|
* وحيد عماد
بشر هميشه در آرزوي پرواز بوده است. او بارها پرندگان را با دقت فراوان نگريسته و در دل، رؤياي بال و پر كشيدن را در ابرها ترسيم نموده است.

انسانهاي بسياري در اين راه پيشگام شده اند و بالهايي چون بال پرندگان ساخته اند تا بلكه بتوانند راهي نو به سوي آسمان بگشايند، اما اينها هرگز به اختراعي چشمگير و خارق العاده ختم نشده بود.
اختراع و ساخت انواع فراواني از هواپيماها اگر چه انسان را به ميان آسمان برد، اما شوق او براي پروازي چون پرندگان را فرو ننشاند.
سالهاي بسياري گذشت و كودكان ما نيز اين آرزوي دست نيافتني را در قالب كارتون و فيلمهاي سينمايي شخصيتهاي مشهوري چون «مرد خفاش» به نظاره نشستند تا با حسرتي تمام پرواز پرنده وار او را بر بالاي سر جنايتكاران شهر تماشا نمايند.
اما گويا تاريخ اين انتظار به پايان آمده است و مرد خفاشي مي تواند از ميان صفحات كتابها، صفحه تلويزيون و پرده سينماها بيرون بيايد و بر قلل پر برف آلپ به پرواز درآيد!
«ايوز رزي» خلبان سوئيسي شجاعي است كه توانسته است به مرد خفاشي جان ببخشد و روياي پرواز و نقشه ها و طرحهاي خيال انگيز لئوناردو داوينچي را به واقعيت برساند.
آقاي رزي 49 ساله سالهاي بسياري را با اشتياق پرواز گذراند و همين عامل هم سبب شد كه او به عنوان خلبان هواپيماي ميراژ به نيروي هوايي سوئيس بپيوندد و پس از آن هم به عنوان خلبان هواپيماهاي مسافربري ايرباس به كار خود ادامه دهد.
شوق و اشتياق فراوان آقاي رزي سبب شد كه او روزها و شبهاي فراواني را به ساخت بالهايي چون بال پرندگان اختصاص دهد و به فكر اختراع موتورهايي باشد كه بتوانند با اين بالها او را به سوي آسمان آبي هدايت نمايند.

جهان با او در سال 2003و هنگامي كه براي اولين بار با بالهاي سحرانگيز خود به پرواز درآمد، آشنا شد او توانسته بود با پريدن از هواپيما، 12كيلومتر راه را در ارتفاع سه هزار متري زمين با بالهاي طراحي شده خود بپيمايد، بالهايي به طول سه متر و از جنس فيبرهاي كربن.
اين خلبان با اراده، 5 سال پياپي را روي طراحي بالهاي خود گذراند و هنگامي به نتيجه دلخواه خود رسيد كه توانست موتورهاي جت مورد نظر خود را بر روي آنها پياده نمايد. اين عمل سبب شد كه او بتواند به آرزوي خود، يعني پروازي افقي مانند پرندگان دست يابد.
در ساعت 7 بعد از ظهر 24 ژوئن سال 2004 رزي تصميم به پرش ديگري آن هم از ارتفاي 4 هزار متري و بر فراز فرودگاه «ايوردن» گرفت.
پس از اينكه بالهاي او باز شدند، او همچون پرنده اي سبكبال به ارتفاع 2500متري آمد و در اين ارتفاع موتورها را روشن نمود و 30 ثانيه صبر كرد تا موتورها ثابت شوند و او بتواند دريچه هاي كنترل سوخت را باز نمايد.
او احساس خود را چنين بازگو مي نمايد: آزاد و رها مانند پرندگان آن هم در همه ابعاد! هنگامي كه به پرواز در آمدم به ياد شخصيت «باز» در فيلم داستان اسباب بازي افتادم كه اين بار با سرعت 150كيلومتر در ساعت بر بالاي كوه هاي آلپ به پرواز در آمده است!
براي اينكه خاصيت آيروديناميك بالها كامل شود، رزي طول آنها را به 3 متر افزايش داد.
از آنجا كه استحكام بالها چندان رضايت بخش نبود، رزي ناچار شد كه جنبه هاي خيال انگيز طراحي بال ها را كنار گذاشته و به جنبه هاي مهندسي و واقعي آن توجه بيشتري نمايد. اين عامل سبب شد كه او بتواند به بالهايي با قابليت تا خوردن دست يابد.رزي بر روي بالهاي خود دسته هاي الكتريكي را تعبيه نمود كه بتواند به راحتي بالها را كنترل نمايد. اين دسته ها طوري ساخته شده بودند كه به او اجازه مي دادند، در هر لحظه كه مي خواهد به خود حالت شيرجه يا افقي بدهد.اين بالها بارها و بارها با وزنهاي مختلف آزمايش شدند تا مشخص شود كه بهترين مكان براي جايگاه منبع سوخت كجاست؟

پيش از آنكه موتورهاي اصلي بر روي آن پياده شوند، شبيه سازيهاي فراواني بر روي بالها انجام شد.
رزي با شركت آلماني طراحي مدلهاي موتور جت براي هواپيماهاي كوچك تماس گرفت و ايده هاي خود را با آنان در ميان گذاشت.
آنها بلافاصله پذيرفتند كه موتورهاي جت خود را بر روي بالهاي او آزمايش نمايند. پس از آزمايشهاي فراوان و در مجاري هواي مختلف، كارشناسان تصميم گرفتند كه اين موتورها را در شرايط طبيعي امتحان نمايند.
آنها به رزي هشدار داده بودند كه طي آزمايش ممكن است با اختلالات مختلفي چون روشن نشدن يك يا هر دو موتور، بي ثباتي در پرواز يا حتي چرخيدن به دور خود رو به رو شود.
رزي هيچ گاه فراموش نمي كند كه در يكي از همين آزمايشها او مجبور بود كه به علت آشفتگي در كار موتور و در حالي كه هنوز نيمي از منبع سوخت او پر بوده است، موتورها را خاموش نمايد و با چتر نجات بر روي زمين بنشيند.
هنگامي كه او براي اولين بار با چتر نجات بر روي زمين نشست، صداي شادي و فرياد جمعيتي كه او را مي نگريست، خستگي سالهاي سال تلاش خود را از تن او بيرون نمود. |