|
* ذكر قبولي اندر دانشگاه آزاد اسلامي در غربت، وصف سلف و خوابگاه ، شنيدن خطابه رئيس و بقيه قضايا!
فاضل تركمن
فصلي خواهم نبشت بي طول و عرض و شمه اي بيش ياد نخواهم كرد از قبولي خود اندر دانشگاه آزاد اسلامي اندر شهر غربت كه ترك آن موجب بي سواتي است و ثبت نام اندرش موجب قرض پدر و آه و ناله هاي مادر كه الهي اندر قلعه كوهتيز گرفتار مي آمدي، چون هيچ عرضه نداشتي كه اندر دانشگاه دولتي اندر شهر تهران مقبول آيي، پس همانا تو را سزد كه شبها سخت كار كني و روز ها سر خواندن بگيري تا مگر بر عقوبت خوردن و خوابيدن واقف گردي !
و چون آه و ناله هاي مادر به سر آمد، پوششي بر تن كردم، سخت نيكو چنانكه چشم همگان به بيرون اندر آيد و سخت شيفته جمال و كمال اينجانب گردند. و هم دراين مدت دانشجويان مسرع رسيدند از بالاي شهر و پايين شهر و كساني نيز چون من از وسط شهر، چنانكه نقل كرده اند: ( خير الامور اوسطها ) و من نيز سخت قوي دل شدم به آموختن و سخت دوري كردم از نشاط و لهو و لعب كه دانشگاه را جاي درس خواندن باشد و ديگر به هيچ كار نايد!
و روزها رفت و من از دانشگاه هر روز بيشتر از ديروز خوشم آمد، علي الخصوص از سلف و در اين باب شعري سروده ام سخت نيكو به مدد خواجه فريدون مشيري ( رحمه ا... عليه):
بوي قيمه، بوي قورمه، بوي آش
بوي گند ميزهاي ريخت و پاش !
نرم نرمك مي رسد وقت ناهار
خسته ام از روزگار !
نيست اين جا جاي عشوه، جاي ناز
كوفت كن هر زهرماري مي دهند
گرچه باشد لقمه ناني با پياز !
آي غذا و آي غذا و آي غذا
خوش به حال آشپزا !
و حال كه اندر باب سلف سخن راندم، شما را اندر باب خوابگاه اندر شهر غربت و سالهاي دور از خانه و علي الخصوص اندر باب گربه هاي خوابگاه به فيض رسانم . چنانچه در اين باره سروده ام:
گربه ها هم گربه هاي خوابگاه !
مثل بنده ساده اند و سر به راه !
منتها گاهي فضولي مي كنند !
كارهاي زشت و غولي مي كنند !
يعني مثل يك هيولاي بزرگ
عينهو شير درنده يا كه گرگ ؛
روي تخت بنده جا خوش مي كنند
شرم را كلاً فراموش مي كنند !
تا كه دست گربه ها رو مي شود
همهمه، غوغا، هياهو مي شود
گربه ها پيش و من و تو، پشت سر
با كلنگ و تيشه و تيغ و تبر
گربه ها را پاك داغان مي كنيم
مثل رنگ يك بادمجان مي كنيم !
ما به دانشگاه عادت كرده ايم
گربه ها را نيز خط خط كرده ايم!
و در لغتنامه علي اصغر كدخدا، خوابگاه را معناي محلي براي آسايش و خواب و خوراك دانشجويان به ضميمه رعايت شؤون اخلاقي، عقلاني و امثالهم باشد و اين بدان معناست كه دانشجو نسزد كه خوابگاه را با خانه خاله اش اشتباه گيرد و در واقع نسزد كه هيچ عملي اندر خوابگاه انجام دهد جز تعلم. باشد كه مشروط و رفوزه نگردد و يك وري اندر داخل كوزه نيفتد .انشاء ا... تعالي .
و ديگر روز رئيس دانشكده ما را بار داد تا بر آن شويم كه نشريه اي به پا كنيم چنانكه بر قاعده راست رود و دانشجويان را نصيحتي كند كه اي برادران صواب آن است كه سر اندر لاك خويشتن بنهيد و هيچ عاشق نگرديد و دراين باب چه نيك شعري مرا ياد آمد از مردي فاضل، محتشم و اديب، خواجه سعيد نوري (رضوان ا...تعالي):
عشق يه چيزي مثل كشك و دوغه
تموم زندگي پر از دروغه
هيچ كسي، هيچ كسي رو دوست نداره
دوستت دارم، عاشقتم، شعاره !
و چون اين خطبه رئيس شنيدم، واجب نمي بينم انشا كردن فصلي ديگر را مباد كه منجر به بركناري از دبيري نشريه و مشروط شدن و صاحب ستاره گشتن و باقي قضايا شود و از قديم گفته اند العاقل يكمي الاشاره!
و بدانيد كه من را اندر باب دانشگاه سخن با شما بسيار است ؛ لكن چون سخن مختصر و مفيد بر دل نشيند و هيچ كس حال و حوصله گوش دادن بر وراجي ها را ندارد، لب فرو بندم و ختم سخن كنم . باشد كه اندر باب دانشگاه از فيوضات بنده فيض كافي و وافي را برده باشيد؛ انشاء ا... تعالي. |