مي گويد: چندي پيش فيلم «اتوبوس شب» را كه در آن من مجري گريم بودم به نمايش عمومي درآمد و در حال حاضر فيلم «پوست موز» را به عنوان طراح گريم آماده نمايش دارم.
تمامي عوامل پشت صحنه با صداي نيما قطبي، دستيار دوم كارگردان ساكت مي شوند تا سكانسي را كه در آن آزيتا حاجيان قرار است از انتهاي كوچه به سمت دوربين بدود را فيلمبرداري كنند.
فرمان شروع فيلمبرداري توسط وحيدزاده اعلام مي شود: صدا ... دوربين ... حركت...!
... اما آزيتا حاجيان حركت نمي كند و بلند فرياد مي زند: يه ماشين داره از خونه مياد بيرون!
گروه فيلمبرداري بناچار دوباره همه چيز را از نو مهيا مي كنند. دسته گلي بزرگ در دستان حاجيان قرار داده مي شود و عياري اصرار دارد گلها به گونه اي گرفته شوند كه چهره بازيگر ديده شود.
فرمان شروع فيلمبرداري دوباره اعلام مي شود: صدا... دوربين ... حركت... ! حاجيان بسرعت به سمت دوربين مي دود ... و كات!
كارگردان و فيلمبردار از نتيجه كار راضي اند، اما صدا بردار مي گويد: صداي چرخش فيلم توي دوربين قديمي و فرسوده، صداي اضافه اي ايجاد كرده است! ... اما چه مي شود كرد، امكانات فعلي سينماي ما همين است!
گروه، وسايل را جمع و جور مي كنند و من به سراغ آزيتا حاجيان كه در سايه ديواري مشغول استراحت است، مي روم. او درباره نقش خود در اين فيلم مي گويد: من، نقش زني 35 ساله به نام «سيمين» را بازي مي كنم كه تلاش مي كند به اقتداري كه بايد يك زن در جامعه دارا باشد و بتواند در بطن مسائل اجتماعي حضوري موفق داشته باشد دست پيدا كند.
او در مورد حضورش در «تاكسي نارنجي» مي گويد: اين سومين همكاري ام بعد از حضور در فيلم «آرتيست» و «معادله» بود كه «آرتيست» هيچ گاه اكران نشد.
وي با اشاره به اينكه نقشش در اين فيلم كمدي نيست، مي گويد: با وجود كمدي بودن فضاي فيلم، «سيمين» شخصيتي جدي دارد و ويژگي هاي منحصر به فرد متعددي از خود بروز مي دهد.
او در مورد كار كردن در ژانر كمدي نيز مي گويد: كارهايي كه در سينما و تلويزيون انجام داده ام اغلب جدي بوده اند. تجربه هاي كمدي را دوست دارم و برايم جذاب است و قالبهاي متداولي كه مخاطب از من به ياد دارد را مي شكند. در ضمن حضور در فيلمهاي كمدي به دليل مفرح بودن فضاي كار براي بازيگر بسيار راحت تر است. در اين پروژه ها كمتر رفتارهاي عصبي كارهاي جدي را حس مي كني و در ضمن بازي تكنيكي تري هم ارائه مي شود.
از او يك پرسش كليشه اي مي پرسم كه ترجيح مي دهد بيشتر در تلويزيون كار كند يا در سينما و او مي گويد: برايم تفاوتي نمي كند، ولي بيشتر دلم براي كار كردن در تئاتر تنگ شده و متأسفانه شرايط كار براي من مهيا نمي شود.
حاجيان درباره كارهاي آينده خود نيز مي گويد: با پايان يافتن نقشم در فيلم «تاكسي نارنجي»، به دوبي مي روم تا در سريال «فتانه» به كارگرداني جواد اردكاني بازي كنم.
كمي آن طرف تر، علي دهكردي به همراه ارسلان قاسمي مشغول خوش و بش كردن هستند. به سراغشان مي روم. دهكردي در مورد تجربه حضور در اين فيلم مي گويد: من در تلويزيون و سينما، تجربه كارهاي كمدي نداشتم، اما در چندين نمايشنامه كمدي ايفاي نقش كرده بودم. ژانر كمدي آن قدر مفهوم گسترده و متنوعي دارد كه به هر كاري نمي توان لفظ كمدي را اطلاق كرد.
وي در مورد شخصيتش در اين فيلم نيز مي گويد: هميشه نقشهاي خاص و متفاوت براي من وسوسه كننده است نقش من در اين فيلم، نقش «سيمون» كه يك ارمني است و يك سري ريزه كاري ها و ظرايفي دارد كه براي بازيگرش، چالش برانگيز است.
ارسلان قاسمي، بازيگر نوجوان فيلم نيز كه تجربه بازي در 15 فيلم و سريال را هم دارد در مورد نقشش در «تاكسي نارنجي» مي گويد: من در نقش «فرهاد»، پسر «سيمين» بازي دارم كه در طي فيلم ماجراهايي را به وجود مي آورد.
قاسمي در مورد كار كردن با ابراهيم وحيدزاده مي گويد: قبلاً تجربه همكاري با ابراهيم وحيدزاده را داشتم و همكاري بسيار خوبي با ايشان دارم. او كارگردان آشنا به كمدي و مسلط به آن است.
به عنوان آخرين نفر، به سراغ ابراهيم وحيدزاده، كارگردان فيلم مي روم كه در كارنامه فيلمسازي او آثاري همچون؛ «تحفه ها»، «مجسمه»، «معادله»، «عشق فيلم» و «شام عروسي» وجود دارد كه همگي جزو آثار كمدي سينماي ايران هستند.
از او درباره آخرين فيلم و ويژگي هاي آن سؤال مي كنم و او پاسخ مي دهد: «تاكسي نارنجي» بر همان روال كارهاي سابقم در زمينه طنز است و تمام قصه آن در جزيره كيش مي گذرد و ماجراي زني مطلقه و پسرش است كه براي ادامه زندگي و يافتن شغل مناسب به جزيره كيش مي روند و زن رانندگي تاكسي را انتخاب مي كند، اما براي به دست آوردن اين شغل دچار مشكلات متعددي مي شود.
وحيدزاده درباره رويكرد مجددش به فيلم كمدي مي گويد: به كار كمدي علاقه خاصي دارم و «تاكسي نارنجي»، تلفيقي از كمدي موقعيت و كلامي شمرده مي شود.
او درباره شرايط ساخت فيلم نيز مي گويد: ما از اسفند ماه كار را شروع كرديم، اما به دليل آسيب ديدگي خانم حاجيان، كار به تعويق افتاد و سعي داريم تا پايان ارديبهشت فيلمبرداري را به پايان برسانيم.
از او درباره دليل انتخاب ژانر كمدي براي بيان اين موضوع مي پرسم و او مي گويد: اين شيوه كاري را دوست دارم و تصور مي كنم در اين قالب راحت تر مي توانم حرفم را بازگو كنم ... در چنين فضايي، صادقانه به مخاطب كارم را عرضه مي كنم و شاهد استقبال از سوي مخاطب نيز هستم.
وحيدزاده اضافه مي كند: فيلم براي نمايش عمومي در پايان تابستان آماده است و چندان انگيزه اي براي نمايش آن در جشنواره فيلم فجر ندارم، مگر اينكه اكران نامطلوبي به فيلم بخورد!
در حالي كه نوشته هايم را جمع و جور مي كنم، از مجيد صباغ بهروز، عكاس فيلم هم چند عكس از فيلم و فضاي پشت صحنه مي گيرم، وقت خداحافظي، ناخودآگاه سراغ خود «تاكسي نارنجي» را از وحيدزاده مي گيرم و او مي گويد: در اين صحنه به خودرو نيازي نيست و ماشين براي انجام برخي كارهاي فني به تعميرگاه فرستاده شده! |