|
گروه حوادث - مصدق: زن جوان با رأي قضات دادگاه كيفري استان تهران به جرم قتل همسرش گناهكار شناخته و به قصاص نفس محكوم شد.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت سه بامداد سوم شهريور ماه سال گذشته و در پي قتل مرد 41 ساله اي در خانه اش واقع در كهريزك تهران، زينب همسر 30 ساله وي بازداشت شد.
زينب در همان تحقيقات مقدماتي در پليس آگاهي و نزد قاضي تحقيق پرونده اتهام قتل را پذيرفت و اعتراف كرد در پي عصبانيت آني با زدن چهار ضربه آچار به سر همسرش، او را از پاي درآورده است.
با صدور قرار مجرميت عليه اين زن جوان، وي صبح ديروز در مقابل قضات شعبه 71 ايستاد و از خود در برابر اتهام وارده دفاع كرد.
در ابتداي اين جلسه كه به رياست قاضي عزيزمحمدي برگزار مي شد، «علي دلداري» نماينده دادستان و اولياي دم از هيأت قضايي خواستار قصاص متهم شدند.
سپس متهم در برابر پنج قاضي اين شعبه ايستاد و با قبول اتهام قتل گفت: قبول دارم كه همسرم را با ضربات آچار از پاي در آوردم، اما قصد قتل وي را نداشتم.
زينب سپس به بيان انگيزه اش پرداخت و گفت: اوايل سال 83 به درخواست پدر و مادرم و در حالي كه شناخت كافي از موسي نداشتم، به عقد وي درآمدم. روزهاي اول زندگيمان خوب بود، اما طولي نكشيد كه شوهرم چهره واقعي خود را نشان داد و هر بار كه از وي درخصوص دير آمدنش به خانه سؤال مي كردم، مرا به باد كتك مي گرفت و مرا تا سر حد مرگ با مشت و لگد مي زد.
متهم به قتل با اشاره به اينكه 6 ماه پس از ازدواجشان پي برد كه همسرش معتاد و داراي سه پرونده كيفري است، افزود: با اين حال خيلي تلاش مي كردم تا او را به ترك اعتياد تشويق كنم و به زندگي زناشويي پايبند نمايم، اما فايده اي نداشت و او در پاسخ به تلاشها و محبتهايم، مرا در دستشويي حبس مي كرد.
اين زن 30 ساله ادامه داد: طي سه سال زندگي مشترك با «موسي» نه تنها هيچ محبتي از طرف او نديده بودم، بلكه همواره از سوي او تهديد به اخراج از خانه مي شدم.
زينب سپس به تشريح شب حادثه پرداخت و گفت: ساعت حدود 2 و 30 دقيقه بامداد بود كه موسي از خانه دوستانش آمد و پاي تلويزيون نشست. وقتي از او سؤال كردم كه كجا بودي و چه كار مي كني؟ عصباني شد و با ظرف آبي به من حمله ور شد، ديگر نفهميدم چه شد. وقتي به خود آمدم كه دريافتم با زدن چند ضربه آچار به سرش، او را به قتل رسانده ام.
وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه از كجا آچار را تهيه كرده بودي؟ گفت: چون خانه مان در مكاني دور افتاده بود و از طرف ديگر همسرم شبها هميشه دير به خانه مي آمد از ترس، آچاري را كه هفته دوم ازدواجمان خريده بودم، زير بالش نگه مي داشتم.
وي به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: اگر چه مرحوم همچون يك اسير با من برخورد مي كرد، اما هرگز راضي به مرگش نبودم و قتل وي يك حادثه بود، به هر حال اشتباه كردم و اميدوارم اولياي دم مرا ببخشند.
گفتني است، با اتمام دادگاه هيأت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران جلسه شور تشكيل دادند و با اكثريت آرا زينب را در مرگ همسرش گناهكار شناختند و او را به قصاص نفس محكوم كردند. |