|
* آي سان نوروزي
«هوشنگ هيهاوند»، متولد 1338، كارشناسي ارشدش را در رشته بازيگري/ كارگرداني از دانشگاه تربيت مدرس تهران دريافت كرده است.

وي علاوه بر تدريس در دانشگاه، فعاليتهايش را در حوزه بازيگري با بازي در نمايشهايي چون «آنكه گفت آري، آنكه گفت نه»، «مرگ»، «خشم شديد فليپ هوتن»، «ني لبك و بهمن»، «خورشيد كاروان»، «پرده هاي نيلگون»، «خانم سرگرد باربارا» و ... ادامه داده و در فيلمها و مجموعه هايي نظير «شهر زيبا»، «آواز مه»، «مسافر»، «استنطاق»، «آباداني ها»، «ساز و ستاره» و ... نيز به بازيگري پرداخته است.
وي همچنين كارگرداني نمايشنامه هايي چون «مات»، «خواجگان شير اژدها»، «شاخه شكسته زيتون»، «بام ها و زير بام ها» و ... را نيز تجربه نموده و جوايز متعددي را به واسطه فعاليتهاي مختلف نمايشي خود دريافت كرده است.
* آقاي هيهاوند، اگر روند رشد، پويايي و پيشرفتي براي تئاتر متصور باشيم، بايد قبول كنيم كه اين رشد بسيار كند و تأخيري بوده است. شما براي تسريع اين روند چه پيشنهادي داريد؟!

** به نظر من تنها راه رشد هنر تئاتر، نهادينه شدن همكاري دو سازمان آموزش و پرورش و صدا و سيما با يكديگر است. چنانچه آموزش و پرورش بخواهد، مي تواند تئاتر را نه به عنوان يك ابزار آموزشي، بلكه تنها به عنوان ابزاري هنري مدنظر داشته باشد و به طور جدي آن را پيگيري كند. آموزش و پرورش مي تواند بدون برخورد گزارشي و بدون دخالتهاي فني و هنري در تئاتر، آن را به صورت يك حوزه جدي وارد برنامه هاي آموزشي اش كند.
* در حال حاضر تلويزيون چند برنامه ويژه تئاتر دارد. اين مقدار برنامه را كافي مي دانيد؟ عوامل ديگر در پيشبرد و ارتقاي سطح تئاتر را چقدر در اين امر دخيل مي دانيد؟
** تلويزيون بايد بيش از آنچه سرمايه گذاري كرده، براي تئاتر هزينه كند. در اين صورت، مطمئن باشيد نخستين گامهاي تئاتر مطلوب به خوبي برداشته مي شود. البته، تعالي و رشد تئاتر به عوامل ديگري هم بستگي دارد؛ از جمله اصناف مختلف وابسته به صنف تئاتر يا اركان وابسته به صنف تئاتر. تشكيل اين روابط آن هم به طور آزادانه (و نه از طرف مراكز دولتي مثل مركز هنرهاي نمايشي و حوزه هنري) باعث تقويت اين بخش مي شود. اينها عواملي هستند كه به نهادينه شدن تئاتر به عنوان يك ضرورت اجتماعي كمك مي كنند.
* تئاتر به عنوان يك هنر پرطرفدار و جذاب مردمي، چه نقشي مي تواند در فرهنگ سازي اجتماعي داشته باشد؟
** فرهنگ سازي از مهمترين كاركردهاي تئاتر است. مسلماً تمام هنرهاي نمايشي و هنرهاي تصويري مثل فيلم، تلويزيون، تئاتر و هنرهاي ديگر، كاركرد مهمي در حوزه فرهنگ سازي اجتماعي دارند. اين ويژگي خيلي روشن است و به هيچ وجه نمي توان از نقش و تأثير آن چشم پوشي كرد. طبيعي است كه ما از نشان دادن رفتارها، راه رفتن تا غذا خوردن و كارهاي مهمتر و اقدامهاي بزرگتري كه قهرمان يا ضد قهرمان يك نمايش ممكن است پشت سر بگذارند، به يك ساخت فرهنگي دست پيدا مي كنيم.
* چند سالي است بحث دخالت سازمانهاي غير تئاتري و نهادهاي دولتي غير مرتبط با تئاتر، به عنوان حمايت كننده و پشتيبان، به صورت جدي و به عنوان يك راهكار مهم براي رشد و استقبال از تئاتر مطرح مي شود. نظر شما در اين رابطه چيست؟
** يكي از مهمترين راه هاي خروج از بن بست تئاتر، مسلماً مشاركت دولتي و غير دولتي نهادها و سازمانها و حتي شركتهاي غير تئاتري است. اين نهادها و سازمانها مي توانند بخشي از بودجه خود را براي حوزه فرهنگي هزينه كنند. تمام وزارتخانه ها و بويژه وزارتخانه هايي مثل نفت، صنايع و سازمانهايي مثل ميراث فرهنگي و... مي توانند در اين امر مشاركت كنند و نقش حمايت كننده را داشته باشند. اين وزارتخانه ها و سازمانها مي توانند يك يا دو درصد يا هر مقدار ديگر از بودجه شان را در حوزه فرهنگ به تئاتر و فعاليتهاي تئاتري اختصاص بدهند و تئاتر هم از طرفي به فرهنگ سازي و نزديك شدن به هدفهاي سازمان حمايت كننده نزديك شود.
به عنوان مثال، شهرداري تهران طي چند سال اخير مشاركت و حمايت خوبي از فعاليتها و برنامه هاي تئاتري در پايتخت انجام داده و چقدر خوب است كه اين مسأله در شهرهاي مختلف كشور هم جدي گرفته شود؛ يعني معاونتهاي هنري، اين اختيارات را پيدا كنند كه در امر حمايت و سرمايه گذاري در تئاتر شركت داشته باشند. در اين صورت، مطمئناً وضعيت تئاتر به سرعت بهتر خواهد شد و روندي روبه رشد خواهد داشت. |