|
* جواد نعيمي
مي گويند با يك گل بهار نمي شود. اما درست نمي گويند! تو آن گلي هستي كه اگر بشكفي بهار از همه سوي جهان جوانه مي زند و من اينك بيش از پنجاه بهار است كه در ميان گلها به دنبال تو مي گردم، اي گل نرگس!
همه گلهاي خوش بو، رايحه دلنواز خويش را از وجود مباركت به وام گرفته اند. آبها، شفافيت و زلالي خود را مديون تو هستند. سرسبزي زمين، رهين گامهاي حياتبخش توست. آفتاب، از نگاه كردن به رخساره زيبايت احساس شرم مي كند و ماهتاب زيبايي و دلربايي خويش را به پيشگاهت نثار مي كند.
اي ماه منير هستي! قلب زمان به خاطر تو در تپش است و خون عشق به يمن حضور تو در رگهاي زمين جريان دارد.
بزرگوارا! آسمان فضايلت آن گونه رفيع است كه دست كوتاه ما جز به اندكي از آن نمي رسد. سبزينه شكوهمند ولايت را، وجود مباركت با طراوت نگاه مي دارد. حضور خجسته ات به ايمان و امان قوت و تازگي مي بخشد و دلهاي مؤمنان را نسبت به همه مهربان مي سازد.
اي مايه اميد و اي مظهر انديشه هاي سبز و سپيد! نام مقدست همه دستها و دلها را به نور وحدت پيوند مي زند و همت و رحمت پديد مي آورد.
پيوسته يادمان فرخنده ات جاودانه ترين خاطره سبز تاريخ باد! |