تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-05-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 9خرداد ماه 1387


تقابل گرايي در مواجهه با انديشه هاي امام(ره) !

 

* غلامرضا قلندريان

محمدرضا خاتمي (دبيركل سابق حزب افراطي مشاركت) در اظهاراتي سخيف، در آستانه بزرگداشت سالگرد ارتحال بنيانگذار كبير انقلاب، از نقد ديدگاه هاي امام سخن به ميان آورده و اظهار داشته است: «وقتي مطالب امام(ره) را بررسي مي كنيم، چيزهايي به سود و چيزهايي هم به ضرر ماست. متأسفانه ما امام(ره) را به يك شخصيت دست نيافتني تبديل كرديم كه حتي بحث در مورد ايده ها و افكارشان، امروز مجاز شمرده نمي شود. ممكن است چند سال ديگر خيلي دير شده باشد. بحث نقادي امام(ره) بايد طرح شود تا ديدگاه هاي اصلي ايشان مشخص شود. ما كه امام(ره) را معصوم نمي دانيم. امكان دارد كه ايشان هم در دوره اي كمي و كاستي داشته باشند. افكار امام(ره) از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب خيلي تغيير كرد»!
مواضع حزب مشاركت در مقطع اصلاحات براي افكارعمومي كاملاً آشكار و مبرهن است. آنها با نگاه ليبراليستي به جامعه، حريمهاي اعتقادات ديني مردم را در معرض تاخت و تاز و به اصطلاح نقد روشنفكري قرار دادند تا از اين منظر چهره مدرنيستي و حزبي خود را در ميان پايگاه و جايگاه طرفدارانشان، در معرض قضاوت قرار داده و آن را مطلوب توصيف كنند.
محمد رضا خاتمي، در حالي نقد انديشه امام(ره) را مطرح مي كند كه عملكرد گذشته حزب متبوع وي و خروجي اظهاراتشان از اين جريان، چهره هاي تجديدنظر طلب را به جامعه معرفي كرده بود، به گونه اي كه موضعگيريهاي ايشان و همفكرانش با مفروض پلوراليزم به بازار انديشه عرضه مي گشت. اينك مي توان به راحتي سخنان جديد وي را با اين صبغه فكري و فرهنگي، در راستاي تشويش اذهان و كاهش هيجانهاي عمومي در سالگرد رحلت امام(ره) مورد بررسي قرار داد.
به نظر مي رسد وراي برخي از اين اظهارنظرها، شكستن حرمت امام و ميراث بلندش كه ولايت فقيه است، قرار دارد. از سوي ديگر، مي توان با تأمل در ديدگاه هاي جريان فكري ايشان، نسبت آنها را با ايده هاي امام خميني(ره) بهتر تبيين نمود.
در حالي كه بنيانگذار انقلاب اسلامي به جدايي ناپذيري دين از سياست تأكيد و اعتقاد داشتند، پيروان جريان اصلاح طلبان از منظر تحليلهاي سكولاريستي در دوران اصلاحات، بي آنكه قدرت درك مفاهيم بلند و انديشه هاي ژرف امام را داشته باشند، اين نگرش را برنتافته و تفكيك دين از نهاد دولت را يكي از لوازم پروژه روشنفكري ديني دانسته اند.
اصلاح طلبان به نام مقدس آزادي و استفاده ابزاري از اين واژه كه يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي است، با نگاهي ساده لوحانه و بيمارگونه خطوط قرمز باورها را شكستند و اين رفتار ساختارشكنانه خود را در بسته توسعه سياسي ارايه كردند تا حمايت آحاد جامعه از رويكرد نوگرايانه را به دست آورند.
چگونه مي توان حركت تجديدنظرطلبي جريان مذكور را در سالهاي حاكميت اصلاح طلبان مورد ترديد قرار نداد، در حالي كه بسياري از تئوري پردازان مخالف انقلاب و ايده امام، تولد جريان اصلاحات را به ديده تحسين نگريسته و همواره حمايتهاي علني و غيرعلني خود را از آنها اعلام نموده اند. در آستانه انتخابات مجلس هشتم جرج بوش كه دشمني وي با انديشه هاي امام و آرمانهاي انقلاب بر كسي پوشيده نيست، حمايت خود را از اصلاح طلبان اعلام نمود و اذعان داشت كه اصلاح طلبان دوستي بهتر از وي ندارند.
اكنون طبيعي به نظر مي رسد كه دوستان بوش مخالفتشان را با افكار امام از طريق يك پروسه گام به گام اعلام نمايند و در هر مقطعي با تست جامعه و انديشه سازي منفي، فاز بعدي را به مرحله اجرا گذاشته، چراغ سبز لازم را به دشمن نشان بدهند.
هنوز جامعه از ياد نبرده است كه يكي از همفكران آقاي خاتمي با هدف كم رنگ كردن نقش فكري امام و از متن به حاشيه راندن تفكر ايشان، مدعي گرديد: «مباني و اصول آيةا... خميني كه متكي به فقه و سنت شيعه است ديگر كارامد نيست و در شرايط فعلي دنيا نمي تواند جوابگو باشد و بين مسائل جديد و انديشه امام تعارضي وجود دارد».
امام راحل داراي شخصيتي كاريزماتيك بود كه ضمن مهندسي فكري و معماري اسلام و انقلاب، رهبري فكري و سياسي جوامع اسلامي را با دم مسيحايي و روح قدسي خود به منصه ظهور و بروز گذاشت. با اين وصف، در جامعه كسي مدعي عصمت امام(ره) نبود. حال بايد ديد اين موضعگيريها با چه هدفي صورت مي گيرد. اگر به واسطه تخدير افكارعمومي و رسوبات فكري اصلاح طلبان، اذهان جامعه در زمينه جايگاه والاي پرچمدار انقلاب اسلامي دچار ترديد شد، مي تواند برخي نظريات بيگانگان را كه در خصوص شخصيت حضرت امام اظهاراتي را مطرح كرده اند، مرور نمود.
«ميشل فوكو» يكي از انديشمندان پست مدرن فرانسوي در مورد انقلاب اسلامي و ايده امام، معتقد است: «هر انقلابي كه در قرن 20 اتفاق افتاده در راستاي بسط مدرنيته بوده است، الا انقلاب اسلامي ايران كه در جهت خلاف مسير مدرنيته حركت كرده است». امروز با آغاز سومين دهه از عمر انقلاب اسلامي كساني كه در پي تئوريزه كردن نقد انديشه امام(ره) هستند، چگونه مي توانند براي كسب قدرت و حضور در ساختارهايي كه محصول انديشه امام خميني(ره) است، با اتخاذ گفتماني نازل به رقابت بپردازند؟
طبيعي است تفكري كه مقابل جريانهاي فكري مدرنيسم قرار گرفته و آموزه هاي آنها را با چالشهاي جدي مواجه كرده است، از ديد برخي چهره هاي سياسي اصلاح طلب و تقابل گرايان با انديشه امام، سزاوار نقد است.
پرواضح است، اصلاح طلبان با اين انگاره، جايگاه خود را نزد آحاد جامعه بيش از پيش شفاف نموده اند و آنهايي كه ترديد داشتند، با وضوح بيشتري نسبت اين جريان فكري را با افكار امام خميني(ره) تجزيه و تحليل مي نمايند.
در آستانه ايام رحلت امام(ره) علاوه بر خيل مشتاقاني كه از اقصي نقاط ايران به عشق خميني كبير مسافت طولاني را طي كرده و رنج سفر را بر خود هموار مي نمايند، عده اي نيز از كشورهاي مختلف جهان به خاطر علاقه به بنيانگذار انقلاب اسلامي و براي زنده نگهداشتن نام و راه آن عارف سفر كرده عازم ايران مي شوند. در چنين شرايطي، اظهاراتي با ژست روشنفكري، افشا نمودن چهره هاي نقابداري است كه تاكنون با استعمال برخي واژه ها اهدافشان را پنهان مي نمودند. به سخن ديگر، آنها مباني را قبول ندارند و از شفاف كردن آن در شرايط فعلي احتراز نموده و هدفهاي خود را با ادبيات ديگري تعقيب مي كنند.
تصريح به اين نكته ضروري به نظر مي رسد كه با گذشت زمان، شعاع انديشه امام خميني(ره) مرزهاي ايران و جهان اسلام حتي مرزهاي جهان مستضعفين را درنورديده است، در حالي كه عده اي در متروپل اين انديشه سخناني را بيان مي كنند كه شائبه همسويي آنها با بيگانگان را در اذهان عمومي تقويت مي كند.
بدين ترتيب، كساني كه ادعاي رقابت در چارچوب قانون اساسي را براي كسب قدرت دارند، نمي توانند انديشه هاي بنيانگذار انقلاب اسلامي را به بهانه نقد، آن هم از منظري ژورناليستي كه دستمايه تحليلهاي ناصواب و خوراك تبليغاتي از سوي بيگانگان قرار گيرد، مورد هجمه قرار دهند.
آقاي محمد رضا خاتمي و همفكرانش بايد بدانند پرداختن به چنين موضوعاتي سطحي، سخيف و انحرافي، نمي تواند پيوند وثيق و ناگسستني را كه بين آحاد جامعه با آن پير مراد برقرار شده است كم رنگ نمايد و اين ترفندها هيچ گاه از ارزش و عظمت امام نزد مريدانش نخواهد كاست، بلكه آنها با اين اقدامهاي ساختارشكنانه، هويت سياسي و فكري خود را بيش از پيش در معرض قضاوت افكارعمومي قرار مي دهند تا مردم اشخاص و جريانهاي فكري را در صحنه هاي مختلف بشناسند و با اين ذهنيت آنها را ارزيابي كنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com