تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-05-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 6خرداد ماه 1387


در گفتگو با حجة الاسلام والمسلمين جواد رفيعي عنوان شد؛
« نوآوري » با مديريت علم محقق مي شود

 

* طيبه مروت

اشاره:
پژوهشگران حوزه علوم ديني به دليل ارتباط با متون مقدس و مكتوبات و محفوظات اعتقادي عموم مردم همواره بيش از ساير



پژوهشگران در معرض نگاه منتقدانه مردم وخواسته هاي عمومي قرار دارند. اين ويژگي به زعم بسياري از محققان ديني آنان را به دقت و تامل بيشتر در مطالعات خود دعوت مي كند. زيرا حضور در صحنه اعتقادات وفرهنگ ديني مردم، حضوري حساس و پر مخاطره است.
در كشور ما پس از استقرار نظام اسلامي، اين توقعات چند برابر شد وعلاوه بر عموم مردم نظام حاكم نيز در بخش عمده اي از تصميم گيريهاي خود به حضور اين عده نيازمند شد.
اما بايد ديد اين نياز دستگاه حاكم با حضور پژوهشگران وانديشمندان ديني و حوزوي در صحنه اجتماع همخواني دارد يا خير؟ و روابط متقابل حوزه و حكومت تا چه اندازه مؤثر ومفيد بوده است؟
حجة الاسلام والمسلمين جواد رفيعي، مدير دفتر برنامه ريزي وتدوين متون درسي حوزه در گفتگوي پيش روبه اين پرسشها پاسخ داده است كه از نظر مي گذرد.
* بحث ما پيرامون پژوهشگران حوزوي و همراهي و همسويي آنان با تصميم گيران نظام است. . .
وقتي به حوزه هاي علميه نگاه كنيم، در بسياري از مقاطع تاريخي در عرصه آموزشي- تبليغي ارتباطهاي گسترده اي داشته، ولي به نظر مي آيد آن وجهه اصلي حوزه بايد در واقع كار پژوهشي باشد.
اما براي پاسخ به پرسش شما، بايد 4 محور را در خصوص تعامل حوزه و نظام در نظر گرفت:
اولين محور كه در واقع مهم ترين محوراست؛ بحث توليد علم و ابداع نظريه هاي ديني است كه همان انجام پژوهشهاي بنيادي، راهبردي و كاربردي براي اداره جامعه اسلامي را شامل مي شود. اين مي تواند مهم ترين وجهه همكاري حوزه با نظام باشد؛ يعني پشتوانه علمي - ديني نظام. در واقع، حوزه مي تواند با ابداع نظريه ها و با ايجاد ديدگاه هاي جديدتر، با به روز كردن ايده ها و افكار ديني همان رسالت عالم زمان بودن را ايفا بكند و به عنوان شخصيت عالم به زمان بتواند زمان خودش را بشناسد و متناسب با زمان خودش برنامه هاي علمي خويش را پيش ببرد. اين وجهه، وجهه اصلي است.
در كنار اين وجهه، همكاري حوزه مي تواند براساس ارزشهاي ديني در قالب تبليغ و اطلاع رساني فرهنگ سازي كند كه اين را مي توان همكاري مشترك و متقابل دانست.
بحث ديگر، نظارت بر عملكرد نظام است. وقتي نظام مبتني بر انديشه هاي ديني است، نظارتي مي خواهد كه از يك حوزه ديني مشخص از يك مجموعه كارشناسي مشخص كه در حوزه دين تخصص دارند، به اين امر بپردازد. به عبارت روشن تر، نظارت برعملكرد نظام مي تواند وظيفه حوزه باشد.
مرحله بعدي، تربيت و تأمين بخشي از نيروهاي انساني مورد نياز جامعه و نظام اسلامي است. در اين زمينه هم حوزه مي تواند قدم بردارد. اما همان طور كه مي دانيد، سه محوري كه عرض كردم تحت تأثير آن بخش توليد دانش و علم حركت علمي و انجام نظريه پردازي قرار مي گيرد.
* چگونه مي توان به تعامل تعريف شده اي بين حوزه و نظام دست يافت؟
** براي اينكه بتوانيم به تعامل مثبت و تعريف شده اي بين حوزه و نظام برسيم، حوزه به عنوان نهاد علمي بايد يكسري كارها را انجام دهد تا بتواند اين ظرفيت و زمينه را پيدا كند كه به عنوان پشتوانه نظام مطرح شود. در درون حوزه بايد فعاليتهايي در حوزه پژوهش صورت بگيرد و همين طور برخي اقدامهاي لازم از طرف نظام در ارتباط با حوزه صورت بگيرد تا حوزه بتواند به عنوان نهاد علم، وظايف پژوهشي و در واقع توليدي خود را در عرصه علم به انجام برساند.
* براي رسيدن به وضعيت مطلوب چه بايد كرد؟
** به نظر مي رسد در شرايط و وضع فعلي اين ظرفيت به صورت كامل و همه جانبه در حوزه وجود ندارد كه بتواند رسالت خود را به صورت دقيق انجام بدهد.
براي رسيدن به يك وضعيت مطلوب در اين زمينه، اولين مرحله اين است كه بتوان چشم انداز و هدفهاي علمي قابل دسترس و مشخص را تعريف كرد؛ يعني مشخص كنيم با نگاهي به آينده به چه نقطه مشخص دسترسي پيدا مي كنيم.
توجه به نيازهاي جامعه، مرحله مهمي است كه حوزه بايد به آن توجه كافي داشته باشد. توجه به نيازهاي نظام اسلامي و جامعه ايراني وحتي مطالبات بين المللي و عموم مسلمين از انتظارهايي است كه حوزه در اين بعد با آن مواجه است. لذا بايد براساس همين مطالبات به معرفي درست از دين بپردازد. و از همه مهمتر، فعاليت در عرصه توليد علم است.
با توجه به اين مسايل، حوزه بايد برنامه ريزي و هدف گذاري مشخصي داشته باشد و يك مأموريت ويژه را براي خود تعريف كند و براي رسيدن به آن مأموريت تلاش كند.
وظيفه بعدي حوزه كه بايد نسبت به اقدام آن مبادرت بورزد اين است كه بايد نسبت به برنامه ريزي و طراحي نظام جامع علمي همت بگمارد. در دنيا، علم را با حيثيت اجتماعي اش مي شناسند، يعني فعاليتهاي علمي به يك فعاليت هاي جمعي تبديل شده است، دراين صورت است كه توفيقات لازم را به دست مي آورند.
اگر در عرصه علوم تجربي و مهندسي و پزشكي و ساير عرصه ها پيشرفتهاي عظيمي را در جهان مي بينيم، حاصل همين تلاش جمعي و برنامه مند بودن آنهاست. لذا برنامه ريزي علم در حوزه، به عنوان يك ضرورت براي حوزه مطرح است. براي همين هم در دنياي امروز برنامه ريزي علم به يك رشته تخصصي و يكي از ميان رشته هاي تخصصي در حوزه علوم تبديل شده است.
* چگونه مي توان براي توليد دانش و رسيدن به نظريه هاي جديدتر و حركت در مسير نوآوري و ابداع در عرصه نظريه هاي علمي يك برنامه جامع و مشخص را طرح كرد؟
** اين مسأله با مديريت علم ساماندهي مي شود. وقتي علم را به مثابه يك نهاد تلقي مي كنيم، اين علم به مديريت نياز دارد؛ يعني يك كار حرفه اي است واين گونه نيست كه يك سري عناوين پژوهشي و مجموعه طرح هايي را در يك نظام علمي تعريف كنيم و اين طرحها انجام شده و بعد بتدريج به بحث توليد علم منجر مي شود، نه اين گونه نيست. امروزه وقتي بحث برنامه ريزي براي علم مطرح است، اين برنامه ريزي يك مديريت موفق و منظم را در حوزه هاي مختلف و در جهت اهداف پيش مي برد.
يكي از مؤلفه هاي مهمي كه براي مديريت علم مطرح شده اين است كه مراكز پژوهشي، پژوهشكده ها و مراكز علمي ساماندهي شوند.
اگر اين مراكز با يك نگاه برنامه و نظام واقعي در واقع ساماندهي شوند و در جهت يك هدف حركت كنند، مانع انجام كارهاي موازي مكرر و كارهايي ناظر به نيازهاي علمي روز نيست. تكرار اين فعاليتها در مجموعه هاي مختلف هم باعث هدر رفتن نيروي انساني و هم هدر رفتن بودجه و امكانات خواهند شد.
اگر يك نظام جامع مديريت متمركز و منظمي مراكز پژوهشي را ساماندهي وهدايت كند، مي توان مانع بسياري از اين آسيبها شد.
مرحله دوم، ساماندهي خود پژوهشگران است . در نظام پژوهشي، پژوهشگران بايد در جهت نيازهاي پژوهشي هدايت شوند و بانك و يا مجموعه اي از نيازهاي پژوهشي در سيستم مديريت علمي تعريف شوند متناسب با آن نيروهاي انساني را تقويت و طرح هاي پژوهشي كلان را تعريف كنيم
مسأله بعدي، سازماندهي محصولات پژوهشي است. محصولات پژوهشي در هر نظام پژوهشي توجيه هاي آن نظام است؛ مثل مقاله هاي علمي، كتابها، نشريه هاي علمي .
به نكته بعدي در بحث آموزش هم بايد توجه كرد و به دنبال نظام پژوهش محور و خلاقيت محور حركت كرد. زيرا تا نظام آموزشي برون دادهاي بالفعل خودش را تحويل نظام پژوهش ندهد، نظام پژوهش ما با خلا مواجه است.
در اين صورت، پژوهشگران مي توانند برمبناي استعدادسنجي و نيازهاي اجتماعي كه وجود دارد، هدايت و طبقه بندي شوند. اين مسأله مي تواند حركت كاروان توليد علم را سرعت ببخشد.
مسأله چهارم در وادي برنامه ريزي بحث طراحي سيستم منظم و كارآمد براي سنجش و ارزيابي علمي است. بر اساس اين سيستم، نظمي كه بايد طراحي شود، ميزان و نوع توليدات علمي تعيين ودرباره آن برنامه ريزي خواهد شد.
يكي از بحثهاي خيلي مهم در اين راستا، ناظر بودن پژوهشها به نيازهاي جامعه است.
* در اين حيطه برنامه ريزي، چه مؤلفه هايي را بايد در نظر گرفت؟
** در مرحله برنامه ريزي سه مؤلفه را معمولاً در نظر مي گيريم؛ يكي از اين مؤلفه ها سياستهاي پژوهشي آن نظام است. مؤلفه دوم، نيازهاي جامعه و نظام است. پژوهش صرف در حوزه ها و در هر جاي ديگري چندان نتيجه بخش نخواهد بود. پژوهش وقتي مي تواند نتيجه بخش باشد كه بتواند ناظر به رفع نيازهاي جامعه باشد. اگر نيازهاي علمي جامعه به گونه اي به نيازهاي پژوهشي منتقل نشود و نيازهاي پژوهشي در راستاي نيازهاي جامعه عمل نكند، اين گسست بتدريج بيشتر خواهد شد و در نتيجه هر دو مجموعه يعني هر دو طرف تعامل ضرر خواهند كرد. از يك طرف نيازها بدون جواب باقي خواهند ماند و از طرف ديگر توليدكننده علم به نحوي به انزوا كشيده مي شود و از متن جامعه به بيرون رانده مي شوند.
* در خود ساختار علوم نبايد تغييري ايجاد كرد؟
** اين مسأله به مديريت مربوط مي شود. ما بايد ابتدا نيازهاي جامعه را بشناسيم؛ يعني بدانيم نيازهاي پژوهشي جامعه ما چيست؟ و آن نيازهاي پژوهشي چه ارتباطي با حوزه دين و علوم انساني- اسلامي پيدا مي كنند؟ اگر بتوانيم اين نيازها را به گونه اي شناسايي و به بدنه حوزه منتقل كنيم، حوزه براساس اين نيازها برنامه ريزي مي كند و متناسب با اين نيازها آموزشهاي خود را شكل مي دهد، در اين صورت ممكن است به بحثي كه شما اشاره كرديد نزديك شويم.
در بعضي از عرصه ها، ممكن است برخي از علوم را تقويت و بازسازي كنيم يا بعضي از علوم را كمتر مورد توجه قرار دهيم؛ يعني بايد محورهاي آموزشي حوزه براساس نيازهاي نظام طراحي و برنامه ريزي شود. طبعا بخشي ازعلوم حوزوي به عنوان علوم مقدماتي براي رسيدن به مرحله تحقيق لازم است و بخشي به صورت تخصصي در برنامه آموزش قرار مي گيرد. بحثها و آموزشهاي تخصصي نيز دقيقاً بايد ناظر به نيازها باشد .در اين صورت مي توان گفت پژوهشهاي حوزه فراتر از كتابخانه ها قدم بر مي دارد و در متن جامعه وارد مي شود.
* برخي علوم دانشگاهي مثل روان شناسي، علوم اجتماعي، ارتباطات و. . . كه با نيازهاي زندگي بشر در ارتباط است، بيشترين متخصصان را از قشر دانشگاهي دارد. آيا حوزه اين تعامل را با دانشگاه برقرار خواهد كرد كه بتواند از اين علوم نيز استفاده نمايد؟ يا اينكه نه صرفاً پژوهشگرهاي خودش را مسلح خواهد كرد ؟
**حوزه درعرصه روان شناسي و جامعه شناسي و علوم انساني مثل اقتصاد و موضوعات ديگر هم وارد شده است. منتها نگاه حوزويان اين است كه معيارها و علومي كه به نحوي به علوم انساني از آنها تعبير مي شود، با توجه به شاخصه هاي ديني و ويژگيهاي ديني آنها را بومي سازي كنند تا بتواند استفاده بهينه را از آنها ببرند.
علومي كه نام برديد، مي تواند موضوع مشترك بين حوزه ودانشگاه باشد. وجود برخي حوزه هاي مشترك مي تواند به اين قضيه كمك كند. در اين زمينه، هم كارشناسان حوزوي مي توانند از كارشناسان دانشگاهي بهره بگيرند و هم متخصصان دانشگاه مي توانند از نظرات كارشناسان حوزوي در اين زمينه استفاده كنند تا به تعامل مشخصي برسند.
* برخي از استادان دانشگاه معتقدند حوزويان در بعضي از رشته ها به خاطر رفع نيازهاي تحقيقاتي خودشان از دانشگاهيان هم جلو افتادند. شما تا چه اندازه اين حرف را قبول داريد و اگر اين امراتفاق افتاده باشد، به اصل تحقيقات حوزوي لطمه نمي زند و آنها را تحت الشعاع قرار نمي دهد؟
** براي جلو افتادن در عرصه يك علم بخصوص علوم انساني، ملاك اين نيست كه اين فرد در دانشگاه تحصيل كرده باشد يا در حوزه، مهم اين است كه در آن عرصه علمي چه ميزان كار كرده است.
* به بحث اصلي برگرديم. درخصوص بايدهايي كه حوزه در راستاي برنامه ريزي بايد انجام دهد. . .
** مقام معظم رهبري اشاره فرمودند كه تحول يك امر واقعي و بيروني است و بايد اتفاق بيفتد. اگر ما خودمان را با تحول همراه و همسان كنيم و همراه تحول باشيم، مي توانيم نتيجه بگيريم و گرنه به هر حال مجبوريم كنار بكشيم و به انزوا برويم. ما بايد به مسأله نيازهاي جامعه توجه جدي داشته باشيم. 
الان ديگر اين طور نيست كه يك نفر با نوشتن يك كتاب كوچك بتواند پاسخگوي تمام شبهات اعتقادي افراد باشد، الان اطلاعات به سرعت بسيار عجيب و سرسام آوري در حال انتقال است شما هر روز، هر لحظه و هر ساعت شاهد تعامل علمي متعددي در عرصه هاي اطلاع رساني و اينترنت هستيد و هر روز اطلاعات جديدتري به ما مي رسد. با اين وضعيت، واقعاً حوزه چقدر توانسته خودش را با نيازهاي روز منطبق كند و چقدر توانسته اطلاعات و نقدهاي متعدد را پاسخ دهد؟
مسأله بعدي تلقي از علم به مثابه يك نهاد است . عرض كردم كه علم يك سابقه فعاليت جمعي و اجتماعي پيدا كرده و علوم تلاش مي كنند در سياست سازي و جامعه پردازي در جوامع مختلف تاثيرگذار باشند؛ يعني علوم هم نقش مي دهند و تاثير مي گذارند و هم نقش مي پذيرند.علوم ديني هم بايد به همين ترتيب عمل كند. حوزه هاي علميه هم بايد به گونه اي پيش بروند كه بتوانند در ساخت جهان آينده ايفاي نقش كنند.
*وظيفه نظام درقبال حوزه براي اينكه حوزه بتواند به موفقيتها و آرمانهايش دست يابد، چيست؟
** خلايي كه اكنون به وضوح در حوزه ديده مي شود اين است كه جايگاه علمي حوزه در نظام داخلي كشور به صورت دقيق ترسيم نشده است واينكه حوزه چه ميزان بايد نقش داشته باشد. حتي بسياري از انديشمندان دانشگاهي ما ذهنيت مثبتي نسبت به اين قضيه ندارند.
مسأله بعدي حضور حوزه و حوزويان و كارشناسان حوزه در مراكز تصميم گيري و تصميم سازي در عرصه علم است كه ما تا كنون شاهد اين كار نبوده ايم، يعني حوزويان نماينده مشخصي در مراكز تصميم گيري و تصميم سازي در عرصه علم نداشتند. اخيرا پيگيري ها و تلاش هايي شده و تعامل هايي صورت گرفته، ولي هنوز به صورت عملياتي و دقيق درنيامده است.
* آيا فراي آنچه فرموديد، مي توان وجود برخي خط قرمزها را در پژوهشهاي حوزوي به عنوان يك آسيب مدنظر قرار داد؟ 
**ما در عرصه پژوهش خط قرمز چنداني نداريم. شايد بتوان گفت خط قرمزها در ارائه پژوهشهاست. برخي از پژوهشها قابليت ارايه به صورت عمومي را نداردودر مجله هاي تخصصي لحاظ مي شوند.همين جا بايد متذكر شوم، خطوط ارائه پژوهش هم بخش مهمي است. منتها اقتضائات خاص خودش را دارد و بايد براساس معيارها عمل شود.

  


اعتبارات بخشهاي قرآن و مسجد كشور 20 برابر شده است

 

در سال جاري بودجه بخش قرآن و مسجد نسبت به سال گذشته 20  برابر افزايش داشته است.
به گزارش مهر، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، با بيان اين مطلب با تأكيد بر اينكه بايد فرهنگي را ترويج كنيم كه نسبت آن با مقوله دين كاملاً شناخته شده  باشد، افزود: بايد مساجد را به عنوان محلي براي همه كنشهاي فعال فرهنگي احيا كنيم.
وي اظهار داشت: تقويت و قرار گرفتن مساجد در ميان فعاليتهاي اجتماعي موجب رفع بسياري از كمبودها در جامعه خواهد شد.
صفار هرندي با بيان اينكه عنصر اصلي تأثيرگذار در فرهنگ مقوله دين است، اظهار داشت: در كشور ما مهمترين اجتماعات حول محور دين اتفاق مي افتد و مهمترين تظاهرات بيروني مردم ما تظاهر با انگيزه ديني است.

  


برگزاري مراسم سالگرد ارتحال امام خميني(ره) در مركز اسلامي انگليس

 

مراسم سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، با عنوان «نقش امام خميني(ره) در تحولات قرن معاصر» در مركز اسلامي انگليس برگزار مي شود.
به گزارش مهر به نقل از مركز اسلامي انگليس، اين مراسم سه شنبه 14خرداد ماه همزمان با سالگرد ارتحال امام خميني(ره) برگزار خواهد شد.
تبيين آرا و انديشه هاي امام خميني(ره) و نقش وي در شكل گيري جامعه اسلامي ايران و همچنين نقشي كه فعاليتهاي امام راحل(ره) در جهان معاصر داشته از جمله اهدافي است كه همزمان با سالگرد ارتحال، از سوي سازمانها و نهادهاي مختلف در داخل و خارج از كشور پيگيري مي شود.

  


وقايع نگاري خبرنگار قدس از سفر به سرزمين آفتاب(4) ؛ «منهتن» زير پاي «رين بو»

 

* آرش خليل خانه

«ناريتا» بزرگترين فرودگاه ژاپن است كه حدود 40 كيلومتر با توكيو فاصله دارد و عمده پروازهاي بين المللي از اين فرودگاه انجام مي 



شود؛ اما خود توكيو هم مجهز به فرودگاه كوچكتري هست كه «هاندا» نام دارد، بيشتر پروازهاي داخلي و كوچكتر از آنجا انجام مي شود.
فاصله ناريتا تا توكيو و هتل را با ميني بوس سفارت مي پيماييم و تمام مسير جز بخش اندكي اتوبان است.
نخستين چيزي كه جلب توجه مي كند، طبيعت زيبا و چشم نواز ژاپن در فصل بهار است كه با ظرافت و سليقه اي درخور تحسين تزيين و آراسته شده است.
تمامي درختان، گلها و بوته ها از كوچك و بزرگ با داربست هاي مناسب محافظت مي شوند تا در حاشيه جاده ها از گزند باد ناشي از عبور خودروها و ديگر عوامل در امان باشند، حتي بر روي درختچه ها، توري هاي ويژه پلاستيكي كشيده شده كه دليل آن را نمي دانم، جز اينكه احتمالاً براي مراقبت از آنهاست. همه اين مراقبتها در كشوري است كه بواسطه موقعيت جزيره اي و آب و هواي مرطوب(مثل خطه شمال ايران) غرق در سبزه و گياه است.
هنوز در خلسه طبيعت جادويي اطرافمان هستيم كه اولين اتفاق ما را به خود مي آورد. ميني بوس ما به عوارضي نخستين اتوبان در مسير توكيو رسيده است و ما گوش تيز كرده ايم كه مبلغ چقدر است.
آقاي اكرمي كه متوجه ما شده مي گويد: مبلغ را در مانيتور روبرو مي توانيد ببينيد و البته يادآوري مي كند كه يكي از گرانترين هزينه ها در ژاپن مربوط به استفاده از اتومبيل و بخش عمده آن هزينه عوارض اتوبانهاي متعدد است.
با اين آمادگي لحظه اي چشم به مانيتور كنار باجه عوارضي دوخته ايم كه عدد «1920» بر آن نمايان مي شود. مبلغ به «ين» است، تازه آنجا مي فهميم ژاپني ها پول خورد ندارند. اگر مي خواهيد بدانيد عوارض يك اتوبان 30 كيلومتري در ژاپن به پول ما چقدر مي شود بايد عرض كنم حدود 17هزار 500 تومان ناقابل.
اتوبان ها به نظر ما كاملاً عادي و حتي بسيار كم عرض به نظر مي رسند، نكته اي كه در مورد همه خيابانهاي توكيو جلب توجه مي كند و ناشي از كمبود فضا در اين كشور است، اما وقتي در اين باره مي پرسم آقاي اكرمي علت را تأييد مي كند، اما مي گويد در اغلب اتوبانها بي آنكه متوجه شويد يك يا دو مسير تردد ديگر به صورت طبقات زيرين وجود دارد و خودروهايي كه در فضاي باز تردد مي كنند در حقيقت مسافران طبقه فوقاني اتوبان هستند.
كمي كه جلوتر مي رويم ميني بوس ما تغيير مسير مي دهد و از طبقه فوقاني فرود مي آيد تا وارد اتوبان شهري شده و به طرف مركز توكيو برود.
فراموش كردم بگويم كه ميني بوس در اختيار ما يك مورد استثنا بود كه عوارض اتوبان را نقدي پرداخت كرد و بقيه خودروهاي سفارت (عموميت در خودروهاي ژاپن را نمي دانم) به دستگاههاي الكترونيكي ويژه اي مجهز هستند كه هنگام عبور از باجه به صورت خودكار عوارض از حساب بانكي مالك كسر مي شود.
وارد توكيو كه مي شويم باريكي و كم عرضي خيابانها بيشتر به چشم مي آيد. شهر در فرازي از آهن و بتن و شيشه محصور شده و نمادهاي ژاپن مدرن يا همان ماركهاي معروف ژاپني هر چند صد متر بر بالاي ساختماني عظيم خودنمايي مي كنند، به حدي كه براي ما غيرعادي است.
كمي جلوتر به خليج توكيو مي رسيم. منطقه استقرار ما در آن سوي خليج واقع شده، منطقه معروف و بزرگي به نام «شيناگاوا» كه از محلات مركزي و مهم توكيو است.
براي عبور از خليج بايد از روي يكي از شاهكارهاي مهندسي بگذريم، پل عظيمي كه كاملاً شبيه پل معروف «گلدن گيت» در نيويورك ساخته شده. نام اين پل «رين بو» يا همان رنگين كمان است كه در دو طبقه امكان تردد بين دو سوي خليج توكيو را فراهم مي كند، اين پل در سال 1993 به بهره برداري رسيده و طول آن 570 متر است.
از اينكه در اولين برخورد با اين سازه آن را مشابه پل معروف نيويورك يافته ام در فكرهستم، اين حس شايد از آن روست كه محيط پيرامون هم شبيه به «منهتن» خواهرخوانده آمريكايي آن است و به هر حال تمايل به خلق چنين تشابهاتي در ژاپن كاملاً مشهود است تا آنجا كه مدل كوچك مجسمه آزادي را هم در مكاني مشرف به «رين بو» مي تواني بيابي. حتي از بالاي پل در سمت شمال دو برج هم ديده مي شوند كه ناخود آگاه در هارموني با بقيه نشانه ها شبيه برجهاي دوقلوي معروف به نظر مي آيند و جالب تر آنكه اين ساختمانها در جزيره اي مصنوعي كه ميان خليج ايجاد شده بنا شده اند.
از پل كه مي گذريم، تا هتل ما فاصله زيادي نيست و ظرف چند دقيقه به آنجا مي رسيم. هتل ما «پرينس» نام دارد و مقابل ايستگاه مترو «شيناگاوا» كه از بزرگترين ايستگاههاي توكيو است واقع شده.
هتل مجموعه بزرگي است كه از پنج برج مجزا و چندين مركز تفريحي، از جمله مركز نمايشهاي آبي، آكواريوم و سالن هاي ورزشي تشكيل شده كه از هتل هاي خوب توكيو است. اما طبعاً به دليل هزينه هاي سنگين ، اتاقهاي ما در برج شمالي كه هتلي معمولي و ارزان تر است رزرو شده اند، ولي كرايه همين اتاقهاي معمولي و ارزان براي هر شب 150 دلار است.
همان ساعت اول استقرار آقاي اكرمي، رايزن مطبوعاتي سفارت، برنامه ملاقاتها و بازديدهايمان را كه از فردا آغاز مي شود به دستمان مي دهد كه با اولين نظر رنگ از رخسارمان مي پرد. چرا؟ چون بين سه تا چهار برنامه كاري براي هر روز در نظر گرفته شده كه همه نيز براي بعدازظهر هماهنگ شده اند.
انصافاً بستن و هماهنگي چنين برنامه اي كار شاقي است (در كشور ما كه شايد غيرممكن) و ما البته كم نمي آوريم و تأييد مي كنيم كه برنامه خوب و مفيدي است.
آقاي تقي پور از آقاي اكرمي مي خواهد كه تلفن همراهي براي گروه تهيه كند كه امكان تماس خانواده آنها از ايران فراهم شود و آقاي يحيايي صاحب امتياز روزنامه تفاهم هم كه گويا اوضاع دلاري اش خوب است تلفني اختصاصي مي خواهد.
قرار مي گذاريم كه تا شب نخوابيم، براي اينكه ساعت فيزيولوژيك بدنمان با ژاپن تطابق پيدا كند و صبح فردا سرحال باشيم كه بنده ساعتي بعد ناخواسته اين قرار را در چرتي چهار،  پنج ساعته به فراموشي مي سپارم.
اولين برنامه ما بازديد از خبرگزاري معروف «كيودو» و ملاقات با آقاي «تاكدا» رئيس شوراي سردبيري، معاون سردبير و چند تن از دبيران و خبرنگاران آنها ست و پس از آن بايد به روزنامه معروف «نيهون كيزايي» و سازمان تجارت خارجي ژاپن «جترو» برويم.
صبح اولين تجربه صبحانه را محتاطانه با يك سرويس اروپايي (شامل نيمرو، قهوه، كره و مربا و كمي كمپوت ميوه) در يكي از شش رستوران هتل كسب مي كنيم، چون در بازديد اول اشربه و اطعمه رستورانهاي ژاپني هتل دلهره آور به نظر مي رسند. ناهار را هم ميهمان كيودويي ها هستيم كه انصافاً سنگ تمام گذاشته اند و در بازگشت از خبرنگار آنها در ايران شنيدم آن همه تحويل گرفتن بواسطه خاطره خوبي بوده كه جناب تاكدا از سفر به تهران و ميزباني خبرگزاري ايران داشته اند.
ساعت 5/10 صبح ميني بوس آماده است تا به طرف خبرگزاري «كيودو» حركت كنيم.سيگاريها قبل از حركت مي خواهند نفسي تازه كنند كه درمي يابند دود كردن علاوه بر اتاقهاي هتل (كه ما ناديده گرفتيم) در تمام محوطه هتل و البته در همه شهر و حتي داخل ميني بوس ها ممنوع است و دوديها بايد در مكانهاي خاصي كه در خيابان تعبيه شده و با تابلويي آبي مشخص مي شوند خود را انگشت نما كنند. جالب اينكه اين مكانها هميشه شلوغ هستند!

  


مسجد تاريخي حضرت خضر(ع) بازسازي مي شود

 

در پي تخريب بخشهايي از مسجد تاريخي و 700 ساله حضرت خضر(ع) در بيروت پايتخت لبنان، اين مسجد مرمت و بازسازي مي شود. به گزارش مهر به نقل از اسلاميك نيوز، مسجد حضرت خضر(ع) كه در شرق بيروت پايتخت لبنان قرار دارد، در دوران عثماني ساخته شده كه از قديمي ترين مساجد لبنان به شمار مي رود.
مديركل اوقاف اسلامي بيروت، ساخت و ترميم اين مسجد را در سال 1952 و در سال 1957 آغاز كرد و اتاقهايي را به آن افزود و آن را وسعت داد.
منابع تاريخي نشان مي دهند، اين مسجد قدمتي 700 ساله دارد كه در جنگ لبنان در سال 1975 آسيب ديد و از سوي خيرين بازسازي شد.
اما دوباره در سال 1990 اين مسجد بازسازي و در كنار آن مدرسه حضرت خضر(ع) ساخته شد، اما در پي تخريب برخي از بخشهاي قديمي آن اداره اوقاف لبنان قصد دارد اين مسجد را بازسازي و مرمت كند.
مسجد به بخش قديمي و جديد تقسيم مي شود كه در بخش قديمي مقام حضرت خضر(ع) قرار دارد و داراي ورودي كوچك از سمت غربي و مستطيلي شكل است. محراب نيز به صورت نيم دايره قرار دارد. به بخش جديد طاقي به عرض يك متر و نيم و ارتفاع دو متر و نيم چسبيده است.
بخش جديد داراي سقفي مسطح است كه با برخي از تزيينات اسلامي تزيين شده و بخش زنان بالاي ورودي جديد قرار دارد.
گلدسته مسجد مربع شكل و ارتفاع آن حدود 15 متر است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com