تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 22خرداد ماه 1387


منشي شركت، طراح اصلي قتل خيّر مدرسه ساز تهراني

 

گروه حوادث- مصدق: متهم اصلي قتل خير مدرسه ساز تهراني، خاله ناتني خود را به عنوان طراح و قاتل معرفي كرد.




به گزارش خبرنگار ما، اولين جلسه محاكمه يك زن و سه جوان كه نقشه قتل پيرمرد 80 ساله اي را كه در طول عمرش  32 ميليارد تومان براي ساخت مدارس در كشور كمك كرده بود، صبح ديروز در سالن اجتماعات دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد.
در ابتداي اين جلسه كه رياست آن را قاضي عزيز محمدي به عهده داشت، سيفي نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست صادره پرداخت و گفت: در اين پرونده «مجيد» 25 ساله متهم به مباشرت و ليلا (40ساله)، ناصر (26 ساله) و «حسين» (34 ساله) متهم به معاونت در قتل مرحوم «غلامرضا مرادي آذر» هستند.
نماينده مدعي العموم در ادامه گفت: ساعت دو بامداد نوزدهم آذرماه سال 85 جسد خير مدرسه سازي به نام غلامرضا مرادي آذر در دفتر كارش واقع در خيابان ايرانشهر، در حالي كه دستها و پاهايش با چسب كارتني بسته شده و در دهانش پارچه بوده و به سرش يك كيسه پلاستيكي كشيده شده بود، از سوي عوامل كلانتري 17 فلسطين كشف شد.
وي با اشاره به اينكه پزشكي قانوني علت فوت را خفگي بر اثر انسداد مجاري تنفسي و زمان آن را حداقل 24 و حداكثر  34 ساعت اعلام كرد، افزود: چهارده روز بعد و در حالي كه تحقيقات تيم جنايي به سرپرستي بازپرس حسين احمدي شاملو از شعبه يكم دادسراي جنايي براي شناسايي عاملان جنايت ادامه داشت، «ليلا» «منشي» مقتول با مراجعه به بانك ملت شعبه كندوان قصد وصول 100 ميليون تومان اوراق مشاركت را داشت كه از سوي مأموران دستگير شد.
سيفي با اشاره به اينكه متهم در تحقيقات اوليه با ارائه چند برگ اقرارنامه ادعا مي كرد، اوراق مشاركت مقتول بابت طلبي است كه وي از مرحوم دارد، اما پس از آن كه جعلي بودن اقرارنامه محرز شد، لب به اعتراف گشود و راز قتل غلامرضا را با مشاركت سه متهم ديگر پرونده برملا كرد.
نماينده دادستان افزود: بدين ترتيب «مجيد» كارمند شركت و «حسين» و ناصر دستگير و تحت بازجويي پليسي و قضايي قرار گرفتند. سيفي افزود: نتيجه تحقيقات حكايت از آن داشت كه «ليلا» نقشه قتل را طراحي و با اجير كردن سه متهم ديگر آن را اجرا كرده است.
وي در رابطه با چگونگي وقوع قتل از سوي متهمان گفت: عصر هجدهم آذرماه سه متهم مرد پرونده به بهانه تعمير آسانسور وارد شركت شدند و ليلا نيز كه از قبل به خاطر طرح مشكل خانوادگي در شركت حضور داشت، مرحوم را به بخش كارگران انتقال داد و در آن جا با اشاره «منشي» ناصر متهم رديف چهارم به پشت سر غلامرضا رفته و وي را گرفت، سپس مجيد (متهم اول) دستان و حسين متهم سوم پاهاي وي را گرفتند و او را به روي زمين خواباندند.
وي در همين رابطه اضافه كرد: سپس مجيد دستمالي را در دهان مرحوم فرو كرده و به آن چسب زده و دقايقي ديگر با كشيدن پلاستيك به سر خير مدرسه ساز، مرگ وي را رقم زده است.
نماينده دادستان با محرز دانستن جرم متهمان از سوي دادسراي جنايي گفت: با توجه به خواست اولياي دم از هيأت قضايي تقاضاي مجازات قانوني متهمان اين جنايت را دارم.
سپس دو دختر مقتول در جايگاه قرار گرفتند و با اعلام شكايت، خواستار قصاص نفس هر چهار متهم پرونده شدند.
در ادامه «گودرزي» وكيل مدافع اولياي دم به دفاع پرداخت و گفت: برخلاف كيفرخواست صادره كه فقط مجيد را به عنوان مباشر در قتل شناخته و اتهام سه متهم ديگر را معاونت اعلام كرده است، بررسيهايي كه بنده انجام داده ام نشان مي دهد كه اين قتل كار يك نفر نيست، بلكه هر چهار متهم حاضر در دادگاه در اين قتل مباشرت داشته اند، بنابراين خواستار مجازات قانوني آنها هستم.
سپس متهم اصلي پرونده پشت تريبون رفت و گفت: اتهام قتل عمد را قبول ندارم. نقشه قتل «غلامرضا» را خاله ام طراحي و اجرا كرده است.
اين جوان 25 ساله در تشريح ماجرا با اشاره به اينكه از سوي «ليلا» متهم رديف دوم پرونده فريب خورده و تمام اعترافاتش در پليس آگاهي و نزد بازپرس ناشي از فشار بوده است، در تشريح ماجرا گفت: دو ماه قبل از حادثه خاله ام به من گفت كه از غلامرضا 100 ميليون تومان طلب دارد، اما وي حاضر به پرداخت آن نيست.
متهم افزود: با پايان صحبتهاي خاله ام، از او خواستم تا اعلام شكايت كند، اما وي در جوابم گفت كه چون هيچ مدركي در اختيار ندارد تنها راه چاره قتل پيرمرد است.
«مجيد» ادامه داد: به درخواست او كه وعده 10 تا 15 ميليون تومان پول را به من داده بود، «حسين» يكي از دوستانم را متقاعد كردم كه در اجراي نقشه با ما همكاري كند و از طرف ديگر «ليلا» با ناصر كه از قبل با او آشنايي داشت، صحبت كرد و او را هم راضي به همكاري نمود.
وي در خصوص روز حادثه گفت:روز حادثه طبق نقشه ما به بهانه تعمير آسانسور به شركت رفتيم و «ليلا» كه از قبل در آن جا بود به بهانه نشان دادن قطعه اي از آسانسور غلامرضا را به بخش كارگران كشيد. در حالي كه آن قطعه را به مرحوم نشان مي داد، ناصر از پشت او را گرفت و حسين نيز با دستمال جلوي دهان وي را بست و چند دقيقه بعد همه او را رها كرديم. حسين و ناصر از اتاق خارج شدند و در همين هنگام ليلا با يك نايلون آمد و روي سر وي كشيد تا از مرگ وي اطمينان پيدا كند.
گفتني است، پس از اظهارات متهم اصلي پرونده، هيأت قضايي جلسه شور تشكيل دادند و ادامه رسيدگي به اين پرونده را به صبح چهارشنبه (امروز) موكول كردند.

  


دستگيري دكتر قلابي مدعي ارتباط با امام زمان(عج)

 

گروه حوادث- ماني قرباني: دكتر قلابي كه با تحصيلات پنجم ابتدايي خود را روانپزشك و مشاور خانواده معرفي كرده بود، به جرم كلاهبرداري دستگير شد.




متهم براي فريب طعمه هاي خود مدعي بود با امام زمان(عج) نيز در ارتباط است.
به گزارش خبرنگار ما، اواسط خردادماه سال جاري مأموران در پي اطلاعات مردمي متوجه شدند فردي در شهرك قائميه اسلامشهر با ادعاي داشتن مدرك دكتري در علم روانپزشكي خانه خود را به يك درمانگاه تبديل كرده است. مرد موردنظر به نام «رضا» همچنين مدعي بود كه با امام زمان(عج) در ارتباط است.
در ادامه، تحقيقات پليس درخصوص احراز صحت موضوع آغاز شد تا اينكه پس از چندين روز اقدامهاي اطلاعاتي و تحقيقات نامحسوس مشخص شد فرد موردنظر از مجرمان سابقه دار است و قبلاً به جرم نگهداري و فروش مواد مخدر مدت هفت سال از عمر خود را در زندان شيراز بسر برده است.با هماهنگي بازپرس پرونده زماني كه مأموران براي دستگيري نامبرده به منزلش رفتند وي با مشاهده آنها دختر بچه 2 ساله خود به نام «زهرا» را به گروگان گرفت. «رضا» مأموران را تهديد كرد چنانچه فرصت فرار به وي ندهند دختر خردسالش را خفه خواهد كرد.بي درنگ يك تيم از كارآگاهان پليس با حضور در محل و صحبت كردن با متهم دريافتند او با جوسازي و متشنج كردن اوضاع قصد فرار دارد، به همين دليل با شگردهاي پليسي و عمليات رواني وي را به آرامش دعوت كردند كه پس از نيم ساعت «رضا» دختر بچه پنج ساله اش را آزاد و خود را نيز تسليم كرد.

ادعاي دروغين ارتباط با امام زمان(عج)
متهم پس از دستگيري درخصوص تابلويي تحت عنوان «مشاوره عدالت گستر قائم» كه جلوي در ورودي منزلش نصب شده بود، اظهار داشت: با انتشار كارت ويزيت با عنوان مشاور عدالت گستر و پخش بروشورهاي مختلف تحت عنوان شفادادن بيماران از طريق گفتار درماني و ادعاي داشتن علم لدني و ارتباط مستقيم با امام زمان(عج) افراد ساده دل و زودباور را شناسايي و پس از كشاندن آنان به منزل شخصي ام با ترفند و شگردهاي فريبكارانه اقدام به كلاهبرداري از آنان مي كردم و در قبال ويزيت و مشاوره خود مبالغ هنگفتي از آنان مي گرفتم.
رئيس پليس شهرستان اسلامشهر در تشريح اعترافهاي متهم گفت: متهم همچنين درخصوص ميزان تحصيلات خود و پخش كارت ويزيت تحت عنوان متخصص روانپزشك و مشاور خانواده و استفاده از نام جعلي در اين كارتها گفت: وقتي متوجه شدم افرادي كه به منزل من مراجعه مي كنند بسيار ساده و زودباور هستند و به راحتي مي توانم از سادگي آنان سوءاستفاده كنم يكي از اتاقهاي منزلم را به درمانگاه تبديل كردم و با چاپ و توزيع كارت ويزيت تحت عنوان متخصص روانپزشك و مشاور خانواده به مرور خودم را به عنوان يك پزشك براي آنان معرفي كردم و از آنها خواستم كارتهاي ويزيت مرا بين دوستان و اقوام نزديك خودشان پخش كنند. اين در حالي بود كه تحصيلاتم تا پنجم ابتدايي است و تنها با يادگرفتن چندين اصطلاح از كتابهاي روانشناسي مشتريان خود را فريب مي دادم و در قبال ويزيت از آنان چندين برابر پزشكان متخصص پول دريافت مي كردم.
سرهنگ ميري در پايان افزود: در بازرسي از منزل متهم تعداد قابل توجهي كارت ويزيت تحت عناوين مشاوره عدالت گستر، متخصص روانپزشك و مشاور خانواده، آينده نگري با ارتباط به عالم غيب، يك عدد مهر تحت عنوان مشاوره عدالت گستر، كتابهاي مختلف روانشناسي و مذهبي، يك حلقه وافور و آلات و ادوات استعمال مواد مخدر كشف شد.

  


آدمكش اجاره اي، پول خون داد تا اعدام نشود

 

پسري كه اسير وسوسه هاي يك زن شد و شوهر او را كشت، ديروز در دادسراي جنايي تهران به اولياي دم «ديه» داد تا اعدام نشود. به گزارش ايسكانيوز، در آخرين نشست رسيدگي به اين پرونده كه در شعبه 74 دادگاه كيفري تهران به رياست قاضي «نورا... كوه كمره اي» برگزار شد ابتدا نماينده دادستان به تشريح كيفرخواست پرداخت.«آرش سيفي» اعلام كرد: «ادريس» 22 ساله و «شهرام» 18 ساله، متهمان رديف اول و دوم هستند. شواهد نشان مي دهد اين دو نفر از سوي اقدس و دخترانش (فاطمه و زهرا) اجير شدند و شوهر او (محمد) را شامگاه چهارم بهمن ماه 85 در خانه اش واقع در«خادم آباد» شهريار كشتند.
وي افزود: ضد و نقيض گويي «فاطمه» و «زهرا» در بازجوييها، سرانجام دست مادرشان را رو كرد و پرده از راز جنايت خانوادگي برداشت.نماينده دادستان ادامه داد: با توجه به تحقيق پليس، تقاضاي دادستان و همچنين نظريه پزشكي قانوني كه علت اصلي مرگ «محمد» را خفگي اعلام كرده است براي متهمان رديف اول و دوم، حكم مرگ و براي مادر و دو دخترش به اتهام معاونت در جنايت تقاضاي مجازات قانوني دارم.سپس«ادريس» رو به روي پنج قاضي ايستاد و جنايت را گردن گرفت و گفت: اين خانواده را خيلي وقت است مي شناسم و با آنها رفت و آمد داشتم. نيمه شب من و دوستم «شهرام» سركار بوديم كه «اقدس» تماس گرفت و گفت، بايد به خانه اش بروم. وقتي به آنجا رفتم «اقدس» ادعا كرد از بداخلاقي هاي شوهرش، جان به لب شده و بايد او را بكشم.
وي توضيح داد: دو ساعت با «اقدس» جر و بحث كردم تا دست از سرم بر دارد، اما گوشش بدهكار نبود. دست آخر تهديد كرد چنانچه به گفته اش عمل نكنم داد و فرياد مي كند و آبرويم را مي برد. «شهرام» جلوي در ايستاده بود و من به اتاق «محمد» رفتم. ناگهان از خواب پريد و با هم درگير شديم.
جوان تبهكار ادامه داد: «اقدس» التماس كرد كار را تمام كنم و من كه كنترلم را از دست داده بودم، دستم را دور گردن «محمد» حلقه كردم و با تمامي قدرت فشردم.
* قاضي: در اين جنايت «شهرام» هم دخالت داشت؟
** ادريس: نه او بي گناه است و از ماجرا بي خبر بود.
* قاضي: اقدس وعده چه قدر پول به تو داده بود؟
** ادريس: 10 ميليون تومان؛ اما دست آخر قرار شد يك ميليون بدهد.وي در حالي كه اشك مي ريخت «اقدس» را عامل اصلي اين جنايت ناميد و تأكيد كرد: وسوسه هاي اين زن، من و خانواده ام را به روز سياه نشاند. نوبت دفاع به «شهرام» 18 ساله كه رسيد در جايگاه ويژه قرار گرفت و خود را بيگناه خواند.اين متهم اظهار داشت: باور كنيد در اين جنايت هيچ دخالتي نداشتم. فقط جلوي در منتظر ادريس ايستادم.
سپس متهم رديف سوم (اقدس) رو به روي پنج قاضي شعبه ايستاد و افزود: «ادريس» به خاطر اختلاف حساب مالي، از شوهرم كينه به دل داشت. وقتي نيمه شب وارد اتاق «محمد» شدم ديدم «شهرام» روي پاي شوهرم نشسته و «ادريس» هم دهان او را گرفته است. من از ديدن اين صحنه شوكه شدم!
* قاضي: چرا داد و فرياد نكردي و كمك نخواستي؟
** اقدس: خيلي ترسيده بودم و جرأت سر و صدا نداشتم.
* قاضي: پيش بازپرس اعتراف كرده و گفته اي به اصرار دخترانت «ادريس» را اجير كردي تا شوهرت را بكشد. آيا حرفهايت را قبول داري؟
** اقدس: بله، از بداخلاقي هاي «محمد» به تنگ آمده بودم و چاره اي جز اين نداشتم، اما «ادريس» پيشنهاد كشتن شوهرم را داد و من قبول كردم.
نوبت به «زهرا» 18 ساله و «فاطمه» 16 ساله كه رسيد اتهامشان را نپذيرفتند و اعلام كردند در جنايت هيچ دخالتي نداشته اند.
** فاطمه: يك سال قبل وقتي ادريس و خواهرش به خانه مان آمده بودند، پيشنهاد كشتن پدرم مطرح شد و اين پسر هم با وعده پول، قبول كرد. باور كنيد من و خواهرم در اين جنايت هيچ نقشي نداشتيم و وقتي به اتاق رفتيم كه پدرم مرده بود.
در پايان دفاع دو خواهر، قاضي كوه كمره اي و چهار مستشار وارد شور شدند و با توجه به مدارك موجود براي «ادريس» حكم اعدام صادر كردند. «اقدس» نيز به 10 سال، شهرام به 5 سال و«زهرا» و «فاطمه» هر كدام به 3 سال زندان محكوم شدند. احكام صادره در شعبه 27 ديوان عالي كشور تأييد شد و ضرباهنگ مرگ «ادريس» به صدا در آمد.
در همين حال تلاش قاضي «عصمت ا... جابري» رئيس دايره اجراي احكام دادسراي ناحيه 27 و همكارانش در واحد صلح و سازش نتيجه داد و اولياي دم با دريافت ديه از خونخواهي گذشت كردند.

  


راز قتل مرد ميانسال با اعترافهاي جوان 18 ساله فاش شد

 

گروه حوادث: راز قتل مرد ميانسال پس از يك سال با اعترافهاي جوان 18 ساله فاش شد.




به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مردي با مراجعه به كلانتري بخش طالقان تهران با طرح شكايتي گفت: برادر  40 ساله ام به نام «قلندر» حدود يك سال قبل به طرز مشكوكي ناپديد شد. ابتدا تصور كرديم به دبي رفته است و به اين دليل از طرح شكايت منصرف شديم، اما يك هفته قبل از طريق يكي از دوستانم متوجه شدم «قلندر» از سوي جوان 18 ساله اي به نام «رمضان» به قتل رسيده است.
با طرح اين شكايت تحقيقات پليس آغاز و پس از چند روز تجسس متهم در يكي از روستاهاي لواسان دستگير شد.
جوان 18 ساله در ابتدا منكر اتهام قتل شد، اما در جريان بازجوييهاي پليسي لب به اعتراف گشود و گفت: سال گذشته به عنوان كارگر در باغي مشغول به كار شدم. در آنجا با «قلندر» آشنا شدم. يك شب «قلندر» به محل كارم آمد و قصد آزارم را داشت كه در دفاع از خودم ضربه اي به سينه اش زدم. او روي زمين افتاد و جان سپرد. سپس جسدش را داخل يكي گوني گذاشته و در باغ دفن كردم.
در ادامه با راهنمايي متهم جسد مقتول كشف و با دستور بازپرس جنايي به پزشكي قانوني منتقل شد.

  


پژو 405 در پاركينگ عمومي آتش گرفت

 

گروه حوادث: موتور يك دستگاه خودرو پژو 405 كه در پاركينگ متوقف بود، به دليل نامعلومي دچار آتش سوزي شد.
روز گذشته مأموران پليس شهرستان سبزوار از وقوع يك فقره آتش سوزي خودرو در يكي از پاركينگهاي اين شهرستان مطلع شده و براي بررسي موضوع پرونده را تحت بررسي قرار دادند.
اين گزارش حاكي است، تحقيقات مأموران پليس نشان مي داد، موتور اين خودرو پژو 405 كه در اين پاركينگ متوقف بوده به دليل نامعلومي دچار آتش سوزي شده و به صورت جدي خسارت ديده است.

  


كبوتر مرگ بر شانه هاي جوان 18 ساله

 

گروه حوادث: جواني كه براي گرفتن يك طوق كبوتر به بالاي ترانس برق رفته بود دچار برق گرفتگي شده و جان خود را از دست داد.
در ساعات اوليه بامداد دوشنبه گذشته، امير 18 ساله در نيشابور براي گرفتن كبوتري كه بالاي ترانس برق نشسته بود از اين ترانس بالا رفت تا آن را به دام اندازد.
بر پايه اين خبر هنوز لحظاتي از رفتن امير به بالاي ترانس نگذشته بود كه ناگهان صداي مهيبي اهالي محل را به خيابان كشاند.امير كه به بالاي ترانس برق رسيده بود بر اثر بي احتياطي دچار برق گرفتگي شد و كبوتر مرگ بر شانه هاي اين جوان 18 ساله نشست.
اين گزارش حاكي است با وجود تلاشهاي صورت گرفته توسط عوامل اورژانس، اين جوان فرصت دوباره براي زندگي نيافت و جان سپرد.
پايگاه اطلاع رساني پليس خراسان رضوي اعلام كرد: جسد امير براي سير مراحل قانوني و تحويل به خانواده داغدارش، به پزشكي قانوني انتقال يافت.

  


دستگيري قاتل فراري   پس از  24 ساعت فرار

 

جوان23  ساله اي كه مرد 24 ساله را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود پس از  24 ساعت فرار دستگير شد.
به گزارش فارس، عصر  19 خردادماه جاري مأموران كلانتري 159 بي سيم از وقوع يك فقره درگيري و نزاع منجر به ضرب و جرح باخبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه دريافتند دو جوان  23 و  24 ساله  بر سر مسائل نامشخصي با يكديگر درگير شدند كه در اين درگيري جوان 24 ساله از ناحيه قفسه سينه مجروح شد ه، اما قبل از رسيدن به بيمارستان بر اثر شدت جراحتهاي وارده جان سپرده است.
بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران بزرگ درخصوص اين پرونده گفت: با بررسي بيشتر مشخص شد مقتول به نام «احمد» و قاتل به نام «عباس» زماني كه درون بوستان نشسته بودند ، با يكديگر بحث و جدل كرده و سپس  درگير شده اند كه در اين درگيري «احمد» مجروح و به قتل رسيده است.
اصغرزاده ادامه داد: «عباس» پس از ارتكاب قتل از صحنه متواري شد،  اما ساعتي پس از اين ماجرا پدر وي زماني كه قصد رساندن پول به «عباس» را داشت، دستگير شد تا اينكه خود «عباس» روز گذشته  خود را به مأموران كلانتري 113 بازار معرفي كرده  و به ارتكاب قتل اعتراف كرد.
اصغرزاده افزود: «عباس» مدعي شد زماني كه با دوستانش در بوستان مشغول تفريح بوده است با «احمد» درگير شده و پس از آنكه با دست خالي جلوي ضربات چاقوي «احمد» و دوستانش مي ايستد در يك فرصت با چاقوي خود «احمد» وي را مجروح كرده است.
اصغرزاده گفت: تحقيقات درخصوص زواياي پنهان پرونده ادامه دارد.

  


حوادث جهان

 

دختر چهار ساله به خودش شليك كرد




اسكاينيوز : يك دختر بچه چهار ساله در كاروليناي جنوبي پس از برداشتن اسلحه اي از كيف دستي مادر بزرگش به سينه خودش شليك كرد.
اين دختر كه به همراه مادر بزرگش به يك فروشگاه رفته بود در حالي كه سوار بر چرخ دستي فروشگاه بود، اسلحه را در كيف مادربزرگش ديد. پس از اين حادثه كاركنان فروشگاه بلافاصله به كمك آنها آمدند و نوه مجروح را به بيمارستان منتقل كردند.شرايط اين كودك بحراني بود، اما پس از انجام عمل جراحي وضعيتش رو به بهبود است.
سخنگوي پليس در اين باره گفت: مادر بزرگ اين كودك اجازه حمل سلاح را داشته است.

زن هندي براي رفتن به بهشت ميهماني مي دهد
رويترز: زن 80 ساله ثروتمند هندي براي گشودن درهاي بهشت بر روي خودش هزاران دلار صرف برگزاري جشن و ميهماني براي صد هزار نفر كرده است.
اين پيرزن كه هيچ خانواده و خويشاوندي ندارد، به تمام ساكنان روستاهاي اطراف محل زندگي اش و همچنين شهرهاي نزديك ناهار داده است.وي اين اقدامات را به اين دليل انجام مي دهد كه وارثي براي اموال و دارايي اش ندارد.«آجاي كومار» وكيل اين پيرزن گفت: وي معتقد است اكنون مي تواند با آرامش به آخرين سفر زندگي اش برود.

سارق،يك و نيم ميليون يورو را دفن كرد




رويترز: يك كارمند بانك در بلگراد پس از سرقت يك و نيم ميليون يورو در يادداشتي براي مديران بانك نامه اي نوشت.
وي در اين نامه آورده است: من مبلغ سرقتي را در پاركي دفن كرده ام و اكنون در يك رستوران منتظرم تا پليس دستگيرم كند.
به نوشته روزنامه ها «الكساندر اسپاسيك» اين مقدار پول را در كيف دستي اش گذاشته و از بانك خارج كرده بود.
وي همچنين در يادداشتش نوشته بود: رئيس! متأسفم. من مجبور به انجام اين كار بودم.پليس توانست اسكناسهاي سرقتي را در پاركي در نزديكي بانك بيابد و سپس «اسپاسيك» را در رستوراني در همان حوالي دستگير كند.
«اسپاسيك» پس از ديدن نيروهاي پليس گفت: چقدر بايد اينجا منتظرتان مي ماندم؟پليس اعلام كرد: هنوز انگيزه وي از اين سرقت مشخص نشده است.

محموله بزرگ كوكائين به مقصد نرسيد
خبرگزاري فرانسه: پليس اسلووني يك محموله بزرگ كوكائين را در اين كشور كشف و ضبط كرد.
در پي عمليات مشترك پليس اسلووني و هلند، محموله بزرگي از كوكائين كه ارزش آن بيش از پنج ميليون يورو برآورد مي شود، كشف شد.
يكي از مسؤولان پليس كرواسي در اين خصوص گفت: اين محموله حاوي كوكائين و مايع ناشناخته ديگري بود كه آزمايشهاي مربوطه براي تشخيص آن در دست انجام است.
اين محموله در مجموع 380 كيلوگرم وزن داشت و از كلمبو به اسلووني انتقال يافته و قرار بود به كرواسي قاچاق شود.

افسر انگليسي حين تمرين تيراندازي كشته شد
بي بي سي: يك افسر پليس انگليس در شهر منچستر به ضرب گلوله كشته شد.
اين افسر پليس حين تمرين و مانور نيروهاي پليس و همكارانش به دليل اصابت گلوله از ناحيه قفسه سينه مجروح شد.افسر مجروح به سرعت به بيمارستان انتقال يافت، اما در نهايت بر اثر خونريزي شديد جان باخت.
مقامات پليس منچستر با تأييد خبر مرگ اين پليس اعلام كردند: اين تمرين در يك كارخانه متروكه انجام مي شد.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران 588 پنج شنبه 23 محرم 1283  ه- ق برابر با 1244 ه- ش
در ماه گذشته باد شديدي در رشت برخاسته است و بعد از آن تگرگي به بزرگي تخم كبوتر از آسمان نازل گشته است كه بر آجرهاي هر بامي كه مي افتاده، آنها را مي شكسته است و بعد از آن باران شديدي آمده است. زن چوپاني كه گوسفندان خود را جهت چرا به بيرون شهر برده بوده، نتوانسته پناهي براي خود بجويد چند تگرگ بر سر او خورده و به خاطر بزرگي تگرگها هلاك گشته است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com