تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 22خرداد ماه 1387


سيري در سيره تربيتي استاد مطهري ؛مهم هدف ماست، كه بايد به آن برسيم

 

* سيد صمد موسوي

استاد مطهري كه از تربيت يافتگان ممتاز مكتب وحياني قرآن عترت از همان اوان جواني به موازات وارد شدن در عرصه علمي از



خودسازي و اهتمام حيات معنوي غافل نشد و توأمان در اين دو عرصه با موفقيت گام برداشت.
شهيد مرتضي مطهري چهره اي ارزشمند و بي بديل از زمره پرورش يافتگان مكتب حضرت امام خميني(س) است كه عمر خويش را در مسير كسب و نشر معرفت و احياي كلمه ا... سپري نمود و صدها شاگرد را در راستاي اهداف متعالي اسلام پرورش داد و در يك سخن، او راد مرد اداي تكليف بود.
حضورش چنان روحانيتي به مجلس مي بخشيد كه شنونده با تمام وجود معنويت و قداست آن را در مي يافت و به نسبت آمادگي هايش در جذبه هاي الهي آن مستغرق مي گرديد؛ معنويت و قداستي كه نتيجه عمل كردن به درسهاي زندگي اي بود كه خود توصيه مي نمود. به طور مثال، در مدت 24 سالي كه در دانشگاه تهران تدريس داشت، هميشه به دانشجويان توصيه مي كرد دانشگاه به منزله مسجد است؛ سعي كنيد بدون وضو وارد دانشگاه نشويد. از اين رو، خود او هميشه دائم الوضو بود؛ چنانكه به يكي از دانشجويان فرمود :«من هيچ وقت، بدون وضو وارد كلاس درس نمي شوم.» (مطهر انديشه ها/ ج 1/ص 28)
در اين نوشتار بر آنيم فرازهايي از آيات نوراني قرآن را در سيره عملي آن معلم و استاد ممتاز جستجو كنيم و پرتو درخشنده آيات اين كتاب زندگي را در سيره اخلاقي آن شهيد يگانه رصد كرده، به گوشه هايي از اوصاف والاي ايشان در طول دوران حياتش نگاه كوتاهي داشته باشيم.

اخلاص
اخلاص سري است الهي كه تنها در قلب بندگان محبوب الهي قرار مي گيرد. خداوند پيامبران بزرگ خويش را با اين صفت ستوده و آن را سبب عدم سلطه شيطان معرفي نموده است.
استاد مطهري درباره اخلاص مي گويد: «كار براي خود كردن نفس پرستي است، كار براي خلق كردن بت پرستي است، كار براي خدا و براي خلق كردن شرك و دوگانه پرستي است، كار خود و كار خلق براي خدا كردن توحيد و خداپرستي است.»
در سيره رفتاري ايشان اخلاص در كارها و عبادت جايگاه ويژه اي داشت. او بنده اي مخلص بود. مسأله اي كه براي زندگي استاد مطهري وجود داشت اين بود كه هميشه مي خواست نامش مخفي باشد و اين دليلي بود بر خلوص نيت ايشان و دور بودن از ريا، چرا كه معتقد بود : « كار بايد انجام شود، حال به اسم هركس، مهم هدف ماست كه بايد به آن برسيم. »
آية ا... مكارم شيرازي در وصف استاد اين گونه مي گويد: «شجاعت و اخلاص استاد مطهري وي را در زمينه مسايل فكري و اسلامي به يك اسوه تبديل كرد.آن استاد بزرگوار، اسير كساني كه مي خواستند عقايد خود را بر علما و پيشوايان تحميل كنند، نمي شد و بي اعتنا به رضايت اين افراد تلاش مي كرد تا واقعيت مذهب را ارايه كند. استاد مطهري درعمل و آثار خويش تنها به رضايت خداوند مي انديشيد و در اين راستا حاضر بود موقعيت اجتماعي خويش را نيز قرباني كند.»

انس با قرآن
انس، يعني رابطه گرم، علاقه و محبتِ آميخته با عشق و معرفت و الفت ناگسستني كه موجب اتصال و به هم پيوستگي مي شود. اگر بخواهيم به چنين انسي برسيم، نخست بايد عظمت قرآن را بشناسيم و آن را با تمام وجود درك كنيم كه غذاي كامل روح است و موجب رشد معنوي و تكامل همه جانبه خواهد شد. از اين رو قرآن كريم انس با قرآن و تلاوت مستمر آن، برپايي نماز و انفاق در نهان و آشكار را از اوصاف عالمان راستين و اهل  معرفت  دانسته و متذكر مي شود كه انس با قرآن، انسان را به تدريج از تاريكي هاي ضلالت به روشنايي هدايت وارد مي كند.
استاد مطهري عمر خويش را صرف ترويج و گسترش فرهنگ ناب و اصيل قرآن نمود و انس و الفت خاصي با قرآن داشت. ارتباط استاد مطهري با قرآن، از چند جنبه قابل توجه است. جنبه اول عشق و علاقه شخصي او نسبت به اين كتاب مقدس و انس خاص او به تلاوت و سيراب كردن روح تشنه اش از اقيانوس بي كران و زلال قرآن بود. جنبه دوم، تلاش و فعاليت او براي تفسير اين كتاب مقدس بود و جنبه سوم، مبارزه خستگي ناپذير او با برداشت هاي غلط و انحرافي از قرآن توسط دشمنان و دوستان ناآگاه بود.
مجتبي مطهري فرزند شهيد مي گويد: «پدرم قرآن را با آهنگ خوش مي خواند. هر شب بعد از نماز مغرب و عشا يك يا چند سوره از قرآن را با صوتي خوش تلاوت مي كرد. »
استاد مطهري در نامه اي به يكي از فرزندانش مي نويسد:«... حتي الامكان از تلاوت روزي يك حزب قرآن كه فقط پنج دقيقه طول مي كشد، مضايقه نكن و ثوابش را هديه روح مبارك حضرت رسول اكرم(ص) بنما كه موجب بركت عمر و موفقيت است ان شاء ا....»
فرزند شهيد مي گويد: « استاد مطهري بارها مي گفت : من انس به قرآن و عبادت و ذكر و اخلاق اسلامي را از پدرم ياد گرفتم. »

احترام و احسان به والدين
خداوند نسب به احترام والدين در قرآن بسيار تأكيد كرده است. به عنوان مثال، در چهار سوره از قرآن مجيد نيكي به والدين بلا فاصله بعد از مساله توحيد قرار گرفته و اين مساله بيانگر آن است كه اسلام تا چه حد براي پدر و مادر احترام قائل است.
استاد شهيد عامل پيشرفت خود را احترام و احسان به والدين خود مي دانستند؛ چنان كه فرزند ايشان نقل مي كند: روزي پدرم به من گفت: «گاهي اوقات كه به اسرار وجودي خود و كارهايم مي انديشم، احساس مي كنم يكي از مسايلي كه باعث خير و بركت در زندگي ام شده و همواره عنايت و لطف الهي را شامل حالم كرده، احترام و نيكي فراواني بوده است كه به والدين خودم كرده ام، بويژه در دوران پيري و هنگام بيماري. علاوه بر توجه معنوي و عاطفي، تا آنجا كه توانايي ام اجازه مي داد از نظر هزينه و مخارج زندگي به آنان كمك و مساعدت كرده ام.»
و نيز مي فرمايد: پدرم نسبت به پدر بزرگوارش مرحوم آقاي « حاج شيخ محمد حسن مطهري» تواضع و احترام خاصي داشت. هرگاه ما به فريمان سفر مي كرديم، پدرم تأكيد داشت ابتدا به منزل والدين خود برود. هنگام ملاقات با آنان نيز صورت و دست مادرشان را مي بوسيد و به ما توصيه مي كرد دست آنان را ببوسيم. اگر گاهي از صحبتهاي پدر و مادرم دلتنگ مي شدم، ايشان مي فرمود: «مجتبي! انسان هيچ گاه از سخن پدر و مادرش ناراحت نمي شود. والدين هميشه خير و سعادت فرزند خود را مي خواهند.

اهتمام به عبادت
نماز پيوند مخلوق با خالق و اوج كمال انساني و ايمان به خداوندي است كه نعمات فراواني به ما عطا كرده است. قرآن كريم، نماز را مظهر ايمان دانسته و اقامه نماز را زمينه ساز اميدواري به لطف، پاداش جاويد الهي و هدايت الهي معرفي نموده است.
استاد شهيد مطهري با تأسي از رهبران الهي،علاوه بر تقيد به نماز اول وقت و تشويق ديگران به برگزاري نماز اول وقت، اهميت فوق العاده اي براي آداب نماز كه حضور قلب، خشوع و نشاط از جمله آن است، قايل بود. همسر استاد در اين باره مي گويد :
« استاد مطهري با لباس خانه نماز نمي خواند. حتي براي نماز صبح لباس مي پوشيد، عمامه بر سر مي گذاشت و خودش را براي نماز، آراسته و آماده مي كرد. اين حالت آمادگي قبل از نماز مسلما تأثير بسزايي دارد.»
مناجات و نمازهاي شب استاد مطهري حالت ويژه اي داشت. سروش نيمه شب او هنگام نماز شب اين بود كه: «نخوابيد، شيطان خوشحال مي شود.» مقام معظم رهبري مي فرمايد :
«ايشان هنگامي كه به مشهد آمدند، گاهي اوقات به منزل ما وارد مي شدند؛ البته ايشان در مشهد آشنا داشتند و جا و مكان هم داشتند، منتهي به خاطر علاقه اي كه من به ايشان داشتم و خودشان هم اين علاقه را مي دانستند، مستقيما به منزل ما مي آمدند. اتاقي كه ايشان شبها مي خوابيدند، با يك در فاصله داشت با اتاقي كه من شب مي خوابيدم. ايشان هميشه مقيد بود به خواندن قرآن نيمه شب. صداي ايشان را مي شنيدم كه در هنگام تهجد و نماز شب خواندن گريه مي كردند. البته، نماز شب خوان زياد داريم. اما نماز شب خواني كه در آن نيمه شب با آن حال اشك بريزد و گريه كند، كم داريم.»
در جاي ديگر مي فرمايند: «اين مرد نيمه شب، تهجد با آه و ناله داشت، نماز شب مي خواند و گريه مي كرد، به طوري كه صداي گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مي كرد... اتاق ايشان وضعيت خاصي داشت. يك « ا... » بود كه با نئون سبز يا اين شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب جلوه داشت و مشخص مي كرد كه استاد همان نيمه شب ها كه مشغول ذكر خدا هستند و ذهنشان هم به ياد خداست، مي خواهد از همه حواس خود نيز استفاده كند.»

رعايت بيت المال
استاد مطهري نسبت به رعايت بيت المال اهميت ويژه اي قايل بودند؛ چنانكه نقل مي كنند ايشان اتاقي در كنار اتاق شوراي دانشكده الهيات داشت. استادان دانشگاه هميشه در اتاق شورا تجمع كرده و در موارد ضروري تا بعد از ظهر آنجا مي ماندند و پس از صرف ناهار، كارشان را ادامه مي دادند. اما استاد مطهري هنگام ظهر به اتاق خود مي رفت و پس از اداي نماز، ناهار مختصري را كه از منزل مي آورد، مي خورد. استادان و مسؤولان دانشكده اصرار داشتند كه استاد به اتاق شورا بروند و از ناهار دانشكده استفاده كنند، اما استاد به آنان مي گفت: «غذاي دانشكده با من سازگار نيست.» و زماني كه من علت امتناع ايشان را پرسيدم، گفتند: «اين ناهارها حق خدمتگزاران و از بيت المال است. استادان حقوق خوبي دارند، خودشان بروند و از بازار بخرند و بخورند. اين غذا حق ضعفاست.»

توسل
توسل به اهل بيت عصمت و طهارت(ع)، يكي ديگر از ويژگيهاي حيات معنوي استاد مطهري بود. به اهل بيت(ع) عشق مي ورزيد، بلكه عشق خويش به ديگران را بر اين پايه استوار كرده بود. يكي از دوستان شهيد مطهري مي گويد: به او عرض كردم، چرا شما فوق العاده از علامه طباطبايي تجليل مي كنيد و تعبير «روحي فداه» (جانم به فدايش) را در مورد ايشان به كار مي گيريد. استاد مطهري در جواب وي مي گويد: «من فيلسوف و عارف بسيار ديده ام، ولي احترام من از ايشان به خاطر اين است كه او عاشق و دلباخته اهل بيت(ع) است. علامه طباطبايي در ماه رمضان پياده به حرم مشرف مي شد و روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه(س) افطار مي كرد، سپس به خانه مي رفت و غذا مي خورد. اين ويژگي علامه طباطبايي مرا به شدت شيفته ايشان نموده است.»

پي نوشتها:
1 - مطهر انديشه ها/ ج 1
2 - حاصل عمر
3 - فرهنگ قرآن/ هاشمي رفسنجاني
4 - طهارت روح/ حسين واعظي نژاد

  


حجة الاسلام رشاد: يكصد كرسي نظريه پردازي تا پايان سال برگزار مي شود

 

رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي از برگزاري يكصد كرسي نظريه پردازي تا پايان سال خبر داد.
به گزارش مهر، عضو هيأت حمايت از كرسي هاي نظريه پردازي، نقد و مناظره در نشست خبري ويژه «كرسي هاي نظريه پردازي» كه در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي(قم) برگزار شد، ضمن ارايه تاريخچه مختصري از تأسيس و فعاليت اين هيأت، مهمترين اهداف، اقدامات و برنامه هاي اين نهاد حامي علوم انساني و معارف ديني را تشريح نمود.
حجة الاسلام رشاد از رئوس برنامه هاي دبيرخانه هيأت در سال 1387 را برگزاري 100 كرسي نظريه پردازي، نوآوري، نقد و مناظره عنوان نمود و افزود: از اين تعداد 10 كرسي در سطح بين الملل برگزار خواهد شد.
وي، با اشاره به اينكه دبيرخانه هيأت در سال نوآوري و شكوفايي برنامه هاي گسترده اي در دستور كار خود دارد، اجراي طرح «مواجه با متفكران معارض و مرابط با متفكران همسو» با مشاركت پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، برگزاري 25 نشست توجيهي، برگزاري 5 كارگاه آموزشي و توجيهي و برگزاري دو همايش علمي در سطح ملي را از جمله اين برنامه ها عنوان كرد.
وي، حمايت از برگزاري 5 سمينار علمي در حوزه هاي علميه و دانشگاه ها، تعيين رابطان علمي در 20 كشور جهان اسلام و شناسايي و ساماندهي مجمع داوران علمي (خبرگان و صاحب نظران ممتاز داخل و خارج از كشور) را از ديگر برنامه هاي هيأت در سال جاري معرفي كرد.
حجة الاسلام علي اكبر رشاد در پايان از راه اندازي و فعال سازي خانه ملي گفتگوي آزاد و دفتر نظريه پردازان جوان (در دو بخش طلاب و دانشجويي) خبر داد.

  


«ويليام چيتيك» امروز قلب فلسفه اسلامي را بررسي مي كند

 

نشست «قلب فلسفه اسلامي: جستجوي معرفت نفس در آموزه هاي بابا افضل  كاشاني» با حضور ويليام چيتيك، امروز 10 صبح در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران برگزار مي شود.به گزارش مهر، در اين نشست ويليام چيتيك به زبان فارسي در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران سخنراني مي كند.
ويليام چيتيك،  فيلسوف و انديشمند آمريكايي به دليل اشتياق به عرفان اسلامي به ايران آمد و پس از اخذ درجه دكتري از دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه صنعتي شريف به تدريس مشغول شد.
وي در طول تحصيل، با دانشوران و اديباني چون جلال الدين همايي و استاد سيد جلال الدين آشتياني و سيد حسين نصر مأنوس گرديد. پس از تأسيس انجمن فلسفه، وي نزد هانري كربن به فراگيري عرفان و تصوف پرداخت.
ويليام چيتيك هم  اكنون در دانشگاه ايالتي نيويورك، در شهر استوني بروك، استاد گروه مطالعات تطبيقي اديان است. وي در آثار خود تلاش كرده تا قواعد سلوك در عرفان نظري و عملي را در قرآن و سنت بجويد. او معتقد است كه مقامات معنوي به دست آمده از راه كشف و شهود، با مباحث برهاني تناقض ندارد.

  


وقايع نگاري خبرنگار قدس از سفر به سرزمين آفتاب (قسمت پاياني)؛
گردش در «يوميوري» افسانه اي!

 

* آرش خليل خانه

يوميوري در عالم روزنامه نگاري آنقدر نام بزرگ و كاملي است كه شرح آشنايي و بازديد از آن مي تواند بهترين حسن ختام براي سفرنامه يك خبرنگار از سرزمين آفتاب تابان باشد.




البته گفتني هاي يك خبرنگار از سفري يك هفته اي به آن سرزمين ديدني بسيار بيشتر از مقاله اي ده قسمتي است، حتي چندين برابر آن، اما به قول معروف در ديزي باز است...! دوستان سرويس فرهنگي و جناب سردبير لطف داشته اند و بخشي از صفحه وزين فرهنگي را در اختيار حقير قرار داده اند، اصلاً سردبير محترم از اول هم فرمودند پنج- شش قسمت بنويس، حالا ما سه- چهار كوپن هم سهميه اضافه گرفتيم. لذا متعهد شديم امروز پرونده اين روايت را ببنديم و رفع زحمت كنيم.
از آنجا كه نقل يوميوري براي حسن ختام تعيين شده، از ديدار مديركل خاورميانه و آفريقاي وزارت خارجه ژاپن شروع مي كنم كه اين وزارتخانه بالاترين مسؤول مستقيم ارتباطات رسمي و اداري با ايران است و به گفته مقامات سفارت ما در توكيو، وي روابط مناسب و نگاه بسيار خوبي هم به كشور ما دارد. نام اين مديركل «اوكودا» است و پيش از اين مسؤوليت، سفير كشورش در مصر بوده و تقريباً به زبان عربي مسلط است. حتي براي نشان دادن اين مسأله چشمه اي هم براي آقاي نعيمي مديرمسؤول روزنامه الوفاق هم آمد و جمله اي را به لهجه مصري گفت كه ثابت كند خبره عربي است. آقاي نعيمي بعداً گفت؛ جريان از اين قرار است كه برخلاف ديگر اعراب كه حرف «گ» ندارند و نمي توانند آن را تلفظ كنند، مصري ها حرف «ج» ندارند و به جاي آن «گ» مي گويند و از اين نكته مي توان لهجه مصري را شناخت، مثلاً آنها «جميل» را «گميل» تلفظ مي كند. بگذريم، آقاي اوكودا مي گفت كشورش به رابطه با ايران اهميت زيادي مي دهد؛ زيرا ما تنها تأمين كننده نفت آنها هستيم (روزي 700 هزار بشكه و در برابر ين نه دلار) و البته به دليل رابطه ديرينه و فرهنگ مشترك. حالا كجاي فرهنگ ما و ژاپن مشترك است بنده نمي دانم، هرچه فكر كردم هم عقلم به جايي نرسيد، لذا با خود فرض كردم حتماً ايشان هم از ايده توسعه اي آقاي حدادعادل براي تبديل ايران به ژاپن اسلامي با خبر شده اند و احساس قرابتي با ما يافته اند.
با اين حال، وقتي علت همراهي آنها با قطعنامه هاي شوراي امنيت تحت فشار آمريكا را جويا شديم، گفتند به خاطر دوستي با شما كه نمي توانيم قطعنامه و تكليف شوراي امنيت را ناديده بگيريم و درباره آن قضاوت كنيم كه قانوني است يا نه. از شما چه پنهان كه يك شب قبل از ديدار ما با جناب اوكودا، دولت ژاپن رسماً در گزارشي به شوراي امنيت (كه از رسانه اي شدن آن ممانعت كردند) اجراي تحريمها عليه ايران را اعلام كرد.
خلاصه نگاه ها به مناقشه هسته اي ما و غرب در بيرون كمي متفاوت است، به نحوي كه اين مقام وزارت خارجه ژاپن رأي مثبت همه كشورها از جمله روسيه و چين را كه دوستان ما ناميد و البته كشورهاي اسلامي عضو در ادوار مختلف شوراي امنيت را دليل ديگري بر استحقاق اجراي تحريمها آورد. حتي ايشان به خاطر داشت كه اندونزي در آخرين قطعنامه رأي ممتنع داده است. اوكودا گفت كه ما دوست نداريم شما را تحريم كنيم (فقط از ترس آقا بزرگشان اين كار، را مي كنند) و اميدواريم شما هرچه زودتر تضمين دهيد كه فعاليتهايتان صلح آميز است؛ چون 18 سال فعاليت مخفيانه داشته ايد (ديگر چكار بايد بكنيم خدا مي داند) و البته تأكيد كردند راه حل مسأله شما مذاكره با ديگر كشورهاست (توجه كنيد به اين نكته! «ديگر كشورها» نه آژانس يا شوراي امنيت).
بنده به وي يادآور شدم كه ما تأييديه رسمي آژانس را درباره عدم انحراف فعاليتهاي هسته اي خود داريم، مداليته را هم با آژانس كامل كرده ايم و شما بخوبي مي دانيد همه ماجرا در دشمني آمريكا با ما و تلاش آنها براي تسلط بر منابع انرژي است. اما وي از اصل، ارتباط دشمني ما و آمريكا را با اين مسأله منكر شدند، البته گفت بعد از انقلاب و اشغال سفارت آمريكا در تهران شايد آنها احساس خاصي به شما دارند كه ما درك نمي كنيم و ادامه داد كه آژانس هم گذشته فعاليتهاي شما را تأييد نكرده و سؤالات زيادي باقي مانده كه آنها را مطرح كرده است (همان مسأله مطالعات ادعايي كه در پايان مداليته، البرادعي با راپورت آمريكا دبه كرد و در زمان سفر ما، اولي هاينونن معاون پادمانهاي آژانس مشغول مذاكره درباره آنها در تهران بود). ديديم الحق كه اين مديركل مصري آژانس مأموريت دودوزه بازي كردن خود را زيركانه و بي نقص اجرا كرده.
از وزارت خارجه ژاپن كه بيرون مي آمديم با خود مي گفتم اگر اين بنده خدا نگاه مثبت به ما داشت پس منفي بافي هاي دولت ژاپن چگونه است؟ جالب است بدانيد كه دولت در ژاپن از زمان حكومت جديد پس از جنگ جهاني تاكنون جز يك دوره يازده ماهه در اوايل دهه90 همواره در دست يك حزب (ليبرال دموكرات) بوده و هرگز تغيير نكرده است، تازه همان دوره كوتاه يازده ماهه اي هم كه اين حزب نتوانسته پيروز انتخابات شود، آنقدر بر آنها گران بوده كه بعد از بازگشت به قدرت از آنجا كه روزنامه ها را مقصر مي دانسته اند، بر آن مي شوند تا قانوني براي سانسور و محدوديت روزنامه ها وضع كنند كه با اعتراض و حركت جمعي و كشوري رسانه ها از اين كار باز مي مانند.
و اما از يوميوري افسانه اي بگويم كه پر تيراژترين روزنامه دنياست و سابقه انتشار آن به سال1864 ميلادي باز مي گردد.
14ميليون تيراژ روزانه آن در دو نوبت صبح و عصر در 29 چاپخانه آن هم به صورت همزمان انجام مي شود، در بيشتر شهرهاي بزرگ ژاپن به چاپ مي رسد و در برخي از آنها با ويرايش و نگارش محلي و منطقه اي تغيير چهره مي دهد، علاوه بر اين يوميوري در نقاط ديگري چون لندن، بانكوك و هنگ كنگ نيز منتشر مي شود، اما انتشار آن در آمريكا به دليل نداشتن صرفه اقتصادي متوقف شده. روزنامه چاپ عصري هم به زبان انگليسي دارد كه دومين روزنامه انگليسي به لحاظ تيراژ در اين كشور پس از ژاپن تايمز است (60 هزار نسخه) و جالب اينكه برخلاف روزنامه اصلي و به زبان ژاپني كه همه نويسندگان آن بومي هستند، يوميوري انگليسي، از هفتاد نويسنده اي كه دارد حدود 60 نفر آن خارجي هستند.
يوميوري با آنكه مدعي است ديدگاه مستقلي دارد، اما در حقيقت روزنامه اي حامي دولت و راستگراي محافظه كار است. يوميوري ها هم مثل «آساهي»ها مدعي بودند قشر روشنفكر، تحصيلكرده، استادان و دانشگاهيان، مخاطبان آنها هستند، چيزي كه نيهون كزايي ها هم تا حدي مي گفتند، حالا كدام راست مي گويند، در اين يك هفته فرصت نبود بفهميم. خبرنگاران يوميوري برخلاف ما كه اگر عجله داشته باشيم با تاكسي تلفني به خرج روزنامه دنبال خبر مي رويم، با بالگردهاي اختصاصي روزنامه به مأموريت مي روند كه البته احتمالاً براي تلويزيون يوميوري هم گزارش تهيه كنند. جالب اينكه مؤسسه يوميوري در رشد به كار خبر بسنده نكرده و در حوزه باشگاه ها، تيم و ليگهاي ورزشي، موسيقي و سالن اپرا، اركستر سمفونيك و... هم دستي در كار دارند، حالا يا ديد ما در ايران به مؤسسه فرهنگي و مطبوعاتي خيلي بسته است يا آنها تحت تأثير ديدگاه هاي مركانتيليستي از آن طرف بام دارند مي افتند. يوميوري در سال 1993، يك ميليون نسخه كمتر از آساهي تيراژ داشته و در مقام دوم بوده، اما با يك برنامه ده ساله تا سال 2004 تيراژ خود را از 10 به 14 ميليون نسخه رسانده است.
99 درصد توزيع يوميوري به مشتركان آن و در خانه ها صورت مي گيرد كه در حقيقت باور آن سخت است و بايد به آن غبطه خورد. چاپ آن در 29 چاپخانه به صورت همزمان و با سيستم پيشرفته ارسال ديجيتالي صفحات pdf و تهيه پليت انجام مي شود. شايد درك اهميت و بزرگي و سختي اين كار براي خوانندگان عادي ميسر نباشد، اما قطعاً همكاران من به عنوان اولين روزنامه چاپ همزمان ايران كه در دو نقطه از كشور چاپ مي شود، مشكلات و بزرگي آن را درك مي كنند. براي درك راحت تر معجزه آنها همين را بگويم كه وقتي از راهنما و ميزبانمان آقاي «هارانو» معاون سردبير پرسيدم آخرين مهلت خبرنگاران براي ارسال اخبار به صفحات قبل از چاپ در يوميوري چه ساعتي است، قيافه بهت زده و چشمان خيره من از پاسخي كه شنيدم، او را به خنده واداشت. پاسخ او ساعت يك و نيم صبح بود؛ يعني زماني كه چاپ روزنامه ما تمام شده و در حال توزيع است.
مقايسه كنيد با شرايط كاري در روزنامه ما كه آخرين مهلت ارسال مطالب براي چاپ به لطف واگذاري برخي بخشها مثل حروفچيني و... تا توزيع به بخش خصوصي، با يك ساعت كاهش به قبل از ساعت 19رسيده، آن هم تنها براي بخش سياسي و صفحه اول نه همه سرويسها و تازه اگر دوستان بخش خصوصي ناز كنند، ما تحريريه اي ها بايد نياز كنيم تا چاپ با تأخير مواجه نشود. تا آنجا كه پرس و جو كردم، در ژاپن رشته روزنامه نگاري در دانشگاه ها تدريس نمي شود و روزنامه ها خود خبرنگاران را تربيت مي كنند؛ مثل روش روزنامه هاي انگليس، حقوق خبرنگاران هم در يوميوري براي تازه واردها از 258 هزار ين (2ميليون 500 هزار تومان ما) شروع شده و تا بالاي 500 هزار ين مي رود و در حقيقت روزنامه نگارها از قشر پر درآمد، مرفه و مورد احترام جامعه ژاپن هستند، ضمن اينكه حرفه آنها برخلاف اينجا كه جزو مشاغل سخت و زيان آور است از كارهاي راحت، مطمئن، بي درد سر و پر طرفدار است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com