|
داوود دانش جعفري وزير سابق امور اقتصادي و دارايي با تأكيد بر اينكه بند(الف) سياستهاي اجرايي اصل44 قانون اساسي، اهميت

بيشتري نسبت به بند(ج) همين سياستها دارد، معتقد است كه هنوز خيلي از وزرا و مديران دولتي با آزادسازي اقتصاد مشكل دارند.
به گزارش مهر، دكتر داوود دانش جعفري وزير سابق امور اقتصادي و دارايي تحليلي درباره اجرايي سياستهاي اصل44 قانون اساسي ارايه كرده كه در پي مي آيد:
«من جمله اي از امام شنيده ام كه هر زمان بحث مسايل اقتصادي مطرح مي شود، آن را نقل مي كنم. در زمان نخست وزيري آقاي «موسوي»، نامه اي به امام(ره) نوشته شد براي اينكه نحوه حضور دولت در فعاليتهاي اقتصادي مشخص شود و امام در پاسخ اين نامه نوشتند: «هر كجا كه بخش خصوصي مي تواند فعاليت كند، دولت كنار بكشد. دولت به جايي وارد شود كه بخش خصوصي توان فعاليت ندارد».
با همين مقدمه بايد به اين نكته اشاره كنم كه موضوع بازنگري و بازخواني سياستهاي اصل44 از سال 1376 توسط مقام معظم رهبري به مجمع سپرده شده بود و پيش از من، اين موضوع در دستور كار مجمع قرار داشت. پيش از من، دكتر الياس نادران دبيري كميسيون اقتصادي مجمع را برعهده داشت و در زمان ايشان، چندبار خواسته بودند كه سياستهاي اين اصل را بازنگري كنند اما به دليل وجود ديدگاههاي مختلف در مورد نحوه اداره كردن اقتصاد، اختلاف پيش آمده بود و همه چيز مسكوت ماند.
در هر صورت با وجود تلاش زيادي كه در اين مورد صورت گرفته بود، جريانهايي وجود داشت كه مخالف بازنگري سياستها بود. جريانهايي كه عموماً طرفدار اقتصاد متمركز دولتي بود. فكر مي كنم ورود به حوزه بازنگري حد و اندازه دولت براي خيلي ها حكم ميوه ممنوعه را داشت و اين را هم اضافه مي كنم كه شايد فضاي عمومي كشور مناسب با طرح اين گونه مسايل نبود.
زماني كه من وارد مجمع شدم، روي اين موضوع كار كردم و با وجود برخي مقاومتها، سعي كردم كار را به سرانجام برسانم. در مجمع، روي اين موضوع مطالعه زيادي صورت گرفت تا اينكه گزارشي از مجموعه مطالعات براي رهبري ارسال شد. ايشان پيشنهادهاي ارايه شده را نپذيرفتند و عنوان كردند كه گزارش، خيلي كلي و مبهم است، بنابراين مجدداً به صورت تفصيلي روي اين گزارش كار كرديم.
نكته جالب اين بود كه رهبري ديدگاه بسيار جالبي در مورد توسعه بخش خصوصي داشتند و هر بار كه در اين زمينه توصيه مي كردند، به مسايل مهمي اشاره داشتند كه براي ما خط قرمز محسوب مي شد، يعني در ذهن ما اين گونه ثبت شده بود كه نبايد وارد اين حوزه ها شويم، اما ايشان رهنمود مي دادند كه وارد شويد و مطالعه داشته باشيد. در مجموع گزارش بسيار مبسوطي براي بار دوم با اين درونمايه كه بخش دولتي به تنهايي نمي تواند جوابگوي رشد و توسعه كشور باشد، تهيه كرديم.
اتكاي ما در اين گزارش به مقدمه اصل44 در قانون اساسي بود كه به تقسيم كار ميان بخشهاي خصوصي، دولتي و تعاون اشاره داشت.
در اين مقدمه تصريح شده است كه نقش هر يك از اين بخشها در اقتصاد كشور نبايد با اصول ديگر قانون اساسي يا با مسايل شرعي مغايرت داشته باشد و در عين حال اصرار بر حضور هر يك از اين بخشها نبايد مانع رشد و توسعه اقتصاد كشور شود. اين اصل تصريح كرده بود كه اگر اين فرضها، اتفاق افتاد، بازنگري نقش دولت، بخش خصوصي و تعاون امكان پذير خواهد بود.
ما به استناد همين موضوع، سياستها را بازنگري كرديم. با اين توصيف، گزارش دوم مجمع در مورد سياستهاي اصل44 تهيه و براي رهبري ارسال شد و در نهايت ديديم كه سياستهاي بازنگري شده، در دو بند، ابلاغ شد. يكي بند «الف» بود كه به آزادسازي تأكيد داشت و ديگري بند «ج» كه بر خصوصي سازي تأكيد مي كرد.
زماني كه نماينده مجلس پنجم بودم، در يكي از ميهماني هاي وزارت امور خارجه، سفير عربستان كه تازه به ايران منتقل شده بود، به من نزديك شد و گفت: سؤالي در مورد يكي از بندهاي قانون اساسي جمهوري اسلامي دارم. سؤال من اين است كه چرا جمهوري اسلامي در قانون اساسي اش، از قوانين كشورهاي سوسياليستي استفاده كرده است؟ گفتم: كدام اصل قانون اساسي سوسياليستي نوشته شده؟ كه ايشان گفت: اصل44 قانون اساسي. سفير عربستان حتي معتقد بود اصل44 مغاير با شرع است، به اين دليل كه در زمان پيامبر هم اقتصاد دولتي نبود و حتي پيامبر هم فعاليتهاي بازرگاني مي كردند.
در عين حال، به نظر من پيام رهبري در مورد سياستهاي كلي اصل44 قانون اساسي در يك جمله، عبارت از افزايش ظرفيت اقتصاد ملي با استفاده از رويكرد ارتقاي نقش بخش خصوصي در اقتصاد بود با اين تأكيد كه در كنار بهبود شاخصهاي اقتصادي، شاخصهاي عدالت اجتماعي مثل توزيع درآمد در بين اقشار مختلف مردم هم بهبود يابد.
در اين زمينه، اين روزها شاهد مطرح شدن بحثهاي زيادي در مورد هدفمند شدن يارانه ها هستيم. همه مي دانيم كه در حال حاضر وضعيت توزيع درآمد در كشور مناسب نيست. نسبت درآمد دهك ثروتمند كشور به درآمد دهك فقير حدود 17 برابر است، در حالي كه در كشوري مثل ژاپن، اين نسبت به حداقل خود يعني حدود 4/5 برابر رسيده است. هميشه اين پرسش در ذهن برنامه ريزان و مديران اقتصادي كشور نقش مي بندد كه چرا با وجود پرداخت دهها ميليارد دلار يارانه، وضعيت توزيع درآمد تا اين حد اسفبار است.
به نظر من، حركت بر اساس سياستهاي اصل44 مي تواند ما را مجبور به اصلاحات اقتصادي كند. اصلاحاتي كه درد دارد، اما لازم است هرچه سريعتر اجرا شود.
البته بايد تأكيد كنم براي اجراي صحيح اصل44، به اجماع نظر ميان تمامي اركان نظام نياز داريم. منظور از اجماع نظر آن است كه وقتي اجراي سياستي براي كشور اولويت پيدا مي كند، بايد از ابعاد مختلف و توسط همه مديران كشور در قواي سه گانه پيگيري شود.
در اين ابلاغيه، بحث توانمندسازي بخش خصوصي مطرح شده و اين معني را مي دهد كه به طور مثال در سيستم بانكي بايد برنامه اي تنظيم شود تا متقاضيان بخش خصوصي نسبت به بخش عمومي و دولتي در گرفتن تسهيلات در اولويت قرار گيرند.
اگر قوانين بودجه كشور چنين سياستي را به روشني بيان نكند نتيجه اين خواهد بود كه عمده منابع بانكي كشور متوجه نيازهاي دولت شده و هدف توانمندسازي بخش خصوصي تأمين نمي شود.
من معتقدم اجراي مصوبه اي نظير ابلاغيه اصل44 كه كارش جراحي اقتصاد كشور است، به طور قطع نياز به برنامه ريزيهاي گسترده دارد. فكر مي كنيد بستر به گونه اي فراهم است كه به محض ابلاغ يك مصوبه، مي شود از همين فردا خصوصي سازي كرد؟ باور كنيد خيلي از وزرا، در همين دولت فكر مي كردند اگر فلان شركت را واگذار كنند، چيزي از حوزه وزارتي آنها باقي نخواهد ماند.
ذهنيت آنها اين بود كه وزير، حتماً بايد سازمانهاي بزرگ دولتي داشته باشد، بنابراين وقتي لايحه اصل44 تدوين شد، زمان زيادي از ما گرفت تا برخي وزرا را قانع كنيم كه اين لايحه، براي اجراي ابلاغيه اصل44 ضرورت دارد و براي اقتصاد كشور مفيد است. خيلي از وزرا، آمادگي تصويب چنين لايحه اي را نداشتند.
من فكر مي كنم اگر پيگيري و فشار آقاي احمدي نژاد نبود، لايحه در اين دولت تصويب نمي شد.آقاي رئيس جمهور در مقاطع آخر، كمك زيادي كرد تا لايحه تصويب شود. با اين حال دوره توقف لايحه اصل44 در دولت خيلي طولاني شد.
من پيش از اينكه لايحه به مجلس ارايه شود، رايزني هاي زيادي كردم تا به مشكل نخوريم كه اتفاقاً در مجلس، خيلي سريع مطرح شد و نكته جالب اين بود كه نمايندگان مجلس، در مورد لايحه اصل44 اطلاعات بيشتري از اعضاي دولت داشتند. در اين زمينه مركز پژوهشهاي مجلس هم تلاش زيادي كرد.
به هر حال، فكر مي كنم وزارت امور اقتصادي و دارايي در دوره جديد بايد همچنان پيگير مسايل مربوط به اصل44 باشد. در اين زمينه تفهيم اينكه بند (الف) ابلاغيه اصل44 اهميت بيشتري از بند (ج) دارد، كار بسيار مشكلي است.
هنوز خيلي از وزرا و مديران دولتي با آزادسازي مشكل دارند. وزارت اقتصاد در اين دوره بايد در جهت توانمندسازي بخش خصوصي تلاش كند. اين قسمت پيچيدگي زيادي دارد و بايد منابع تازه اي براي توسعه بخش خصوصي در نظر گرفته شود. |