|
* علي زارعي
خودش را اين گونه معرفي مي كند: من كيوان سرلك فر هستم، متولد سال 1352 در اليگودرز، فارغ التحصيل انجمن خوشنويسان با

رتبه ممتاز، 20 سال است كه در زمينه خوشنويسي فعاليت مي كنم و استادان من آقايان منقبتي، كاملي، حيدري و غلامي بوده اند و تا كنون در هفت نمايشگاه گروهي شركت كرده و پنج نمايشگاه انفرادي هم داشته ام كه به دليل اينكه خودم بيماري ام.اس دارم، هر ساله نمايشگاهي براي كمك به بيماران ام.اس برگزار كرده و عوايد حاصل از آن را به اين بيماران اختصاص مي دهم. بهترين نمايشگاهي كه داشته ام در قونيه به مناسبت سال مولانا بوده كه بسيار مورد توجه مولانا دوستان و توريستهاي آن جا واقع شد. از جشنواره هاي غدير (سه سال)، نمايشگاه قرآن (دو سال) و نمايشگاه ثامن الائمه (ع) هم به دليل ارائه آثار تقديرنامه دريافت كرده ام.
* نمايشگاه شما در موزه رضا عباسي خيلي مورد استقبال اهالي هنر، به خصوص هنر خوشنويسي قرار گرفت. در مورد اين نمايشگاه چه توضيحاتي براي مخاطبان داريد؟
** در اين نمايشگاه كه با نام «سايه معشوق»برگزارشد 66 اثر در زمينه خط شكسته نستعليق به نمايش در آورده ام و بيشتر از اشعار شاعران معروف و مورد علاقه خودم مثل حافظ، خيام، سعدي و مولوي و از معاصرين هم از اشعار حسين منزوي براي خوشنويسي بهره برده ام. همان طور كه گفتم اين نمايشگاه هم در راستاي ياري رساندن به بيماران ام.اس برگزار شده و عوايد حاصل از فروش تابلوها يا سي دي تابلوها كه در جنب نمايشگاه عرضه مي شود، به بيماران ام.اس تعلق مي گيرد.
* آقاي سرلك فر! مشكلات عمومي خوشنويسان و خود شما به طور خاص در حال حاضر چيست؟
** من خودم الحمدلله مشكلي تاكنون نداشته ام، اما مهمترين مشكل مي تواند در چنين مواقعي، رزرو يك گالري يا نگارخانه يا سالن نمايش باشد، همانطور كه عرض كردم براي من در اين زمينه تاكنون مشكلي پيش نيامده، اما در مورد مشكلات كلي هنرمندان خوشنويسي بايد بگويم بخشي از مشكلات به خود هنرمند برمي گردد. گاهي ديده مي شود كسي از مشكلات مي نالد كه اصلاً اهل كار و زحمت كشي نيست. يك خطاط بايد بنويسد و بنويسد و بنويسد. خوشنويس نبايد منزوي باشد. اگر خوشنويسان منفعل نباشند، حتي مي توان بازارهاي هنري دنيا را هم قبضه اين هنر كرد. من خودم در يكي از روزهاي نمايشگاه يك بازديد كننده خانم ايتاليايي داشتم كه شيفته يكي از تابلوهايم كه شعري از مرحوم حسين منزوي بود، شد و آن چنان تحت تأثير آن قرار گرفت كه مدت زيادي روبه روي تابلويم اشك مي ريخت و آخر سر هم آن تابلو را 500 يورو از من خريد. پس چنين ظرفيت بالايي در هنر خوشنويسي، فقط با تلاش هنرمند شكوفا شده و راه به دل هنر دوستان و بازارهاي بين المللي مي يابد. به نظر من، هنر خوشنويسي تنها هنري است كه از دل هنرمند برمي خيزد. شما ببينيد اگر به نقاشي نگاه كنيم هيچ نقاشي به خدا كه خود بهترين نقاش است، نمي رسد و يا به سينما كه نگاه مي كنيم مي بينيم بخش زيادي را تب سينما به سمت سينما مي كشد نه خود اين هنر، اما يك خوشنويس تا درد و جوهره اين هنر را نداشته و دل در گرو آن نسپرده باشد هنرش جلوه حقيقي پيدا نمي كند.
* برخي ها حرفهاي ديگري مي زنند، مثلاً مي گويند بايد در اين هنر يك تحول جديد ايجاد كرد تا از اين مشكل سنتي درآيد و جايگاه بهتري پيدا كند، نظر شما چيست؟
** ببينيد، مشكل عمده ما اين نيست كه خوشنويسي قواعد سنتي داشته يا به خاطر عدم تحول به نسبت ساير هنرها منزوي شده است. مشكل اين است كه تبليغات خوبي براي شناساندن اين هنر صورت نمي گيرد. مثلاً شما در تلويزيون به عنوان يك رسانه فراگير تاكنون چند برنامه براي شناساندن اين هنر يا آموزش صحيح آن ديده ايد؟!
البته من منكر نوآوري نيستم. مثلاً جناب آقاي عجمي خط معلي را ابداع كرده و خود موج جديدي را در اين هنر بوجود آورده و نگاههايي را به اين سمت معطوف كرده است. اين كارها خوبست. يا مثلاً شاهديم عده اي هنر نقاشي را با خوشنويسي تركيب كرده و با رنگ و لعاب دادن به تابلوهاي خوشنويسي، خون تازه اي به آن تزريق مي كنند. خود من هم تمام تابلوهايم مثل اكثر هنرمندان ديگر خوشنويس كه نمايشگاه داير مي كنند، تذهيب شده و مزين به نگارگري است، اما همه اينها سليقه اي است. مهم پايه كار است كه يكي از پايه هاي اساسي آن تبليغات درست براي اين هنر مي باشد و پايه ديگر هم معرفي هنر به دنياست. خوشنويسي ما منحصر به فردترين هنر ايراني است كه هنوز به دنيا درست معرفي نشده است. مطمئن باشيد اگر اين معرفي در مجامع هنري دنيا صورت بگيرد، هنردوستان زيادي مثل آن خانم ايتاليايي هستند كه مشتاق ديدن، حظ بردن و خريد آثار خوشنويسان هستند.
* با تشكر از شما به خاطر شركت در اين گفتگو، اگر حرفي باقي مانده...
** حرفي نيست، من هم از شما متشكرم. |